کرب وبلا/ قبر مطهر امام حسين (ع) و قتلگاه ايشان از لحظۀ شهادت و حتي پيش از آن، همواره مورد توجه و زيارت بوده است. گزارشهايي مبني بر اينکه اولين زائران ايشان چه کساني بودهاند وجود دارد. در ادامه به اولين زائران امام حسين (ع) تا زمان مختار ميپردازيم.
سرزمين کربلا نه از لحظۀ شهادت امام حسين (ع) و واقعۀ عاشورا، بلکه از سالها پيش از اين واقعه، محل آمد و شد و زيارت فرشتگان و انبيا و اولياي الهي بوده است. امام صادق(ع) فرمودهاند: «از آنجاست (کربلا) محل عروج ملائکه به سوي آسمان. هيچ ملک مقرب و پيامبر مرسلي نيست، مگر اينکه از خداوند اجازه ميگيرد به زيارت امام حسين (ع) مشرف شود. پس گروهي فرود آمده و گروهي بالا ميروند.» و نيز فرموده: «آگاه باشيد که، هزار سال پيش از دفن جدم امام حسين (ع) در کربلا، فرشتگان به زيارت آنجا رفتهاند. هيچ شبي نيست مگر اينکه جبرئيل و ميکائيل (ع) به زيارت آن حضرت ميروند.»
بنابر روايات سابقۀ عزاداري و گريه بر ايشان نيز به سالها پيش از واقعۀ عاشورا و زمان انبياي گذشته بر ميگردد که با وحي از مصيبت امام حسين (ع) آگاه ميشدند. همچنين نقل است پيامبر خدا (ص) از لحظۀ ولادت امام با يادآوري مصايب ايشان گريستهاند[۱] و حضرت علي (ع) نيز پس از جنگ صفين هنگام گذر از کربلا توقف کردند و بر مصايب آينده اشک ريختهاند.[۲]
بيان اين نمونهها در روايات و توصيه به زيارت کردن آن جناب و اجري که خداوند در برابر آن ميپردازد، همگي مبين ارزش و درجۀ اهميت زيارت کسي است که اولين زائرانش، از همان لحظۀ شهادت، فرشتگان و اولياء بودهاند. از زائران ملکوتي که بگذريم، در طول تاريخ نيز مشتاقان همواره با وجود خطرات و سختيها به اقامۀ اين امر پرداختهاند و اين سنت همچنان پابرجاست.
در معناي زيارت
زيارت در لغت يعني ديدار کردن با قصد، و در معناي مذهبي عزيمتي است (ظاهري يا باطني) به اماکن مذهبي که از سوي پيروان يک دين براي به پا داشتن يک آيين يا فريضۀ ديني انجام ميگيرد. به شخصي که به زيارت ميرود زائر گفته ميشود و جمع آن زُوّار است.[۳] احمد بن فارس ميگويد: «زائر را از آن جهت زائر ميگويند که وقتي به زيارت تو ميآيد، از غير تو دوري ميکند.»[۴]
در لغتنامۀ فارسي به مشاهد متبرک و بقعهها رفتن و خواندن دعايي که بهعنوان تشرف باطني براي امامها و امامزادهها و اوليا ميخوانند را زيارت گفتهاند.[۵]
با توجه به معناي ياد شده، اطلاق نام زائر بر فرد، مقيد به قيد «قصد» يا همان «نيت» است. اين قصد با «معرفت» فرد از کسي که به زيارتش ميرود در ارتباط است. در بيان اعتقادي شيعه، آنچه توصيه شده و لازمۀ اجر و پاداش است زيارت با معرفت است. در اين راستا امام کاظم (ع) فرمودهاند: «کمترين ثواب و اجر زائر قبر مطهر امام حسين (ع) در کنار فرات، اين است که گناهان گذشته و آيندهاش را ميآمرزند؛ مشروط به اينکه حق و حرمت و ولايت ايشان را بشناسد.»[۶] در روايات ديگر نيز گفته شده که «شناخت و معرفت امام» يعني اينکه او را امامي از جانب خدا بداند و عملکردن به دستوراتش را واجب بدان.
احتمالا افرادي هم بودهاند که در مسير خود، گذرشان به کربلا و مرقد امام افتاده است که بنابر اين تعاريف زائر محسوب نميشوند. زائر مزار مطهر امام، کسي است که با قصد و معرفت و شناخت به حق امام و نيز پس از شهادت ايشان و دفن پيکر مطهر به زيارت حضرتش برود؛ در نتيجه زيارت امام حسين (ع) به معناي خاص آن و آنچه در راستاي هدف اين مطلب است، به معناي حضور زائر بر مزار ايشان بهقصد اظهار ارادت، احترام و کسب فيض معنوي قلمداد ميشود. اکنون به نقلهاي تاريخي از اولين کساني که مشرف به مزار حسين(ع) شدهاند نظر ميافکنيم تا دريابيم که اولين زائر به معناي خاص آن کيست.
