خراسان/ رندي به حاکم شهري گفت چهارپاداران برخلاف عدل هرچه مي توانند بار ستوران مي کنند و به چهار پايان ظلم بي حد مي شود.
حاکم از جوري که بر چهارپايان مي رفت متاثر شد و به آن رند دستور داد جلوي دروازه ها نظارت کند تا هيچ کس بار اضافي بر چهارپايان نگذارد.
مرد رند بر سر دروازه ايستاد و از بار هر قاطر يا الاغي که مي رسيد، مقداري براي خود برمي داشت کار به جايي رسيد که شاعري از طرف چهارپايان شعري سرود و به حاکم داد که بيت آخر آن به مثل تبديل شد.
خواهشي داريم از آن خر پسندبا خران شهر خود مجلس کنيد
از طلا گشتن پشيمان گشته ايممرحمت فرموده ما را مس کنيد
هزار و يک لطيفه شيرين- شيرازي