ریشه ضرب المثل/ گر نگهدار من آن است که من می دانم...
خراسان
بروزرسانی
خراسان/ اين ضرب المثل که نشانه توکل به خدا و اعتماد به او در شرايط سخت است، حکايتي جالب دارد که از دل يک نبرد تاريخي بيرون آمده است. آغامحمدخان قاجار در سال 1173 شمسي فرمان داد تا لشکر ايران به طرف قره باغ حرکت و قلعه «شوشي» را تسخير کنند. قلعه شوشي به «شيشه» هم معروف بود و مرکز حکومت قره باغ در آن قرار داشت. «ابراهيم خليل خان» رئيس ايل «جوانشير» و حاکم قلعه شوشي، حاضر به اطاعت از دولت قاجار نبود و در نتيجه آغامحمدخان فرمان داد تا قلعه شوشي را محاصره کنند. اما پيش از حمله به قلعه، براي آن که از خونريزي و کشتار جلوگيري شود، اين بيت شعر را براي ابراهيم خليل خان حاکم قلعه فرستاد: ز منجنيق فلک سنگ فتنه مي بارد/ تو ابلهانه گريزي به آبگينه حصار.آبگينه در اين بيت به معناي شيشه و آيينه به کار رفته و منظور از «آبگينه حصار» همان قلعه شيشه است. ابراهيم خليل خان که به هيچ وجه نمي خواست تسليم دولت آغامحمدخان شود، بيتي را که منسوب به «ملا پناه واقف» است، در پاسخ به آغامحمدخان فرستاد: گر نگهدار من آن است که من مي دانم/ شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد. منظور ابراهيم خليل خان از شيشه همان قلعه شيشه يا شوشي است و «سنگ» هم اشاره به بيت آغامحمدخان و پرتاب سنگ با استفاده از منجنيق دارد. از آن موقع بود که اين بيت به ضرب المثل تبديل شد و به زبان مردم راه يافت.