باشگاه خبرنگاران/ قبرستان بقيع يا بهشت بقيع نام آرامگاهي در عربستان است که در بين بچه مسلمانهاي ايراني قبرستاني مظلوم محسوب ميشود که بدون سايبان است و تنها ميتوان آن را از دور زيارت کرد.
بنابر احاديث و روايات، امامان بزرگواري در اين قبرستان مدفون شده اند و حتي گفته ميشود که قبر حضرت فاطمه زهرا (س)، مادر بزرگوار ائمه نيز در اين قبرستان است.
اما امروز آخرين خبر قصد دارد تا در اين مطلب شما را با معناي بقيع و تاريخچه قبرستان بقيع آشنا کند، پس اين مطلب را از دست ندهيد.
معناي بقيع چيست?
بَقيع يا بهشت بقيع (به عربي: جنتالبقيع)، آرامگاهي در شهر مدينه عربستان است. عده بسياري از اهلبيت و صحابه پيامبر اسلام از جمله چهار تن از امامان شيعه در اين مکان مدفون هستند.
بقيع در لغت به معناي زمين وسيعي است که در آن درختهاي فراوان با ريشههاي درخت باشد. اين قبرستان در طرف شرق مدينه واقع است و از مقدسترين قبرستانهايي است که جهان شاهد عظمت آن بوده و هست، زيرا اين سرزمين مقدس که جز ويرانهاي انباشته به خاک نيست و بدون سايبان و بدون چراغ است، اجساد مطهر اهل بيت پيامبر گرامي را در آغوش خاکهاي خود گرفته است.
به عبارت ديگر، کدام سنگين دل است که به اين قبرستان ويران پاي بگذارد و باران اشک بر رخسارش سرازير نشود.
قبر چهار امام بزرگوار شيعه با نهايت مظلوميت در يک محوطه بي در و پيکر به مساحت ۳۲ متر مربع در قبرستان بقيع مشهود است.
بقيه يا بقيع الغرقد
بَقيع يا بقيعُ الغَرْقَد، کهنترين قبرستان مسلمانان پيش از اسلام، زميني بزرگ و بوستاني بوده که در حوالي شهر يثرب حجاز است.
علت اينکه بقيه را بقيع الغرقد ناميدهاند، آن است که نوعي درخت خاردار در اين گورستان ميروئيده که نامش غرقد بوده، از اين رو به بقيع الغرقد معروف شده است.
بقيه تا يکصد سال قبل ديوار و حصاري نداشته، اما اکنون با ديواري بلند محصور گشته و از گذشته تاکنون مسلمانان از هر فرقه و مذهب، پس از زيارت رسول خدا به اينجا آمده و اهل بيت را زيارت ميکنند.
چرا در قبرستان بقيع گنبد وجود ندارد؟
در دورههاي گذشته بر روي بعضي از قبرها بقعههايي وجود داشته و حتي خانههايي در اين قبرستان بوده که بعضي از افراد از جمله عباس، عموي پيامبر در آن مدفون بودهاند، اما تمامي اين بقعهها بعدها به دست وهابيان تخريب شده است.
وهابيان در سال ۱۲۲۰ هجري قمري شهر مدينه را محاصره کردند و بارگاه ائمه معصومين (ع) در بقيع را به دستور سعود بن عبدالعزيز تخريب کردند که البته مجدداً به دستور عبدالحميد دوم سلطان عثماني ترميم شد، اما وهابيان مجدداً در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ قمري به مدينه حمله کردند و با بدعت شمردن ساختن بنا بر روي قبور و زيارت به دستور عبدالعزيز آل سعود و به دست اميرمحمد حاکم مدينه تمامي اماکن مذهبي را تخريب کردند.
در حال حاضر هيچکدام از قبرها به جز تکهاي سنگ که نشاندهنده وجود قبر است هيچ نشانه ديگري ندارد و در بين قبرها پيادهروهايي براي عبور افراد در نظر گرفته شده است.
