logo

غیرت دختر شانزده ساله سرپل ذهابی

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
غیرت دختر شانزده ساله سرپل ذهابی

آخرين خبر/ شانزده سال بيشتر نداشت. درشت هيکل بود. وقتي مي خواست حرف بزند با لهجه کردي سرپل ذهابي مي گفت: "تُن علي" و بقيه حرفش را مي زد. به علت چاقي اش، تند و فرز نبود اما هر کاري را ازش مي خواستند انجام مي داد. روزهاي اول جنگ، مهرماه ٥٩، هيچ مسئوليتي نداشت به جز تميز کردن تختهاي خوني و مهمترين کارش که ترجمه حرفهاي مجروحين کُرد بود. 
به نظر مي رسيد موقع خوابيدن آرامش ندارد. خودش را در پتو قنداق مي کرد. يک ساعتي از شروع خوابش نمي گذشت که لنگ و لگد مي انداخت. صبح وقتي بهش مي گفتيم چرا توى خواب آرامش نداشتي با لحن سوالي مي پرسيد: "تُن علي؟"
اگر جنگ اول مهر در سرپل ذهاب شروع نشده بود، به دبيرستان مي رفت. 
جنگ که شروع شد، شايد تنها يک مرتبه با پدر و مادرش به اردوگاه جنگ زدگان کرمانشاه رفت. وقتي با پدرش به سرپل ذهاب آمدند تا به خانه شان سري بزنند، ديگر با پدرش برنگشت. 
روزهاي اول مجروحين درمانگاه زياد بودند. پروانه ايستاد و کمک کرد. پدر و مادرش آمدند دنبالش تا او را با خودشان ببرند کرمانشاه. مادرش با التماس مي گفت: "آخه از درس ات عقب ميافتي." پروانه مي گفت: "تُن علي همينجا مي خونم. قول ميدم موقعي که مجروح نباشه با خانم دکتر درسم رو بخونم."
از قبل دم خانم دکتر کيهاني را ديده بود و به خانم دکتر التماس کرده بود تا اجازه اش را از پدر و مادرش بگيرد. پروانه با التماس و اشک مي گفت: "من چطور غيرتم اجازه ميده؟ اينا از تهران اومدن تو شهر من دارن کار مي کنن بعد من شهر خودمو ول کنم و کمک حالشان نباشم؟"
پروانه شماعي زاده اهل سر پل ذهاب بود. سالها در درمانگاه جنگي شهيد نجمي ماند و سخت ترين وظيفه را به عهده داشت:
روزهاي اول جنگ که شهدا را از خط مقدم مي آورند، تنها جنازه هايشان را با تابوت به پشت جبهه مي فرستادند. مدت کوتاهي که گذشت متوجه شديم کوچکترين يادگاري هاي همراه شهدا، براي خانواده هايشان مهم و ارزشمند است. 
پروانه، اشياء همراه شهدا را تحويل مي گرفت. آن ها را در کيسه شفافي مي گذاشت و دورشان را چسب مي زد. ليست اشياء را همراه کيسه تحويل آمبولانس مي داد تا با شهيدي که زخمهايش شسته و در پارچه سفيدي پيچيده شده بود به پشت جبهه فرستاده شوند.
اسفند سال ٦٦ پروانه شماعي زاده در بمباران اردوگاه جنگ زدگان کرمانشاه شهيد شد. 
چند سال پيش که سفري به سر پل ذهاب داشتم، از هر کس پرسيدم، هيچ کس پروانه شماعي زاده را نمي شناخت. 

نويسنده: مريم کاظم زاده خبرنگار جنگ تحميلي

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar