تفسیر آیه164 سوره انعام

منبع
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
تفسیر آیه164 سوره انعام
باشگاه خبرنگاران/ قرآن سراسر اعجاز در زندگي مادي و معنوي است. اگر ما آن را با معرفت تلاوت کنيم، حتماً اثرات آن را خواهيم ديد. براي آگاهي‌ و فهم بهتر و بيشتر آيات قرآن کريم هر شب تفسير آياتي از اين معجزه الهي را براي شما آماده مي‌کنيم. انعام، ششمين سوره قرآن است و داراي 165 آيه و مکي مي باشد.در فضيلت اين سوره از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم روايت شده است: «سوره انعام به يکباره بر من نازل شده و هنگام نزول، هفتاد هزار فرشته که در حال تسبيح «سبحان الله» و تمجيد «الحمدلله» گفتن هستند آنرا مشايعت و همراهي کردند. هر کس اين سوره را بخواند اين 70هزار فرشته در شب و روز، به تعداد آيات سوره انعام بر او درود مي فرستند. در روايتي ديگر از ايشان آمده است: «هرکس سوره انعام را قرائت نمايد، براي او پاداشي از درّ، به وزن همه چهارپاياني که خداوند در دار دنيا آن را آفريده است، خواهد بود و به تعداد تمام درّها، صد هزار حسنه و صدهزار درجه به او عنايت مي شود...» امام جعفر صادق عليه السلام نيز در اين باره فرموده است: سوره انعام به صورت کامل و يکباره بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده است. پس آن را عظيم و عزيز بداريد. زيرا در 70 جاي آن نام خداوند برده شده است و اگر مردم مي دانستند چه آثار و برکاتي در اين سوره نهفته است ان را رها نمي کردند. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ کُلِّ شَيْءٍ وَلَا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ مَرْجِعُکُمْ فَيُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۱۶۴﴾ بگو آيا جز خدا پروردگارى بجويم با اينکه او پروردگار هر چيزى است و هيچ کس جز بر زيان خود [گناهى] انجام نمى‏ دهد و هيچ باربردارى بار [گناه] ديگرى را برنمى دارد آنگاه بازگشت‏ شما به سوى پروردگارتان خواهد بود پس ما را به آنچه در آن اختلاف ميکرديد آگاه خواهد کرد (۱۶۴) تفسير : تاکيدهاى پى درپى و استدلالات گوناگون که در اين سوره در زمينه توحيد و مبارزه با شرک شده است چقدر حائز اهميت است . در اين آيه از طريق ديگرى منطق مشرکان را مورد انتقاد قرار مى دهد و مى گويد به آنها بگو و از آنها بپرس آيا سزاوار است غير از خداوند يگانه را پروردگار خود بدانم ، در حالى که او مالک و مربى و پروردگار همه چيز است و حکم و فرمان او در تمام ذرات اين جهان جارى است ؟! (قل اغير الله ابغى ربا و هو رب کل شى ء). سپس به جمعى از مشرکان کوتاه فکر که خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيدند و گفتند: اتبعنا و علينا وزرک ان کان خطا!: تو از آئين ما پيروى کن ، اگر بر خطا باشد، گناه تو به گردن ما پاسخ مى گويد: هيچکسى جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هيچ گنهکارى بار گناه ديگرى را به دوش نمى کشد (و لا تکسب کل نفس الا عليها و لا تزر وازرة وزر اخرى ). و سرانجام ، همه شما به سوى خدا باز مى گرديد، و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتيد آگاه مى سازد (ثم الى ربکم مرجعکم فينبئکم بما کنتم فيه تختلفون ).
نکته ها در اينجا به دو نکته بايد توجه کرد: 1 - گاهى بار گناه دگران را بر دوش مى کشيم ! گاهى ممکن است تو هم شود که آيه فوق که دو اصل مسلم منطقى را که در تمام اديان وجود داشته است بيان مى کند (يعنى هيچکس ‍ جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هيچ گنهکارى بار گناه ديگرى را به دوش نمى کشد) با پاره اى از آيات ديگر قرآن و بعضى از روايات تطبيق نمى کند، زيرا مثلا در سوره نحل آيه 25 مى خوانيم : ليحملوا أ وزارهم کاملة يوم القيامة و من اوزار الذين يضلونهم بغير علم آنها در روز رستاخيز بار سنگين گناهان خويش را بايد بر دوش بکشند، و همچنين بار گناهان کسانى را که با بى خبرى و جهل خود گمراه ساختند. اگر هيچکس بار گناه ديگرى را به دوش نمى کشد، چگونه اين گمراه کنندگان بار گناهان گمراه شدگان را نيز بر دوش مى کشند؟ احاديث مربوط به سنت حسنه و سنت سيئه که از طرق شيعه و اهل تسنن وارد شده است ، و مضمون آنها اين است : اگر کسى سنت خوبى بر جاى نهد پاداش تمام کسانى را که به آن عمل مى کنند خواهد داشت (بدون آنکه از پاداش خود آنها کاسته شود) و همچنين کسى که سنت بدى را بر جاى نهد گناه کسانى که به آن عمل کنند، براى او نوشته مى شود (بى آنکه از گناهان آنها چيزى کاسته گردد) قال رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) من سن سنة حسنة کان له اجر من عمل بها من غير ان ينقص من اجورهم شى ء و من سن سنة سيئة کان عليه وزر من عمل بها من غير ان ينقص من اوزارهم شى ء) نيز با مفهوم آيه مورد بحث سازگار نيست . ولى پاسخ اين ايراد روشن است ، زيرا آيه مورد بحث مى گويد: بى جهت و بدون ارتباط، گناه کسى را بر ديگرى نمى نويسند، ولى آيات و رواياتى که اشاره شد مى گويد اگر انسان بنيانگزار عمل نيک و بد ديگرى باشد، و به اصطلاح از طريق تسبيب در انجام آن عمل دخالت داشته باشد، در نتائج آن شريک خواهد بود و در حقيقت عمل خود او محسوب مى شود، زيرا پايه و اساس آن ، به دست وى گذارده شده است . 