* يارو با خوشحالي به دوستش مي گه: بالاخره اين پازل رو بعد از 3 سال حل کردم. دوستش مي گه: 3 سال زياد نيست؟ مي گه: نه بابا رو جعبش نوشته 3 تا 5 سال!
* يک روز يک آدم خنگي مي ره نارنگي بخره، اسم نارنگي يادش نمي ياد. به ميوه فروش مي گه: «آقا به من 2 کيلو پرتقال کم باد بده.»
* طرف مي ره امتحان رانندگي، افسر بهش مي گه: تند حرکت کن. طرف تندي مي زنه دنده عقب! افسر مي پرسه چرا دنده عقب مي ري؟ يارو مي گه: مي خوام دور خيز کنم!