حکمت/ چهل حدیث نورانی از امام موسی کاظم(ع)

منبع
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
حکمت/ چهل حدیث نورانی از امام موسی کاظم(ع)
باشگاه خبرنگاران/ همزمان با فرا رسيدن شهادت امام موسي کاظم (ع)، چهل حديث از اين امام بزرگوار را آماده کرده ايم که در ادامه مي خوانيد؛ ۱- وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ، وَالثّانِيَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِکَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْکَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُکَ عَنْ دينِکَ. تمام علم مردم را در چهار مورد شناسايى کرده ام: اوّلين آن‌ها اين که پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا کنى. دوّم، اين که بفهمى که از براى وجود تو و نيز براى بقاي حيات تو چه کار‌ها و تلاش هايى صورت گرفته است. سوّم، بدانى که براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است. چهارم، معرفت پيدا کنى به آن چيزهايى که سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى (يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى). ۲- ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشيکاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. نيست بلايى که بر مؤمن وارد شود مگر آن که به وسيله دعا سريع بر طرف مى گردد؛ و چنانچه دعا نکند طولانى خواهد، پس هنگامى که مصيبت و بلايى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع کنيد. ۳- لَيْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ يُهَيِّجُ داءً، وَ لَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاکِ الْيَدِ إلاّ عَمّا يَحْتاجُ إلَيْهِ. هيچ دارويى نيست مگر آن که در اثر عوارض جنبى آن دردى ديگر را تهييج و تحريک مى نمايد؛ و هيچ درمانى بهتر و سودمندتر از امساک و خوددارى نيست مگر در حال نياز و ضرورت. ۴- رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ. خداوند متعال رحمت کند بنده اى را که در مسائل دينى تفقه و تحقيق نمايد (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا کند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند. ۵- إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَةَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ. اهل زمين مورد رحمت - و برکت الهى - هستند، مادامى که خوف و ترس - از گناه و معصيت داشته باشند -، اداى امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند. ۶- بِئْسَ الْعَبْدُ يَکُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ. بد شخصى است آن که داراى دو چهره و دو زبان باشد، که در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر. ۷- قال (عليه السلام): مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً. کسى که در امور زندگى خود. با اهل معرفت مشورت کند، چنانچه درست و صحيح عمل کرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه کند عذرش پذيرفته است. ۸- مَنْ لَمْ يَکُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَکَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ. هر کسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - يعنى؛ شياطين إنسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود. ۹- ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ. چيزى با فضيلت‌تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جايى که) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است. ۱۰- قالَ (عليه السلام): لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّيقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَيْئاً. فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نرويد؛ همچنين سعى شود با معده خالى داخل حمام نرويد، بلکه حتّى الامکان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخوريد. ۱۱- قالَ (عليه السلام): اِيّاکَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِکَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَکَ. بر حذر باش از شوخى و مزاح بى جا، چون که نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبک و بى اهميّت مى گرداند. ۱۲- اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَکُ يُذيبُ الْجَسَدَ. خوردن گوشت، موجب روييدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد؛ ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند. ۱۳- مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ. هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکيه است، هر که فکر و نيّتش نيک باشد در روزي اش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و آشنايانش نيکى و احسان کند، عمرش طولانى خواهد شد. ۱۴- اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَکَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِکَةُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ. زمانى که مؤمن بميرد، ملائکه و ممتازترين قسمت‌هاي زمين براى او گريه مى کنند. ۱۵- الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ کُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَةً أنْمِلَةً کانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها کانَ خَيْراً لَهُ. مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گيرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختى است؛ و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است. ۱۶- مَنْ اَرادَ أنْ يَکُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَکَّلْ علَى اللّهِ. هرکس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترينِ مردم باشد بايد توکّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد. ۱۷- أداءُ الاْمانَةِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَةُ وَ الْکِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ. امانت دارى و راست گويى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند؛ وليکن خيانت در امانت و دروغ گويى موجب فلاکت و بيچارگى و سبب تيرگى دل مى باشد. ۱۸- أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَکُنْ إمَّعَة. نسبت به هم نوع خود خير و نيکى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليّت قرار مده. ۱۹- تَفَقَّهُوا فى دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَةِ فِى الدّينِ وَ الدّنيا. مسائل و احکام اعتقادى و عملى دين را فرا گيريد، چون که شناخت احکام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، کليد بينائى و بينش و انديشه مى باشد و موجب تماميّت کمال عبادات و اعمال مى گردد؛ و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنيا و آخرت است. ۲۰- فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَواکِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً. وَ قالَ (عليه السلام): عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلکِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ. ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره‌ها است؛ و کسى که در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود؛ و نيز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظيم و احترام کن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مکن ولى طردش هم نگردان، بلکه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده. ۲۱- دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَة يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک يَسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَة مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ ع. في‌ها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّةً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّة أرْبَعُونَ حَسَنَةً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً. فرمود: شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چيز نبايد بى نياز باشند: جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمايند، مسواکى که دندانهاى خود را به وسيله آن مسواک کنند؛ و تسبيحى از تُربت امام حسين (عليه السلام) که داراى ۳۴ دانه باشد و به وسيله آن ذِکر گويد، که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد؛ و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن که ذِکرى و دعائى بخواند ۲۰ حسنه به او داده مى شود. ۲۲- صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِکُلِّ مُؤمِن. انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديک مى نمايد. ۲۳- مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّةِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، يَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ. مثَل دنيا همانند مار است که پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ کشنده اى است که مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بوالهوسان به آن عشق مي ورزند. ۲۴- مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ کُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى يَقْتُلُهُ. مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است که انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى‌کند تا هلاک شود. ۲۵- لَيْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ. ۲۶- مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَکَ، وَ مَنْ تَرَکَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَکَ کِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ کَفَرَ. هرکس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل کند هلاک مى شود، و هرکس اهل بيت پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را رها کند گمراه مى گردد، و هرکس قرآن و سنّت رسول خدا را ترک کند کافر مى باشد. ۲۷- إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ. فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را که زياد بخوابد و دشمن دارد آن بنده اى را که بيکار باشد. ۲۸- التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ. تواضع و فروتنى آن است که آن چه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى. ۲۹- يُسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَکُونَ حَليماً فى کِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ. بهتر است پسر را در دوران کودکى به کارهاى مختلف و سخت، وادار نمايى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد؛ و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز کند تا آرزوى مرگش را ننمايند. ۳۰- لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى کُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ. از شيعيان و دوستان ما نيست، کسى که هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، که اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعى کند بر آن‌ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش کند و جبران نمايد. ۳۱- ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ کانَ کَشْفُ ذلِکَ الْبَلاءِ وَشيکاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ کانَ ذلِکَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْکُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. بلا و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن که خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد که به درگاه بارى تعالى دعا نمايد؛ و آن بلا سريع بر طرف خواهد شد؛ و چنانچه از دعا خود دارى نمايد، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد. پس هر گاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائيد. ۳۲- ما فِى الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد. در ميزان الهى نيست عمل و چيزى، سنگين‌تر از ذکر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين). ۳۳- قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ کَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ. اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زياد کار و خدمت و عبادت کند، پذيرفته نخواهد بود. ۳۴- وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَةَ تَزيدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزيدُ فى شَخْمِ الْکُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ. فرمود: موهاى بدن. زير بغل و اطراف عورت. چنانچه بلند شود سبب قطع و کمبود آب کمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقويت تمامى آن‌ها مى باشد. ۳۵- ثَلاثَةٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَةِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ. فرمود: سه چيز بر نورانيّت چشم مى افزايد: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زيبا. ۳۶- إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّة، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِکَ الْحُجَّةُ. همانا زمين در هيچ موقعيّتى خالى از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند که من خليفه و حجّت خداوند هستم. ۳۷- ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ کَفَّتَىِ الْميزانِ کُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ. مؤمن همانند دو کفه ترازو است، که هر چه ايمانش افزوده شود بلا‌ها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد. ۳۸- إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِکَ إلَيْنا. شما‌ها مأمور شده ايد که از ما اهل بيت رسول الله سؤال کنيد، وليکن جواب و پاسخ آن‌ها بر ما واجب نيست بلکه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهيم وگرنه ساکت مى باشيم. ۳۹- ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دينِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّياسَةِ. خطر و ضرر علاقه به رياست براى مسلمان بيش از دو گرگ درّنده اى است، به گله گوسفندى که چوپان ندارند حمله کنند. ۴۰- الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَة، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَة، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَة، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ. ايمان، يک درجه از اسلام بالاتر است؛ تقوى نيز، يک درجه از ايمان بالاتر؛ يقين، يک درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى کمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود. منابع: [۱]- کافى: ج. ۱، ص. ۵۰، ح. ۱۱، أعيان الشيعة: ج. ۲، ص. ۹، نزهة النّاظر: ص. ۱۲۱، ح. ۱. [۲]- اصول کافي: ج. ۲، ص. ۴۷۱، ح. ۲. وسائل الشّيعة: ج. ۷، ص. ۴۴، ح. ۸۶۷۴. [۳]- کافي: ج. ۸، ص. ۲۷۳، ح. ۴۰۹. وسائل الشّيعة: ج. ۲، ص. ۴۰۸، ح. ۲۴۹۰. بحار: ج. ۵۹، ص. ۶۸، ح. ۱۸. [۴]- نزهة النّاظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص. ۱۲۲، ح. ۲. [۵]- تهذيب الأحکام: ج. ۶، ص. ۳۵۰، ح. ۹۹۱، وافى: ج. ۴، ص. ۴۳۳، ح. ۲۲۷۳. [۶]- تحف العقول: ص. ۲۹۱، بحارالأنوار: ج. ۱، ص. ۱۵۰، ضمن ح. ۳۰. [۷]- نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: ص. ۱۲۳، ح. ۱۳، بحارالأنوار: ج. ۷۵، ص. ۱۴۰، ح. ۳۷. [۸]- نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: ص. ۱۲۴، ح. ۱۵. [۹]- تحف العقول: ص. ۲۱۳، بحارالأنوار: ج. ۱، ص. ۱۵۴، ضمن ح. ۳۰، و ج. ۷۵، ص. ۳۱۲، ضمن ح. ۱. [۱۰]- وسائل الشّيعة: ج. ۲، ص. ۵۲، ح. ۱۴۵۴. [۱۱]- وسائل الشّيعة: ج. ۱۲، ص. ۱۱۸، ح. ۱۵۸۱۲. [۱۲]- وسائل الشيعة: ج. ۲۵، ص. ۷۸، ح. ۲۱۲۴۰. [۱۳]- تحف العقول: ص. ۳۸۸، س. ۱۷، بحارالأنوار: ج. ۷۵، ص. ۳۰۳، ضمن حديث ۲۵. [۱۴]- اصول کافى: ج. ۱، ص. ۳۸، بحارالأنوار: ج. ۸۲، ص. ۱۷۷، ح. ۱۸. [۱۵]- کتاب التمحيص: ص. ۵۵، ح. ۱۰۹، بحار الأنوار: ج. ۶۴، ح. ص. ۲۴۲، ح. ۷۹. [۱۶]- بحارالأنوار: ج. ۷۵، ص. ۳۲۷، ضمن ح. ۴. [۱۷]- تحف العقول: ص. ۲۹۷، بحارالأنوار: ج. ۷۵، ص. ۳۲۷، ضمن ح. ۴. [۱۸]- تحف العقول: ص. ۳۰۴، بحارالأنوار: ج. ۲، ص. ۲۱، ح. ۶۲، و ج. ۷۵، ص. ۳۲۵، ح. ۲. [۱۹]- تحف العقول: ص. ۳۰۲، بحارالأنوار: ج. ۱۰، ص. ۲۴۷، ح. ۱۳. [۲۰]- تحف العقول: ص. ۳۰۳ و ص. ۲۰۹. [۲۱]- تهذيب الأحکام: ۶/۷۵، ح. ۱۴۷، بحار الأنوار: ۱۰۱/۱۳۲، ح. ۶۱. [۲۲]- وسائل الشيعة: ح. ۴ ص. ۷۳، ح. ۴۵۴۷. [۲۳]- تحف العقول: ص. ۲۹۲، بحارالأنوار: ج. ۱، ص. ۱۵۲، ضمن ح. ۳۰. [۲۴]- تحف العقول: ص. ۲۹۲، بحارالأنوار: ج. ۱، ص. ۱۵۲، ضمن ح. ۳۰. [۲۵]- تحف العقول: ص. ۳۰۲، بحارالأنوار: ج. ۱۰، ص. ۲۴۶، ح. ۱۲. [۲۶]- اصول کافى: ج. ۱ ص. ۷۲ ح. ۱۰. [۲۷]- وسائل الشّيعة ج. ۱۷ ص. ۵۸ ح. ۴. [۲۸]- وسائل الشّيعة: ج. ۱۵، ص. ۲۷۳، ح. ۲۰۴۹۷. [۲۹]- وسائل الشّيعة: ج. ۲۱، ص. ۴۷۹، ح. ۲۷۸۰۵. [۳۰]- وسائل الشّيعة: ج. ۱۶، ص. ۹۵، ح. ۲۱۰۷۴. [۳۱]- الکافي: ج. ۲، ص. ۴۷۱، ح. ۲، وسائل الشّيعه: ج. ۷، ص. ۴۴، ح. ۸۶۷۴. [۳۲]- أصول کافى: ج. ۲، ص. ۴۹۴، ح. ۱۵. [۳۳]- تحف العقول: ص. ۲۸۶، بحارالأنوار: ج. ۷۰، ص. ۱۱۱، ح. ۱۴. [۳۴]- وسائل الشّيعة: ج. ۲، ص. ۶۵، ح. ۱۴۹۹. [۳۵]- وسائل الشّيعة: ج. ۵، ص. ۳۴۰، ح. ۳، محاسن برقى: ص. ۶۲۲، ح. ۶۹. [۳۶]- کافى ج. ۱ ص. ۱۷۹ ح. ۹. [۳۷]- تحف العقول: ص. ۳۰۱، بحارالأنوار: ج. ۷۸، ص. ۳۲۰، ضمن ح. ۳. [۳۸]- مستدرک الوسائل: ج. ۱۷، ص. ۲۷۸، ح. ۳۵. [۳۹]- وسائل الشّيعة: ج. ۱۵، ص. ۳۵۰، ح. ۱، مستدرک: ج. ۱۱، ص. ۳۸۱، ح. ۱. [۴۰]- وافى: ج. ۴، ص. ۱۴۵، ح. ۱، بحارالأنوار: ج. ۶۷، ص. ۱۳۶، ح. ۲. همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در تلگرام https://t.me/akharinkhabar آخرين خبر در ويسپي http://wispi.me/channel/akharinkhabar آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره