نماد آخرین خبر

داستان واقعی/ لطف به دشمن

منبع
بروزرسانی
داستان واقعی/ لطف به دشمن
تانک عراقي آتش گرفت. يه سرباز خودش رو از تانک پرت کرد بيرون. گيج گيج بود. چپ و راستش رو نگاه کرد. سر جاش ايستاد. قمقمه اش رو برداشت. شروع کرد به آب خوردن. يکي از بچه ها نشانه رفت طرفش. علي اکبر زد زير اسلحه اش و گفت: «چيکار مي کني؟ مگه نمي بيني داره آب مي خوره؟» نگذاشت بزندش. بعد هم گفت: «شما مثل امام حسين(ع) باشيد نه مثل دشمنان امام حسين(ع).» خاطره اي از شهيد علي اکبر محمد حسيني به روايت رضا محمدي منبع: کتاب حماسه سابله، عباس ميرزايي، ص۵۳