علت ها و راه های درمانی وابستگی شدید کودک به پدر

منبع
حامي هنر زندگي
بروزرسانی
علت ها و راه های درمانی وابستگی شدید کودک به پدر

حامي هنر زندگي/ وابستگي شديد کودک به پدر به چه علت است؟ آيا تا به حال مشاهده کرده ايد که کودکان به يکي از پدر و مادر خود وابستگي بيشتري نشان مي دهند؟ پاسخ به اين سوال غالبا بله است زيرا همه ي کودکان در بخش هاي مختلفي از دوره ي نوزادي خود طبق دلايلي به يکي از والدين احساس نزديکي بيشتر و وابستگي بيشتري نشان مي دهند. اين اقدام کودکان و نوزادان در بسياري از مواقع احساسات والد ديگري که تا حدي دچار پس زدن از سمت نوزاد خود شده است را برانگيخته کرده و تا حدي نگاه ديگري نسبت به کودک خردسال خود پيدا خواهد کرد. اما والدين نبايد اين گونه به اين موضوع نگاه کنند، زيرا اصولا کودکان در مقاطع مختلفي از دوره ي نوزادي به يکي از والدين وابستگي بيشتري نشان مي دهند. 
 

امنيت علت وابستگي شديد کودک به پدر يا مادر
نوزادان موقعي که متولد مي شوند به طور طبيعي به مادر خويش وابستگي بسيار زيادي نشان مي دهند. به گونه اي که حتي اگر از بغل مادر جدا شوند احساس نا امني کرده و واکنشي را نشان مي دهند که دوباره به مادر خود باز گردند. اين وابستگي به اين علت است که اولين و مهم ترين عامل نياز براي نوزادان شير خوارگي است. به اين ترتيب کودکان نياز به شير مادر را احساس کرده و به اين صورت وابستگي شديدي به مادر خويش خواهند داشت.
اما به تدريج و با توجه به اولين بحران کودکان که جدايي از شير مادر و دور شدن از تماس مستقيم با بدن مادر است، زماني که کودک متوجه نقش پدر در تامين نيازهاي خانواده و حل مشکلات مي شود، به اين نتيجه مي رسد که او مي تواند امنيت بيشتري را برايش فراهم کند و به اين ترتيب وابستگي بيشتري نسبت به او از خود نشان مي دهد.

اينفوگرافيک وابستگي شديد کودک به پدر



آگاهي کودک از نقش پدر در خانواده
به تدريج کودک در خواهد يافت که نقش پدر در تامين نياز هاي خانواده گسترده تر است و پدر بيشتر از مادر به ايجاد امنيت در خانواده کمک مي کند. به اين ترتيب احساس وابستگي او به پدر بسيار بيشتر از مادر خواهد شد. در کتاب اول دبستان هنگامي که نوشته شده است، بابا آب داد. بابا نان داد. اين جملات در ناخود آگاه کودک تاثير گذاشته و او به اين نتيجه مي رسد که بايد به پدر خويش وابستگي بيشتري را احتياج کند و نيازمندي خود به پدر را بسيار بيشتر از مادر احساس کند. البته نسبت به نوع جنسيت کودک اين ميزان وابستگي مي تواند تغيير کند. مشاوره کودک به شما کمک مي کند تا ريشه وابستگي زياد و درمان آن را در کودک خود بياموزيد.  

نيازمندي دومين علت وابستگي شديد کودک به پدر
کودکان به دلايلي به والدين خود وابستگي پيدا مي کنند که مهم ترين اين دلايل احساس نيازمندي است. نيازمندي به والدين در دوران نوزادي بسيار بالا است و به طور طبيعي لازم است به تدريج اين احساس نيازمندي کمتر شده و کودک با آموزش سعي کند تا کار هاي شخصي خود مانند غذا خوردن و همچنين دستشويي را خودش انجام دهد. در اين صورت مي تواند زندگي کردن با نيازمندي کمتر به والدين را براي خود به ارمغان آورد. در ادامه به دلايل مهم و اصلي در احساس وابستگي کودکان به والدين خود پرداخته خواهد شد و بررسي مي شود که اين دلايل براي کودک مفيد بوده يا خير.

1.دلبستگي شديد
دلبستگي شديد به والدين از آغاز نياز نوزاد به مادر در ابتداي تولد براي تامين نياز وي به شير مادر و تماس مستقيم با بدن مادر شروع مي شود و به طور طبيعي اين دلبستگي افزايش خواهد يافت. کودک در مواقعي از زندگي خويش و با کسب آگاهي در خواهد يافت که به والدين خود نياز دارد و نياز او به والدين هرگز قرار نيست از بين رود. به اين ترتيب اين نيازمندي تبديل به دلبستگي شده به نحوي که مادر براي کودک در ابتدا همه ي دارايي او خواهد بود و او احساس نياز شديد و سپس احساس دلبستگي شديدي به مادر خود پيدا خواهد کرد.
به تدريج نيازمندي کودک به والد پدر نيز به وجود آمده و در گذر زمان افزايش مي يابد. اين احساس دلبستگي شديد به مرور زمان بايد کمتر شده به نحوي که او به سمت استقلال سوق پيدا کند. در صورتي ميزان دلبستگي کودک به والدين با کاهش روبرو مي شود که تربيت صحيح از سمت والدين بر وي اعمال شود. در صورتي که وابستگي بيش از حد کودک بر طرف نشود تا بزرگسالي همراه او خواهد بود و منجر به شکل گيري شخصيت وابسته مي شود. 

2. وجود وابستگي ارثي
وابستگي ارثي به اين معني نيست که در ژن هاي کودک وابستگي وجود دارد. بلکه به اين معني است که ممکن است برخي اختلالات رواني و بيماري ها در ژن هاي وي وجود داشته باشد که او را در برابر نيازمندي هايش مستاصل کرده و با مشکل مواجه مي کند؛ به نحوي که از ابتداي تولد تا مدت هاي طولاني به والدين خود وابسته است و هر زمان که احساس مي کند قرار است از والدين جدا شود واکنش هاي نابهنجار از خود نشان مي دهد. به اين صورت هر زمان که کودک با بحراني در زندگي خود مواجه مي شود، به واسطه وجود اضطراب و استرس در ژن ها، احساس نيازمندي و وابستگي کرده و ترجيح مي دهد به والدين خود وابسته بماند؛ به اين ترتيب کاهش وابستگي او مشکل خواهد شد. 

3. وابستگي مادران
ممکن است شما نيز با والديني مواجه شده باشيد که از همان بدو تولد فرزند خود را به شدت وابسته بار مي آورند و حتي لحظه اي او را از خود جدا نمي کنند. به دنبال وابستگي شديدي که مادر از خود نشان مي دهد، نوزاد نيز اين احساس را دريافت کرده و آن را ياد مي گيرد. به اين ترتيب والدين به صورت ناخواسته فرصت يادگيري استقلال را از فرزند خويش سلب مي کنند.
در بسياري از مواقع پيش خواهد آمد که کودکان، خود خواستار جدا شدن از مادر هستند اما به دليل وابستگي شديدي که مادر به فرزند خود نشان مي دهد، يک ذهنيت کاملا غلط در کودک شکل مي گيرد که بدون حضور مادر نمي تواند زندگي کند و نيازهايش برطرف نمي شود. بسياري از مادران حتي زماني که فرزند آن ها، خودش راهي مدرسه مي شود و شرايط براي رفت و آمد وي به تنهايي مهيا گشته است، با او به مدرسه رفته و يا در هنگام رفتن از مدرسه به سمت منزل ، در پيشگاه فرزند خويش قرار گرفته و او را به خانه مي برند. در چنين حالاتي از اين کودکان انسان هايي به وجود مي آيد که کاملا وابسته هستند و توانايي ندارند به سمت استقلال پيش روند.
 اضطراب علت وابستگي شديد کودک به پدر
کودکان در دو محدوده سني دو نوع اضطراب را تجربه مي کنند که وابستگي شديد کودک به پدر را نيز در بر مي گيرد. اين اضطراب ها اغلب از يک موضوع نشات مي گيرند که آن وابستگي شديد به والد است. اگر پس از ايجاد، اين اضطراب به مرور با افزايش سن کودکان کاهش يابند، طبيعي به شمار مي روند و مانعي براي رشد ذهني کودک محسوب نمي شوند. اما اگر به تدريج به جاي کاهش، افزايش پيدا کرده و بيشتر شوند و باعث وابستگي شديد تر کودک به والد خود شوند، غير طبيعي به شمار رفته و بايد درمان شوند. در ادامه به بررسي اين دو نوع اضطراب پرداخته مي شود.

1.اضطراب غريبگي
اضطراب غريبگي به اين خاطر نام گرفته که در آن نوزادان از هفت يا هشت ماهگي تا دو تا سه سالگي زماني که از والد خود جدا شده و در بغل فرد ديگري مي روند به سرعت دچار اين اضطراب شده و شروع به گريه کردن مي کنند. اما در اين موضوع مي توان اين گونه بيان کرد که کاملا اضطراب طبيعي است. در برخي موارد پيش آمده است کودکاني که تا سه سالگي به اضطراب غريبگي مبتلا هستند و آن را از نوع حادش تجربه مي کنند، حتي اگر در کنار والد خود باشند و فرد غريبه اي قصد نزديک شدن به او را داشته باشد، با احساس خطر ناشي از اين اضطراب، واکنش تندي نشان خواهد داد. اين باعث مي شود بتواند در کنار والد خود بماند. 
اضطراب همان طور که گفته شد تا بخشي طبيعي بوده ولي از سه سالگي اگر همچنان کودک چنان وابستگي به والد خود پيدا کند که با نزديک شدن فرد غريبه اي به او، اضطراب غريبگي در وي شکل بگيرد، در اين صورت اضطراب غير عادي شمرده مي شود و مي تواند براي او در آينده آسيب زا بوده و باعث شود نتواند مراحل رشد ذهني خود را با توجه به اين اضطراب و همچنين وابستگي شديدي که به وجود آمده، طي کند.
تا شش سالگي که کودک راهي مدرسه مي شود نيز اگر اين اضطراب غريبگي تا حدي باشد که به فعاليت هاي روزمره ي مادر آسيبي وارد نکند نيز طبيعي شمرده مي شود ولي در اين مدت وي بايد ساعاتي را از مادر خود جدا باشد تا آمادگي رفتن به مدرسه را کسب کنند.

2.اضطراب جدايي
اضطراب جدايي موقعي به وجود مي آيد که کودک به سن شش سالگي رسيده و خواهان رفتن به مدرسه است. در اين هنگام از آن جايي که به خصوص در نسل جديد کودکان که تا قبل از آن حتي با دوستاني بازي نکرده و همچنان در خانه هستند و با وسايل بازي يا حتي با مادر بازي مي کنند، وابستگي شديدي به والد خود خواهند داشت. اما در هنگام رفتن به مدرسه با اين که او بايد از مادر خود جدا شود، اضطرابي براي وي به وجود مي آيد به نام اضطراب جدايي. 
تا زماني که اين اضطراب به مدت کمي ادامه داشته باشد امري طبيعي بوده و آسيب جدي به کودک وارد نمي کند و به طور طبيعي پس از مدتي اين اضطراب ازبين رفته و او به اين نتيجه مي رسد که بتواند در مدرسه دوستاني را براي خود بر گزيند و در مدرسه همکلاسي ها را جايگزين مادر کند. اما بسياري از کودکان خواهند بود که به طور جدي به مادر خود وابسته هستند و اين وابستگي به قدري شدت دارد که نمي تواند به مدرسه برود و همين امر موجب مي شود که از سمت والدين به اضطراب فرزند خويش پرداخته مي شود.پدر و مادر ها مي توانند در اين زمينه به روانشناساني که در حوزه ي کودکان تخصص دارند، مراجعه کرده و سعي کنند اضطراب فرزند خود را درمان کنند. 
 داشتن مراقب دوم، علت وابستگي شديد کودک به پدر
اغلب کودکان به مادر خود بسيار بيشتر از پدر وابسته خواهند شد زيرا در ابتداي تولد با مادر روبرو شده اند و او را ديده اند، سپس از شير وي تغذيه کرده و با بدن او تماس داشته اند و حتي بزرگترين بحران کودکان گرفتن آن ها از شير است. در واقع از شير گرفتن نوزادان باعث مي شود ايشان از دو جهت محروم شوند، ابتدا از طرف اين که ديگر نمي توانند شير مادر را تغذيه کنند و سپس از تماس مستقيم با بدن مادر نيز محروم خواهند شد.
در بسياري از مواقع پيش خواهد آمد که کودکان به پدر خود وابستگي ايجاد مي کنند. به اين گونه که در ادامه مراقب ديگري را مشاهده مي کنند که گمان مي کنند امنيت آن ها را بيشتر از مراقب اوليه که مادر است مي تواند تامين کند. از همين رو مراقب بعدي پدر است که احساس امنيت بيشتري را در کودک القا کرده و مي تواند به او کمک کند تا با امنيت خاطر بيشتري به زندگي و رشد خود ادامه دهد. وابستگي به پدر يک علت عمده و اساسي دارد که در ادامه به آن پرداخته مي شود. براي مطالعه درباره چگونگي پدر خوب بودن کليک کنيد.اشتغال مادر
اشتغال مادر اصلي ترين و مهم ترين دليل براي وابستگي بيشتر کودک به پدر است. به نحوي که ايشان اصولا به مراقبي وابستگي بيشتر پيدا مي کنند که ساعات بيشتري در طول روز را با او گذرانده باشند. به اين گونه اگر مادر در بيرون از خانه اشتغال داشته باشد و پدر نقش مراقب اصلي و واحد را براي وي ايفا کند، وابستگي او به پدر نسبت به وابستگي به مادرش بيشتر خواهد بود و ميزان وابستگي شديد تر مي شود. 
کودکاني که مي توانند با پدر خود ارتباط بيشتري نسبت به مادر داشته باشند غالبا در آينده انسان هاي مستقل تري خواهند شد. زيرا پدران همچون مادر ها به فرزندان اجازه نمي دهند که همه ي کار ها و حتي کار هاي شخصي را بر عهده ي او گذارند و از اين رو وي از همان ابتدا سعي مي کند کار هاي شخصي را خودش انجام دهد. در اين مورد کودکاني که به سن مدرسه رسيده اند از اضطراب جدايي کمتري رنج برده و بهتر مي توانند خود را با محيط جديد سازگار کنند که اين مي تواند به شدت به ايشان کمک کند تا نه تنها براي مدرسه بلکه در ادامه براي دانشگاه و مراحل بعدي زندگي از آمادگي بالا تري بهره مند باشند. 

 سخن آخر
در اين مقاله سعي بر آن شد که در مورد وابستگي کودکان به والدين و همچنين وابستگي شديد کودک به پدر صحبت شود، دلايل و علت هاي اين نوع وابستگي ها بيان شود و راهکار هايي نيز ارائه گرديد. اما موضوع وابستگي کودکان امري جدي محسوب مي شود و مي تواند آينده ي آن ها را تحت تاثير قرار دهد به نحوي که اگر کودک در همه ي مراحل زندگي به والدين خود وابسته باشد اين توانايي را ندارد که در آينده بتواند مستقل بوده و تکيه گاه امني براي فرزند خويش باشد.
به والدين توصيه مي شود که در صورت مشاهده ي وابستگي بيش از اندازه ي فرزند خويش در دوران کودکي، براي رفع اين وابستگي به مشاوران و روانشناسان کودک مراجعه کرده و يا حتي به درمانگران کودکان مراجعه کنند تا بتوانند ميزان وابستگي را به تدريج کم کرده و باعث شوند فرد مستقلي به وجود آورند که در بزرگسالي بتواند تکيه گاه مناسبي براي فرزند خويش باشد

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

آخرین خبر | علت ها و راه های درمانی وابستگی شدید کودک به پدر