رشد طلاق تقصیر اشتغال و تحصیل زنان است؟!

منبع
اطلاعات
بروزرسانی
رشد طلاق تقصیر اشتغال و تحصیل زنان است؟!
اطلاعات/ آمار طلاق در ايران بالا رفته است. بسياري از کارشناسان درباره اين مساله هشدار مي‌دهند و آمارها هم نشان مي‌دهد سال ۹۷، ۴۰هزار طلاق داشته ايم. يعني ۱طلاق به ازاي هر ۴ ازدواج. از طرفي آمارهاي ديگر نشان مي‌دهد تمايل زوج‌ها به فرزند داشتن هم کاهش پيدا کرده و حتي بعضي‌ها از به صدا درآمدن زنگ خطر سالمندي در ايران خبر مي‌دهند. همه اينها دلايل مختلفي دارد اما بعضي‌ها آن را به شرايط زنان مربوط مي‌دانند. اينکه تحصيلات و اشتغال زنان در اين سال‌ها باعث شده هم آمار طلاق بالا برود و از طرفي فرزند آوري کاهش پيدا کند. اما اين نگاه چقدر درست است؟ سهم کم زنان ايران در اشتغال معصومه ابتکار اواخر سال ۹۷ اعلام کرد که از ابتدي انقلاب تاکنون، نرخ سه درصدي زنان از تحصيلات دانشگاهي به ۲۷درصد رسيده است. از طرفي ديگر اکنون ۱درصد از زنان شاغل هستند. آماري که به نظر بالا نمي‌آيد اما به هرحال رشد داشته است. کساني اين رشد را دليل مشکلات خانوادگي در ايران مي‌دانند. آنها معتقدند با افزايش سطح تحصيلات توقع زنان از زندگي بالا رفته و هم به راحتي به ازدواج راضي نمي‌شوند و هم به دليل شاغل و مستقل بودن خود را از مرد بي‌نياز مي‌بينند و با بروز مشکلات خانوادگي تصميم به جدايي مي‌گيرند. طيف سنتي جامعه که طرفدار بازگشت زنان به شرايط قبلي است چند سالي است اين تفکر را تبليغ مي‌کند و حتي گفته مي‌شود زنان تحصيلکرده فرصت‌هاي شغلي را از مردان گرفته‌اند و آمار اشتغال مردان را پايين آورده اند‎. از طرف ديگر گفته مي‌شود زنان ترجيح مي‌دهند شغل و موقعيت اجتماعي‌شان را از دست ندهند و خانه نشين نشوند به همين دليل هم تمايلي به فرزند آوري ندارند‎. اما مديرگروه مطالعات زنان و پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم مخالف اين تفکر است و آن را بي‌اساس مي‌داند. ليلا فلاحتي گفته است: «طبق تحقيقات به عمل آمده، بسياري از افراد افزايش آمارهاي طلاق و کاهش فرزندآوري را وابسته به اشتغال زن مي‌دانند، اين درحاليست که ميزان اشتغال زنان در ابتداي انقلاب ۱۴درصد بوده و اکنون به ۱۷درصد رسيده و اين روند نشان مي‌دهد که اين تحليل از پايه بي‌اساس است. ۸۳درصد از زنان ديگر از بازار کار به دورند که يا خود علاقه‌اي براي ورود به بازار کار را ندارند و يا جوياي کار هستند اما در فضاي بازار کار عرصه‌اي فراهم نيست.در حقيقت مسئله طلاق عاطفي يا ديگر معضلات حوزه خانواده تحت تاثير فاکتورهاي ديگر است، به طور مثال اگر نرخ اشتغال زنان در هر دهه با ۱۰درصد رشد همراه بود و نرخ طلاق عاطفي نيز به همان نسبت رشد داشت، ‎مي‌توانستيم اين دو موضوع را به يکديگر ارتباط دهيم اما هيچ ارتباط آماري بين اين دو موضوع وجود ندارد‎.» البته او قبول دارد که بحث اشتغال زنان نه تنها در ايران، بلکه در اکثر کشورهاي جهان با تحولاتي در ساختارهاي اجتماعي روبه‌رو بوده که باعث شده اين موضوع مورد اهميت قرار گيرد که اين مساله اثرات مثبتي هم داشته است. مثلا در چهار دهه گذشته حضور زنان در عرصه‌هاي آموزش و آموزش عالي باعث شده ميزان سرمايه اجتماعي و انساني آنها يعني تخصص و مهارت افزايش پيدا کند.‎ ‎ فلاحتي درباره تفکر سنتي که اين باور را دارد مي‌گويد: «در حال حاضر کساني اشتغال زنان را منفي تلقي مي‌کنند که با نگاه سنتي به نقش‌هاي آنها مي‌انديشند، حال آنکه شاهديم که بسياري از نقش‌هاي زنان به مراجع آموزشي، تربيتي و تخصصي‌تر از خانواده واگذار شده است. در حال حاضر شاهد حضور نسلي از مردان هستيم که شرط اصلي آنها براي ازدواج اشتغال است و به اين موضوع نگاه مثبتي دارند، لذا نمي‌توان به دسته‌اي از آنها برچسب‌گذاري مطلق زد‎.» مشارکت بيشتر در خانواده زنان شاغل برخلاف اين تفکر تحصيل و اشتغال زنان تاثير مثبتي در زندگي خانوادگي دارد. از لحاظ اقتصادي شاغل بودن زنان علاوه بر اينکه بر درآمد خانواده اثر مي‌گذارد بلکه نسبت مهمي از درآمد ملي را هم تامين مي‌کند. کمک خرج بودن زنان و کمک به تامين معاش خانه باعث مي‌شود زنان با افزايش سرمايه گذاري و کاهش مصرف و فرهنگ صرفه جويي و قناعت را به خوبي بياموزند. در ضمن زنان به دليل روحيه عاطفي شان درآمد خود را اغلب صرف بهبود وضع خانه و خانواده‌هايشان خواهند کرد‎.‎ اما اين تاثيرات فقط براي خانواده نيست. زني که بيرون از خانه مشغول فعاليت است، روحيه اعتماد به نفس و پشتکار قوي دارد، شخصيت اش رشد مي‌يابد، رغبت و علاقه اش پيرامون مسايل جامعه زياد مي‌شود و تفکر قوي تري دارد‎. اشتغال و حضور اجتماعي زنان در روابط زوجين هم اثرگذار است. زن شاغل چون مشکلات جامعه اش را مي‌بيند، همسرش را درک مي‌کند و روحيه تعاون و همکاري در خانواده‌هايي که زنان شاغل هستند بيشتر است. تقسيم کار در اين خانواده‌ها زياد به چشم مي‌خورد. حس مسئوليت‌پذيري در فرزندان و اعضاي خانواده تقويت مي‌شود چون ساعاتي از روز را در بيرون خانه مشغول کار و فعاليت بوده از کميت وقت‌هايش به طور کيفي استفاده مي‌کنند. زن شاغل از آزادي عمل فکر و انديشه برخوردار است اين روحيه را در فرزندانش تقويت مي‌کند‎.‎ البته از بعضي اثرات منفي هم نمي‌توان گذشت. مسائلي مثل کم بودن وقت زن براي حضور در خانه، تنهايي فرزندان در ساعت‌هايي از روز، خستگي‌هايي که ممکن است مانع تمرکز کامل او در خانواده شوند اما به طور مثال بررسي آماري درباره اين موضوع که چند سال پيش در تهران انجام شد نشان مي‌دهد در خانواده‌هاي زنان خانه‌دار، ۲۵درصد ساخت قدرت مشارکتي است؛ يعني به صورت مشترک تصميم‌گيري توسط زوجين صورت مي‌گيرد، ۷ر۶۶درصد ساخت قدرت در خانواده آنها بينابين و ۳ر۸درصد تصميم‌گيري درباره مصالح و مسائل خانواده‌شان توسط مرد انجام مي‌شود اما ساخت قدرت در خانواده‌هاي زنان شاغل ۵ر۴۴ مشارکتي، ۷ر۴۹درصد بينابين و ۸ر۵درصد يک سويه است و اين نشان مي‌دهد حداقل از اين نظر شرايط خانواده‌هايي که زنان شاغل دارند بهتر است‎.‎
ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد