نماد آخرین خبر

داستان های واقعی/ ماجرای شهادت ذاکر امام حسین(ع) در گردان عاشورا

منبع
ايسنا
بروزرسانی
داستان های واقعی/ ماجرای شهادت ذاکر امام حسین(ع) در گردان عاشورا
ايسنا/ مجروحيت شديد سيد ماه‌ها او را از جبهه دور کرد. سيد ديگر توان راه رفتن نداشت. ترکش‌ها دست و پاي چپ سيد را از کار انداخته بودند و عصب پاي راست او هم پاره شده بود. سيد بعد از بهبودي ديگر بدون عصا قادر به راه رفتن نبود و به سختي جابجا مي‌شد. با اصرار دوستان سيد براي عضويت رسمي در سپاه ثبت نام کرد و با همه محدوديت‌هاي جسمي‌اش دوره 36 آموزشي سپاه در پادگان وليعصر تهران در بهمن ماه سال 62 با موفقيت پشت سرگذاشت و لباس سبز سپاه را به تن کرد. به علت مصدوميتي که داشت او را از رزم معاف کردند اما او دست بردار نبود و با اصرار فراوان به شهيد نوريان فرمانده تخريب لشکر10 سيدالشهدا (ع) برگه اعزام به اين لشکر را گرفت و باز سيد جمال به جمع تخريبچي‌ها و همرزمانش پيوست. اوسعي مي‌کرد پابه پاي بچه‌ها در رزم‌ها شرکت کند. و با همان پاي معلول وبا عصا معبر مي‌زد. عمليات «خيبر» آغاز شده بود و بچه‌هاي تخريب به گردان‌ها مأمور شده بودند و سيد جمال نامش در ليست نبود. سيد سراغ شهيد نوريان رفت و به او التماس کرد که برادر عبدالله قول دادي که من را عمليات بفرستي! شهيد نوريان هم وقتي اصرار سيد را ديد گفت: «تجهيزات بگير.» او و تعدادي از بچه‌ها را فرستاد با گردان عاشورا عمليات بروند. ميان بچه‌ها شايع شده بود که اين گردان عمليات نداره و به عنوان احتياط است که باز سيد با ناراحتي خودش را به شهيد نوريان رساند و دوباره التماس و اصرار کرد. اما در کمال ناباوري قرعه عمليات به نام گردان عاشورا از لشکر10 سيدالشهدا افتاد و در جزيره جنوبي وارد عمليات شد. سيد جمال خوشحال، همسنگرانش را در آغوش کشيد و با آن‌ها وداع کرد. «پاسگاه خاتمي» در «جُفِير» آخرين خداحافظي سيد بود. گردان عاشورا وارد عمليات شد وسيد جمال هم پيشاپيش گردان با دو تا عصا توجه همه رو به خودش جلب مي‌کرد تا اينکه به ميدان مين رسيدند و سيد مشغول زدن معبر شد. آتش سنگين دشمن شروع شد. تنها خبري که از سيد رسيد اصابت تير به گلو و پهلوي او بود. اما سيد قبل از ورود به معبر و شهادتش عصاهايش را کنار خاکريز دور انداخته بود و خودش را کشان کشان روي زمين کشيده بود. رزمندگان همان روز دو تا عصاي سيد را پيدا کردند. پيکرمطهر اين فرزند حضرت زهرا (س) در جزيره مجنون جاماند و 10 سال بعد به آغوش مادرش برگشت. اولين مداح گردان تخريب تيپ10 سيدالشهدا سيدجمال اولين مداح گردان تخريب تيپ 10 سيدالشهدا بود. او دعاي عهد بعد ازنمازصبح که تازه درجبهه مرسوم شده بود را با حالت محزوني مي‌خوانند و دعاي توسل شب چهارشنبه ودعاي کميل شب جمعه و مراسمات اعياد و وفات‌هاي ائمه (ع) همه با صداي زيباي شهيد سيدجمال برگزارمي‌شد. مراسم سينه زني و مداحي سيدجمال جزو خاطرات فراموش نشدني رزمندگان گردان تخريب است. سيد جمال هرکاري ازدستش برمي‌آمد براي بالابردن معنويت رزمندگان دريغ نمي‌کرد. سيد جمال علي‌رغم اينکه در تبليغات تخريب بود جزو نيروهاي کارکشته عملياتي هم محسوب مي‌شد چون هم در پاکسازي ميدان مين تبحر داشت وهم در ايجاد معبر.