logo
  1. جذاب ترین ها
دخترونه زنونه

شایع ترین دلایل طلاق کدام اند؟

منبع
حامي هنر زندگي
بروزرسانی
شایع ترین دلایل طلاق کدام اند؟

حامي هنر زندگي/ داشتن خانواده سالم امري ضروري است چرا که به حفظ همه جانبه جامعه و افراد کمک مي کند. يکي از موارد پيش بيني نشده خانواده طلاق است. آمارهاي جهاني روند رو به رشدي را در اين زمينه نشان مي دهند. در ايران هم با وجود نهادهاي اجتماعي و خدمات فرهنگي متاسفانه شاهد سير صعودي طلاق هستيم. طلاق صدمات روحي و رواني هم به زوجين و هم خانواده هاي دو طرف وارد مي آورد و از جمله معضلاتي هست که در پي آن مسائل ديگري را هم با خود دارد. دگرگوني زندگي زوجين گاهي حتي تا سال ها صدمات خودش را به فرزندان مي زند. مسائلي که طلاق بهمراه دارد اقتصادي, فردي, اجتماعي و حتي جسماني است.
طلاق باعث احساس تنهايي، گناه، حس رهاشدگي، بي اعتمادي، کاهش عزت نفس، آشفتگي روحي رواني و استرس و خشم در زوجين مي گردد. کودکان طلاق بيش از ساير کودکان از افت تحصيلي، اختلالات يادگيري، عدم توجه و تمرکز، افسردگي، اضطراب، شب ادراري و حتي مشکلات جسماني رنج مي برند.


بنابراين حل اين معضل اجتماعي و مديريت روند رو به رشد آن به داشتن جامعه سالم و شکوفايي آن مي انجامد. امروزه کارشناسان و مشاوران به طلاق بعنوان پديده پيچيده اي مي نگرند که تا حد زيادي در بسياري از خانواده ها قابل پيشگيري و کنترل است.مشاوران طلاق در اين زمينه به زوجين کمک مي کنند تا مشکلات زندگي خويش را ارزيابي دوباره کنند و از ديد تازه‌اي به آن بنگرند. چرا که بسياري از تعارضات خانوادگي به دليل عدم آگاهي و شناخت افراد از يکديگر و عدم توانايي در حل مسئله است. افراد با راهنمايي مشاوران مي توانند با نقاط قوت و ضعف خود در روابط بين فردي آشنا شوند و در صدد رفع مسائل خود برآيند.تحکيم خانواده زمينه بهزيستي افراد و جامعه را فراهم ميکند.

عوامل موثر بر طلاق چيست؟
عوامل مختلفي با توجه به بافت فرهنگي _ اجتماعي براي طلاق ذکر شده است. به طور مثال برخي روانشناسان خيانت همسران به يکديگر را يکي از عوامل طلاق ذکر کرده اند. يکي از عوامل موثر بر طلاق عدم رضايت زنانشويي است. احساس رضايت از ازدواج نقش مهمي در کارکرد بهنجار در خانواده دارد. زوجين سازگار صميميت و توافق زيادي با يکديگر دارند؛ آنها از نوع و کيفيت زندگي و اوقات فراغت خشنودند و مديريت خوبي در مسائل مالي دارند. تعارض زنانشويي ناشي از ناهماهنگي زن و شوهر در نوع نيازها و روش ارضاي آن، اختلاف در خواسته ها و بي مسئوليتي آنان نسبت به هم است.
هم چنين عوامل فردي هم چون سن افراد، بيماري هايي نظير عقيم بودن و نازايي، اختلاف فرهنگي، ناهماهنگي طبقاتي، دخالت هاي بي مورد خانواده ها، اعتياد، بيکاري، اختلالات جنسي، مهريه هاي سنگين، نفاق و دورويي، مردسالاري، تعصب و غيرت بي جا، خساست، جريحه دار شدن احساسات، تشريفات، عدم تطابق سنت ها و ازدواج هاي تحميلي از ديگر دلايل طلاق بشمار مي آيند. تحقيقات نشان داده که از ديدگاه زنان و مردان عوامل متفاوتي زمينه ساز طلاق هستند. مهم ترين دليل مردان براي جدايي و طلاق دخالت هاي خانوادگي و در ميان زنان مهم ترين دليل انتخاب نادرست همسر مي باشد.

شايع ترين دلايل طلاق کدام اند؟
همان طور که گفته شد طلاق دلايل متعددي دارد اما برخي از شايع ترين آن ها به شرح زير هستند:


1. عدم مديريت هيجانات
يکي ديگر از عوامل بروز طلاق عدم مديريت هيجانات است که سبب بروز رفتارهاي ناگهاني و ترس و خشم و اضطراب در زوجين مي شود. اين افراد با کوچکترين تکانه اي بهم ريخته و افسار خويش را از دست داده و شروع به ناسزاگويي و توهين به يکديگر مي کنند. مديرت هيجان مسئله مهمي است که بايد سال هاي قبل هم چون دوران کودکي و نوجواني به افراد آموزش داده مي شد تا مي توانستند در برخورد با بحران ها و معضلات زندگي بهترين راهبرد را در پيش گيرند. سرکوبي و يا تخيله ناگهاني هيجانات راه صحيح نيست بلکه افراد بايد بتوانند به درستي احساسات خويش را بر زبان آورده و در مواقع لازم بهترين تصميم را بگيرند. تنظيم هيجانات نياز به آموزش و تمرين دارد تا زوجين بتوانند زندگي همراه با خشنودي و روابط بين فردي موثر داشته باشند. طبيعي است که عدم آگاهي از اين هيجانات و نحوه بروز آن تعارضات ميان افراد را بيشتر و زندگي زنانشويي را در معرض فروپاشي قرار مي دهد. در اين شرايط زوجين به جاي حمايت از يکديگر در جهت آزار، ناکامي و کاهش عزت نفس يکديگر حرکت مي کنند و هر يک دنبال يافتن دليل براي اثبات عيب و کوتاهي و طرد يکديگر هستند.

2. افکار و باورهاي نادرست
برخي متخصصان روانشناسي دليل مشکلات زوجين را باورهاي نادرست و افکار ناکارآمد از يکديگر مي دانند. افراد به دليل تحريف هاي شناختي درگير مشاجره با هم مي شوند و نمي توانند حرف يکديگر را درک کنند. هر کدام از مسئله برداشت جداگانه خود را دارد و واقعيت ذهني شان متفاوت مي شود که سبب عدم درک و همدلي مي گردد. روانشناسان براي رفع تعارضات زناشويي اط دو طريق اصلاح تحريف هاي شناختي و تغيير شيوه هاي حل تعارض کمک مي گيرند.

3. مشاوره طلاق يک طرفه | مشکلات شخصيتي و رواني
يکي ديگر از علل طلاق اختلال هاي شخصيتي و رواني يکي از زوجين مي باشد. به عنوان مثال اختلال پارانوئيد يکي از دلايل شايع در دادگاه هاي طلاق است. در اين اختلال فرد نسبت به ديگران سوظن شديد دارد. هسته مرکزي اين اختلال بدبيني و عدم اعتماد به ديگران است که از عوامل مشکل ساز جدي در روابط با ديگران محسوب مي شود.

4. ناتواني در شناخت خواسته ها
برخي روانشناسان تعارض هاي زناشويي را به دليل ناهماهنگي زن و شوهر در نيازها و روش ارضاي آن، خودخواهي، مشکل در طرحواره هاي رفتاري و رفتارهاي غيرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشويي و ازدواج مي دانند. تعارض در خانواده نشانگر آن است که کيفيت ارتباط اعضاي آن با يکديگر مشکل دارد و حداقل يکي از اعضاي خانواده سعي بر اين دارد که اعضاي ديگر خانواده با دنياي دروني او هماهنگ شوند.

5. اعتياد
اعتياد به مواد مخدر يا الکل تاثيرات مخربي بر فرد و خانواده مي گذارد. اعتياد عوارض جسمي، روحي و رواني گسترده اي به دنبال دارد. از جمله اين عوارض ضعف جسمي، افسردگي، پرخاشگري، اضطراب، بي توجهي به مسئوليت هاي فردي و بيکاري مي باشد که لطمه به اقتصاد و نهاد خانواده مي زند.

6. بيکاري
از مسائل عمده طلاق مخصوصا در کشورهاي در حال توسعه، مسائل اقتصادي مي باشد. بيکاري خود عوارض روحي و رواني گسترده اي را همراه دارد. اين افراد احساس بي کفايتي و ناتواني در تامين معاش خانواده و رفع نيازهاي آنان مي کنند. از طرفي بيکاري سرزنش اطرافيان را در پي دارد که سبب رنجش فرد، عدم اعتماد به نفس و نااميدي مي شود. اين مسئله به مرور زمان تحکيم خانواده را به خطر مي اندازد.


مشاوره طلاق يک طرفه | انواع طلاق
طلاق انواع مختلف دارد که دو نوع اساسي و شايع آن به شرح زير مي باشد:

1. طلاق عاطفي
وقتي سردي و خاموشي در زندگي زوجين جاري مي‌شود، آن ها نسبت به يکديگر بي تفاوت مي شوند. در واقع برخي ازدواج ها که به طلاق ختم نمي‌شود تو خالي خواهند شد. در اين نوع طلاق زن و شوهر زير يک سقف زندگي مي کنند اما هريک در دنياي دروني خودشان هستند. در واقع همسران بدون عشق، احترام، همدلي و محبت و دوستي ازدواج خود را پيش مي برند. آنها به جاي حمايت از يکديگر در جهت آسيب رساندن به هم هستند و هر يک ديگري را مقصر مي داند. طلاق عاطفي به عنوان انتخابي نفرت انگيز تسليم در برابر ديگري است که احساس غم و نااميدي را در پي دارد. به خصوص در زناني که از تمکن مالي کافي برخوردار نيستند و يا در زندگي داراي فرزند هستند ناچارند با وضعيت موجود سازگاري کنند. از سوي ديگر مرداني که توانايي پرداخت مهريه را ندارند شرايط موجود را تحمل مي کنند. همه اين عوامل منجر به حاکم شدن جو سرد و بدون شور و نشاط در خانه مي شود. فرزندان براي دور ماندن از اين فضايي که احساس آرامش و راحتي نمي کنند به محيط بيرون از خانواده پناه مي برند.

2. طلاق قانوني
پايان قانوني ازدواج و تعهد زوجين به وسيله ظلاق و نه با مرگ همسر و يا حکم بي اعتبار، همان طلاق قانوني مي باشد. اين طلاق ريشه فقهي و مذهبي دارد. اجراي صيغه طلاق و ثبت آن پس از حکم دادگاه صادر خواهد شد. 

طلاق چه پيامدهايي را به دنبال دارد؟
طلاق داراي آثار و پيامدهاي عميق اقتصادي، اجتماعي، رواني، قانوني و والديني براي مردان و زنان مطلقه، فرزندان طلاق و اجتماع است. آثار و عوارض طلاق شامل مسائل اقتصادي، اجتماعي و روانشناختي مي شود که در برخي موارد هزينه هايي را به جامعه تحميل مي کند. افرادي که طلاق را تجربه کرده اند با کشمکش هاي متعدد بين فردي مواجه بوده اند و در اين فرآيند هويت آشفته، عزت نفس پايين، سردرگمي در نقش، فقدان اميد و تغيير سبک زندگي از عوامل آن هستند. برخي از پيامدهاي شايع طلاق عبارتند از:

1. پيامد اجتماعي
طلاق داراي پيامدهاي اجتماعي همچون تغيير ساختار خانواده، نگاه اجتماع، مشکلات تحصيلي و عاطفي فرزندان، احساس طردشدگي، احساس نااميدي نسبت به زندگي زناشويي، احساس بيگانگي از خود، زندگي زناشويي و جامعه و فردگرايي، آسيب هاي کودکان، سو مصرف مواد، مشکلات حضانت و تربيت فرزندان و عدم امنيت اجتماعي زنان مي باشد. زنان متارکه کرده کمتر از مردان ازدواج مجدد مي کنند. دليل آن وجود فرزندان، سن زن، فرصت محدود آنان براي انتخاب و عدم رغبت مردان جهت ازدواج با زن مطلقه مي باشد. زنان همچنين از نگاه هاي کنجکاوانه و طعنه هاي دوستان و آشنايان در امان نيستند. مذموم بودن طلاق در جامعه و مقصر شمردن زن منجر به انزواي اجتماعي زنان مي شود.

2. مشاوره طلاق يک طرفه | پيامد اقتصادي
زنان پس از طلاق بيشتر از مردان از مشکلات اقتصادي، عاطفي و حمايت اجتماعي رنج مي برند. اگر پس از طلاق مسئوليت هاي اقتصادي و تامين نياز فرزندان بر دوش مادر سنگيني کند خطر افت تحصيلي، افزايش رفتارهاي بزهکارانه و مشکلات بهداشت رواني مادر و فرزندان افزايش مي يابد. مردان نيز به دليل پرداخت مهريه هاي سنگين و نفقه، بحران مالي را تجربه مي کنند. از دست دادن شغل و پايگاه اجتماعي به دليل زندان رفتن از ديگر صدمات روحي سنگين به آنهاست.

3. پيامد ارزشي
در گذشته طلاق بسيار مذموم و ناپسند بشمار مي آمد و در صورت بروز مشکلاتي بين زوج ها، همه دوستان و آشنايان زمينه صلح و سازش آنها را فراهم مي آوردند. لذا آمار طلاق در جامعه قديم بسيار کم بود اما امروزه کمتر کسي به طلاق به عنوان پديده اي غير اخلاقي مي نگرد. اين امر نشانگر از بين رفتن ارزش هاي ديروز در جامعه است. وقتي آمار طلاق بالا رود و خانواده ها به راحتي تن به جدايي دهند، يعني قبح اين پديده در جامعه رو به افول است و در اصل مي توان گفت يکي از پيامدهاي طلاق از بين رفتن ارزش هاي سنتي جامعه است.

4. پيامد روانشناختي
پيامدهاي روانشناختي طلاق شامل اختلالات رفتاري، اضطراب و استرس، وسواس هاي فکري، افسردگي، احساس گناه، ترس از آينده و خشم مي باشد. طلاق هم چنين در کودکان باعث اضطراب، افسردگي، شکايات جسماني، افکار سوء ظن، حساسيت در روابط متقابل و انواع فوبيا مي شود. مردان طلاق گرفته در معرض خطر خودکشي، پذيرش در بيمارستان هاي رواني، بيماري هاي فيزيکي و اقدام به خشونت و انحرافات جنسي هستند.

5. پيامد هاي جسماني
طلاق ممکن است باعث بيماري هاي روان تني در هر يک از زوجين گردد. بيماري هاي روان تني ريشه عصبي دارند؛ هرچند به ظاهر علت جسماني است. خيلي از ناراحتي هاي قلبي عروقي، مشکلات گوارشي، آسم و… در افراد متارکه کرده ريشه رواني دارد.

6. مشاوره طلاق يک طرفه | آسيب به کودکان
طلاق در کودکان دبستاني باعث افزايش بار مسئوليت والدين مي شود. اين حالت پاسخ دهي به نيازهاي فوري بي توجهي و از دست دادن شبکه حمايتي را به همراه دارد. اين کودکان در معرض آسيب هاي جنسي، سو مصرف مواد، بزهکاري و افسردگي هستند. آنان در اين اتفاق خود را مقصر مي دانند و همين مسئله رنج روحي زيادي را در آنان بالا مي آورد. کودکان طلاق گاهي به دليل فرزندپروري متفاوتي که از هر والد خود دريافت مي کنند، داراي اختلال شخصيت در بزرگسالي و عدم ثبات عاطفي مي شوند. گاهي اين کودکان رفتارهاي انزواجويانه را در پيش مي گيرند.
ازدواج مجدد والدين نيز موجب شکل گيري خانواده هاي ناتني مي شود. قرار گرفتن در خانواده نامادري و ناپدري براي کودک هم او را در معرض مشکلات تربيتي و روحي جديد قرار مي دهد. سن طلاق کودکان حائز اهميت است؛ کودکان تا 4 سالگي درکي از طلاق ندارند اما بعد از 6 سالگي متوجه آن مي شوند. سنين نوجواني و بلوغ حساس ترين سن براي جدايي والدين است چراکه بحران هويت و رفتارهاي پرخطر براي نوجوان بهمراه دارد.

طلاق يک طرفه چيست؟
به طور کلي طلاق شامل سه نوع : طلاق توافقي، طلاق يک طرفه زن و طلاق يک طرفه مرد مي باشد. در اصل طلاق يک طرفه بر خلاف طلاق توافقي که زوجين در مورد مهريه، نفقه، جهيزيه و حضانت فرزند توافق مي کنند، در طلاق يک طرفه يکي از زوجين اقدام به طلاق مي کند. طبق قوانين شرعي حق طلاق با مرد است و مرد مي تواند تحت هر شرايطي همسر خود را حتي بدون دليل موجه قانوني و شرعي با پرداخت حقوق مالي اش طلاق دهد. مرد براي طلاق بايد مراحلي را طي کند؛ دادخواست صدور گواهي عدم سازش، ازجاع آن به داوري، پرداخت حق و حقوق مالي زن، دريافت گواهي عدم سازش از دادگاه و در انتها مراجعه به دفاتر طلاق. براي پرداخت مهريه اگر مردي در دوران عقد با همسرش رابطه جنسي برقرار نکرده باشد، بايد نصف مهريه را بپردازد.
زن در صورتي مي تواند تقاضاي طلاق دهد که مرد نفقه را پرداخت نکرده باشد و يا 4 سال مفقودالاثر باشد. هم چنين در صورتي که ادامه زندگي او با مشقت همراه باشد مي تواند تقاضاي طلاق کند. موارد ديگري که زن مي تواند طلاق بگيرد شامل عقيم بودن مرد يا مريضي سخت او، ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اولش، محکوميت او به زندان، ضرب و جرح همسرش، اثبات خيانت او، مشکلات جنسي مرد، عدم تهيه مسکن و نداشتن رابطه جنسي براي مدت طولاني مي باشد.


دلايل طلاق يک طرفه
در اين بخش از مقاله مشاوره طلاق يک طرفه به بررسي دلايل طلاق يک طرفه مي پردازيم. ارتباطات ميان فردي اساس هويت و کمال انسان و مبناي اوليه پيوند وي با ديگران است. ارتباط هاي ميان فردي باعث شکوفايي و بهبود کيفيت روابط افراد مي شود. اين در حاليست که ارتباط هاي غير موثر روابط انسان را تخريب مي کند. پس از توقف رابطه صميمانه درگيري هاي فراوان، انتقاد، تمايل به سکوت، عدم همراهي عاطفي و حل نشدن مشکلات پديد آمده و به مرور دلزدگي زناشويي را به وجود مي آورد.
مشغله هاي ذهني زياد و محرک هاي بيروني استرس زا، به شدت زوجين را تحت فشار قرار داده و در طي زمان هر دو با توجه به اهداف ويژه خود، احتمالا از يکديگر دور مي شوند. اين دوري منجر به افزايش فاصله هاي عاطفي و جسماني بين آن دو مي شود. اگرچه تعارض در زندگي زناشويي امري عادي است اما در صورت تداوم مي تواند اثرات بسيار مخربي بر روابط ميان زوجين بگذارد. شکست در برقراري ارتباط يکي از دلايل نارضايتي زوجين است. مشکل در ارتباط از مشخصه هاي روابط همسران در شرف طلاق است و به نظر مي رسد سبب ماندگاري مشکلات آنان مي گردد.
در واقع همه زوجين با انتظارات و ايده آل هاي خود يک رابطه را شروع مي کنند و هنگامي که اين رؤياها محقق نمي شود، ازدواج و رابطه دچار آسيب شده و سرانجام با دلزدگي به پايان مي رسد. دلزدگي، وضعيتي است که از عدم تناسب ميان توقع فرد و واقعيت ناشي مي شود و ميزان آن به ميزان سازگاري زوج ها و باورهايشان بستگي دارد. دلزدگي مي تواند داراي ابعاد مختلف باشد و با از پا افتادن جسمي، عاطفي و رواني زوجين همراه شود. 

مشاوره طلاق يک طرفه
زوجيني که بتوانند تعارض هاي رابطه شان را با به کارگيري روش هاي مثبت و مهارت هاي لازم و عدم استفاده از تعاملات منفي مديريت کنند، فضاييبه وجود مي آورند که در آن فرصت بيشتري براي خودافشايي و توافق در مورد مسائل خانواده وجود خواهد داشت. امروزه مشاوره طلاق نقش مهمي در مشاوره پيدا کرده است و با وجود اين که دنياي زوجين منحصر به فرد مي باشد اما مي تواند نقش کليدي در حل مشکلات آنان ايفا کند.
مشاوران براي اينکه فضاي روابط بين فردي افراد را احيا کنند، در جلسات درماني خود در ابتدا مشکلات بين فردي را مورد ارزيابي قرار مي دهند و عواملي را که در استحکام آن نقش دارند شناسايي مي‌کنند. سپس با استفاده از اصول درماني علمي مثل ابراز وجود صحيح، مهارت‌هاي حل مساله، جملات مثبت، آرميدگي، افزايش اعتماد به نفس،گوش دادن فعال و آموزش مهارت هاي زندگي، روابط بين فردي جديدي را با روابط بين فردي آسيب ديده گذشته جايگزين نمايند. به طور کلي مي توان گفت کمک گرفتن از خدمات مشاوره تاثير زيادي بر بهبود مشکلات زناشويي دارد. به همين دليل توصيه مي شود قبل از هر اقدامي براي طلاق از مشاوره طلاق يک طرفه استفاده نماييد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره
اخبار بیشتر درباره