حکایت/ بداهه سرایی سعدی در جوانی

منبع
خراسان
بروزرسانی
حکایت/ بداهه سرایی سعدی در جوانی
خراسان/ در زماني که سعدي هنوز در سن جواني به سر مي برده، در شيراز دو نفر شاعر معروف بوده اند که تخلص يکي از آن ها «خاقان» و ديگري «فرزدق» بوده است. روزي سعدي غزلي گفته و بر آن دو نفر که لب خندق اطراف شيراز زير درختي نشسته بودند عرضه کرد و از آن ها خواست که نظر خود را اظهار کنند. در اين موقع فرزدق به رسم مشايخ صوفيه، گريبان خود را چاک زده و باز گذارده بود. آن دو پس از مطالعه غزل گفتند: بد نيست ولي براي تفريح و مطايبه بهتر است في المجلس هر کدام مصرعي بسراييم اگر تو نيز از عهده برآيي آن وقت مي تواني در جرگه شاعران درآيي سعدي قبول کرد. ابتدا فرزدق با اشاره به خندق گفت: من آب وضو دگرزخندق نکنم خاقان با کنايه و اشاره به سعدي گفت: من گوش دگر به حرف احمق نکنم سعدي نيز روي به خاقان کرد و فوري گفت: نامردم اگر دفتر اشعار تو را مانند گريبان فرزدق نکنم فرهنگنامه امثال و حکم- خضرايي