تاريخچه و سير توسعه
پيش از اسلام
درباره وجود قبرستاني به نام بقيع، پيش از اسلام، سند و روايتي در دست نيست. کهنترين اثر ادبي در اين زمينه، شعر عمرو بن النعمان البياضي از سران خزرج و انصار مدينه است که از قتل دوستانش ميان دو بوستان عقيق در ده ميلي مدينه و بقيع الغرقد، ياد کرده است.
ابن اثر ذيل عنوان «يوم البقيع» از درگيري اوس و خزرج در اين مکان و پيروزي اوسيها ياد ميکند.
يهوديان يثرب نيز مردگان خود را در بوستاني به نام حش کوکب در جنوب شرقي بقيع، به خاک ميسپردهاند.
از گياهان بقيع براي چراي شتران و گوسفندان نيز استفاده ميشده است.
ظهور اسلام و دوره خلفا
با هجرت پيامبر صلي الله عليه و آله به مدينه و تأسيس حکومت اسلامي، يکي از نيازهاي مسلمانان، آرامستاني براي دفن اموات بود که اين مهم از سوي رسول خدا تعيين شد.
به ويژه آن که پيامبر، گورستان مشرکان را تسطيح کرده و مسجد مدينه (مسجد النبي) را بنا نهاده بود.
عثمان بن مظعون، نخستين مسلمان از مهاجرين و اسعد بن زراره خزرجي نخستين مسلمان از انصار در بقيع الغرقد دفن شدند. البته روايتهاي تاريخي نشان ميدهد اين بوستان تنها براي دفن مردگان به کار گرفته نشده و افرادي به ويژه از مهاجرين در آن خانه ساختهاند و اين خانهها بعدها به آرامگاه خانوادگي يا محل دفن شخصيتهاي مهم تبديل شده است. گفته شده پيامبر اين زمينها را براي خانهسازي، تقطيع کرده و در اختيار مهاجران قرار داده است. يکي از مشهورترين خانههاي بقيع در آن دوره خانه عقيل بن ابيطالب بوده است.
خانههاي کوچک و آلاچيقهايي نيز در آنجا ساخته شده که مردگان را در آن دفن کردهاند. همچنين هر قبيلهاي مکاني براي دفن اموات خود در بقيع معين کرده است.
بيت الحزن يا بيت الاحزان، يکي ديگر از مکانهاي معروف بقيع بوده که اميرالمؤمنين آن را براي سوگواري همسرش دختر پيامبر، ايجاد کرده بود. «الروحاء» هم نام يک مقبره مشهور ميان بقيع بوده است.
گفته شده اميرالمؤمنين، خانهاي در جوار خانه عقيل، اختيار کرده و همسايگي با مردماني که دروغ نميگويند را دليل اين کار، بيان کرده است.
جاي مشخصي نيز براي قرار دادن جنازه پيش از دفن وجود داشته که به آن «موضع الجنائز» ميگفتهاند احتمالا اين موضع براي تجمع مردم يا غسل و کفن و اقامه نماز، کاربري داشته است.
دوره امويان (۴۱ تا ۱۳۲ق)
زمين و بوستان بقيع در زمان امويان نيز مورد توجه مردم بوده است و در ادامه توسعه شهر مدينه، افرادي در آنجا خانه ساختهاند. همچنان که دفن اموات در بقيع نيز ادامه داشته است. محمد حنفيه در زمان عبدالملک بن مروان، در بقيع خانهاي ساخته و خود نيز در بقيع دفن شده است.
خانه ابن افلح، خانه محمد بن زيد، خانه سعيد بن عثمان و دهها خانه ديگر نيز در بقيع ساخته شده و در طول زمان، خريد و فروش و تعمير شده است.
همچنين با توجه به اينکه از دفن خليفه سوم در بقيع جلوگيري شده بود و وي در قبرستان يهوديان، حش کوکب دفن شد، در زمان مروان بن حکم والي مدينه، ديوار ميان بقيع و حش کوکب، برداشته شد و سنگ قبر عثمان بن مظعون که به دست پيامبر نصب شده بود بر روي قبر عثمان بن عفان، منتقل گرديد!