2 - آيا اعمال نيک ديگران براى ما مفيد است ؟ تو هم ديگرى که از آيه مورد بحث ممکن است بشود، اين است که آيه مى گويد عمل هر کس تنها بدرد خود او مى خورد بنابراين کارهاى خيرى که به عنوان نيابت يا هديه کردن ثواب براى اموات و مردگان و حتى گاهى براى افراد زنده انجام مى گيرد، نمى تواند مفيد به حال آنها بوده باشد، در حالى که در روايات فراوانى که از طرق شيعه و اهل تسنن از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يا امامان اهلبيت به ما رسيده مى خوانيم که اين گونه اعمال گاهى مفيد و سودمند است ، نه تنها عمل فرزند براى پدر و مادر بلکه براى ديگران نيز هم نتيجه بخش است . به علاوه مى دانيم پاداش اعمال بستگى به اثراتى دارد که از انجام کار خير در روح و جان انسان به جاى مى ماند و در تکامل و ترقى او مؤ ثر است ، اما کسى که هيچ کار نيکى انجام نداده و حتى در مقدمات آن نيز دخالت نداشته است چگونه ممکن است آن اثر روحى و معنوى را پيدا کند؟ بعضى اين ايراد را بسيار با آب و تاب تعقيب مى کنند، و نه تنها افراد عادى بلکه پارهاى از نويسندگان و مفسران مانند نويسنده المنار نيز تحت تاثير آن قرار گرفته تا آنجا که بسيارى از احاديث و روايات مسلم را به دست فراموشى سپرده اند، ولى با توجه به دو نکته پاسخ اين گونه ايرادها روشن مى گردد. 1 - درست است که عمل هر کس باعث تکامل خود اوست ، و فلسفه ها و نتائج و آثار واقعى اعمال نيک تنها عائد انجام دهنده آن عمل مى شود، همانطور که ورزش و تعليم و تربيت هر کس باعث تقويت و تکامل جسم و جان خود او است . ولى هنگامى که کسى براى ديگرى عمل نيکى انجام مى دهد، حتما به خاطر امتياز و صفت نيکى است که در او بوده ، يا مربى خوبى بوده و يا شاگردخوبى ، يا دوست باصفائى بوده و يا همسايه باوفا، و يا عالم خدمتگزار و يا مؤ من با حقيقتى بوده است و به هر حال حد اقل نقطه روشنى در زندگى او وجود داشته که همان يک نقطه ، جلب توجه ديگران را کرده و سبب شده که اعمال خيرى براى او انجام دهند، بنابراين او در واقع نتيجه همان امتياز و صفت برجسته و نقطه درخشان زندگى خود را مى گيرد، و به اين ترتيب معمولا انجام عمل خير ديگران براى او نيز پرتوى از عمل يا نيت خير خود او است . 2 - پاداشهائى که خداوند به افراد مى دهد بر دو گونه است : پاداشهائى که متناسب وضع تکامل روحى و شايستگى افراد است يعنى به خاطر انجام اعمال نيک ، روح و جان آنها آنقدر اوج مى گيرد و ترقى مى کند که شايستگى زندگى در عوالم بهتر و بالاتر را پيدا مى کنند، و با بال و پرى که از عقيده و اعمال نيک فراهم ساخته اند بر اوج آسمان سعادت پرواز مى نمايند، مسلما اينگونه آثار مخصوص شخص عمل کننده است و قابل واگذارى به ديگرى نيست . ولى از آنجا که هر کار نيکى اطاعت فرمان خدا است ، و شخص مطيع و فرمانبردار در برابر اطاعتى که کرده استحقاق پاداشى دارد مى تواند اين پاداش را به ميل خود به ديگرى هديه کند. درست مثل اينکه استادى در يک رشته مهم و سازنده علمى در دانشگاه تدريس مى کند، شک نيست که او با تدريس خود دو گونه نتيجه مى گيرد، هم در پرتو تدريس ، در جنبه هاى علمى کاملتر و قويتر مى شود، و هم حقوقى دريافت مى کند، نتيجه اول را بدون شک نمى تواند به ديگرى اهداء کند و مخصوص خود اوست اما نتيجه دوم را مى تواند به افراد مورد علاقه اش هديه کند. هديه کردن ثواب اعمال در مورد اموات و گاهى در مورد زندگان نيز همين گونه است و به اين ترتيب هر گونه ابهام از احاديثى که در اين زمينه واردشده مرتفع مى گردد. ولى بايد توجه داشت که پاداشهائى که از اين طريق به افراد مى رسد، نمى تواند تمام سعادت آنها را تامين کند، بلکه آثار کمترى خواهند داشت ، و پايه اصلى نجات انسان همان ايمان و عمل خود اوست . همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در ايتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 آخرين خبر در آي گپ https://igap.net/akharinkhabar آخرين خبر در ويسپي http://wispi.me/channel/akharinkhabar آخرين خبر در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
آخرین خبر | تفسیر آیه164 سوره انعام