اقوال موجود دربارۀ اولين زائران امام حسين (ع)
۱. قبيلۀ بني اسد: افراد اين قبيله بنا به دلايلي از ياري رساندن به امام در روز عاشورا جا ماندند. تقريبا سه روز پس از واقعۀ عاشورا به کربلا آمدند و با همراهي امام سجاد (ع) به دفن پيکر شهدا پرداختند. امام سجاد (ع) پس از دفن پيکر پاک آن حضرت، مزار پدر گرامي خود را ساخت، دست خود را بر روي قبر گذاشت و به زيارت پدرش مشغول شد. افراد اين قبيله نيز همراه امام به اقامۀ عزا و زيارت از ايشان پرداختند.
۲. سليمان بن قتهي: ابن نما حلي، از ابن عايشه روايت ميکند که سليمان بن قتهي عدوي، سه روز پس از شهادت امام حسين (ع) از کربلا عبور کرد. وقتي نگاهش به قتلگاه ايشان افتاد، تکيه بر اسب عربي خود نمود و ابياتي را سرود؛ البته به اين روايت نقدهايي وارد است، ازجمله اينکه چنين شخصي شناخته شده نيست و همچنين اين نقل به اين شکل، تنها از ابن نما وارد شده است.
۳. عبيدالله بن حرجعفي: ...پس از کشته شدن حسين (ع)، او در مجلسي از عبيدالله بن زياد حضور داشت. ابن زياد لحظهاي از او غافل ماند و ابن حر خارج شد و بر اسب خود نشست. ابن زياد جوياي او شد و وقتي فهميد خارج شده، دستور داد او را بياورند؛ اما ابن حر با اسب خود تاخت و گفت: «به او بگوييد که هرگز به دلخواه پيش او نخواهم آمد.»
سپس به خانۀ احمر بن زياد طايي و پس از آن به کربلا رفت و قتلگاه شهدا را ديد. برايشان آمرزش خواست و اشعاري به اين مضمون سرود: «امير خيانتکار به من ميگويد: چرا با شهيد پسر فاطمه جنگ نکردي؟ دريغا که ياري وي نکردم ...»[۷]
۴. جابربن عبدالله انصاري و عطيۀ عوفي: اين دو، نخستين زائران امام حسين (ع) در اولين اربعين شهيدان کربلا هستند و نام اين دو همواره همراه با زيارت اربعين برده ميشود. جابر به همراه شاگردش عطيه، اولين مردماني بودند که با قصد و نيت زيارت و معرفت امام، از راه دور و در شرايط خفقان سياسي، سنت اربعين را با جلوهاي از زيارت حقيقي و آداب آن از خود به جا گذاشتند.
عطيه نقل ميکند: «من و جابر به قصد زيارت قبر حسين بن علي بيرون آمديم. زماني که به کربلا رسيديم، جابر نزديک ساحل فرات شد. غسل کرد و يک ردا و يک ازار پوشيد؛ سپس کيسهاي را باز کرد که در آن سعد بود و آن را به بدن خود زد و خود را با آن خوشبو کرد. هر قدم که برميداشت، ذکر خداي متعال را ميگفت؛ تا اينکه به قبر مطهر حضرت نزديک شد... پس خود را روي قبر انداخت، در حالي که از هوش رفت. من به روي او آب ريختم تا بههوش آمد. سه مرتبه صدا زد يا حسين... آيا دوست جواب دوست را نمي دهد؟... چگونه جواب بدهي در حالي که رگهاي خونين تو در بالاي شانهات نمايان شده و بين بدن و سر مقدس تو جدايي افتاده است؟ من شهادت ميدهم تو فرزند خاتم پيامبران و فرزند آقاي مؤمنان و فرزند همقسم تقوا و سلالۀ هدايت و خامس اصحاب کسا و پسر آقاي پاکيزگان و فرزند سرور زنان هستي. چرا چنين نباشي؟ در حالي که دست آقا و سرور پيامبران به تو غذا داده، در دامن پرهيزکاران تربيت يافتهاي، از دستان ايمان شير خوردي و با اسلام سيراب شدي.... پس سلام خدا و خشنودي او بر تو باد. شهادت ميدهم که تو از دنيا درگذشتي، همانگونه که برادرت يحيي بن زکريا درگذشت و به فيض شهادت رسيد.
سپس گفت: سلام بر شما ارواحي که در راه حسين (ع) فدا شديد. شهادت ميدهم شما نماز را به پا داشتيد، زکات را پرداختيد، امر به معروف و نهي از منکر نموديد، با ملحدان جهاد کرديد و خدا را آن قدر عبادت کرديد تا به مرحلۀ يقين رسيديد. قسم به کسي که حضرت محمد (ص) را به نبوّت و حق مبعوث کرد، ما در آنچه شما وارد شديد و عمل کرديد، شريک هستيم.
گفتم: ما چگونه در ثواب آنها شريک هستيم، در حالي که ما نه به وادي فرود آمديم، نه از کوهي بالا رفتيم و نه شمشير زديم، ولي اين گروه ميان سر و بدنهايشان جدايي افتاده و فرزندانشان يتيم و همسرانشان بيوه گشتهاند؟
جابر گفت از حبيب خود رسول خدا شنيدم که فرمود: اگر کسي گروهي را دوست داشته باشد، با آن گروه محشور خواهد شد و کسي که کار گروهي را دوست بدارد، با آنان در کار آنان شريک خواهد شد. قسم به آن کس که محمد (ص) را به پيامبري مبعوث کرد، نيّت من و نيّت ياران بر آن چيزي است که امام حسين (ع) و اصحاب او بر آن گذشته و رفتهاند.»[۸]
۵. کاروان اسراي اهلبيت: بنابر اقوال مشهور و نظر اکثريت علماي شيعه، کاروان اسرا در اولين اربعين شهداي کربلا به آنجا رسيدند و به زيارت و اقامۀ عزا بر شهدا پرداختهاند و به نقل سيدبن طاووس با جابر و عطيه هم ملاقات داشتهاند؛[۹] لذا اهلبيت نيز به همراه جابر و عطيه اولين گروه زيارتکنندۀ حضرت هستند؛ اما آنچه برميآيد اين است که جابر و عطيه قبل از ايشان رسيده بودند.
۶. توابين: گروه توبه کنندگاني بودند به رهبري سليمان بن صرد که از ياري نکردن امام پشيمان شده بودند. آنها به خونخواهي شهداي کربلا برخواستند تا با نثار خون خود، عمل گذشته را جبران کنند.
سپاه توابين وقتي به کربلا رسيدند، از اسبها پياده شدند و خود را به قبر حسين (ع) رساندند و به شدت گريستند. برخي از شيعيان، خود را از اسب به زمين ميانداختند و ناله ميزدند و شيون و زاري ميکردند. آنها از اينکه امام حسين (ع) را درکربلا ياري نکرده بودند، پشيمان بودند. يک شبانه روز در کنار قبر امام حسين (ع) گريه و زاري و از بي وفايي خود توبه کردند. آنها با روح آن حضرت پيمان بستند که تا آخرين قطرۀ خون، با قاتلان آن حضرت جهاد کنند. تمام شيعيان قبل از خروج از کربلا، بر سر قبر امام حسين (ع) گرد ميآمدند و بر او رحمت ميفرستادند. گفته شده ازدحامي که در کنار قبر آن حضرت به وجود آمده بود، بيشتر از ازدحام بر حجرالاسود بود.
۷. مختار: با اينکه نقلي مبني بر زيارت مختار از مزار حسيني و نحوۀ آن پيدا نشد، اما قول مشهوري دربارۀ اينکه اولين بقعه بر مرقد حضرت به دستور ايشان بنا شده وجود دارد. با توجه به اين نکته و ساير قراين از حب و معرفت ايشان به امام، مختار نيز در گروه اولين زائران امام حسين (ع) قرار ميگيرد.
مسئلۀ زيارت امام حسين (ع) در فضايي که زمزمههايي دربارۀ حقانيت طرفين اين مصاف در اذهان و افواه مردم جريان داشت، امر مهمي بود که ميتوانست پايههاي حکومتي يزيد و يزيديان را سست کند. اولين زيارت کنندگان در شرايط سخت ممنوعيتها و التهابات سياسي و عقيدتي، خصوصا دوران بنياميه، اين مهم را به عنوان سنتي پايدار تا به امروز از خود برجاي گذاشتند و در جهت تحقق اثبات حقانيت و زنده داشتن اين واقعه سهم بهسزايي داشتند.
پي نوشت:
[1] عيون أخبار الرضا عليهالسلام ، ج2 ، ص 26.
[2] مقتل، خوارزمي، ص 162، باب ثامن؛ تذکره الخواص، ابن جوزي، ص 225.
[3] fa.wikipedia.org/wiki/
[4] صفحۀ زائر در وبگاه آستاننيوز؛ پايگاه اطلاعرساني آستان قدس رضوي.
[5] فرهنگ فارسي معين، صفحۀ 628.
[6] کامل الزيارات / ترجمۀ ذهني تهراني، ص 503.
[7] به نقل از تاريخ طبري/ ترجمه، ج 7، ص 3086.
[8] طبري، عماد الدين، بشاره المصطفي، ج1، ص 74، کتابخانۀ حيدريه، نجف، 1383ه ق.
[9] سيد بن طاووس، علي بن موسي، اللهوف، ص 196، انتشارات جهان، تهران، 1348.
بازار