ايسنا/ يک روانشناس کودک و نوجوان ضمن تشريح تاثير پدر بر شکلگيري و رشد شخصيت فرزندان دختر و پسر اظهارکرد: از همان ابتداي انعقاد نطفه پدران نسبت به مادران نقش بسيار مهمتري بر عهده دارند. کودکاني که داراي پدري سرد، قدرت طلب، ستيزهجو و مداخلهگر هستند در بزرگسالي بدترين نوع روابط اجتماعي را برقرار ميکنند.
گوهريسنا انزاني اظهار کرد: در اکثر مقالات بيشتر بر ارتباطات مادر بر شکلگيري شخصيت کودک تاکيد شده است اين درحاليست که از همان ابتداي انعقاد نطفه پدران نسبت به مادران نقش بسيار مهمتري بر عهده دارند.
بنابر اظهارات اين روانشناس، به نظر ميرسد مادران بهطور ناخواسته مانع برقراري ارتباط مناسب پدر با فرزندانشان ميشوند. کودکان به محض تولد نياز شديدي به مراقبت دارند و با گريه مشکلات خود را ابراز ميکنند که مادران به تدريج به علت مدت زمان زيادي که در کنار آنها صرف ميکنند با نوع و دليل گريههاي آنها آشنا ميشوند و ميتوانند به سرعت آنان را آرام کنند. حال اگر پدر به سمت فرزندش برود و مايل به آرام کردن او باشد به دليل اينکه فرزند وابستگي چنداني با پدر خود ندارد و از آنجايي که مادران نميتوانند شاهد گريه کودک خود باشد به سمت پدر رفته و فرزند را در آغوش ميگيرند. اگرچه در اين حالت کودک بهسرعت آرام ميشود اما احساس بيارزشي، طردشدگي، تنهايي، خشم و اضطراب در پدر و اختلالات شديد رفتاري در فرزند بروز مييابد. او به تدريج از فرزند خود دور ميشود و تصور ميکند نميتواند پدر خوبي باشد.
وي افزود: تداوم اين چرخه معيوب موجب ميشود مادر پرخاشگر شود، قدرت جسمانياش کاهش يابد و تصور کند هيچکس به اندازه خودش نميتواند به فرزندش کمک کند. به همين دليل بعد از سن ۲۰-۲۵ سالگي شاهديم که فرزندان از اين نوع ايثارگري مادر خشمگين و عصباني ميشوند، اين درحاليست که اگر پدر فرصت و اجازه داشته باشد نقش فعالي براي فرزندش ايفا کند ميتواند به او کمک کند تا خودپنداره کودک بهدرستي شکل گيرد، عملکرد شخصيت و رضايتش از زندگي افزايش يابد و شخصيت او در بزرگسالي به بهترين نحو ممکن متعادل شود.
انزاني در ادامه گفت: فرزنداني که با پدر ارتباط خوبي دارند کنجکاوترند، پيشرفت تحصيلي و احساس امنيت بيشتري دارند و رفتارهاي اعتيادي، ضد اجتماعي و مشکلات رفتاري، فکري و حسي کمتري را تجربه ميکنند. به نظر ميرسد از نظر اجتماعي، شناختي و هيجاني رشد بهتري دارند و ميتوانند با استرس و افسردگي مقابله و از تکنيکهاي حل مسئله بهخوبي استفاده کنند. از سوي ديگر متخصصان مشکلات جنسي نيز معتقدند اثر پدر بر رفتار جنسي فرزند بيش از اثر مادر است که اين مسئله نه تنها بر خصوصيات کودک در حال رشد اثر مثبت دارد بلکه احساسات و رفتارهاي مرتبط با خصوصيات فيزيکي او را نيز شامل ميشود.
اين روانشناس کودک و نوجوان در ادامه به تاثير تولد فرزند بر شخصيت پدر اشاره و اظهارکرد: تولد فرزند نه تنها بخش مهمي از زندگي پدران را شکل ميدهد بلکه احساس بزرگي، پختهتر و قويتر شدن در آنان ايجاد ميشود. از سوي ديگر حس اعتماد بهنفس در آنها افزايش مييابد و به هويت خود به عنوان پدر پي ميبرند.
وي با بيان اينکه حضور پدر در دوران بارداري در کنار مادر استرسها را کاهش ميدهد و براي تولد فرزندي با خلق و خوي ملايم فضاي بهتري ايجاد ميشود، گفت: طبق پژوهشهاي انجام شده پدراني که به محض تولد فرزند خود را در آغوش ميگيرند، با او حرف ميزنند، به چشمهايش نگاه ميکنند و به نيازهاي اوليه او دقت ميکنند نه تنها سلامت رواني و عاطفي همسر خود را تضمين ميکنند بلکه در رشد شخصيت و ايجاد دلبستگي در فرزند خود نقش دارند که اين مسئله تا سالمندي کودک ادامه پيدا خواهد کرد.
انزاني در ادامه درباره تاثير پدر بر شکلگيري شخصيت فرزند پسر توضيحاتي ارائه کرد و گفت: زماني کودکان بدترين نوع روابط اجتماعي را برقرار ميکنند که داراي پدراني سرد، قدرت طلب، ستيزهجو و مداخلهگر باشند. طبق پژوهشها رفتار پدر با فرزند پسر در شکلگيري شخصيت او تاثير بالايي دارد تا جايي که پسر ميتواند مذکر بودن خود را شکل دهد، اين درحاليست که پسراني که از پدر خويش در اوايل کودکي جدا ماندهاند در ايفاي نقش پسرانه و مردانه در سالهاي بعد مشکلات بيشتري دارند.
وي درباره تاثير پدر بر شکلگيري شخصيت فرزند دختر نيز اظهارکرد: دختراني که احساس ميکنند پدر ايمني در کنار خود ندارند يا کمبود پدر را احساس ميکنند در بزرگسالي در رابطه با مردان و ازدواج دچار مشکلات زناشويي شديدي خواهند شد و احساساتي شبيه ترس از قضاوت، ترس از طردشدگي، احساس ناامني، بيارزشي و عدم حمايت شديد عاطفي را به شدت تجربه ميکنند و تصور دارند به کرات اطرافيانشان را از دست ميدهند اما دختراني که داراي پدري محکم و قاطع هستند و حضور پدر را هر لحظه در کنار خود احساس ميکنند مشکلات کمتري با همسالان خود و دوستيهاي موفقتري دارند، اهداف شغلي و عاطفي مناسبي دارند، متعادلترند و رشد هويت جنسي سالمتري دارند. اگرچه ممکن است پدران خود از ميزان اثر بر تربيت زنانه دخترشان آگاه نباشند.
اين روانشناس با اشاره به اينکه زندگي زنان موفق بيانگر آن است که پدران آنها نفوذ زيادي بر آنها داشتهاند، گفت: طبق تحقيقات انجام شده پدران اجازه تجربه کردن بيشتري به فرزندانشان ميدهند چراکه آنها عاطفه منفي کودک را ناديده نميگيرند. بدين معني که در برابر انجام کارهاي هيجاني و ترسناک مخالفتي ندارند، فرزندشان را درک ميکنند و اين درک کردن عاطفه همراه با تجربيات بدون ترس اصل اوليه پرورش کودک سالم است.
بازار