آخرین خبر/ سریال روزگار قریب صحنه‌ای دارد که برای من ماندگار شد؛
دو پسربچه‌ با هم دعوا می‌کنند و یکی توی چشم‌های دیگری آهک می‌پاشد... هرلحظه ممکن است بچه کور شود، البت اگر تا حالا نشده باشد. دکتر قریب با تلاش زیاد، با ریش گرو گذاشتن‌ها و رفتن و آمدن‌ها، بالاخره بچه را از بین بازی‌های انتقامیِ محله بیرون می‌کشد و به چشم پزشک می‌رساند.
و آنجا متوجه می‌شود که بچه کور نشده‌...
و صحنه‌ی ماندگار: دکتر قریب از اعماق دل نفس راحت می‌کشد. نفس راحتی که یک "آخیش" بزرگ در زیرمتنش دارد.
آخیش که این بچه کور نشد، آخیش که به موقع رسید به پزشک، آخیش که بقیه عمرش را لازم نیست پاورچین و کورمال راه برود...
کور شدن یا نشدن آن بچه هیچ تاثیری در ادامه زندگی محمدقریب نداشت، اما آن نفس عمیقِ از سر آسودگی نشان‌دهنده انسان‌دوستی و انسان‌مداری او بود.

به "آخیش"های زندگی‌تان فکر کنید. آخیش‌های زندگی‌تان را مرور کنید.
چندبار، کی، کجا، برای چه و در چه موقعیت‌هایی گفته‌اید آخیش؟

وقتی حرف نیشدار زده‌اید و مطمئن شده‌اید زهرتان را ریخته‌اید؟ وقتی زیرآب کسی را زده‌اید و از کار بیکارش کرده‌‌اید؟ وقتی حرف آخر را توی دعوا زده‌اید و گوشی را کوبیده‌اید؟ وقتی رقیبتان خورده زمین؟ به جلسه امتحان نرسیده؟ پارک دوبل را خراب کرده؟ وقتی پای حریفتان شکسته؟ کلاهش را برداشته‌اند؟ سُر خورده؟ چپ کرده؟ خیط شده؟
یا
وقتی که امتحانتان را خوب داده‌‌اید، آخرین قسط را واریز کرده‌اید، دوستتان از بیمارستان مرخص شده، پدری آخرین تکه جهیزیه دخترش را کامل کرده، پسر همسایه کار پیدا کرده، یک زندانی دیه آزاد شده، پنالتی تیم محبوبتان گل شده، پیشرفت کرده‌اید، پیشرفت کرده‌اند، رها شده‌اید، رها شده‌اند، رسته‌اید، رسته‌اند...

آخیش‌ها را مرور کنید. آخیش‌ها به شما می‌گوید که کجای محور انسانیت ایستاده‌اید. اخیش‌ها سنگ محک خوبی هستند برای خودشناسی. آخیش‌ها می‌گویند که از دریده‌شدن دیگری شاد می‌شوید یا از آسوده شدنش؟ خوشی دیگری شما را آخیشی می‌کند یا غمش؟

مرور کنید؛ آخرین بار کی و چرا گفته‌اید آخیش؟!.
منبع صفحه سودابه فرضی پور
 

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar