ستاره/ مهر يا صداق، مالي است که زن بر اثر ازدواج، مالک آن ميگردد و مرد ملزم به دادن آن به زن ميشود. مهر در عرف نشانه ارج و احترامي است که مرد براي زن قائل است و مظهر تعهد شوهر براي تامين زندگي زن است. در اين گفتار به شرح اقسام مهر و احکام مرتبط با تعلق و عدم تعلق مهريه ميپردازيم.
شرايط تعلق و عدم تعلق مهريه بر اساس اقسام مهر
تعريف مهريه مطابق ماده 1078 قانون مدني اينگونه است: «هر چيزي را که ماليت داشته باشد و قابل تمليک نيز باشد ميتوان مهر قرار داد.» در قانون ايران به پيروي از فقه، مهريه بر سه گونه است: مهر المسمي، مهرالمثل و مهرالمتعه که هر يک داراي شرايط و احکامي است.
۱. مهرالمسمي
هرگاه مهر در عقد ازدواج تعيين شده باشد، آن را مهرالمسمي ميگويند و ميتوان گفت که عبارت است از مال معيني که به عنوان مهر با توافق زوجين تعيين ميشود و يا شخصي که زوجين انتخاب کرده اند معين مينمايد.
مطابق مادهي ۱۰۸۲ قانون مدني: «به مجرد عقد، زن مالک مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي که بخواهد در آن بنمايد».
مطابق ماده ۱۰۵۸ قانون مدني: «زن ميتواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي که در مقابل شوهر دارد امتناع کند، مشروط بر اينکه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود».
نکته ۱: هرگاه مهر در هنگام عقد مشخص شده باشد و قبل از وقوع نزديکي ميان زن و شوهر، طلاق واقع شود، زن تنها مستحق دريافت نصف مهرالمسمي است.
نکته ۲: تعيين مهر، در هنگام عقد لازم نيست و طرفين ميتوانند بعد از عقد نسبت به تعيين آن اقدام نمايند، ولي در نکاح موقت، تعيين مهر در هنگام عقد لازم است و در غير آن صورت، عقد باطل ميشود.
مواد ۱۰۸۲ و ۱۰۸۵ در خصوص مواقعي است که مهر در عقد نکاح مشخص شده باشد و شرايط صحت را نيز دارا باشد. در اقسام ديگر مهر، حکم متفاوت است.
۲. مهرالمثل
مطابق ماده ۱۱۰۰ قانون مدني، اگر مهرالمسمي مجهول باشد و يا ماليت نداشته باشد، زن مستحق مهر المثل است؛ يعني مهري که برحسب وضع شخصي، خانوادگي و اجتماعي زن با توجه به اقران و امثال او تعيين ميگردد.
در حقوق ايران، مهرالمثل با «نزديکي» بر ذمهي شوهر قرار ميگيرد و صرف عقد، موجب استحقاق آن نيست. بايد گفت که مقصود قانون گذار در ماده ۱۱۰۰ اين بوده که زن پس از دخول، مستحق مهرالمثل است.
۳. مهرالمتعه
مطابق ماده 1093 قانون مدني: «هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزديکي و تعيين مهر، زن خود را طلاق دهد؛ زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود». براي تعيين مهرالمتعه، حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه ميشود و نه شرايط زن.
رابطه ميان تعلق مهريه به زن و تمکين از شوهر
چنانچه گفته شد، زن به مجرد عقد، مالک مهر ميشود و ميتواند آن را از شوهر مطالبه کند و براي احقاق حق خود به روشهاي قانوني، مانند رجوع به دادگاه متوسل گردد. به علاوه قانون طبق ماده ۱۰۸۵ به زن حق داده است که تا مهر خود را دريافت نکرده، از تمکين خودداري نمايد. طبق اين ماده، حق حبس مشروط بر اين است که مهر زن «حال»، يعني بدون مدت و قابل وصول به محض عقد باشد، پس هرگاه مهر «مدت دار» باشد، زن ديگر حق حبس ندارد.
ذکر اين نکته ضروري است که مطابق ماده ۱۰۸۶ قانون مدني، اگر زن قبل از اخذ مهر، به اختيار خود به ايفاي وظايفي که در مقابل شوهر دارد قيام نمود، ديگر نميتواند از حکم ماده ۱۰۸۵ استفاده کند. با اين حال، حقي که براي مطالبهي مهر دارد ساقط نخواهد شد.
نکته ۳: اگر زوجه بيمار باشد و يا حتي مرتکب جرمي مثل رابطه نامشروع شده باشد و شوهر نيز موفق به اثبات همهي اين موارد شود، زن همچنان مستحق دريافت مهريه است.
تفاوت مهر عندالمطالبه و مهر عندالاستطاعه در چيست؟
هرگاه مهر «عندالامطالبه» باشد، به محض مطالبه ي زن، شوهر بايد اقدام به پرداخت آن کند. در حالي که اگر مهر «عندالاستطاعه» باشد، شرط استطاعت مرد براي پرداخت مهر بايد محقق باشد و اثبات وجود اين استطاعت، با زن است.
در هر دو صورت، بار اثبات مطالبه در مهر عندالمطالبه و بار اثبات استطاعت در دين عندالاستطاعه با زوجه است. همچنين بار اثبات اعسار از پرداخت در مهريه عندالامطالبه با زوج و در مهريه عندالاستطاعه با زوجه است.
مهمترين تاثير تعيين مهريه عندالاستطاعه و عندالامطالبه، در همين بار اثبات است.
در مهر عندالاستطاعه، در صورت تقاضاي زوجه، اموال در دسترس زوج توقيف ميگردد، زيرا داشتن مال براي زوج دليل استطاعت او به نحو کلي يا جزئي است؛ بنابراين شرط استطاعت ثابت ميشود.
در مورد مهريه عندالمطالبه، که مطالبه زوجه شرط لازم التاديه شدن آن ميشود؛ در صورتي که زوجه قبلا مطالبه ننموده باشد، تقاضاي توقيف مال در دسترس از سوي زوجه عنصر مطالبه را محقق ميسازد.
امکان اجراي ماده ۲ قانون نحوهي اجراي محکوميتهاي مالي و بازداشت زوج مديون بر اساس درخواست زوجه، در مورد مهريه عندالاستطاعه عملا محقق نميگردد! زيرا مطابق اين ماده، جواز بازداشت زوج در صورتي محقق ميشود که ثابت شود عليرغم استطاعت و مطالبهي زوجه، زوج از پرداخت امتناع ميکند.
در واقع استطاعت از طريق معرفي اموال زوج، ثابت ميشود. در اين صورت مطابق مادهي ۲ قانون نحوهي اجراي محکوميت هاي مالي، امکان درخواست بازداشت زوج مديون وجود ندارد، زيرا اين ماده، شرط درخواست بازداشت زوج را عدم دسترسي به اموال محکوم عليه مقرر نموده است.
در آخر به ذکر موارد مختلف اثر انحلال ازدواج در مهر ميپردازيم.
انحلال ازدواج در مهر چه اثري دارد؟
انحلال نکاح ممکن است ناشي از فوت يا طلاق و يا فسخ ياشد که اثر هريک متفاوت است.
الف) تاثير فوت شوهر در مهرالمسمي زن
فوت شوهر هيچ گونه تاثيري در مهرالمسمي ندارد و چنانچه مهر در زمان حيات شوهر تسليم نشده باشد، زن ميتواند پس از فوت تمام آن را مطالبه کند. خواه قبل از نزديکي و خواه بعد از نزديکي، زن مستحق کل مهريه است.
ب) تاثير طلاق در مهر المسمي زن
هرگاه طلاق پس از نزديکي ميان زوجين واقع شود، زن مستحق تمام مهرالمسمي است و هرگاه طلاق قبل از نزديکي رخ دهد، زن مستحق دريافت نيمي از مهرالمسمي خواهد بود.
ج) تاثير فسخ نکاح در مهر المسمي
فسخ ازدواج قبل از نزديکي: مطابق ماده 1101 قانون مدني، هرگاه عقد نکاح قبل از نزديکي به جهتي فسخ شود، زن حق مهر ندارد، مگر در صورتي که موجب فسخ نکاح ناشي از عنن (ناتواني جنسي مرد) باشد که در اين صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است.
فسخ ازدواج پس از نزديکي: در صورتي که نکاح پس از نزديکي فسخ شود، زن مستحق همه مهر خواهد بود.
د) اثر طلاق قبل از نزديکي و تعيين مهر
هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزديکي و تعيين مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهر المتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد زن مستحق مهرالمثل خواهد بود.
ه) اثر فسخ يا فوت قبل از نزديکي و تعيين مهر
هرگاه قبل از نزديکي و تعيين مهر، نکاح به علت فسخ يا فوت يکي از زوجين منحل شود، هيچ گونه مهري براي زن نخواهد بود.
و) اثر انحلال ازدواج بعد از نزديکي
اگر مهر در عقد ذکر نشود يا عدم مهر شرط شده باشد و قبل از نزديکي واقع شود، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. در اين مورد فرقي نميکند که علت انحلال عقد طلاق يا فسخ يا فوت باشد.
بازار