افکار خبر/ در روايات اهل بيت(ع) هم به عواملي اشاره شده که باعث آسان شدن مرگ، راحت از دنيا رفتن و سختي نکشيدن فرد مي شود و هم عواملي که باعث مي شود فرد با سلامت از دنيا برود. اين دو نکته است، اينکه هم انسان راحت از اين عالم به عالم ديگر منتقل شده و سختي نکشد. و هم با سلامت رفته و دچار آن وسوسه هايي که شياطين در لحظه ي آخر انسان را مي کنند و تيرهاي آخر را به سمت او پرتاب مي کنند نشود. اينجا ديگر منزل آخري است که دست شيطان به انسان مي رسد و در نتيجه تمام تلاش خود را در اين لحظه ميکند.
اعتقادات صحيح
ترديدي نيست که اگر من ايمان به خدا و آخرت داشته باشم و سيم اتصال من به خدا وصل باشد، زماني که مي خواهند من را به سمت خدا منتقل کنند، وحشت نميکنم. چرا که من را به سمت دشمن نميبرند، بلکه به سمت دوست ميبرند. خود اين ايمان، انسان را در لحظهي آخر راحت ميکند.
در روايت زيبايي است که حضرت عزرائيل(ع) بر ابراهيم خليل الله وارد شد. حضرت ابراهيم(ع) وقتي او را ديد پرسيد: آيا تو الان من را دعوت ميکني که به اختيار آن طرف بيايم، يا زمان اختيار گذشته و خواهي نخواهي بايد بروم؟ حضرت عزرائيل(ع) گفتند نه به اختيار خود شما است که بياييد يا نياييد. حضرت ابراهيم چيزي گفت که حضرت عزرائيل را به فکر وادار کرد: خدا دوست و خليل من است، آيا ديده اي که يک دوستي مرگ را به دوست خود هديه بدهد؟ حضرت عزرائيل درمانده شد. از خداوند متعال خطاب به حضرت عزرائيل رسيد که به او بگو آيا ديده اي که دوستي از ديدار دوست خود بدش بيايد. تو به طرف دوست خود ميآيي و دوست مشتاق ديدن دوست است.
اگر بخواهيم اين نگاه را به مرگ داشته باشيم مستلزم اين است که ايمان داشته باشيم. در اين صورت چقدر اين لحظه براي فرد زيبا خواهد بود. در آيه 27 «سوره ي ابراهيم» آمده است که خداوند مومنين و افراد با ايمان را نگاه ميدارد و در دنيا و آخرت آنها را تثبيت ميکند. در روايتي داريم که دو شاخه ي گل بسيار معطر از حرم الهي براي او آورده مي شود. بوي يکي از آنها به گونه اي است که فرد خانواده و اموال خودرا فراموش ميکند تا سختي نکشد. و بوي ديگري از نسيم رحمت الهي آنچنان حالتي در او ايجاد ميکند که سخاوتمندانه جان خود را بدهد. اينها همه براي مومن است.
روايتي است از حضرت امام صادق(ع) که مي فرمايد: روزي گذر سلمان در کوفه به بازار آهنگرها افتاد. يک مرتبه ديد جواني بيهوش شده و مردم اطراف او را گرفته اند. سلمان که از آن نزديکي عبور ميکرد، يکي از آن افراد دويد و به او گفت يا اباعبدالله اين جوان مريض و بيهوش است بيا يک دعايي بالاي سر او بخوان که بهوش بيايد. حضرت سلمان وقتي نزديک شد و به بالين جوان رسيد او چشم باز کرد. تا سلمان را ديد سر خود را بلند کرد و گفت يا اباعبدالله اينطور نيست که مردم گمان مي کنند من بيمار هستم. وقتي گذر من به بازار آهنگرها افتاد و ديدم که با چکش هاي آهني به ميله هاي سرخ ميکوبيدند، ياد اين آيه افتادم: نگهبانان جهنم با چکشهاي آهنين بر دوزخيان ميزنند. در اين حالت ديگر نفهميدم و از هوش رفتم. سلمان ديد اين فرد با معرفت است با او دوست شد. بعد از يک مدتي اين جوان مريض شد، سلمان به عيادت او رفت و ديد که موقع مرگ او است. سلمان به حضرت عزرائيل(ع) خطاب کرد که يا ملک الموت اين جوان برادر و دوست من است، لطفاً مراعات او را بکن. حضرت عزرائيل فرمود: يا اباعبدالله من مراعات اين جوان و تمام مومنين را خواهم کرد و با آنها دوست هستم.
بنابراين اصليترين شرط براي راحت مردن ايمان است. البته اگر ميخواهيم ايمان در لحظه ي مرگ و پس از آن در مراحل ابديت حافظ ما باشد بايد در دنيا حافظ ايمان خود باشيم. ما حافظ ايمان خود باشيم تا ايمان در سختي ها حافظ ما باشد. بعضي از افراد هستند که از ايمان و اعتقادات خود محافظت ندارند. چه بسا که اعتقادات آنها لغزنده و سست است. در روايت داريم که اعتقادات و ايمان بعضي از افراد عاريهاي است، از اين دست ميگيرند و از آن دست ميدهند. مثلاً تا يک مقدار وضع مالي جابجا ميشود، حقوق کم و زياد ميشود و فشار زندگي وارد ميشود چه بسا افراد خدا را به ظلم متهم ميکنند. اينها خطرناک است.
بايد ايمان ها را تثبيت کرده و نگاه داشت. تثبيت ايمان و اعتقادات هم فقط با خواندن کتاب و يا رفتن به کلاس عقيدتي نيست. اينها خوب است و ميتواند عقل را قانع کند. اما دل انسان نيز بايد قانع شود. بايد قلب انسان باور کند و ايمان در قلب رسوخ کند. باور قلب با عمل به دست ميآيد. هرچقدر ما اعمال خود را طبق وظايف و دستورات ديني انجام دهيم مانند چکشي که بر ميخ ميرود و فرو مي رود باعث تثبيت اعتقادات در قلب و باور آنها ميشود. اين آيه ي قرآن است: اگر مي خواهيد به يقين و باور قلبي برسيد، عبوديت و بندگي انجام دهيد.
عمل صالح هم حافظ و تثبيت کنندهي ايمان و هم ارتقاء دهندهي آن است. هم ايمان عمل صالح را خالصتر ميکند و هم برعکس. هر گناه و معصيت بندهاي ايمان و اعتقادات را شل و پاره ميکند. چه بسا بعد از مدتي اگر انسان دچار معاصي و آلودگي ها شود و توبه نکرده و باز نگردد از درون خالي ميشود. و در اين صورت شايد در حادثههاي سنگين مانند لحظهي مرگ نتواند ايمان خود را حفظ کند.
مرحوم آيت الله کوهستاني چند سال قبل از انقلاب فوت کردند. کساني که در شمال ايران هستند يعني در استان مازندران و گلستان اين بزرگوار را که از اولياي خدا بود خوب ميشناختند. الان هم در شهر کوهستان که در نزديک ساري است، مدرسهي ايشان که بسيار بامعنويت هم است، برقرار است. کساني که در هنگام مرگ اطراف ايشان بودند نقل ميکنند که با اينکه آقا دو يا سه روز آخر حال حرف زدن نداشتند. اما در لحظات آخر، يکي از اطرافيان از ايشان سوال کردند که آيا شما ذکر خود را مي گوييد؟ ايشان فرموده بودند که خدا لعنت کند شيطان را من هرموقع ميخواهم ذکر بگويم سرفه ام ميگيرد. اما من به دهان او ميزنم و ذکر خود را ميگويم. اين افراد اين چيزها را فراموش نميکنند چون در دل آنها بوده است.
مرحوم آيت الله طباطبايي، فارابي زمان ما، در هنگام مرگ دچار فراموشي شديدي شده بودند. طوري که بسياري از اصطلاحات علمي و فلسفه ها و قيل و قال هاي کلامي رافراموش کرده بودند. حتي رئيس بيمارستاني که ايشان بستري بودند مي گفتند اگر يک ليوان آب به دست ايشان مي داديم همينطور در دست خود نگاه ميداشتند مگر اينکه به ايشان ميگفتيم آن را بخوريد. اما با اين وجود برخي از بستگان ايشان ميگفتند ما ديديم در لحظات آخر لب ايشان تکان ميخورد و گويي حرف ميزنند. از ايشان سوال کرديم که چکار ميکنيد؟ فرمودند تکلم. گفتيم تکلم با چه کسي؟ گفت با حضرت حق. اين را فراموش نکرده چون در جان او رسوخ کردهاست.
محبت و ولايت اهل بيت(ع)
ولايت اهل بيت(ع) جداي از توحيد نيست. ولايت اهل بيت يک دستگاهي جداي از ولايت و سرپرستي خداوند عالم نيست. لطف اهل بيت(ع) در همه جا به محبين آنها ميرسد. هم در دنيا، هم در مرگ و هم بعد از آن در برزخ و قيامت و در همه ي عوالم. در هيچ عالمي از عوالم نيست که ما بي نياز از اهل بيت باشيم. در هيچ عالمي از عوالم نيست که دست اهل بيت کوتاه و بسته باشد.
در زيارت جامعه ي کبيره ميخوانيم که اهل بيت، رحمت موصوله ي خدا هستند. رحمت موصوله يعني قطع نميشود و دائم متصل است. ممکن است سوال کنيد که ما رواياتي داريم که مي فرمايد شفاعت ما اهل بيت (ع) در برزخ به شما نميرسد. آن روايات بايد در جاي خود معنا شود. يا مقصود اين روايات اين است که قيامت مراحل بسيار سختي دارد که شفاعت اصلي ما آنجا بروز ميکند. اينجا شفاعت ما است اما شفاعت اصلي نيست. لذا شفاعت و دستگيري در برزخ هم است که در آخر زيارت عاشورا ميگوييم: الهم ارزقني شفاعة الحسين يوم الورود. يعني از همان لحظهي ورود به عالم آخرت شفاعت ميخواهد. پس شفاعت وجود دارد اما آن شفاعت اصلي مربوط به قيامت است. يا به اين دليل است که اسم لطف هايي که اهل بيت (ع) در برزخ ميکنند شفاعت نيست.
بنابراين ولايت اهل بيت (ع)، سکرات را آسان ميکند، خصوصاً محبت اميرالمومنين علي(ع). اينکه ميگوييم خصوصاً چون اميرالمومنين (ع) مرز و ملاک حق و باطل است. شيعه و سني از پيامبر(ص) نقل کردهاند که فرمود: يا علي حب تو داشتن ايمان است و بغض نسبت به تو داشتن کفر است. پيامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسي علي(ع) را دوست داشته باشد سکرات و سختيهاي مرگ براي او آسان ميشود.
صله رحم بخصوص نسبت به والدين
در روايت است که خداوند متعال فرمود: من از صد جزء محبت و رحمت خود، يک جزء آن را در عالم دنيا فرستادهام که اين محبت ها بين پدر و مادر و فرزند و برادر و خواهر و فاميل درست شدهاست. بقيه ي آن را آن طرف ميبينيد. اگر رحم، يک خاندان و يک خانواده که بين آنها محبت است، اين محبت را نسبت به هم قطع کنند، يعني در واقع رحمت خدا را قطع کردهاند. به اين جهت است که خيلي با آن برخورد شده که قطع رحم نکنيد. وقتي رحمت خدا را قطع کرديد طبيعتاً در مرگ سختي مي بينيد. اما اگر کسي صلهي رحم کرد در حال جذب رحمت خدا است. بنابراين چون شما قدر رحمت خدا را خصوصاً نسبت به والدين دانسته ايد مرگ را آسان مي کند. آن فردي که به مادر خود جفا کرده بود حتي نتوانست تلقين پيامبر را جواب دهد تا زماني که مادر او راضي شد و او را بخشيد.
تسبيحات حضرت زهرا(س)
همچنين يکي ديگر از چيزهايي که خيلي توصيه شده است، تسبيحات حضرت زهرا(س) بعد از نمازهاي واجب است. من تقاضا مي کنم که اين گنج است و آن را از دست ندهيد. امام باقر(ع) فرمود: اگر هديه اي بالاتر از تسبيحات زهرا(س) بود پيامبر آن هديه را به حضرت زهرا ميداد. امام صادق(ع) فرمود: ما به بچه هاي خود همانطور که نماز را توصيه ميکنيم اين تسبيحات را هم توصيه ميکنيم. و بعد فرمود اگر کسي مداومت داشته باشد به خواندن تسبيحات حضرت زهرا(س) بعد ازهر نماز سختيهاي مرگ بر او آسان ميشود.
انگشتر به دست کردن
خصوصا انگشتر عقيق که از علائم مومن است.
خواندن هفت بار «بِسمِ اللهِ اَلرحمنِ الرَحيم، لا حَولَ و لاقُوةَ اِلا بِالله العَليُ العَظيمم در تعقيبات نماز صبح
مرحوم محدث قمي اين مطلب را در مفاتيح آورده است.
خواندن دعاي عديله
مومنين حداقل يک بار در عمر خود اين دعاي عديله را بخوانند، اعتقادات خود را صادقانه، نزد خدا به امانت بسپارند. چون در آخر دعاي عديله داريم که خدايا تو بهترين امانت دار هستي. اين اعتقادات خود را پيش تو امانت ميگذارم تا هنگام مرگ که زماني است که انسان خيلي چيزها را از ياد ميبرد به من باز گردان.
خواندن قرآن بعد از هر نماز
پيامبر اکرم(ص) فرمود: اگر هر کسي بعد از هر نماز قرآن بخواند، سکرات موت بر او آسان ميشود و خود ملک الموت شهادتين را بر او تلقين ميکند.
وظايف ما در کنار شخص محتضر
گاهي اوقات انسان با فردي مواجه ميشود که در لحظات بسيار سخت و حساس احتضار است و نياز دارد که کسي به او کمک بدهد، معمولا اطرافيان محتضر، که در کنار او هستند، اصلاً نميدانند که چکاري بکنند. براي يک مسلمان زشت است که در آن هنگام نداند چکار بايد بکند. در بارهي شخص محتضر يک وظيفهي واجب و تعدادي نيز وظيفهي مستحب داريم.
وظيفه واجب
وظيفه ي واجب اين است او را رو به قبله کنيم. اين کار بر هر مسلماني واجب است البته اگر کسي او را رو به قبله کرد از ديگران ساقط است يعني واجب کفايي است. بايد طوري او را به پشت بخوابانيم که کف پاهاي او به سمت قبله باشد. البته اگر در جايي بود که اين کار امکان پذيرنبود، مثلاً بر روي تخت بيمارستان که به فرد سرم و دستگاه هاي مختلفي وصل است و اين امکان وجود ندارد، بايد حتي الامکان و تا جايي که به اين شکل شبيه تر است او را قرار داد. اگر هم نشد که ساقط است.
در روايتي از پيامبر اکرم(ص) فلسفه ي اين کار گفته شده است. ايشان فرمود اگر کسي را اينگونه رو به قبله کنيد، دائم تا زمان قبض روحش، خداوند و ملائکه، با رحمت خود به او رو ميکنند.
* آداب و مستحبات
تلقين شهادتين
شخصي که در سکرات موت قرار دارد، به قدري در سرگرداني و تحير است که چه بسا اسم خود را نيز به يا نميآورد. او در يک حالت گيجي و تحير تام است. لذا در روايات متعدد گفته شده که به او کمک بدهيد. شهادتين را به اين صورت به او تلقين کنيد، در کنار او نشسته و آرام آرام نه با داد و بيداد و دعوا و اينطور چيزها که بيشتر او را اذيت کند به لو تلقين کنيد که بگويد: «لااله الا الله، محمدا رسول الله، عليا ولي الله» پيامبر اکرم(ص) فرمود: اين کار را بکنيد و حرفهاي پراکنده ديگر نزنيد و سپس فرمود: اگر به اين صورت تلقين کنيد آن کسي که بر زبان او اين کلمات باشد و با اينها از دنيا برود داخل بهشت ميشود. البته معلوم است که از روي اعتقاد اين کلمات را ميگويد و طوطي وار بيان نميکند.
تلقين دعاي فرج
دعاي فرج آن چيزي است که در قنوتها در رسالهها گفته شده است. افراد ميتوانند در رسالهها در قسمت قنوت مراجعه کنند. «لا اله الا الله الحليم و الکريم، لااله الا الله العلي العظيم، سبحان الله رب السماوات السبع و...» اين دعاي فرج، مرور اعتقادات توحيدي است. اميرالمومنين(ع) بر بالين هر محتضري که ميرفتند، اين دعا را ميخواندند و ميفرمودند که ديگر ترسي نيست.
خواندن قرآن، بخصوص آيت الکرسي و سوره هاي يس و صافات
اين ها را بخوانيم و لازم نيست تلقين کنيم. درروايات داريم سوره يس را که ميخوانيد ملائک رحمت نازل ميشوند و سوره صافات را که ميخوانيد، وسوسههاي شيطان دفع ميشود.
القاء اميد به رحمت خدا
خوف و رجاء و بيم و اميد يک مومن تا وقتي که زنده است بايد مساوي باشد. بايد در مورد اعمال خود و آخرت هم از عذاب خدا بترسد و هم به رحمت خدا اميداور باشد. اما در روايات متعدد داريم که هنگام مرگ بايد فقط اميد باشد. لذا به آن شخصي که هنگام احتضار است رحمت خدا را القا کنيد. اهل بيت به تو کمک ميدهند و جايي ميروي که به استقبال تو ميآيند. ما در روايت داريم که رحمت خدا در آخرت به گونه اي است که حتي ابليس به آن طمع ميکند. ابليسي که گناه اولين و آخرين به عهده ي او است وقتي رحمت خدا را ميبيند، ميگويد شايد ما را هم ببخشند. بايد اين رحمت را با خواندن همين روايات به فرد القاء کرد و اگر هم بلد نيستيم بگوييم که لطف خداوند متعال بي نهايت است، گناه ما محدود است اما رحمت او نامحدود است. لطف خدا بيشتر از جرم ماست.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد