بررسی استایل دهه شصتيِ رامبد و خندوانهایها

برترين ها/ در سري جديد برنامهي خندوانه که اين روزها درحال پخش است، ايدهاي متفاوت اجرا شده، آن هم بهنمايش درآمدن برنامه با تِم مشخص است. اگر بينندهي خندوانه باشيد حتما ديدهايد که در قسمت دوم آن، تِم برنامه استايل دهه شصتي ايراني بود. اين انتخاب براي بسياري از افراد يادآور روزها و خاطرات گذشته بود. بههمين بهانه تصميم گرفتيم نگاهي به استايل ايرانيها در آن دوره داشته باشيم.
استايل در دهه شصت
مُد دههي۱۳۶۰شمسي را به جرات ميتوان مُد انقلابي ناميد. ميل به ساده زيستي، دوري از مُد و جنگ تحميلي هشت ساله، همه و همه باعث شد اصولاً مُد در سالهاي دههي۶۰ شمسي به حاشيه برود و يا بهتر است بگوييم مفهوم ديگري از مد در بين مردم به وجود بيايد.لباس مردان ايراني در اين سالها به شلوارهاي پارچهاي گشاد و پيراهنهاي ساده تغيير يافت. لباس رسمي و اداري در اين سالها هم کت و شلوار بدون کراوات بود.
در دهه ۶۰، کراوات به عنوان نمادي از فرهنگ غربي به حاشيه رفت و به تيپهاي خاصي از جامعه منحصر شد. در اين دهه معدودي از افراد بودند که لباس و ظاهر خود را با سبک و سياق روز دنيا هماهنگ ميکردند. اين افراد بيشتر از فرهيختگان و طبقههاي بالاي اجتماعي بودند.
ولي در اين ميان بيشتر مردم به خاطر حال و هواي انقلابي از پوششهاي سادهاي که در آن زمان بين مردم محبوب شد استفاده ميکردند و اين پوششها کم کم دورهي خاصي را در تاريخ مملکت ما رقم زدند.
پوشيدن مانتوهاي چند سايز بزرگتر
الهه بصير در روزنامه همشهري نوشت: انقلاب اسلامي بر هر موضوعي که الهام گرفته و تقليد از فرهنگ غربي بود، خط بطلان کشيد؛ از نحوه پوشش گرفته تا چيدمان خانههاي اعياننشين و حتي مهمانيهاي آنچناني که تا پيش از آن جايي در فرهنگ اصيل ايراني نداشت. اما رد پاي تقليد از غرب همچنان در پوشش زنان دهه شصتي ديده ميشد.
آن موقع مانتوهاي گشاد و رنگارنگي مد شده بود که قدشان تا مچ پا ميرسيد. اين مانتوها آنقدر گشاد و بلند بودند که اگر کسي آنها را به تن ميکرد و به کوچه و خيابان ميرفت، آن هم در دورهاي که گرايش به چادريشدن بسيار پررنگ شده بود، مورد سرزنش قرار نميگرفت؛ مانتوهايي که در عين سادگي براي خودشان با دنيايي تغييرات ريز و درشت همراه بودند که بنا بر سليقه مخاطب اعمال ميشدند.
بعضي از آنها جيبهاي بزرگي داشتند؛ آنقدر بزرگ که به خنده با خورجين موتورهاي گازي قياس ميشدند. برخي ديگر آستين پفي بودند؛ يعني آستينشان از سرشانه چندين و چند چين خورده و يک پف بزرگ روي شانه نشانده بود که گاهي ارتفاع آن تا نزديک گوش ميرسيد و سر و گردن را در پف آستينها پنهان ميکرد.
برخي دم آستينشان با دکمه جمع ميشد و برخي ديگر مچدوزي شده بودند؛ مانند سرآستين پيراهنهاي مردانه. در اين ميان، اما همهشان يک وجه مشترک داشتند؛ آن هم اپلهاي بزرگي بود که به سرشانه مانتو ميدوختند تا کمکي باشد براي نگهداشتن اين مانتوي چند سايز بزرگتر روي شانههاي چند سايز کوچکتر؛ اپلهايي که از مد غربي به يادگار مانده بودند؛ از مد دهه ۶۰ ميلادي. شايد اين اپلها تنها بارقههاي تقليد از مد غربي بودند که رد پايشان در سادهگرايي اين دهه سراسر تغيير باقي مانده بود.
حالا که تصويري از آن مانتوهاي دلبر با اندازه غولآسايشان برايتان کشيديم، بد نيست بدانيد که هرکسي اين مانتوها را نميپوشيد و به قول معروف مخصوص دخترهاي جوان و خانمهايي بود که به تيپزدن اهميت زيادي ميدادند.
شلوارهاي دست به گريبان با باد
بعد از شلوارهاي جذب و دمپاگشادي که پيش از انقلاب بسيار محبوب بود و خيليها آن را سوغات مسافران از فرنگ برگشته ميدانستند، نوبت به پوشيدن شلوارهاي گشاد مردانه رسيد؛ شلوارهاي راحتي که انگار آمده بودند تا انتقام جذببودن تيپ قبلي را بگيرند. آنقدر گشاد بودند که اگر هر دو پا را در يک پايشان ميکردي باز هم جا اضافه ميآمد. به اندازه دوخت چند شلوار پارچه ميبردند. اوايل که روي کار آمده بودند خيليها به تمسخر ميگفتند اين شلوارها آمدهاند تا هر روز با باد دست به يقه بشوند.
وقتي کسي از اين شلوارها ميپوشيد و سوار موتور گازي ميشد، پاچههاي شلوارش مثل بادکنک باد ميشد و چنان در باد ميرقصيد که گويي قصد پرواز دارد. براي جمع کردن کمر اين شلوارهاي پرچين، خياطها بالايشان چند پيله ميگرفتند. به همين دليل به اين شلوارها پيليسهاي يا ۶ پيله ميگفتند. شعار مد دهه شصتيها، سادگي و سادهگرايي بود. اين شلوارهاي تکرنگ راحت به خوبي مقيد بر شعار پوشش اين دوره بودند؛ با آن رنگهاي عمدتا متمايل به خانواده قهوهاي که در دوره قبل کمتر به آن توجه ميشد.
بعدها که شلوارها راه تعادل را در پيش گرفتند و نه به جذبي شلوارهاي پيش از انقلاب بودند و نه به گشادي شلوارهاي دههشصتي، شلوار پيليسهايها رفتند در صندوقچه خاطرات و هر بار که کسي يادشان ميکرد لبخند گشادي بر صورتش نقش ميبست؛ به گشادي همان شلوارهاي ۶ پيله.
بهطور کلي خصوصيت بارز استايل افراد در دهه شصت را ميتوان در موارد زير خلاصه کرد:
شلوار دمپاگشاد
يقه خرگوشي
چند دکمه اول يقه معمولا باز بود
پيراهنهاي گلگلي و طرحدار
شلوارهاي پليسه (معروف به ۶ پليسه)
کت و شلوار براق
اپُل
پشتِ مو
کاپشنهاي بادي
کت و شلوار سفيد
پديدهي مُد و مُدگرايي
پديدهي مُد، شکلي از تقليد و پيروي و يکسان سازي اجتماعي، اما متقابلاً پيوسته درحال تغيير بوده و از زماني به زمان ديگر و ميان طبقات مختلف اجتماعي، متفاوت است. باوجود اين که بسياري تصور ميکنند که مُد تنها حربهاي است براي افزايش فروش، اما اين اصطلاح، مفهومي بسيار پيچيدهتر از اين هاست.
شلوارهاي ۶ پيله گشادي که امروز عکسشان را ميبينيم و ريسه ميرويم که مگر ميشود با چنين شلواري سرکار و دانشگاه حاضر شد و در جشن و مهماني شرکت کرد، روزي براي خودشان کبکبه و دبدبهاي داشتند و کسي که آنها را ميپوشيد چنان بادي به غبغب ميانداخت که گويي شقالقمر کرده است. خاصيت مد و مدگرايي همين است؛ همين که امروز لباسي به تن کنيم که، چون ماه مجلس بدرخشيم و فردا با يک فلشبکزدن به گذشته، احتمالا با ديدن چند عکس يادگاري يا نشستن در جمعي که خاطرات گذشته را برايمان تداعي ميکند، روي زمين پخش شويم و بخنديم به تيپي که داشتيم.
در گذشته بهويژه دهه ۶۰ که رسانه نقش تأثيرگذاري بر زندگي افراد داشت، مجريان تلويزيوني، فوتباليستها و بازيگران سريالهاي خانوادگي تأثيرگذارترين افرادي بودند که مد روز را نمايش ميدادند و در واقع روي تيپ مردم اثر ميگذاشتند.