خانه امام سجاد عليه السلام نيز در منطقه بقيع، قرار داشته است که گويا همان خانه عقيل يا امام علي بوده که تعمير شده است.
دوره عباسيان (۱۳۱ تا ۶۵۶ق)
با توجه به دفن عباس بن عبدالمطلب، عموي پيامبر در خانه عقيل و نيز دفن امام حسن (ع)، امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) در آنجا، بني عباس با سياست مخالفت با آثار بنياميه و جلب موافقت علويان به ويژه بني الحسن، به ساخت و تعمير اين بنا پرداختند و آن را مسجد و زيارتگاه کردند.
اين گونه مشهور است که هارون الرشيد (حکومت: ۱۷۰ تا ۱۹۳) نيز در ساخت و تعمير اين بارگاه، نقش داشته است.
اما منابع تاريخي از بازسازي مقبره ائمه بقيع در دوره سلجوقيان خبر ميدهند. مجدالملک ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسي البراوستاني القمي (۴۹۲ق)، وزير شيعه برکيارق سلجوقي (د۴۹۸ق)، معماري قمي را براي ساخت قبه ائمه بقيع، مأمور ميکند، اما سرانجام اين معمار پس از کشته شدن وزير، با نيرنگ امير مدينه (د۴۹۵ق) به قتل ميرسد.
عبدالجليل قزويني در حدود سالهاي ۵۵۵ تا ۵۵۹ ق مينويسد: «هنوز آثار خيرات او در حرمين مکه و مدينه ظاهر است و در مشاهد ائمه علوي و سادات فاطمي، احسانهاي او متواتر است از اوقاف و شمع سوختن... و قبه حسن بن علي و عباس عبدالمطلب پدر خلفا که آنجا مدفون است.
اما قاضي نورالله شوشتري، ضمن تأييد اين مطلب ميافزايد: «.. و چهارطاق عثمان بن مظعون اهل سنت چنان پندارند که مقام عثمان بن عفان است که او بنا کرده...»
ابن جبير (د۶۱۴ ق) در سال ۵۸۰ ق(در زمان ناصر خليفه ۳۴ عباسيان و پيش از حمله مغولان) ميگويد بقيع در شرق مدينه واقع شده و دروازهاي از شهر به نام «باب البقيع» به سوي آن گشوده ميشود و پس از ذکر قبور و مزارات بقيع از روضه عباس بن عبدالمطلب و حسن بن علي، سخن ميگويد که بارگاهي است برآمده در هوا. او همچنين از محل دفن «رأس الحسين» در پايين پاي عباس، گزارش داده و پس از آن به تزئينات داخلي بقعه پرداخته و مينويسد: «به لوحهايي آراسته به بهترين صورت با قطعات برنجين مرصع و ستاره نشان و گل ميخهايي بسيار زيبا و منظري جميل، پوشانده شده است...». ابن جبير در ادامه از قبه عباسيه ياد ميکند که به «بيت الحزن» معروف است.
ابن نجار متوفاي ۶۴۳ق از قبور بزرگان زيادي در بقيع ياد ميکند که نام اکثر آنها ثبت نشده، اما پس از درج نام ۹ تن از جمله عباس بن عبدالمطلب و ائمه بقيع، از دو قبر گزارش ميکند که قبه مرتفع و قديمي در ابتداي بقيع دارند و دو در آن هر روز براي زيارت باز ميشود. او همچنين از قبه قبر فاطمه بنت اسد و قبه قبر عثمان در بقيع ياد کرده است.
اما نکته جالب و تاريخي که ابن نجار نقل ميکند آن است که وليد به پادشاه روم نامه مينويسد که ميخواهيم مسجد نبوي را بازسازي کنيم و از او درخواست معمار و مصالح ميکند و او هم از روم و مصر نيرو و مصالح و تزئينات از جمله کاشي يا موزائيک و قنديل و غيره ميفرستد . اين از آن جهت مهم است که ميتوان نوع معماري و مصالح بکار رفته در بقيع و ديگر اماکن مدينه را حدس زد. او از بکار گرفتن مرمر، ساج و طلا در سقف، سخن گفته است.
دوره ايلخانان (۶۵۴ تا ۷۵۰ق)
با فتح بغداد پايتخت عباسيان، اين حکومت به دست مغولها سرنگون شد؛ خاندان عباسي به مصر رفتند و حکومت مماليک در قاهره، شکل گرفت. ابن بطوطه (۷۰۳ تا ۷۷۹ق) در اين دوره در سال ۷۲۵ق به مکه و مدينه سفر کرده و از بقيع گزارش داده است. او از قبر صفيه دختر عبدالمطلب، عمه پيغمبر و مادر زبير بن عوام، قبر ابوعبدالله مالک بن انس که گنبد کوچکي دارد، قبر ابراهيم فرزند پيغمبر که گنبد سپيدي دارد، قبر عبدالرحمن بن عمر بن خطاب معروف به ابي شحمه، قبور عقيل بن ابيطالب و عبدالله بن جعفر بن ابي طالب معروف به ذوالجناحين، مقبره زنان پيغمبر، مقبره عباس بن عبدالمطلب عم پيغمبر و حسن بن علي بن ابي طالب (ع) با گنبدي استوار و صندوقي چوبين با صفحات برنجين و مرصع، قبر عثمان بن عفان و فاطمه بنت اسد، خبر ميدهد و معتقد است قبور بسياري از مهاجرين و انصار و صحابه ديگر نيز در بقيع واقع شده و بيشتر آنها شناخته نيست.
دوره عثمانيان (۶۹۸ تا ۱۳۳۷)
سمهودي متوفاي ۹۱۱ ق از سازهاي به دستور المنصور بالله بدون تاريخ ساخت و نيز المسترشد بالله به سال ۵۹۰ ق خبر ميدهد و از تزئينات قبر عباس و امام حسن گزارش داده است.
در سال ۹۹۶ ق در مدينه زلزله آمده و احتمالا خساراتي را نيز به بقيع زده است چنانکه مسجد نبوي نيز خسارت ديده است.
در سال ۱۲۲۰ قمري وهابيان، مدينه را محاصره کردند و بارگاه امامان چهارگانه و گنبد حضرت فاطمه (س) موسوم به بيت الاحزان به دستور سعود بن عبدالعزيز، تخريب شد.
سلطان محمود دوم عثماني (حکومت: ۱۲۲۳-۱۲۵۵ق.) لشکري براي تصرف مدينه فرستاد و در ذي الحجه ۱۲۲۷ آن شهر را بازپس گرفت. ماده تاريخ اين واقعه را «قُطع دابر الخوارج» گفتهاند.
در ادامه وي دستور بازسازي بارگاهها را صادر کرد.
جون لوييس بورکهارت در ۳ صفر ۱۲۳۰ق در سفر خود به حجاز از مکه به مدينه رفته و توصيف جامعي از بقيع پس از ويرانگري وهابيان ارائه کرده است. او از يک مخروبه بزرگ ياد ميکند که تمام شواهد و سنگنوشتهها و لوحات آن تخريب شده و تنها قبهها و سازههاي کوچک از دست وهابيان باقي مانده و مقبرههاي بزرگ، همه با خاک يکسان شده است.
در سال ۱۲۳۲مصطفي رشيد پاشا (د ۱۲۷۴ ق (رئيس الوزراي عبدالمجيد يکم) گزارشي از وضعيت بقاع بقيع و ضريحهاي موجود در مزارات اهل بيت عليهم السلام داده است.
وي در گزارش خود از ساخت و ساز و بازسازي و تعمير در زمان محمد علي پاشا د۱۲۶۵ ق (والي مصر در زمان سلطان سليم عثماني و فرزندش ابراهيم پاشا د۱۲۶۴ ق سخن گفته است.
منابع تاريخي از تعميرات اين بارگاهها در سال ۱۲۳۴ ياد کردهاند.
فرهاد ميرزا جمعه ۱۸ ذيالقعده ۱۲۹۲ قمري در سفر حج از باب جبرئيل به زيارت ائمه بقيع رفته است. او داخل صندوق چوبي يا همان ضريح رفته و گرد قبورطواف کرده است. فاصله ميان صندوق قبرها و ضريح را کمتر از نيم ذرع گزارش کرده. در اين زمان علي پاشا شيخ الحرم و حاکم مدينه و عيسي افندي قاضي مدينه بوده و همچنين گفته که برخي قبور مثل قبر فاطمه بنت اسد خارج از ديوار بقيع قرار داشته است.
از جمله کساني که بارگاه ائمه بقيع را زيارت کرده حسام السلطنه فرزند عباس ميرزا قاجار، نايب السلطنه است که در سفر حج خود به سال ۱۲۹۷ ق بيش از ده بنا و بارگاه را در بقيع معرفي کرده. بقعه امامان چهارگانه (ع) محرابي داشته و در سمت چپ آن ضريح سبز چوبين بر مزار امامان بوده و بيت الاحزان حضرت فاطمه (س) پشت بقعه امامان قرار داشته است.
ميرزا محمد حسين فراهاني در سال ۱۳۰۲ق در دوره ناصرالدين شاه قاجار به حج رفته و ميگويد بقيع در شرق مدينه و خارج از ديوار شهر قرار دارد و ديواري سه ذرعي از سنگ و آهک با چهار در داشته و از سمت شرق به حش کوکب منتهي بوده که در کوچه باغهاي بيرون شهر است. وي از کثرت دفن در بقيع گفته و اين که بقيع همه روزه در ايام حج تا مغرب باز است و در ديگر ايام، ظهر پنجشنبه و جمعه تا غروب باز است مگر براي دفن مردگان. او بقعه ائمه بقيع را هشت ضلعي توصيف ميکند، اما تاريخ اين بناي سفيدکاري شده را نميداند. فراهاني نوشته که محمد علي پاشاي مصري در سال ۱۲۳۴ قمري به امر سلطان محمود خان عثماني اين بقعه را تعمير کرده و بقعههاي بقيع همه ساله از سوي سلاطين عثماني تعمير و رسيدگي ميشود.
به نوشته او داخل بقعه يک صندوق بزرگ از چوب جنگلي ممتاز بوده که داخل آن دو صندوق کوچکتر قرار داشته که پنج تن (ائمه بقيع و عباس عموي پيامبر) در آن مدفون هستند. در ادامه گزارش سخن از ضريحي آهنين به ميان آمده که ادعا ميشود مقبره فاطمه زهرا سلام الله عليها است و روي پرده گلابتون آن نوشته است: «سلطان احمد بن سلطان محمد بن سلطان ابراهيم بن سلطان احمد بن سلطان عثمان، سنه احدي و ثلثين و مائة بعد الالف۱۱۳۱»، اما فراهاني خود معتقد است اين قبر فاطمه دختر امام حسن و مادر امام باقر است. او از دو چهلچراغ و شمعدان و حصير کف بقعه نوشته و گفته که اين مکان، متولي و خدامي دارد که به صورت موروثي، متولي مقبره هستند، اما مراقبتي نميکنند و فقط از حجاج پول ميگيرند.
از ديگر نکات مهم اين سفرنامه اشاره به اخذ پول از شيعيان براي زيارت قبور ائمه بقيع است.
ريچارد فرانسيس برتون در سال ۱۳۰۷ق در مدينه بوده و در گزارش سفرش به بررسي تغييرات مدينه از هنگام سفر بورکهارت پرداخته و در فصلي از کتابش به قبرستان بقيع پرداخته و افزون بر بيان رواياتي درباره بقيع و دفن نخستين مدفون در آن که از صحابه پيامبر بوده، آن را گورستاني فاقد نظم هندسي و جايگاه مزارهاي بزرگان اسلام معرفي کرده که بر خلاف گورستان مسيحيان، جايي بدون درخت و گل و گياه است. وي از بارگاه امامان بقيع بازديد کرده و آن را زيباترين ساختمان بقيع شمرده و افزون بر اين که براي هر يک از بقاع بقيع زيارتي را ياد کرده، به دلبستگي و شوق ايرانيان براي زيارت اين قبور اشاره کرده است. همچنين در گزارشهايش از بقيع، به سه روايت از مکان دفن حضرت فاطمه سلام الله عليها اشاره کرده است. عکسي از بقاع بقيع در سال ۱۳۰۸ ق در اسناد تاريخي موجود است.
سرلشکر ابراهيم رفعت پاشا، اميرالحاج مصريان فرمانده پاسداران کاروان بوده که در سالهاي ۱۳۱۸، ۱۳۲۰، ۱۳۲۱و ۱۳۲۵ به سفر حج رفته و سفرنامه خود با نام مرآت الحرمين را نگاشته است. وي نيز درباره بقيع چنين گزارش داده که شيعيان براي زيارت ائمه بقيع بايد ۵ قروش بپردازند.
همچنين طبق سندي که در دست است، دولت ايران در ۱۷ جمادي الاول ۱۳۲۰ ق از دولت عثماني براي نصب ضريح در بقعه ائمه بقيع، درخواست هماهنگي کرده است. اين ضريح در اصفهان ساخته شده و با مشقات فراواني بالاخره در بقعه ائمه بقيع، نصب ميشود. گفتني است تصويري نيز از ضريح بقيع، منتشر شده که هماکنون در پاکستان است و هرگز به عربستان منتقل نشده است.
در سند ديگري به تاريخ ۱۳۲۳ ق فهرستي از مقابر شخصيتهاي مهم بقيع از سوي حاکم مدينه به سلطان عثماني ارسال شده است. فهرست تهيه روکش پارچهاي اعياني براي مقابر مدينه و پرده براي درها و ديگر اشياء نيز موجود است. در دوره اخير، عبدالحميد دوم،۱۳۲۷ سلطان عثماني بوده است.
دوره جديد
حکومت عربستان سعودي، بقيع را گسترش داده و دور تا دور آن را ديوارچيني و نردهگذاري کرده است. زمين بقيع کاملا مسطح شده و هيچ سنگ قبر منقش و حکشدهاي ندارد و براي هر قبر، تنها يک پاره سنگ قرار داده ميشود. داخل بقيع، براي عبور مردم و تشييع کنندگان، پياده رو احداث شده و در بخش ائمه بقيع، فقط اثري از قبر باقي مانده است بدون نام و نشان و مشخصه.
طبق فتاواي وهابيت، ورود زنان به گورستان، ممنوع است و زائران مرد در ايام حج فقط در ساعتهاي مشخصي ميتوانند به زيارت قبور بقيع بروند و هر گونه عزاداري و قرائت دعا در بقيع به اتهام شرک، ممنوع است. پليسهاي عربستاني و افراد خاصي به زبانهاي فارسي و عربي دائم در حال تذکر به حاجيان هستند که گاهي به مشاجره و بازداشت زائران ميانجامد.
تاکنون برخي هيئتهاي سياسي ايراني توانستهاند با آزادي کامل ائمه بقيع را زيارت کنند و گاهي در ميان آنان، زنان نيز همراه بودهاند.
امروزه در اصلي بقيع رو به صحن حرم نبوي باز ميشود و با چند پله بالاتر از صحن قرار دارد. زنان تنها ميتوانند در ساعات خاصي روي اين پلهها و از پشت نردهها قبور بقيع را زيارت کنند.
بازار