خراسان/ براي همه مبارزان در قيد حياتي که عليه رژيم ستمشاهي به پاخاسته بودند، نام زندهياد اعظم طالقاني، نامي آشناست. بانوي مبارز نامداري که شامگاه چهارشنبه گذشته، دار فاني را وداع گفت. آن مرحوم در سال 1322 به دنيا آمد.
پرورش يافتن در خانه مبارزي نستوه، مانند آيتا... سيدمحمود طالقاني، کافي بود که خيلي زود از آن دختر پُر شر و شور، يک زن، با تفکرات انقلابي ساخته شود. خودش ميگفت: «من در خانوادهاي بزرگ شدم که پدر و پدربزرگمان، روش و ديدگاهشان هميشه اين بود که با افرادي که به ضرر توده مردم [فعاليت مي کنند] و به نفع مسائل دين کار نميکنند، مبارزه کنند و در اين محيط، بالاخره تحت تأثير صحبتها و سخنها بوديم.» اعظم طالقاني خيلي زود ازدواج کرد؛ اما مسئوليت هاي بعد از اين رويداد باعث نشد که در روند تحولات فکري او، خللي وارد آيد. او از 11 سالگي، به مطالعه آثار ادبي نويسندگان برجسته دنيا، مانند الکساندر دوما پرداخت و در 17 سالگي، پس از گذراندن يک دوره مديريت، به همراه خواهرش، مدرسهاي تأسيس و فعاليتهاي فرهنگياش را آغاز کرد.
ديدارش با امام خميني(ره) و آشنايي با تفکرات رهبر نهضت اسلامي مردم ايران از يک سو و از سوي ديگر، آشنايي با ديدگاههاي پدرش، از همان ابتدا، اعظم طالقاني را به فضاي مبارزه با رژيم پهلوي کشاند. تداوم فعاليتهاي او براي کمکرساني به خانوادههاي زندانيان سياسي و نيز، تلاشش براي انتشار اعلاميهها و ديدگاههاي امام(ره)، باعث شد که ساواک، در سال 1354، وي را بازداشت کند. برخي معتقدند که دستگيري اعظم طالقاني و شکنجه کردن شديد او، براي زير فشار گذاشتن پدر مبارزش بودهاست.
با اين حال، آيتا... طالقاني، با صبوري شگفتانگيزي، رنج زنداني شدن و آزار دادن فرزندانش را تحمل ميکرد و حتي گاه، با لبخندي تلخ ميگفت که آن ها به زندان ميروند تا آدم شوند و برگردند! زندهياد اعظم طالقاني، پس از تحمل شکنجههاي وحشيانه عُمّال رژيم پهلوي، به زندان افتاد و تا سال 1356، در زندان بود. او پس از آزادي، دوباره فعاليت و مبارزه عليه رژيم پهلوي را از سر گرفت و در کنار ديگر زنان مبارز و انقلابي، حضوري پررنگ و تأثيرگذار در جريان انقلاب داشت.
بازار