۷۸۰۹ جدایی بعد از 29 سال زندگی

خراسان/ نگاهي روان شناسانه به جديدترين گزارش مرکز آمار و پاسخ به اين سوال که چرا زندگي مشترک بعضي زوج ها بعد از گذشت سه ، چهار يا پنج دهه زندگي به طلاق ختم مي شود
جديدترين گزارش مرکز آمار ايران درباره وضعيت اجتماعي و فرهنگي ايران، ميزان طلاق، ازدواج و ... در سال 99 به تازگي منتشر شده است. در بخشي از اين گزارش آمده است: «در سال ۹۹ طول مدت ازدواج ۱۱ هزار و ۷۱۵ طلاق ثبت شده کمتر از يک سال بوده است. از سوي ديگر ۷۸۰۹ رويداد طلاق هم با طول مدت ازدواج حدود ۲۹ سال در همين سال به ثبت رسيده است.»(منبع خبر: ايسنا). اين روزها گاهي ديده ميشود زن و شوهرهايي که با بد و خوب و کم و کاستي يکديگر کنار ميآمدند و حرمت لحظههاي تلخ و شيريني را که طي سال هاي دراز در زندگي مشترک تجربه کرده بودند نگه مي داشتند، کارشان به جدايي ميکشد و ميگويند که ديگر تحمل بودن با يکديگر را ندارند. البته شايد هم گاهي به دليل خجالت کشيدن از طلاق و ... به جدايي ختم نشود اما طعم زندگي مشترک را به کام آنها تلخ کند. واقعا علت اين پديده چيست؟ آيا از همان اول اين دو نفر مناسب هم نبودهاند يا دلايل ديگري هم در اين بين وجود دارد؟
عاقبت درمان نشدن مشکلات زوج ها در جواني
واقعيت اين است که طلاق پديده چند عليتي است و وقتي در سنين بالا يعني مثلا بعد از 30 سال رخ ميدهد، بيانگر درمان نشدن دردهاي سطحي و مشکلات بزرگ و کوچکي است که زوج ها در جواني و شروع زندگي مشترک خود يا اهميتي به آن ندادهاند يا معمولا دنبال فرصتي مناسب براي عملي کردن هدف خود يعني جدايي بودهاند. واضح است که بيشتر اين مشکلات راهکارهاي ساده و قابل حلي دارند اما گذشت زمان باعث ميشود تا درمانش پيچيدهتر شود.
کمبود محبت و افزايش توقعات
تعدادي از اين زن و شوهرها معتقدند که من از اول او را نميخواستم، سليقه و صلاحديد پدر و مادرم بوده و ... . اين يعني کمبود محبت و تجربه نکردن عشق، ريشه طلاق در اين سن و سال است. برخي ديگر دوام اين چندين سال ازدواج را حضور فرزندان ميدانند و منتظر بودند که همه فرزندان سر و سامان بگيرند و بعدش دليلي براي با هم بودن نميبينند و طلاق را پيش ميگيرند که به قول خودشان، آخر عمري آرامش داشته باشند. متاسفانه درک نادرست از ازدواج، مسئوليت پذير نبودن، افزايش توقعات زوج ها از يکديگر با افزايش سن و همچنين تلاش نکردن براي رفع مشکلات ساده و سطحي، کار زن و شوهرهاي ميان سال و مسن را به دادگاه و درخواست طلاق کشانده است.
الگوبرداري اشتباهي از زوج هاي جوان
الگو برداري از سبک زندگي زوج هاي جوان هم ميتواند يکي از علل جدايي چنين زن و شوهرهايي باشد. تعداد زيادي از زوج هاي جوان، صبر و حوصله در زندگي به خرج نميدهند و با کوچک ترين بحث، راه طلاق را در پيش ميگيرند. متاسفانه کثرت اين مسئله که ديگر براي هيچ فردي دور از انتظار نيست، راه جديدي براي زوج هاي مسن باز کرده که چقدر حيف که ما هم زودتر به اين فکر نبوديم و ... .
تلاش نکردن براي پرنشاط شدن زندگي مشترک
همچنين ماهواره و شبکههاي اجتماعي براي افرادي که متاسفانه فرهنگ و سواد استفاده درست را ندارند، خيلي خطرآفرين است. زوج هايي که به جاي زمان دادن براي حل مشکلات خودشان سر خود را با تماشاي برنامههاي جورواجور ماهوارهاي نامناسب و گشت و گذار دايمي در شبکههاي مجازي گرم ميکنند، در چنين شرايطي چطور ميتوان انتظار زندگي مشترک پرنشاطي از آنها داشت؟ وقت زياد گذاشتن در اين شبکهها باعث کم رنگ شدن روابط و گفتمان بين زوج ها، مقايسه نا به جا با سبک زندگي هاي متفاوت، آشنايي با افراد نامناسب و حتي خيانت ميشود. جالب است بدانيد بنا بر تحقيقات انجام شده در کشورمان، مشاوره پيش از طلاق براي زوج هايي که سالهاي طولاني از ازدواج شان گذشته، شانس موفقيت کمتري به خصوص در کوتاه مدت دارد. مشکلات عميق و حل نشده را با چند جلسه مشاوره نميتوان چاره کرد. بنابراين براي اين که کار به جدايي نرسد، بهترين کار عمل به همان ضرب المثل معروف است يعني پيشگيري بهتر از درمان است، اجباري شدن جلسات مشاوره قبل از ازدواج شايد فانوسي به دست دختر و پسرهاي در شرف ازدواج بدهد که يا به اين نتيجه برسند که اصلا مناسب هم نيستند يا وقتي زندگيشان به خطر افتاد، راه حل درست کردنش را از همان ابتدا ياد گرفته باشند.
نويسنده : فريبا البرز | کارشناس ارشد مشاوره خانواده
















