از همسر نوح نبی چه می دانید؟

منبع
زندگي آنلاين
بروزرسانی
از همسر نوح نبی چه می دانید؟
زندگي آنلاين/ نوح از معدود پيامبراني است که در قران سوره اي به نام خود دارد. ماجراي دعوت او علاوه بر سوره همنام او در مواضع ديگري از قران ذکر شده است. با اين حال در خصوص همسر او فقط در يک جاي قران مطالبي آمده است. به تصريح قران، نوح به مدت 950 سال به تبليغ و راهنمايي مردم سرزمين خود پرداخت. (عنکبوت، 14) با اين حال تعداد انگشت شماري دعوت وي را پذيرفتند. نوح مردم را بخاطر اعراض از پذيرش دعوت حق و تمايل به پرستش بت‌‌هاي دست ساز سرزنش مي‌نمود باتوجه به طولاني بودن عمر نوح بعيد است که زندگي نزديک به هزارساله وي با يک همسر سپري شده باشد. اما هر چه که باشد، شخصي که در قران و کتاب مقدس يهوديان به عنوان همسر نوح ياد شده است احتمالاً آخرين همسر وي و يا همسري بوده است که در زمان طوفان در خانه نوح مي‌‌زيسته است. در منابع ديني اسامي مختلفي همچون «واغله »، «نامَه»، «غائله» يا «والعه» براي وي عنوان شده است. همسر نوح اگرچه زن پاکدامني بود ولي يک عادت ناپسند داشت که به همان سبب نيز قرآن مجيد او را ملامت کرده است. وي اسرار خانه همسرش را به خارج مي‌‌برد و از همسر خويش نزد ديگران بدگويي مي‌‌کرد. نوح با همه دانش ومهارتي که در امر تبليغ به دست آورده بود نتوانست نظر همسر خويش را به پرستش خداي يگانه جلب نمايد. اين انديشه که پيامبري سخت کوش همچون نوح که بيشترين سابقه تبليغ دين الهي را در پرونده خود دارد از داشتن همسري مهربان که پشتوانه روحي او باشد بي‌بهره بود. آري، همسر همراه و همراز، نعمتي است بزرگ که همگان از داشتن آن بهره مند نيستند. همسر نوح بيش از اين که همراه همدل و پشتيبان او در اين دعوت الهي باشد نيروي نفوذي دشمنان خدا در خانه آن پيامبر بود و اطلاعات افراد تازه مومن را در اختيار دشمنان نوح قرار مي‌‌داد. او به جاي پاسداشت احترام همسر خود، در غياب وي ديگران را از پذيرش دعوت وي باز مي‌‌داشت و مي‌‌گفت: نوح پير شده و قدرت تعقل و انديشه ورزي خويش را از دست داده است! گوش به او ندهيد که عقل درستي ندارد! بعيد نيست تمسخر و ديوانه خوانده شدن نوح توسط قومش که در قران ذکر شده است (قمر، 9) ناشي از سخنان همسرش بوده باشد. قران مجيد از همسر نوح با عنوان خائن ياد کرده است. علت اين نامگذاري نيز تا حدودي روشن است. همسر انسان محرم ترين شخص به اسرار و رازهاي يک مرد است. آن هم مردي که يک تنه در برابر قومي لجوج سال‌‌هاي طولاني عمر خويش را صرف کرده است. بديهي است مرد يا زني که در بحبوحه خطر و محاصره حوادث همسر خويش را تن‌ها گذارد شايسته عنوان بي وفايي است اما اگر علاوه بر اين، از حس اعتمادهمسر خويش سوء استفاده کند و رازهاي مگو و نقاط ضعف همسر خويش را در اختيار بيگانگان قرار دهد تا راه آزار و اذيت ايشان را هموار سازد، مستحق عنوان خائن است. شرک اعتقادي و رفتار خيانت بار همسر نوح به قدري بد و ناپسند است که قران از وي به عنوان الگوي انسان‌‌هاي ناسپاس و کافر ياد ميکند: خدا براى کسانى که کفر ورزيده‏اند، آن نوح و آن لوط را مَثَل آورده [که‏] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت کردند، و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و گفته شد: «با داخل شوندگان داخل آتش شويد.» (10) نکته مهمي که قران به آن توجه مي‌‌دهد آن است که نسبت زوجيتي که همسر نوح با اين پيامبر خدا داشت هيچ کمکي به وي نخواهد کرد. در دستگاه قضاوت الهي پاداش و مجازات افراد بر حسب عملکرد آنان خواهد بود نه رابطه‌هاي نسبي و سببي. در همين رابطه حديث زيبايي از پيامبر اسلام (ص) نقل شده است که طي آن، در يکي از جلساتي که اصحاب پيامبر با ايشان داشتند سخن از حسب ونسب افراد به ميان آمد و گروهي از اعضاي جلسه شروع به تفاخر به وقبيله و نسب فاميلي خويش نمودند. در اين هنگام رسول خدا (ص) فرمود: «اي قريشيان، افتخار هر انساني دين اوست، مردانگي به اخلاق آدمي است و اصالت هر کس به عقل اوست. خداوند مي‌‌فرمايد ما شما را از يک زن مرد آفريديم و شما را به انشعابات و قبيله‌‌هاي مختلفي تقسيم کرديم تا يکديگر را باز شناسيد و بدانيد که بزرگوارترين شما نزد خدا با تقواترين شما است» سخن پيامبر اکرم (ص) و آيه شريفه اي که به آن اشاره فرمود به خوبي ملاک امتياز خداوند به بندگان را مشخص مي‌‌کند. بنابراين، نسبت فاميلي با اولياء خدا باعث هيچ برتري نسبت به انسان‌‌هاي ديگر نمي باشد. هر انساني بر اساس توانايي و ظرفيت و استعداد خود بايد در مسير بندگي خدا گام بردارد. تکيه بر حسب ونسب هيچ گره‌اي از وضعيت فرد نزد خداوند باز نمي‌کند. اين که ملاک قضاوت و برخورد نظام الهي کائنات مبتني بر باور و رفتار انسان است نه حسب ونسب او، چيزي نبود که از ديد پيامبري همچون نوح (ع) مخفي مانده باشد. او خود هنگام مناجات با خدا بخشش آن دسته از اهل منزل که در جرگه ايمان هستند را خواستار مي‌‌شد نه همه منسوبين به خود را: خدايا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که ايمان بياورد و به خانه من در آيد و مردان و زنان با ايمان را بيامرز و ستمگران را از روي زمين برانداز (سوره نوح: آيه 28) خداوند نيز به نوح فرمود که وعده نجات او شامل افرادي از خاندان او خواهد بود که به دعوت الهي وي پاسخ مثبت داده باشند. و او حق ندارد در مورد ديگر منسوبين به خود که به وي ايمان نياورده اند نزد خدا وساطت نمايد (مومنون، 27) همسر نوح، همانند همه منسوبان به اولياء خدا، از نسبت فاميلي خويش هيچ بهره‌اي نبرد. بنا به نقل برخي از مفسران، وي به همراه پسرش، که دعوت پدر را نپذيرفته بود، از ورود به کشتي بازماندند و در طوفان غرق شدند . علاوه بر اين، به فرموده قران، وي در جهان آخرت نيز به سبب ناسپاسي و حق پوشي (کفر)، محکوم به ورود در آتش خواهد بود. (تحريم، 10) ماجراي همسر نوح تذکري است جدي به همه انسان‌‌ها که بدانند، در بارگاه الهي صرفاً بر اساس عملکرد ونيات باطني‌شان قضاوت خواهند شد نه ارتباطات و نسبت‌‌هاي قومي، ملي يا سرزميني. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد