1. جذاب ترین ها
دخترونه زنونه

به زن مطلقه، زن مجرد و زن تنها، خانه اجاره نمی‌دهیم!

منبع
برترين ها
بروزرسانی
به زن مطلقه، زن مجرد و زن تنها، خانه اجاره نمی‌دهیم!
برترين ها/ برخي پشت‌بام اجاره مي‌کنند، برخي همراه با يک خانواده ديگر مشارکتي اجاره مي‌کنند، اما مساله اجاره‌نشيني فقط اقتصادي نيست، اين گزارش نشان مي‌دهد که چه مصائبي براي زنان مطلقه و تنها در اجاره‌نشيني وجود دارد. دوراني که اجاره‌نشيني در ايران خوش‌نشيني بود به سر آمده است. اجاره‌نشيني براي خيل عظيم اجاره‌نشينان با تشويش و تنگدستي و ناامني همراه است. تورم اجاره‌بها از تورم سالانه سبقت مي‌گيرد و گلوي آسيب‌پذيرترين گروه‌هاي اجتماعي را هرچه بيشتر مي‌فشارد. زنان اجاره‌نشين مجرد، مطلقه، مادران مجرد و يا سرپرست خانوار از آن دسته اجاره‌نشين‌هايي هستند که هم بايد با تضاد طبقاتي و تورم بجنگند و هم با تمام نابرابري‌هاي موجود در جامعه. عاليه، سارا و ليلي سه زن مستقل هستند که بدون زندگي با مردان، سال‌هاست در مشهد و تهران اجاره‌نشيني مي‌کنند. آن‌ها تجربيات اجاره‌نشيني‌شان را با ما در ميان گذاشتند و از ناامني اقتصادي و اجتماعي گفتند؛ از اينکه زن بودنشان باعث شده گاه به آن‌ها خانه اجاره ندهند يا اگر دادند در عوض از آن‌ها چشم‌داشتي داشته باشند. همچنين از مشکلاتي که اين‌روزها به دليل تورم و بالارفتن اجاره‌ خانه‌ها، برايشان پيش آمده است. عاليه: مصائب زن مطلقه و اجاره‌نشيني عاليه ۲۷ ساله است، کارشناسي برق خوانده و در خط توليد کارخانه‌اي زير نظر سايپا در شهرک صنعتي مشهد با درآمد متغير ماهانه ۹۰۰ هزار تومان تا يک ميليون و دويست تومان، به مونتاژ برد‌هاي الکترونيکي دزدگير خودرو مشغول است. عاليه مطلقه است و فرزندي ندارد. او پس از طلاق تصميم مي‌گيرد در مشهد مستقل زندگي کند.
  او درباره‌ي دشواري‌هاي اجاره‌نشيني مي‌گويد: «اوايل براي پيدا کردن خانه يک جا زنگ زدم و گفتم: مطلقه‌ام. مَردي که پشت تلفن بود گفت من‌هم تنها هستم، اجاره خانه را باشما راه مي‌آيم، مي‌شود با هم دوست باشيم. بعد از آن هر جا دنبال خانه گشتم گفتم متاهلم و شوهرم نظامي است، چند شب در هفته نيست و شب‌ها تنها هستم. در مورد بعدي که رفتم خانه را ديدم، گفتم متاهلم، ولي شوهرم بعضي شب‌ها نيست. صاحب‌خانه پرسيد: “زن صيغه‌اي هستي يا دائم؟ من هر مستاجري را به اين خانه راه نمي‌دهم.» اين پرسش صاحبخانه از عاليه که زن صيغه‌اي هستي يا دائم؟ نشان مي‌دهد که عاليه به عنوان يک زن نه‌تنها بايد به مالک خانه‌اي که اجاره مي‌کند، انتخاب جنسي و شخصي‌اش را توضيح بدهد بلکه در همان گفت‌وگوي اول در دادگاه مالک بر اساس اين انتخاب‌ها دادگاهي هم مي‌شود: که اگر صيغه دائم مردي باشد، حق دسترسي به مسکن دارد و اگر صيغه دائم مردي نباشد، غيرقابل اطمينان است و نبايد به او خانه اجاره داد. او در ادامه مي‌گويد: «نصف مشهد را براي پيدا کردن خانه زير پا گذاشتم، ولي اجاره‌ها در حدي نيست که بتوانم از پسش بربيام. اين خانه‌اي که الان هستم، ازمن فقط کارت ملي و دسته چک گرفتند و شناسنامه نخواستند و نمي‌دانند که وضعيت زندگي من چطور است. اين خانه فاز تجاري است و دور و برش مغازه است. يک زيرزمين ۳۵ متري با دو ميليون رهن و ۶۰۰ هزار تومان اجاره است. بوي نم همه جا را برداشته است. ديوار‌ها و سقفش همه نم کشيده است، هيچ تهويه هوايي هم ندارد و مناسب زندگي آدميزاد نيست، ولي خب به سختي همين جا را پيدا کردم و حاضر نيستم همين زيرزمين نمور را از دست بدهم.» او مي‌گويد: در فقدان برخورداري از حمايت خانواده، داشتن همسايه‌هايي که بشود روي ياري و مهرورزي‌شان حساب کرد نعمتي هستند. اما در بسياري از مناطق ايران، بيشتر همسايه‌ها به زني که با پدر و مادر يا شوهرش زندگي مي‌کند اطمينان بيشتري دارند تا به زنان مجرد. عاليه توقع مهر و ياري از همسايه‌ها ندارد و به همين راضي است که واکنشي منفي از آن‌ها دريافت نمي‌کند. عاليه توضيحات درباره‌ي اجاره‌نشيني‌هايش را با اين جمله به پايان مي‌رساند: «جامعه ما پذيراي يک زن مطلقه نيست». سارا: سرپرست خانوار بودن و اجاره‌نشيني سارا ۴۶ساله، راننده اسنپ است و با دختر ۱۷ساله‌اش تنها در منطقه ۱۹، خاني‌آباد تهران زندگي مي‌کند. پس از سال‌ها هنوز نتوانسته طلاق بگيرد. هشت سال است که با دخترش زندگي مي‌کند و شوهرش هشت سال است که در خانه پدري‌اش در تهران زندگي مي‌کند. سارا مي‌گويد که شوهرش در هشت سال گذشته حتي هزار تومان براي خرج دخترش نپرداخته است. او درباره جربه اجاره‌نشيني‌اش مي‌گويد: «شرايط خيلي سخت شده. اجاره‌بها خيلي بالاست، حداقل ۴۰ درصد افزايش داشته. سال‌هاست که در اين خانه اجاره‌نشينم. قبلا رهن اين خانه پنج ميليون و اجاره‌اش ۸۰۰ هزار تومان بود. امسال صاحبخانه ۴۰ ميليون از من مي‌خواست با يک ميليون. با خيلي چانه زدن الان ۲۰ ميليون رهن به صاحبخانه دادم با ۸۰۰ هزار تومان. اينجا خانه نيست، خرابه است. مثلا کولر مال ۴۰ سال پيش است. خانه دو اتاق دارد. خراب بود. تازگي که دوباره اينجا را اجاره کردم با کمک يک دوست شکاف‌هاي ديوار را پر کرديم و خودم ديوار‌ها را رنگ کردم.» سارا در پاسخ به اين سوال که چرا خانه ديگري اجاره نکرديد، مي‌گويد: «خانه عوض کردن خيلي سخت است. سه ماه جاي ديگري را اجاره کرديم که از اينجا بهتر بود. کوچک، تميز و مرتب بود، ولي امنيت نداشت. بعد از سه ماه دوباره همين خانه قراضه را اجاره کرديم.» او درباره‌ي دليل تصميمش مي‌گويد: «آن‌جا امن نبود، چون فکر مي‌کردند، چون من و دخترم دو زن تنها بوديم براي آن‌ها شرايط خاصي است و مي‌توانند از اين شرايط سوء استفاده کنند. مثلا وقتي من مي‌رفتم سر کار و دخترم در خانه تنها بود. صاحبخانه مي‌آمد پشت در را آرام مي‌زد و گوشش را چنان به در مي‌چسباند که دخترم از صداي نفسش مي‌ترسيد. به اين دليل بود که مجبور شدم از آن خانه دوباره اسباب‌کشي کنم و به اين خانه فعلي بيايم.» درباره‌ي رفتار همسايه‌ها با او مي‌گويد: «خانه‌اي که امسال دوباره اجاره کردم ۱۱ سالي است که در آن اجاره‌نشين هستيم و همسايه‌ها ما را مي‌شناسند و فکر بدي در مورد ما نمي‌کنند. اما آنجا که سه ماه اجاره کرده بودم همسايه‌ها با ما بد رفتار مي‌کردند و به ما اطمينان نداشتند.» سارا درباره‌ي مخارج زندگي‌اش مي‌گويد: «گاهي که بايد اسباب کشي کنم پول کم مي‌آورم. سر دو اسباب کشي اخير پنج ميليون خرج کردم. يک کاميون گرفتم ۵۰۰ هزار تومان. قرارداد تازه نوشتم و بايد پول مي‌دادم و دوباره مي‌بايست به رهن خانه اضافه مي‌کردم. واقعا شرايط سختي است.» سارا سال‌ها پيش به سرطان پستان دچار مي‌شود و سال ۸۵ و ۹۲ هر دو سينه‌اش را درآورد. او مي‌گويد در چهارسال گذشته اصلا نتوانسته آزمايش‌هاي لازم را انجام دهد، چون خيلي گران قيمت هستند. مي‌گويد درد‌هاي شديد دارم و نبايد بار سنگين بلند کنم، اما مجبورم. اين روز‌ها انگشت‌هايم اينقدر درد مي‌کنند که نمي‌توانم دنده ماشين را عوض کنم، اما چاره چيست؟ ليلي: مجردي و اجاره‌نشيني ليلي ۳۸ ساله، مجرد و شغلش ترجمه است. او ۱۰ سال است در تهران مستقل از خانواده زندگي مي‌کند. او درباره‌ي اجاره‌نشيني مي‌گويد: «خانه پيدا کردن خيلي سخت است. هر جور شده به آدم يک حس حقارتي منتقل مي‌کنند. چون هرچقدر هم آدم قدرتمند باشه باز هم فسخ پيش‌نويس قولنامه به خاطر همسر مالک آدم را تحقير مي‌کند. الان بعد از ۱۰ سال اجاره‌نشيني بالاخره جايي هستم که اين طور نيست. چون تمام ساختمان مجردند و صاحبخانه خانم تنهاست.» ليلي درباره تجربه‌هاي ناخوشايند با صاحبخانه‌هاي قبلي‌اش مي‌گويد: «سا‌ل‌هاي قبل صاحبخانه مي‌آمد دم ساختمان زنگ مي‌زد احوالپرسي مي‌کرد. من‌هم زنگ در را از آن موقع خاموش کردم. حتي در خانه‌هاي بعدي سيمش را مي‌کشم». ليلي درباره‌ي بالا رفته رهن و اجاره‌ي خانه‌ها مي‌گويد: چون آزادکار به حساب مي‌آيم پرداخت اجاره سخت است. مخصوصا اگه خيلي کار دستم نباشد. امسال براي اين خانه ۳۵ ميليون تومان رهن دو ميليون تومان اجاره مي‌دهم. ليلي حرف‌هايش را با اين جمله‌ها به اتمام مي‌رساند: ترسناک اين است که بالاخره قرار است براي امثال ما مجرد‌ها در سنين بالاتر چه اتفاقي بيفتد؟ از نظر مسکن يا مراقبت؟ گراني و فقر: وجه مشترک زنان و مردان اجاره‌نشين تضاد طبقاتي و هرچه فقيرتر شدن مردم، به زندگي زناني که به تنهايي يا با فرزندانشان، بدون همسر زندگي مي‌کنند فشار بيشتري وارد مي‌کند. تنها درصد کمي از زنان مستقل و بدون شوهر که به طبقات بالاي جامعه تعلق دارند با مشکل مسکن روبه‌رو نيستند. اما بيشتر زنان به طبقه متوسط و فرودست تعلق دارند و با مشکلات اقتصادي دست به گريبان هستند. به اميد آن روز که اقشار متوسط و فرودست جامعه براي نياز‌هاي اساسي و ابتدايي خود مانند مسکن در مشکل نباشند. پي‌نوشت: اين مطلب با تغييراتي از وب‌سايت راديو زمانه برداشته شده.