وقتی نه قهر کردن بلدیم نه آشتی کردن!

منبع
خراسان
بروزرسانی
وقتی نه قهر کردن بلدیم نه آشتی کردن!
خراسان/ آسيب هاي بلد نبودن روش قهر کردن قطع رابطه عاطفي واقعا سخت است چون شامل دادن يا گرفتن خبر بدي است که عميق ترين نقطه ضعف آدم ها به حساب مي آيد: «ترس از اين که ديگران نمي توانند دوست مان داشته باشند!». متاسفانه بيشتر ما روش قهر کردن را بلد نيستيم و به همين دليل نه فقط نمي توانيم ناراحتي قطع رابطه را به حداقل برسانيم بلکه با رفتارهاي اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت مي کنيم و خودمان هم وارد وضعيتي مي شويم که نمي توانيم رفتارهاي مان را نقد کنيم چراکه حق را به خودمان مي دهيم و در اصطلاح «حق به جانب» رفتار مي کنيم. در نابلدي زوج ها درخصوص رفتار قهر کردن همين بس که بسياري از زنان و مردان وقتي عصباني يا خشمگين مي شوند، با صداي بلند فرياد مي کشند، ناسزا مي گويند و حرف هاي نامناسب مي زنند، ديگري را قضاوت و تحقير مي کنند و بي لياقت جلوه مي دهند. در نهايت نيز طرف مقابل را ترک مي کنند و او را با حجمي از احساس بي لياقتي تنها مي گذارند. طبيعي است که ماندن با چنين احساساتي بدون حل درست آن ها زوجين را تا حد تنفر از تمام زن ها و مردهاي اطراف شان مي کشاند. اتفاقي که براي مردي که ماجرايش را در ابتداي مطلب خوانديد هم افتاده بود. داستان من خوبم و تو خوب نيستي! عده اي از افراد بعد از هر ناراحتي و عصبانيت، طرف مقابل را قضاوت و قهر مي کنند و بعضا خانه را ترک مي کنند تا ثابت کنند من همان آدمِ خوب داستان هستم چون کاري نمي کنم و گناهي مرتکب نمي شوم اما کسي که اين وسط ظالم است و با اشتباهاتش رابطه را به سردي و جدايي مي کشاند، تو هستي! همان داستان هميشگي من خوب هستم و تو خوب نيستي که در زندگي مشترک، دلسردي عجيبي را به بار مي آورد به خصوص اگر طرف مقابل مان مرد يا زني باشد که در پاسخ به اهانت و تحقير و توهين ديگري، سکوت اختيار کند و در انديشه حفظ حرمت ها باشد. اين ها افرادي هستند که تصور مي کنند بهترين راهکار براي تسلط روي افراد، اين است که آن ها را با قهر کردن تحت کنترل درآورند تا با فشاري که به شريک زندگي شان وارد مي کنند او را مجبور کنند که به خواسته ها و انتظارات شان جامه عمل بپوشاند. شيوه برخوردي که خودخواهانه به نظر مي رسد چراکه به اين ترتيب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل سلب مي کنند. 5 نکته درباره قهر قهر کردن نوعي واکنش اعتراضي است براي افرادي که نمي توانند با روش هاي درست، دلخوري شان را نشان دهند. از آن جايي که چنين رفتاري در بين زوج ها رايج و گاهي اجتناب ناپذير است بسيار مهم است که زوج ها مهارت قهر کردن را بلد باشند. به راهکارهايي که در ادامه اشاره مي شود، عمل کنيد.
ابتدا نگاهي به نوع شخصيت تان بيندازيد: 
روان شناسان معتقدند قهر کردن محصول خشم افراد درون گرا، کم جرئت، ضعيف، کمرو و خجالتي، کم حرف، تودار و مرموز، پرتوقع و ناتوان در ابراز احساسات و عواطف است. پس چنان چه در تمام بگو مگوهاي زناشويي اولين راهکار براي رويارويي با مشکل، قهر کردن است بايد دست به اصلاحي جدي در شخصيت تان بزنيد.
بازي «سرزنش» راه نيندازيد:
 درباره «آلزايمران عاطفي» چيزي شنيده ايد؟ عده اي از زوج ها يادشان مي رود که فرد مقابل، همسرشان است! چشم هاي شان را مي بندند و وقتي شروع به بيان دلخوري هاي شان مي کنند، متوجه هيچ چيز نمي شوند. اين افراد فقط دوست دارند همسرشان را سرزنش و با حجمي از عذاب وجدان رها کنند چراکه نمي خواهند مسئوليت مشکل پيش آمده را به عهده بگيرند و سعي مي کنند تمام تقصيرات را به گردن ديگري بيندازند. در اوج درگيري وقتي حرفي براي گفتن پيدا نمي کنند به نقطه ضعف هاي طرف مقابل متوسل مي شوند و وقتي تمام حال خراب شان را روي ديگري خالي کردند، او را ترک و رها مي کنند. اين موضوع باعث مي شود همسرشان سه بار ضربه بخورد؛ يک بار به خاطر دعوا، بار ديگر به علت يادآوري موضوعي که نبايد مطرح مي شد و بار سوم نيز به اين دليل که با حجم تحقيري که تحمل کرده اند، تنها مانده اند و نمي دانند چگونه به حل آن بپردازند.
به جاي قهر کردن يا ترک منزل سکوت را انتخاب کنيم:
 گاهي سکوت مي تواند کمک کننده باشد ولي نبايد آن را با «قهرهاي طولاني» مدت اشتباه گرفت. در روش سکوت که راهکاري موقت است، فرد بايد به طرف مقابل توضيح دهد که: «با توجه به شرايطي که بين ما دو نفر ايجاد شده و ناشي از هيجان است، به فضا و زماني براي فکر کردن و تصميم گيري بهتر نياز داريم تا ادامه بحث، شرايط مان را بدتر نکند بنابراين ترجيح مي دهم در اين باره فعلا سکوت کنم.»
براي سکوت تان بازه زماني شفاف تعيين کنيد: 
از کاربرد جملاتي چون «فعلا ترجيح مي دهم سکوت کنم چون حوصله بحث کردن ندارم»، «فعلا سکوت مي کنم تا تو به اشتباهاتت پي ببري» و امثال آن امتناع کنيد. روش صحيح آن است که بگوييد: «من ترجيح مي دهم از الان تا فردا يا يکي دو روز آينده درباره اين مسئله سکوت کنم. بعد حتما راجع به اين موضوع صحبت خواهيم کرد».
قهر را به لجبازي نکشانيم: 
قهر کردن معمولا با لجبازي تکميل مي شود و در اغلب موارد هدف از لجبازي اين است که فردي که قهر کرده، قصد دارد با اين عمل خود، پيام «تو همچنان مقصري» را به ديگري انتقال دهد تا خودش به اهدافش نزديک تر شود. بعد از گذشت زمان اندکي از قهر، دست از لجبازي و بزرگ نمايي رفتار و ويژگي هاي منفي طرف مقابل برداريم و به او شانس گفت و گو و فرصت حل مسئله بدهيم چراکه لجبازي بعد از قهر کردن و کش دادن آن به طور قطع، رابطه را با سرعت غيرقابل تصوري به سمت جدايي مي کشاند. 3 توصيه براي آشتي اصولي بعد از يک قهر کوتاه يا طولاني، معمولا هر دو طرف تمايل زيادي براي بازگشت به يکديگر دارند اما از آن جايي که دلخوري ها هنوز حل نشده اند و دو طرف يکديگر را در وقوع اين اتفاق مقصر مي دانند در نتيجه روند آشتي کردن کمي سخت مي شود. راهکارهايي که در ادامه مطرح مي شود، به شما در خصوص اين موضوع کمک مي کند.
قبل از آشتي، کمي فکر کنيد: 
نگذاريد ساعات قهر بودن تان طولاني شود ولي آن قدر سريع آشتي نکنيدکه هنوز هيجان و ناراحتي تان از دعوا و کشمکش ها از بين نرفته باشد. کمي صبر کنيد تا از لحاظ روحي آمادگي آشتي پيدا کنيد و آرام شويد وگرنه ممکن است دوباره آتش زير خاکستر باد بخورد و افروخته شود. با خودتان کمي خلوت کنيد و به موضوع دعواي تان فکر کنيد.
تقصيرات خودتان را هم بپذيريد: 
هميشه اين نکته بايد در ذهن مان باشد که عامل به وجود آمدن يک مشکل، يک نفر نيست و همواره دو نفر در بروز مشکل نقش دارند. ببينيد که واقعا چرا طرف مقابل تان شما را به نشانه قهر ترک کرده است؟ آيا او خودش محدوديت هايي نداشته که باعث آن رفتار شده است؟ ممکن نيست که در روز يا روزهايي که شما را رنجانده است، از چيزي ناراحت بوده باشد؟ احتمال ندارد که شما رفتاري کرده باشيد که چيز تلخي را برايش زنده کرده باشد. همه ما روزهايي داريم که تحت فشار رواني هستيم. منصفانه تر است که بررسي کنيم همه انسان ها خوبي هايي هم دارند که باعث شده ما مدت ها در کنارشان احساس راحتي کنيم. بررسي منصفانه ايرادهاي خودتان قدم اول براي آشتي صحيح است.
به دنبال مقصر نباشيد: 
هر فردي بايد مسئوليت هاي خود را بپذيرد. زوج موفق زوجي هستند که در مواقع بروز مشکلات، هر کدام به صراحت اعلام مي کند که «من هم در وقوع اين اتفاق مسئول هستم». بعد از اين که افراد تکليف خود را در بروز بحران مشخص کردند، هر کدام از همسران که شجاعت بيشتري داشته باشد، قدم اول را در جهت حل مشکلات برمي دارد و زندگي مشترک را از بحران خارج مي کند. تحليل حوادث مليحه شهرستاني| کارشناس ارشد روان شناسي باليني در زندگي مشترک، زن و مرد گاهي در موقعيت هايي قرار مي گيرند که شرايط مطابق ميل شان نيست و هر حرفي را به مثابه توهين برداشت مي کنند و همين موضوع باعث قهر و دعواهايي بين آن ها مي شود. دعوا و قهرهايي که اگر به درستي مديريت نشود، توانايي تبديل شدن به يک بحران را دارد. نمونه آن، همين ماجرايي است که چند روز پيش در تهران اتفاق افتاد و به بهانه آن مي خواهيم بيشتر درباره يک قهر و آشتي اصولي با شما مخاطبان گرامي صحبت کنيم. ماجرا چه بود؟ چند روز پيش بود که به کارآگاهان پليس آگاهي تهران خبر رسيد که مردي سوار بر موتورسيکلت، تقريبا 15 زن و دختر را با ضربه درفش از پشت سر هدف قرار داده و گريخته است. بعد از دستگيري، متهم در اولين بازجويي ها به جرمش اعتراف و در شرح ماجرا بيان کرد: «شغل من تأسيساتي است. چهار سال قبل ازدواج کردم و صاحب پسري سه ساله هستم. مدتي بعد از ازدواج با همسرم اختلاف پيدا کردم. در اين مدت بارها با هم مشاجره داشتيم تا اين که او خانه را به حالت قهر ترک کرد. بعد از آن بود که کينه زنان را به دل گرفتم و از آن ها متنفر شدم و تصميم گرفتم تا از زنان انتقام بگيرم. شيء نوک تيزي که در خانه داشتم برداشتم و سوار موتور شدم و شروع به پرسه زني در خيابان ها کردم. در محل هاي خلوت زناني را که در حال عبور بودند دنبال مي کردم و به آن ها ضربه مي زدم و از محل دور مي شدم.» ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره