برترين ها/ يک واقعيت تلخ وجود دارد که نميتوان آن را ناديده گرفت و آن اين که کانون ادبيات در تسلط آثار مردان قرار دارد. تاريخ ادبيات شاهد موفقيتهاي بزرگ نويسندگان زن از جين آستين تا خواهران برونته بوده، اما هر زني که اسمش را در سالن مشاهير حک کند اين کار را با غلبه بر موانعي انجام داد که جنسيتش براي او رقم زده بود. در دوران مختلف تاريخ، زنان از آموزش، حمايت و دسترسي به منابع محروم شده اند.
آثار آنها به عنوان کارهايي بي ارزش، بي معني، بيش از حد رمانتيک يا بدون ارزش روشنفکري ناديده گرفته شدند. برخي مانندد ماري آن ايوانز مجبور شد تحت نام يک مرد بنويسد تا صدايش شنيده شود، زني که اکنون او را با نام جرج اليوت ميشناسيم. از دوران اليوت اوضاع بسيار بهتر شده، اما تبعيض هنوز هم در ادبيات موج ميزند و کتابهايي که توسط زنان نوشته ميشوند قيمت بسيار کمتري نسبت به آثار همتايان مردشان دارد. بدين بهانه در ادامه اين مطلب قصد داريم شما را با کتابها و شاهکارهاي ادبي که توسط زنان نوشته شده آشنا کنيم.
۱
- غرور و تعصب- جين آستين
جين آستين يکي از بزرگترين اساتيد ادبيات در دو حوزه پيچيده ادبي است: دنياي داستان عاشقانه و دنياي هجويه اجتماعي. رمان «غرور و تعصب» (Pride and Prejudice) اوج قدرت نويسندگي او را نشان ميدهد. از دريچه چشمهاي اليزابت بنت، شخصيت اصلي و باهوش داستان، حکومت انگليس را هم يک رويا و هم يک نمايش خنده دار ميبينيم. همه چيز آنطور که به نظر ميرسد نيست و جامعه به توخالي بودن خود خيانت ميکند وقتي که مشخص ميشود پول ميتواند عشق را مغلوب سازد.
۲
- چشم هايشان خدا را نگاه ميکرد- زورا نيل هورستون
عليرغم اين واقعيت که هورستون يک چهره کليدي در رنسانس هارلم در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود، رمان «چشم هايشان خدا را نگاه ميکرد» (Their Eyes Were Watching God) به مقدار زيادي توسط همتايانش پس زده شد. در طول دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بود که رمان او بار ديگر کشف شد و بسياري از فمينيستهاي سياهپوست معاصر نبوغ موجود در اثر او را درک کردند. اين رمان روي شخصيت جاني کرافورد تمرکز دارد، زني سياهپوست که در طول سه ازدواج خود و زندگي پر از فقرش نميخواهد به دام تلخي و غم بيفتد. اين رمان داستاني پر از اشتياق و احساسات است.
۳-
لاتاري و داستانهاي ديگر- شرلي جکسون
شرلي جکسون در طي دهههاي ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ گوشههاي تاريک روان آمريکاييها را به لطف مجموعه داستانهاي ارواح خود مورد بررسي قرار ميدهد که از آن ميان ميتوان به «تسخير هيل هاوس» (Haunting of Hill House) اشاره کرد که اخيراً توسط سرويس نتفليکس به سريال تبديل شده است. با چندين رمان و ۲۰۰ داستان کوتاه براي غرق کردن خوانندگان در خود، نويسندگان بسيار کمي مانند شرلي جکسون در ژانر وحشت وجود دارد. اين موضوع وقتي پاي بهترين اثر او يعني «لاتاري» (The Lottery) نوشته سال ۱۹۴۸ به ميان ميآيد نمود بيشتري مييابد، رماني که داستان سنت سالانه يک شهر کوچک با پاياني ترسناک را روايت ميکند.
۴-
کشتن مرغ مقلد- هارپر لي
رمان «کشتن مرغ مقلد» (To Kill a Mockingbird) نوشته هارپر لي که برنده جايزه پوليتزر شد جايگاهش را در تاريخ ادبيات جاودانه ساخته است. تصوير سازي اين رمان از بي عدالتي جنسيتي در جنوب آمريکا اشارهاي به واقعيتهاي دهه ۱۹۶۰ داشت به نحوي که تاثيري بسيار عميق بر جامعه زمان خود داشت و چنان مورد توجه قرار گرفته که هنوز هم در مدارس کشور تدريس ميشود. لي در اين رمان با صداقت و مهرباني خاصي که هنوز هم تاثير گذار است در مورد بي رحميهاي دنيا مينويسد، با شخصيت آتيکوس فينچ که به نماد زنده درستي در حرفه قضاوت و وکالت تبديل شد.
۵-
خويشاوند- اوکتاويااي باتلر
اوکتاويااي باتلر چهرهاي کليدي در تاريخ ادبيات علمي تخيلي بود که مرزهاي اين ژانر را توسعه داد. رمان «خويشاوند» (Kindred) که اولين بار در سال ۱۹۷۹ منتشر شد هنوز هم احساس تازگي دارد. اين رمان داستان يک نويسنده سياه پوست به نام دانا را از زبان خودش روايت ميکند که در نتيجه اتفاقات غريبي خود را در سفر بين واقعيت کنوني و زمينهاي مريلند پيش از جنگ داخلي مييابد و بدين طريق است که باتلر ميتواند آسيب ديرپاي تاريخ آمريکا بر سياهپوستان امروزي را بررسي کند.
۶- جين آير- شارلوت برونته
رمان «جين آير» (Jane Eyre) از بسياري لحاظ شبيه دنياي امروزي است اگر چه ابتدا تحت نام کورر بل منتشر شد، اما ميتوان آن را شيرجهاي به درون ذهن خود شارلوت برونته دانست. داستان از زبان راوي گفته ميشود که حس ميکنيم از لحاظ روانشناختي بسيار به ما نزديک است، انگار که رازهاي دنياي خودش را با ما در ميان ميگذارد. ما در اين داستان جين آير را از دوران مدرسه تا استخدام شدنش توسط آقاي روچستر، مرد رنج ديدهاي که آير به شدت عاشق او ميشود، تعقيب ميکنيم و با چيزهايي آشنا ميشويم که به طور واقعي در زندگي خود برونته اتفاق افتاده است.
۷
- نيمه آفتاب زرد- چيماماندا انگوزي آديچي
آديچي که در نيجريه به دنيا آمده يکي از اولين صداهاي ادبياتي نسل خود انگاشته ميشود. وقتي که رمان «نيمه آفتاب زرد» (Half of a Yellow Sun) را ميخوانيد با اين تعريف موافقت خواهيد کرد، داستاني که شقاوت و بيرحمي دوره جنگ داخلي نيجريه در اواخر دهه ۱۹۶۰ را از ۴ ديدگاه مختلف به تصوير ميکشد: دختراني دو قلو از يک خانواده ثروتمند، يک شهروند بريتانيايي، يک استاد دانشگاه و يک خدمتکار مرد. اين رمان تاريخ اخير نيجريه را با لنزهاي دردناک انساني بررسي ميکند.
۸- سپيد دندان- زيدي اسميت
زيدي اسميت پادشاه صحنه ادبيات معاصر بريتانيا است که بخش زيادي از اين اعتبار را مرهون رمان «سپيد دندان» (White Teeth) است که يکي از بهترين آثار اول يک نويسنده در تاريخ ادبيات انگاشته ميشود و خيلي زود به يک کتاب پرفروش با جوايز متعدد تبديل شد. اين رمان داستان دو مرد يکي بنگلادشي به نام صمد اقبال و يک انگليسي به نام آرچي جونز است که بعد از جنگيدن در کنار هم در جنگ جهاني دوم با هم دوست ميشوند.
بازگشت اين دو به بريتانيا به بررسي ديدگاههاي پس از جنگ بريتانياييها نسبت به شهروندان کشورهاي سابقاً مستعمره ميپردازد اگر چه اسميت در داستان خود مهرباني و البته شوخي را فراموش نميسازد.
۹- ساعت ستاره- کلاريس ليسپکتور
کلاريس ليسپکتور يک شخصيت خلاق در عرصه ادبيات بود. رمان «ساعت ستاره» (The Hour of the Star) پس از مرگش در سال ۱۹۷۷ منتشر شد که در آن يک راوي به نام رودريگو اس ام، به ترتيب داستان ماکابي را روايت ميکند، يک زن جوان فقير که از آلاگواس آمده، جايي که خانواده ليسپکتور پس از مهاجرت به برزيل اولين بار در آنجا ساکن شدند. اما روشي که رودريگو شخصيت ماکابي را روايت ميکند و تعمقي که در داستان او انجام ميدهد خود ديالوگي بين دو شخصيت ايجاد ميکند که مفاهيم هويت و نويسندگي را به چالش ميکشد.
۱۰- خانم دالووي- ويرجينيا وولف
يکي از باهوشترين چهرههاي ادبيات و الهام بخش جريان فمينيسم در دهه ۱۹۷۰ ويرجيناي وولف است که نه تنها در استفاده از آگاهي به عنوان ابزاري براي روايت داستان پيشگام بود بلکه از آن براي صحبت کردن آزادانه در مورد مسائل جنسي، بيماريهاي رواني و نقش جنسيتها سود برد. رمان «خانم دالووي» (Mrs Dalloway) به بررسي افکار دروني دو شخصيت کلاريسا دالووي و سپتيموس اسميت ميپردازد که يکي يک زن نجيب زاده در دوران پس از جنگ جهاني دوم در انگليس است و ديگري يک کهنه سرباز که از موج گرفتگي ناشي از انفجار خمپاره رنج ميبرد.
۱۱- فرانکشتاين- ماري شلي
بسياري بر اين باورند که رمان «فرانکشتاين» (Frankenstein) نوشته ماري شلي اولين اثر خالص در ژانر علمي تخيلي بوده که در آن شخصيت اصلي دنيايي متفاوت از چيزي که ما ميدانيم را مورد کندوکاو قرار ميدهد. اين رمان نه تنها به خاطر تاثيراتي که بعدها بر فرهنگ گذاشت مورد توجه قرار گرفته بلکه اثر شلي که ابتدا بدون نام منتشر شد از لحاظ عاطفي و اشارات فيلسوفانه اش نيز انسان را تکان ميدهد. اين داستان طوري است که هم خشم ناشي از درک نشدن را حس ميکنيم و هم در مورد قدرت لجام گسيخته انسان به فکر فرو ميرويم.
۱۲-
سرگذشت نديمه- مارگارت اتوود
اگر چه کتاب «سرگذشت نديمه» (The Handmaid's Tale) به لطف سريال شبکه هولو به همين نام به شهرتي بيش از پيش رسيد، اما اين محبوبيت بيشتر مديون بي باکي قلم مارگارت اتوود در بررسي سياست جنيست است.
کتاب او که در سال ۱۹۸۵ به نگارش درآمده، نيوانگلند را در آيندهاي نزديک به تصوير ميکشد که در آن يک حکومت توتاليتر حاکم شده که در آن زنان به طور کامل تحت انقياد مردان قرار گرفته اند که با دنياي امروزي ارتباط خاصي ايجاد ميکند. رمان او به ما يادآور ميشود که دنياي کنوني ما ميتواند با ذرهاي خطا به يک پادآرمانشهر ترسناک تبديل شود.
۱۳- ميدل مارچ- جرج اليوت
ماري آن ايوانز در ميان ديگر نگراني هايش از اين ميترسيد که رمانش با عنوان «ميدل مارچ» (Middlemarch) با اين بهانه که اثر زنانه او بسيار ساده انگارانه و بيش از حد رمانتيک است ناديده گرفته خواهد شد؛ و به همين دليل بود که بين سالهاي ۱۸۷۱ و ۱۸۷۲ در ۸ بخش و به نام جرج اليوت منتشر شد. داستان اين رمان در شهري خيالي به نام ميدل مارچ رخ ميدهد و موضوعات مختلفي مانند دين، ايده آل گرايي و انقلاب اقتصادي در آن مورد بحث قرار ميگيرند.
۱۴- عصر معصوميت- اديت وارتون
اديت وارتون در رمان «عصر معصوميت» (The Age of Innocence) با قدرتي خارق العاده همزمان وفور نعمت و تنگي فضا در دوران گيلدد نيويورک را به تصوير ميکشد و داستان يک زن و شوهر تازه ازدواج کرده را روايت ميکند که با بازگشت پسرعمويشان دچار اختلاف شده و رسوايي به بار ميآيد. «عصر معصوميت» يک رمان عاشقانه و بسيار دقيق است که هنوز هم در نشان دادن دورويي اجتماع با حسي تند از تنفر موفق عمل ميکند.
۱۵-ربکا- دافنه دموريه
رمان «ربکا» (Rebecca) يکي از بهترين نمونههاي ادبيات گوتيک است اگر چه دموريه اين داستان را در يک قلعه تاريک و محدود دوران ويکتوريا ننوشته بلکه دنياي شخصيتهاي داستان و روح آنها در عصر جنگ را روايت ميکند. اين رمان داستان زني را روايت ميکند که رابطه عاشقانه پيچيده و گرداب وارش با يک مرد بي زن به دليل حضور همسر اول شوهرش به تلخي ميگرايد. «ربکا» کتابي است پر از اميال و احساسات سرکوب شده، از دست دادنها و حس تهديد.
بازار