از رحم اجاره‌ای و وضعیت پدر و مادر و صاحب رحم چه می‌دانید؟

منبع
ايران
بروزرسانی
از رحم اجاره‌ای و وضعیت پدر و مادر و صاحب رحم چه می‌دانید؟
ايران/ بعضي تصميم‌هايي که در زندگي مي‌گيريم، بعضي تصميم‌هايي که زندگي مجبورمان مي‌کند که بگيريم، هم خودش سخت است و مبهم و پيچيده و هم براي ديگران سؤال برانگيز. هم کنار آمدن با خود مسأله دشوار است هم جواب دادن به اين و آن و مواجه شدن با چشم‌هاي گرد شده از تعجب آدم‌هايي که فکر مي‌کنند از خود ما بيشتر در مورد موضوعي که روز و شب‌مان را يکي کرده، مي‌دانند. اما وقتي انگيزه خيلي قوي است؛ وقتي حاضريم براي شنيدن صداي يک بچه که از پوست و گوشت خودمان است به هر سختي تن بدهيم و از هر قله قافي بالا برويم. آن وقت است که با همه مخالفت‌ها و علامت سؤال‌ها تن در مي‌دهيم به رويارويي با يکي از سخت ترين و عجيب‌ترين روش‌هاي باروري يعني رحم اجاره‌اي. مينا از جنگ برمي‌گردد، با خيلي‌ها جنگيده. اول از همه با خودش، با ترس از راه دادن زن غريبه به حريم زندگي‌اش، به حريم خصوصي‌اش. در آغوش نامادري به اينکه تمام سعي اش را کرده تا شوهرش با کسي که قرار است دانه آرزوهايش را در جان بپروراند بيگانه باشد اما باز هم همسرش مي‌خواهد بداند زني که قرار است نطفه فرزندش را بپروراند چيست و کيست و حق هم دارد. با همسرش که وقتي پاي درد دل چند زوج با شرايط مشابه نشست عطاي بچه‌دار شدن را به لقايش بخشيد و گفت حوصله اين همه دردسر ندارد. با مادرش که هنوز هم معتقد است اين کارها معصيت دارد و اين بچه حلال‌زاده نمي‌شود تا خواهرش که فقط با چشم‌هاي اشک آلود از تقدير سکوت کرده و چيزي نگفته است. مينا از جنگ برگشته و پيروز برگشته است. رحم جايگزينش را انتخاب کرده و حالا پيش من آمده تا از مسائل حقوقي و قانوني کار سر در بياورد. موهبت مادري مينا در دل حسرت‌هاي بسياري دارد. «متأسفانه من از اين موهبت به‌دليل يک بيماري مادرزاد هيچ وقت نمي‌توانم بهره‌مند شوم. لذت احساس تکان‌هاي فرزندم را در رحم خودم هيچ وقت نمي‌توانم احساس کنم. هيچ وقت نمي‌توانم زايمان کنم. موقع به دنيا آمدن فرزندم بايد مثل بيگانه‌ها پشت در اتاق منتظر بمانم... با همه اينها، با همه حرف و حديث‌هايي که مي‌شنوم باز هم حاضرم براي داشتن فرزندي از جنس خودم و شوهرم تن به گذاشتن دانه وجودمان در رحم زن ديگري بدهم. با اينکه مي‌دانم اينکه زن ديگري حامل فرزند من است چه حس پراسترسي است؟ زني که خودش خانه و زندگي دارد. شوهر و بچه دارد، مثل خودم دلسوز نيست مثل خودم نگران نيست. بچه توي دلش برايش مثل کالاست. با همه اينها حاضرم؛ فقط پيش شما آمدم خانم وکيل چون نگران جايگاه خودم و آن زنم. نگران مشروع بودن و قانوني بودن اين کارم... مي‌خواهم به کمکم بياييد و برايم توضيح دهيد.» به مينا مي‌گويم که کار خوبي کرده و براي آشنايي با مسائل حقوقي در رابطه با مشکل خودش ابتدا بايد با مفاهيم و واژه‌ها آشنا شود. ماجراي رحم جايگزين خودش بتازگي وارد قانون و عرف ما شده و هنوز پيچيدگي‌هاي زيادي دارد. باروري از طريق رحم جايگزين چيست؟ براي مينا توضيح مي‌دهم که رحم جايگزين، در حقيقت شيوه‌اي است براي دستيابي زوج‌هاي نابارور به فرزند که به موجب آن، بانوي جايگزين به وسيله روش‌هاي کمکي توليد مثل و با استفاده از لقاح مصنوعي امتزاج اسپرم و تخمک با وسايل مصنوعي و بدون نزديکي جنين حاصل از اسپرم و تخمک والدين حکمي را در رحم خود پذيرفته و پس از سپري شدن مدت بارداري و تولد نوزاد او را به زوج نابارور تحويل مي‌دهد. استفاده از روش رحم جايگزين در اصل در موارد ذيل انجام مي‌شود: فقدان رحم بنا به علت‌هاي مادرزادي يا پزشکي مانند جراحي و انسداد حفره‌هاي رحم دراثر ابتلا به بيماري سل يا ابتلا به بيماري‌هاي مزمني مانند فشارخون بالا، ديابت حاد، بيماري‌هاي قلبي يا تالاسمي شديد که حاملگي را براي زن غيرممکن مي‌سازد يا کوچکي رحم که منجر به نبود لانه گزيني موفق مي‌شود، سقط‌هاي مکرر يا ناممکن بارداري براي زن به‌دليل حساسيت RH و... هم قانوني و هم شرعي مسأله ناباروري زوجين و راه‌هاي درمان آن در قانون ما تا حدودي پيش‌بيني شده و حتي به تصويب رسيده و تحت عنوان قانون اهداي جنين به زوجين نابارور مصوب سال 1382 اجرايي نيز شده است که در 4 ماده است و به جهت اهميت آن چهار ماده‌اش را عيناً برايتان مي‌آورم: ‌ماده 1 - به موجب اين قانون کليه مراکز تخصصي درمان ناباروري ذي‌صلاح مجاز‌ خواهند بود با رعايت ضوابط شرعي و شرايط مندرج در اين قانون نسبت به انتقال‌ جنين‌هاي حاصله از تلقيح خارج از رحم زوج‌هاي قانوني و شرعي پس‌ ازموافقت کتبي‌ زوجين صاحب جنين به رحم زناني که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکي ناباروري ‌آنها (‌هر يک به تنهايي يا هر دو) به‌ اثبات رسيده اقدام کنند. ماده 2 - تقاضاي دريافت جنين اهدايي بايد مشترکاً از طرف زن و شوهر تنظيم و ‌تسليم دادگاه شود و دادگاه در صورت احراز شرايط ذيل مجوز دريافت جنين را صادر‌مي‌کند: ‌ الف - زوجين بنا به گواهي معتبر پزشکي، امکان بچه‌دارشدن نداشته باشند و زوجه ‌استعداد دريافت جنين را داشته باشد. ب - زوجين داراي صلاحيت اخلاقي باشند. ج - هيچ‌يک از زوجين مجور نباشند. ‌د - هيچ‌يک از زوجين مبتلا به بيماري‌هاي صعب‌العلاج نباشند. ‌ هـ- هيچ‌يک از زوجين معتاد به مواد مخدر نباشند. ‌و - زوجين بايستي تابعيت جمهوري اسلامي‌ ايران را داشته باشند. ‌ماده 3 - وظايف و تکاليف زوجين اهدا گيرنده جنين و طفل متولد شده از لحاظ‌ نگهداري و تربيت و نفقه و احترام نظير وظايف و تکاليف اولاد و پدر و مادر است. ماده 4 - بررسي صلاحيت زوجين متقاضي در محاکم خانواده، خارج از نوبت و‌ بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني صورت خواهد گرفت و نبود تأييد صلاحيت ‌زوجين قابل تجديدنظر است. درست است که در اين قانون مستقيماً در خصوص رحم جايگزين صحبت نشده بلکه پيرامون جنين اهدايي است اما با دقت در آن مي‌توان دريافت که قانون ما به طور کلي به پرورش جنين حاصل از زوجين مشروع را در رحم بانوي ديگري مجوز داده است که اين خود قدم بزرگي در تأييد رحم جايگزين در قانون است. مورد ديگر اينکه در حقيقت نسب شرعي و قانوني افراد به پدر و مادر فيزيولوژيکي آنها مي‌رسد که در مورد رحم جايگزين قطعاً و به طور غير قابل انکار پدر و مادر فيزيولوژيکي که همان صاحبان نطفه هستند پدر و مادر حقيقي‌اند نه بانويي که بچه را به دنيا آورده و همسرش و آنها هيچ گونه ادعايي در مورد کودک نمي‌توانند داشته باشند. به طور کلي در قانون ما هيچ منعي در خصوص رحم جايگزين وجود ندارد. بنابر اين استفاده از رحم جايگزين هم در قانون و هم در شرع ما کاملاً پذيرفته شده است اما سؤالي که ممکن است ذهن مينا را قلقلک دهد ماجراي پدري و مادري است اينکه مادر واقعي طفل چه کسي است و آيا امکان دارد بانوي جايگزين بعدها ادعايي در زمينه طفل داشته باشد؟ پدرو مادر از ديدگاه شرع و قانون براي مينا توضيح مي‌دهم که «از آنجا که در رحم جايگزين اسپرم شوهر و تخمک زن، بارور شده و به رحم اجاره‌اي منتقل مي‌شود، پس در انتساب فرزند به صاحب اسپرم هيچ بحثي نيست؛ زيرا آيات و رواياتي وجود دارد که نسب را متعلق به صاحب نطفه مي‌داند. از جمله آيه 54 از سوره فرقان که مي‌فرمايد: وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ کانَ رَبُّک قَديرا؛ و او کسى است که انسان را از آب آفريد و او را داراى پيوند نسبى و سببى گردانيد و پروردگار تو همواره تواناست. بنا بر نظر مفسران آيه فوق بر انتساب فرزند به صاحب نطفه دلالت دارد. فقها نيز معتقدند حتي در نزديکي‌هاي غيرمتعارف نيز فرزند به صاحب اسپرم ملحق مي‌شود. از اين‌رو، بحث تنها در انتساب فرزند به مادر است. يعني در اينجا اين بحث مطرح است که مادر شرعي کودک ناشي از رحم اجاره‌اي کيست؟ آيا صاحب تخمک مادر شرعي او محسوب مي‌شود يا صاحب رحم؟ مشهور فقها بر اين اعتقادند که مادر شرعي کودک، صاحب تخمک است بنابر اين چون در رحم اجاره‌اي، جنين از اسپرم مرد و تخمک همسرش تشکيل يافته پس به همان‌ها نيز منتسب خواهد بود. اما در مورد زني که جنين را در رحم خود پرورش داده و آن را به دنيا آورده است بايد گفت اگرچه وي مادر شرعي کودک محسوب نمي‌شود اما از آنجا که آغاز آفرينش کودک، نطفه‌اي است که از اسپرم پدر و تخمک مادر تشکيل يافته اما مراحل بعدي رشد و تغذيه در رحم اجاره‌اي صورت گرفته است. پدر واقعي، مادر واقعي مينا که بچه‌اش را در وجود زني ديگر گذارده قطعاً از دادن خرج و مخارج زن ابايي دارد اما مواردي هست که دوست دارد بپرسد تا مطمئن شود: «مي‌خواهم بدانم خرج آن خانم هم با ما است؟ آخر شنيده‌ام بعضي خانم ها مرتب بهانه تراشي کرده و به اين بهانه پول مي‌گيرند. برايش توضيح مي‌دهم که آنجا که فرزند متولد از رحم جايگزين به پدرش منتسب است پس در مورد لزوم انفاق بر چنين فرزندي شکي نيست. در آغوش نامادري طبق ماده 1999 قانون مدني: «پرداخت و تأمين نفقه اولاد به عهده پدر بوده و در صورتي که پدر فوت کرده باشد يا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتي که جد پدري هم زنده نباشد يا نتواند نفقه بپردازد، تأمين هزينه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتي که مادر هم نباشد يا خودش مشکلات معيشتي داشته باشد به عهده اجداد پدري و اجداد مادر يعني مادربزرگ پدري يا مادربزرگ مادري خواهد بود. اما در مورد نفقه خود زن از نظر حقوقي در قانون مدني ما ماده‌اي وجود دارد حقوقدانان مي‌توانند با وحدت ملاک قراردادن اين ماده با وضع بانوي حامل به اين نتيجه برسند که در وضع ايشان نيز چنين بانويي فقط در هنگام حمل (بارداري) مستحق نفقه خواهد بود که اين ماده عبارت است: ماده 1109 قانون مدني- نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده برعهده شوهر است مگر اينکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد ليکن اگر عده از جهت فسخ نکاح يا طلاق بائن باشد، زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در اين صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت. اما در مورد اينکه اين نفقه متعلق به حمل(جنين) است يا حامل (زن باردار) اختلاف نظر وجود دارد و نظر مشهور اين است که نفقه براي جنين است؛ چون به محض ولادت نفقه از زن به خود کودک منتقل مي‌گردد و ديگر بانوي حامل مستحق دريافت نفقه نيست. مهم، لازم، ضروري وقتي بحث رحم اجاره‌اي پيش مي‌آيد يکي از مهم ترين چيزهايي که بايد آن را بررسي کرد و مدنظر قرارداد بستن قرارداد است. براي اينکه دو طرف متضرر نشوند بايد حتماً قرار داشت و قرارداد درست و به درد بخوري هم داشت حرف در مورد اين قراردادها بسيار زياد است اما به طور خلاصه نکات مهم عبارتند از: تعهدات والدين متقاضي: والدين متقاضي بچه بسته به نوع قراردادي که جهت استفاده از رحم جايگزين منعقد مي‌کنند تعهدات متفاوتي دارند. در خصوص پرداخت يا نپرداختن اجرت و نيز چگونگي آن رويه مشخص و ثابتي وجود ندارد و آنچه مسلم است اينکه ممنوعيتي براي پرداخت اجرت به مادر جانشين وجود ندارد و به دور از عدل و انصاف است که براي شخصي که متحمل اين سختي‌ها شده اجرتي هرچند به صورت شرط عوض به‌عنوان شرط فرعي و تبعي در قراردادشان لحاظ نشود. تعهدات بانوي جانشين: تعهد مادر جانشين ناظر به پذيرش جنين و نگهداري آن در رحم خود و پروراندن آن در طول مدت حاملگي و تولد فرزند و در نهايت سپردن او به والدين حکمي است. پس موضوع اين تعهد انجام کار يا عملي است که در قبال والدين متقاضي پذيرفته است. قبل از بستن قرارداد به جزئيات فکر کنيد و حتماً تمام جوانب را بررسي کنيد و براي حالت‌هاي زير حتماً ضمانتي در نظر بگيريد: سقط جنين عمدي توسط بانوي جانشين، سقط جنين به‌دليل رعايت نکردن نظامات و موارد پزشکي. ضمانت اجرا براي در دسترس بودن بانوي جايگزين در طول دوران بارداري و... شوهر زن جايگزين: اجازه شوهر زن داوطلب مادر جانشين نيز براي انعقاد قرارداد رحم جايگزين لازم است. حواستان باشد که اين فرد مهم را هنگام قرارداد فراموش نکنيد. پيشنهاد مي‌کنم حتماً براي نوشتن چنين قرارداد مهمي به وکيل دادگستري مراجعه کنيد چون بحث طفل بحث خانه و ماشين نيست که قابل جبران باشد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره