باشگاه خبرنگاران/ عوامل متعددي در فرايند تأخير در ازدواج جوانان دخيل هستند که خانواده ها، نهادهاي آموزشي و متوليان امر بايد به واکاوي و برطرف کردن آن ها بپردازند. سعيده کبيري روانشناس و مشاور خانواده، در يک گفت و گوي راديويي، در رابطه با آسيب هاي افزايش سن ازدواج در جامعه امروز اظهار کرد: از ديدگاه روانشناسي و علم معنويت درماني که حقيقت خلقت است ما ازدواج نمي کنيم که به هم برسيم چرا که درواقع، ما با ازدواج، براي مسير زندگيمان، همسفر انتخاب مي کنيم و بايد اين فکر را کنم که قرار است اهدافي داشته باشم و بسيار شيرين است که براي رسيدن به اين اهداف و در اين مسير، همسفر خوبي هم داشته باشم.

وي با ذکر مثالي بيان کرد: به طور مثال؛ اگر در کوهنوردي، قرار باشد که به يک قله بروم و آن را فتح کنم مسلما به تنهايي، نه تنها خطرات بيشتري دارد بلکه آسيب پذيري را هم بيشتر مي کند که داشتن يک همسفر خوب در اين مسير، براي من مزاياي زيادي به همراه دارد که سفر را شيرين تر و خطرات آن را کمتر مي کند. 
 
اين روانشناس تصريح کرد: چيزي که هميشه به آن معتقد هستم، اين است که به ازدواج به عنوان هدف نگاه نکنيم چرا که اگر به عنوان هدف به آن نگاه کنيم چراکه در مسير ازدواج، فرايند ها و پيچ و خم هاي زيادي وجود دارد و اگر ازدواج هدف من شود با مشکل روبرو مي شوم اما در مقابل، اگر به ازدواج، به عنوان فرايند شيرين و لذت بخش  نگاه کنم انعطاف پذيرتر مي شوم و با سختي هاي ازدواج هم کنار مي آيم. 
 
کبيري گفت: اول بايد نگاهمان به ازدواج را درست کنيم. خداوند در قرآن کريم، ازدواج را مايه آرامش انسان عنوان کرده اند؛ به طوري که فرموده اند همسراني از جنس شما آفريديم تا در کنار آن آرامش بگيريد و درواقع، نگاه ما به همسريابي بايد مسير آرامش باشد، در حالي که اتفاقي که متاسفانه در جامعه ما رخ داده اين است که ظواهر ازدواج دست و پا گير شده است و ما را از حقيقت ازدواج دور کرده اند.

شهلا کاظمي پور جامعه شناس و متخصص جمعيت شناسي و مطالعات زنان در ادامه، با اشاره به تبعات و پيامدهاي بالارفتن سن ازدواج اظهار کرد: درمورد سن ازدواج بايد گفت، اين نکته مهم است که ما چه سني را مناسب ازدواج بدانيم و سپس، از آن رده سني بالاتر را سن بالاي ازدواج بگوييم. معمولا در جوامع سنتي، ازدواج ها در سنين پايين و براي دختران با ميانگين سني ۱۵ و کمتر از آن و براي آقايان در سنين زير ۲۰ سال انجام مي شده است اما به مرور زمان و بدنبال توسعه جوامع و شهرنشيني و پيچيدگي هاي مختلف اجتماعي، سن ازدواج افزايش پيدا کرده است. بنابراين، بايد براي بالارفتن سن ازدواج، حدي قائل شويم.

وي بيان کرد: در ۳۰ سال اخير، در جامعه ما ميانگين سن ازدواج، براي خانم ها از سن ۲۰ به ۲۴ سالگي و براي آقايان از حدود ۲۴ سال به نزديک ۲۸ سال رسيده است که اين ميانگين نسبت به توسعه جامعه و تحصيلات افراد و در مقايسه با جوامع ديگر نيز افزايش پيدا نکرده است و فقط مسئله اساسي ما اين است که گروهي از جوانان ما، سن ازدواجشان با تاخير انجام مي شود و البته اين تعميم به همه آن ها نمي شود چرا که ۵۰درصد زير اين ميانگين سني و بقيه بالاي اين ميانگين ازدواج مي کنند و در اين ميان، مسئله اي که وجود دارد براي گروهي است که ازدواج آن ها در سن بالا اتفاق مي افتد و به همين دليل است که تقريبا ۴۰-۵۰ درصد جوانان، بالاي ۲۷-۲۸ سال و همچنان مجرد هستند.

در ادامه، اشرف السادات جمال فوق تخصص طب مادر و جنين هم، در پاسخ به اين سوال که تا چه سني بارداري براي خانم ها مناسب است و چرا بايد سن ازدواج محدوده داشته باشد؟ گفت: ما توصيه اي که در اولين برخورد با يک دختر خانم مي کنيم اين است که به او مي گوييم زود ازدواج کند و بچه دار شود چرا که از نظر ما، تکامل انسان با ازدواج است و از نظر پزشکي، دختر خانم ها با افزايش سن خود، رزرو ذخيره تخمدانشان کم مي شود و بعدها يعني پس از ۳۵ سال ممکن است دچار مشکلات ناباروري شوند و همين موضوع، درمان ها و استرس ها و اضطراب هاي زيادي برايشان به همراه داشته باشد و  در اين خصوص، سن خاصي را عنوان نمي کنيم اما از ۲۵سالگي توصيه مي کنيم که ازدواج انجام شود و يکي دو سال هم براي رسيدن به تفاهم زوجين يا تجربه همسفري کافي است که پس از آن اقدام به بارداري کنند.

وي بيان کرد: اگر سن بالا برود، حوادثي براي ارگان هاي يک خانم به وجود مي آيد که از آن جمله مي توان به رحم، لوله و تخمدان اشاره کرد که مي توانند به مرور زمان دستخوش گرفتاري هايي شوند. به طور مثال؛ با يک عفونت ساده يا پيچيده، لوله هاي رحم بسته شوند و با استرس هاي فراوان و تغذيه هاي موجود، تخمدان دچار رزرو کم شده و فرد دچار کيست تخمدان شود که در حقيقت، همه اين ها عوامل ناباروري مي شوند که درمان براي آن ها مشکل ساز است. 

جمال تصريح کرد: ما به زوجين توصيه مي کنيم که پس از رسيدن به تفاهم، هرچه زودتر بچه دار شوند چرا که پس از ۳۵ سال واقعا ذخيره تخمدان در خانم ها کم و بارداري دچار مشکل مي شود.

اتفاق بيفتد يعني در سنيني که انعطاف پذيري، حوصله و صبر در مسير رشد انسان وجود دارد خيلي مي تواند مطلوب باشد چرا که کم بودن تفاوت سن پدر و مادر با فرزند خود، باعث کاهش اختلاف هاي فرهنگي و اجتماعي مي شود و تعاملات بهتري ميان آن ها وجود خواهد داشت چرا که خود والدين هم براي فرزندان دوم و سوم خود مي گويند ما حوصله و صبري که براي فرزند اول خود داشتيم شايد به آن صورت، براي فرزند سوم نداشته باشيم.

وي بيان کرد: تصور کنيد بارداري اول زن در سنين ۳۵-۳۶ سالگي او اتفاق بيفتد مسلما از نظر قواي جسماني، صبر و حوصله و حتي هدف ها هم مثل گذشته نيست. به طور مثال؛ خانمي که در ميانگين سني ۲۰-۲۵ سالگي مادر مي شود اهدافي را در زندگي براي خود ترسيم مي کند اما با وجود شرايط فعلي و شاغل بودن برخي از خانم ها در جامعه، هرقدر سن خانم بالاتر مي رود اهداف آن ها، از لحاظ قدرت خواهي و پيشرفت شغلي هم بيشتر مي شود و اين متضاد با فرزندداري است و براي آقايان هم اين حقيقت وجود دارد و حتي آقايان کم حوصله تر مي شوند چرا که خداوند در وجود خانم ها مهر مادري را به وديعه گذاشته است و آسيب اين موضوع چه بسا در آقايان بيشتر است زيرا عاطفه مادري و فرزندخواهي که در وجود زنان است به مراتب در آقايان کمتر باشد.

شهلا کاظمي پور جامعه شناس در ادامه،  با اشاره به نقش مهم نهادهاي آموزشي در هدايت نسل جوان به سمت ازدواج به موقع تأکيد کرد: نهادهاي آموزشي مثل تيغ دو لبه هستند چرا که يکي از دلايل تاخير در ازدواج جوان ها چه دختران و چه پسران، تحصيلات است و ما در جامعه شناسي با موضوعي با عنوان ارزش هاي افراد روبرو هستيم که در جامعه کنوني ارزش ها تغيير کرده اند؛ به طوري که در گذشته، نيازها و ارزش هاي اول افراد ازدواج بود اما الان مي بينيم که اولويت فرد تحصيل است.

وي مطرح کرد: تحصيل، خود عامل به تعويق انداختن ازدواج مي شود و در ضمن، در نهاد آموزشي هم هيچ نوع تقويتي براي مهارت زندگي براي بچه ها وجود ندارد و به آن ها آموزش داده نمي شود؛ به طوري که ما فقط بچه هايمان را وادار مي کنيم که بخوانند و امتحان دهند و در اين ميان هم استرس پيدا کنند. اين در حالي است که هردو مورد با هم امکان پذير است. 

اين جامعه شناس يادآوري کرد: فرد هم مي تواند تحصيل  و هم ازدواج کند و سپس هم فرزند دار شود. ما در دانشگاه ها به ويژه در مدارج بالاتر، هيچ نوع توانمندي زندگي سالم زيستن را به بچه هايمان آموزش نمي دهيم و يکي از مشکلاتي که باعث عدم تفاهم و در نهايت منجر به طلاق مي شود نداشتن مهارت هاي زندگي است چرا که وقتي جامعه پيچيده تر مي شود مهارت ها نيز تغيير پيدا مي کنند و از آن سادگي، شکل پيچيده اي مي گيرند. البته در اين ميان، خانواده ها هم بايد مشارکت داشته باشند و آن ها هم بايد در اين توانمندسازي موثر باشند.

سعيده کبيري روانشناس و مشاوره خانواده هم در ادامه، در رابطه با نقش خانواده و يادگيري مهارت هاي زندگي به منظور رفع اين مشکل اظهار کرد: الان به خاطر نيازهاي نسل جوان به برقراري ارتباط با جنس مخالف چه از لحاظ غريزه جنسي و چه از لحاظ ارتباط عاطفي، آن ها به سمت ازدواج آسان سوق پيدا مي کنند اما متأسفانه، نسل هاي قبل، گاهي به دليل نداشتن مهارت هاي زندگي، دچار مشکلاتي مي شوند که سختگيرانه با ازدواج جوانان برخورد مي کنند که سختگيري آن ها، هم از نظر مناسبت ها و مراسم ها و مهريه و هم از نظر انتخاب است. يعني انتخاب بسيار سختگيرانه که بعضاً رويايي است و از طرفي، اين مسائل به دليل اين است که تعداد بچه ها در خانواده ها کم شده است و به همين دليل، خانواده ها هم به شدت به فرزندان خود وابسته هستند و به فرزندان خود سرويس مي دهند به اين دليل که تمامي امکانات براي فرزندانشان فراهم شود که همه اين ها آسيب زننده هستند. 

اين روانشناس تصريح کرد: وقتي بچه نگاه مي کند که تا سنين ۲۴-۲۵ سالگي، از خانواده خود سرويس مي گيرد بعد از ازدواج از همسر خود متوقع  و کمال گرا مي شود که همين کمال گرايي، باعث مي شود که بسياري از والدين براي بچه هاي خود يک ازدواج صد در صدي را ترسيم کرده و همه امکانات را از همان ابتداي زندگي طلب مي کنند.

کبيري گفت: يکي از آسيب هاي جدي که امروزه وجود دارد ترس از تنهايي والدين است چرا که وقتي والدين مهارت زندگي ندارند از تنهايي مي ترسند و سنگ اندازي هاي آن ها نيز بيشتر به خاطر همين تنهايي شان است. زيرا يا خودشان ازدواج موفقي نداشته اند و يا تک والد شده اند و حالا مي ترسند که فرزندشان از آن ها جدا شود و اين طبيعي است که بچه ها پس از ازدواج درگيري هاي زندگي خود را پيدا کنند و همين باعث ترس بسياري از والدين از ازدواج فرزندانشان مي شود.

اين روانشناس ادامه داد: بايد به والدين آموزش دهيم که نه تنها توقعاتشان را کم کرده بلکه در مسير همسريابي به فرزند خود کمک کنند.اين در حالي است که مسئله اي هم که من هميشه با آن روبرو هستم اين است که بچه ها از سنين ۱۴-۱۵ سالگي غريزه طبيعي دارند که خداوند در وجود آن ها قرار داده است و کم کم آماده ازدواج مي شوند و والدين بايد در اين ميان، از لحاظ رواني فرزندان خود را آماده اين موضوع مهم کنند.

وي افزود: اگر نگاهي به فرهنگ قديم بيندازيم مي بينيم که خانواده ها از به دنيا آمدن دخترانشان، شروع به تهيه جهيزيه مي کردند و اگر اين موضوع را هم کنار بگذاريم، مي ديديم که از سنين ۹-۱۰ سالگي، يک طرحواره اي در ذهن دختر ايجاد مي شد که در آينده بايد ازدواج کند، شريک زندگي داشته باشد و خانواده براي او آمادگي ذهني ايجاد مي کردند و اين احساس ها، هم به دختر و هم به پسر براي مسئوليت پذيري آن ها کمک مي کرد.

کبيري تأکيد کرد:  گاهي نگاه مي کنيم که در خانواده ها، پدر تا سن ۲۰-۲۵ سالگي دخترش، اگر براي او خواستگار بيايد آن را رد مي کنند و حتي به دخترشان اطلاع نمي دهند و بهانه جويي هايي مي کنند مثل اين که دخترم بايد تحصيلاتش را ادامه دهد و... که همه اين ها آمادگي هاي ازدواج را کم مي کنند و بعد، وقتي دختر وارد دانشگاه مي شود و به سن ازدواج مي رسد استرس و اضطراب ها بالا مي رود و مشاهده مي کند که هيچ مهارتي براي همسرداري و تشکيل يک زندگي ندارد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar