کجارو/ ظاهرا يک قلعه قرون وسطايي در اتريش، به واسطهي تاريخچه توأم با کشتارش به دام ارواح افتاده و جاذبهي محبوب دنياي گردشگري وحشت شده است.
ترس و خشونت در ماجراي جادوگران سيلم
«قلعهي موشِم» (Moosham Castle) در نزديکي شهر «سالزبورگ» (Salzburg) و در کشور اتريش واقع شده است. اين قلعهي نظامي که تاريخ ساختش به قرن سيزدهم بازميگردد، توسط شاهزاده - اسقف سالزبورگ ساخته شده و داراي يک گذشتهي عجيب و البته دهشتناک است. با کجارو همراه باشيد تا اندکي بيشتر با اين قلعه و اين گذشتهي تلخ آشنا شويم.
قلعهي موشِم با تاريخي پر رمز و راز و آميخته به حوادث تلخ و خشونت بار، به عنوان مکاني تسخير شده و ترسناک به شهرت رسيده است، قلعهاي که به نام «قلعه جادوگران» هم شناخته ميشود. مشخص نيست که دقيقا چه تعداد انسان بيگناه در ميان اين ديوارها به زنجير کشيده شده يا براي اعمال جادوگرانه به مرگ محکوم شدند، اما اين پيشينه به هر حال در محبوبيت اين مکان به عنوان مقصد گردشگري ايدهال دنياي ترس و وحشت بيتأثير نبوده است. هر چند بسياري از افراد، ديگران را از بازديد اين قلعه بازداشته و آنها به خاطر اين کار سرزنش ميکنند و البته با وجود رخدادهاي اتفاق افتاده در اين مکان، نميتوان آنها را سرزنش کرد.
اما داستان ترسناک اين قلعه چيست؟ ظاهرا در حدود صد جادوگر در ميان ديوارهاي اين قلعه گردن زده شدند و گفته ميشود که ارواح شماري از آنها هنوز هم اين دژ و استحکامات نظامي اتريشي را در تسخير خود دارند، جايي که امروزه به عنوان يک موزه مشغول فعاليت است.
ارواح جادوگران شکنجه شده و مقتول، امروزه اين قلعه را به تسخير خود در آوردهاند
شکنجه و آزار و اذيت جادوگران البته تنها مختص به آن دوران و اين قلعه نبوه است. سه قرن پيش موجي عظيم و نگران کننده آمريکا و اغلب کشورهاي اروپايي را در نورديد که در نتيجهي آن شاهد کشتاري عظيم بوديم که تحت عنوان محاکمه و سوزاندن جادوگران شناخته ميشود.
اين ترس بيمارگونه به دليل وحشت از زندگي جادوگران در ميان مردم عادي حادث شده و در ادامه به اين تفکر دامن زد که بايد اين جادوگران خطرناک را با سوزاندن از بين برد. در آن زمان دادگاههاي متعددي تشکيل شده و متهمان را که عمدتاً زن بودند را به دليل اتهام جادوگري به مرگ محکوم ميکردند، دادگاههايي که به تدريج به بخشي از زندگي رزومرهي افراد مبدل شدند. در طول اين دوران بسياري از زنان با ترس از اين قبيل اتهامات زندگي کرده و مراقب هر حرکت خود بودند، مبادا مورد سوءظن قرار گرفته و سرانجامشان به ميان تودههاي شعلهور هيزم ختم شود.
جادوگر سوزان اروپا
اما در اتريش قلعه موشِم به مرکزي براي برگزاري جلسات دادگاههاي جادوگري مبدل شد. در فاصله سالهاي ۱۶۷۵ تا ۱۶۹۰ بيش از صد نفر در اين دادگاهها به مرگ محکوم و بسياري ديگر نيز به جرم فعاليتهاي مشکوک و مرتبط با جادوي سياه دستگير و زنداني شدند.
ايراد اين اتهامات عليه افراد رفته رفته از تني چند به چندين هزار نفر افزايش پيدا کرد که زنداني شده و حتي مورد شکنجه قرار ميگرفتند. البته اين داستان در مورد قلعهي موشم با تفاوتي همراه بود، چرا که در اکثر موارد مرتبط با جادوگران اين زنان بودند که متهم شده و مورد آزار و اذيت قرار ميگرفتند اما اين بار برخلاف دفعات قبل، متهمان اصلي اين دادگاهها مردان بودند نه زنان. سن اين افراد نيز معمولا بين ده تا هشتاد سال متغير بود و ۹۲ نفر آنها زير ۲۱ سال سن داشتند که متأسفانه اکثرا مجرم شناخته شدند. در خلال اين دادگاههاي ناعادلانه تنها کودکاني بيپناه و بيآزار مورد سوءظن بودند و تنها مسئله در مورد آنها اين بود که هيچ کسي حاضر به ضمانت کردن درستي آنها نبود.
روشهاي استفاده شده براي شکنجهي اغلب اين افراد بسيار هولناک و دردآور بود، به طوري که گاهي دست افراد را قطع کرده يا شکنجهگران بدن آنها را با قطعات آهن داغ ميسوزاندند که همچون داغ ننگي، براي باقي عمر همراه هميشگي آنها بود. بسياري حين شکنجه به هر اتهامي اعتراف ميکردند؛ فقط و فقط براي آنکه از زير اين شکنجههاي طاقت فرسا رهايي پيدا کنند.
اين تاريخ خونبار و لبريز از سبعيت و رفتارهاي غير انساني بعد از گذشت چندين قرن همچنان همراه اين قلعه نفرين شده باقي مانده است، به طوري که شايد بتوان گفت هر داغ ننگي که بر پيکر انساني بيگناه زده شد، در واقع ردّ خود را روي تار و پود اين قلعه نيز برجاي گذاشته است.
امروز کارمندان و بازديدکنندگان، بارها حين رفت و آمد در اين مکان با تماسهاي ترسناک و غير عادي، حس تنفس کسي در همان نزديکي، صداهاي دلهرهآفرين، اشباح، صداي قدم زدن و بسته شدن ناگهاني درها مواجه شدهاند. همچنين بسياري در مورد مه سفيد شناور و غير قابل درک صحبت ميکنند.
مالک فعالي اين قلعه، «ترزيتا ويلچک» (Theresita Wilczek) در اتاقي سکونت دارد که به نام «اتاق توني» (Room of Tony) شناخته شده و به شهرت رسيده است. اين اتاق ظاهرا متعلق به همان مردي است که مسئول همه اين جنايتهاي هولناک و غير قابل توصيف بوده است! بسياري از سايه و حضوري شوم صحبت ميکنند که گويي در اين اتاق خانه کرده است. يک بازديدکننده موزه حتي ادعا کرد که توسط اين حضور اهريمني مورد آزار و اذيت واقع شده است.
در اتاق شکنجه، بسياري دستاني را حس کردهاند که به سر يا پاهاي آنها کشيده شده است. ديگران از يک حضور نامرئي و نامشخص صحبت کردند که گويي خيلي نزديک به آنها ايستاده بوده و حتي مردم از حس کردن گرماي تنفس کسي روي بدن خود وحشتزده شدهاند.
از سوي ديگر صداهاي عجيب در طول پديده ضبط صداي الکترونيکي در اين قلعه ثبت شدهاند که باز هم بر عمق وحشت از اين قلعه افزوده است. ديگر بخش عجيب تاريخچه اين قلعه به گزارشاتي از حضور «گرگ انسان» در طول دههي ۱۸۰۰ باز ميگردد. ظاهرا در آن زمان اجساد آهو، گوسفند و ديگر احشام در نزديکي اين قلعه پيدا ميشد، آن هم در حالي که اجسادشان تکه تکه شده بود. در آن زمان تعدادي از ساکنان قلعه به گرگ انسان بودن متهم شدند که از اين ميان شماري به مرگ محکوم شده و شماري نيز به زندان افتادند. به هر حال به نظر ميرسد اين قلعه حرفهاي زيادي براي گفتن دارد که جز از مسير ترس و وحشت راهي براي دستيابي به آنها وجود ندارد.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار