تاريخ ما/ گل سرسبد جاذبههاي گردشگري استان گيلان ، لاهيجان است که در شرق اين استان جاي گرفته و رتبه ۹۵ کشور را از لحاظ جمعيت در کشور به خود اختصاص داده است. اين شهر زيبا به واسطه سرسبزي، طبيعت زيبا ، ساحل و کوههاي خود سالانه هزاران بازديد کننده را به سمت خود ميکشاند. اين شهر که عمده آن در کنارههاي کوهها شکل گرفته است، با تپه هايي از بوتههاي چاي مزين شده و ۴ متر با دريا اختلاف ارتفاع دارد.
لاهيجان شهر ابريشم
شهر ابريشم اين نام ريشه در ويژگي اقتصادي اين شهر دارد. به صورتي که واژهٔ لاهيجان عربيشدهٔ لاهيگان است و به معني مکان يا شهر بافندگان يا نساجان يا ابريشمبافان است. در تجزيهاي ديگر، لاه در پارسي ميانه (پهلوي) به معناي ابريشم و در برهان قاطع به معناي پارچهٔ ابريشمي سرخ آمدهاست و جان پسوند مکان است. در نتيجه لاهيجان به معناي «شهر ابريشم» است.
دارالاماره
در گذشته اين شهر در دوراني از استيلاي اعراب و سيطرهٔ خلافت دارالاماره يا دارالامان هم نامگذاري شده بوده که به تدريج بار ديگر نام ايراني خود را بازيافته، اولين لاهيجان المبارک و سپس لاهيجان خوانده شدهاست.
در قرون سوم تا پنجم هجري شهر لاهيجان در محل روستاي فعلي چفل، در ميانهٔ راه امروزي بازکياگوراب به سياهکل قرار داشت و از قرن پنجم کمکم به محل امروزي انتقال يافت و از اولين قرن ششم هجري تبديل به مرکز حکومت سادات مويدي شد و سپس ناصروندان بر آن چيره شدند.
از قديميترين شهرهاي گيلان لاهيجان است که در زمان اشکانيان دژي در ۶کيلومتري شهر به نام کهندژ وجود داشتهاست. اين دژ در قرن هفتم تا زمان حملهٔ مغولان پابرجا بود که بعد آن ويران شد. قبل از اسلام شهر از سه بخش کهندژ، شهرستان و بازار تشکيل ميشد که در سال ۷۰۹ه.ق يا در ۷۰۵ه. ق با حمله اولجايتو ويران شد و ۲۰ سال بعد در سال ۷۲۹ه.ق از نو ساخته شد.
تا قرن چهارم تابع سلسلههاي ديلم بود که زماني بر منطقه حکم ميراندند. تازه از اول قرن چهارم هجري بود که مرکزيت منطقه از کوه به جلگه منتقل شد. پس از آن لاهيجان به قلمرو خاندان کوتم ، که بنيانگذار اش ناصرالدين حسن بن علي اطروش (متوفي به ۳۰۴)، شيعه زيدي را به بيه پيش آورد پيوست.
شاخهاي از يک خاندان محلي، ناصروند، بودند که بر شهر حکم ميراندند و عليه قواي الجايتوي ايلخاني در ۷۰۶ مقاومتي بيثمر را ترتيب داد. به هرحال اين خاندان پس از سقوطش با دختر يک سردار مغول ازدواج کرد و بر ديگر امراي گيلان سروري يافت. در اين زمان لاهيجان به همراه فومن، در غرب، شهر اصلي گيلان بود.
تاريخچه شهر لاهيجان
حکمراني خاندان ناصروند خاتمه يافت و خاندان کيا جانشين آن شد که از ۶۸–۱۳۶۷ تا ۱۵۹۲ که گيلان ضميمه تاج ايران شد، حکومت کرد. کيا نه تنها بر بيه پيش که بر قزوين، طارم، سلطانيه، ساوه، زنجان، فيروزکوه، تهران، ري و ورامين در قرن پانزدهم حکومت ميکرد. ديگر دوره مهم در تاريخ شهر نقش مهم ولي غير مستقيم کيا هنگام ظهور سلسله صفوي است که ادعاي داشتن تبار علي زين العابدين امام چهارم شيعه را ميکرد. با اين انضمام به امپراطوري و انتخاب رشت به عنوان مرکز فرمانداري ايالت شروعي بر افول لاهيجان، بود. راه قزوين به درياي خزر از طريق رشت و سفيدرود جايگزين مسير قزوين لاهيجان با کاروانسراهاي کوهستاني اش (توتکي و سرداب) و پل با شکوه انبوه آن بر رود شاهرود شد.
به نظر نميرسد لاهيجان براي جغرافيدانان اوليهٔ عرب شناخته شده بوده باشد، گرچه حدودالعالم که اول بار به عنوان لاهجان بدان اشاره ميکند، آن را يکي از هفت منطقه بزرگ جنوب شرق گيلان در بيه پيش ميداند. در سالهاي مياني قرن سوم، بخشي از قلمروهاي جستانيان يا وهسودان بن جستان جستاني بود که پهنه گيلان و مناطق داخلي ديلم را در بر ميگرفت.لاهيجان در سال ۷۰۵ ه.ق به دست اولجايتو فتح شد و امير تيمور به آن لشکر کشيد. پس از تيمور، سيد امير بيک و نوادگان وي –از سادات کيايي– بر شهر لاهيجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان کيايي، حاکمان صفوي در اين شهر حکومت کردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون در سال ۷۰۳ ه. ق، آتشسوزي سال ۸۵۰ ه.ق و اشغال آن توسط روسها در سال ۱۷۲۵ ميلادي است. در سال ۱۲۳۰ ه.ق لاهيجان دچار زلزله شد و در سال ۱۲۴۶، بار ديگر طاعون در آن کشتار کرد.
فرمانروايان بيه پيش عموماً ميتوانستند قدرت شان را از جلگه به درون کوهها و حتي در برخي زمانها (از جمله سادات کارکيايي) به جنوب البرز بگسترند. آن گاه در آنجا (بيه پيش) خانداني از کوتم يا هوسم در منطقه رانکوه که مرکزش در لنگرود در شرق لاهيجان بود ظهور کردند. اين خط توسط ناصرالدين الحسن بن علي الاطروش علوي که تشيع زيدي را به منطقه کاسپين معرفي کرد بنيان نهاده شد؛ زين رو شرق گيلان شديداً تحت تأثير شيعه قرار گرفت، در حاليکه دکترينهاي سني از جمله حنبليسم در بيه پس عمده بود. قدرت سياسي خاندان الاطروش طي دهههاي مياني قرن چهارم تضعيف شد و عمدتاً در طبرستان در شرق متمرکز شد، ولي سادات ناصري به دليل اعتبار مذهبي شان در منطقه کاسپين تأثيرگذار ماندند.
دودمان بوييان که نواحي مرکزي و غربي ايران و فارس را از تصرف خلفا آزاد کردند در سده چهارم از لاهيجان برخاستند. اين سلسله ديلمي در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشکر کشيدند و خليفه عباسي را شکست دادند.
تاريخ لاهيجان در دوره بعد مبهم است؛ ولي احتمال دارد که جستانيان پس از اين که مناطق مرتفع ديلم به دست مظفريان يا سالاريان يا لنگريان طارم افتاد از قدرتشان در آنجا دفاع کردند و اين «شاه جستاني ديلم» بود که در قزوين در برابر سلجوق طغرل بيگ در ۴۳۴ گردن فرو نهاد.
موزهٔ چاي ايران
رازين در دوره شاه سليمان اول در جنوب روسيه شورش قزاقان استپان اتفاق افتاد و يورشهايي به اراضي ايراني در ساحل خزر رخ داد و نيروهايي در بيه پيش قاضيان صوفي جمع شدند. بين سالهاي ۱۱۳۶ تا ۱۱۴۷ دوره اشغال گيلان توسط روسيه آنها دو پايگاه در لاهيجان ساختند و در دوره جمهوري شورايي گيلان شهر يک بار ديگر زير نفوذ روسها قرار گرفت. درسال ۱۷۷۲ بنا به گملين جهانگرد لاهيجان هفت سال قبل به هدايت الله خان فومني تسليم شده بود.
بعدها کنترل قاجاري در آن مستقر شد ولي آخرين حاکم موروثي لاهيجان، ميرزا احمد خان سالار مؤيد، توسط دولت مشروطه در سال ۱۹۰۷ برکنار شد. آثار تاريخي اين شهر شامل مقابر متعدد سادات کارکيايي ست. در سالهاي اخير لاهيجان بيشتر اهميت اداري اش را به رشت واگذارده ولي هنوز واجد اهميت تجاري به عنوان مرکزي براي صنايع ابريشم و توتون محلي گيلان و مرکزي براي پرورش مرکبات است؛ چاي اولين بار در ۱۹۱۴ وارد منطقه خزر شد و بعداً رضا شاه متخصصين چيني را براي شروع کشت آن در کوهپيايههاي لاهيجان که به جلگه ساحلي ميپيوندد استخدام کرد.
جغرافياي گيلان
منطقه ي لاهيجان از شمال به درياي خزر، از شرق به لنگرود، از جنوب به ديلمان، از جنوب غربي به سياهکل و از غرب به آستانه اشرفيه محدود ميشود که در ۵۰ درجه و صفر دقيقه شرقي و در ۳۷ درجه و ۱۱ دقيقه شمالي عرض جغرافيايي قرار دارد. جمعيت شهر لاهيجان در سال ۱۳۸۹، ۱۶۶٬۱۹۱ نفر برآورد شدهاست. اين شهر بنا شده بر سرزميني هموار و جلگهاي است که حاصل رسوبات به جاي مانده از رودهاي گيلان است. از نظر موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي تاريخي يکي از شهرهاي مهم گيلان بهشمار ميرود و مدتها مرکز بخش بيهپيش گيلان بودهاست.
شهرستان لاهيجان داراي دو بخش رودبنه و مرکزي و ۸ دهستان به نامهاي رودبنه، دهستان شيرجوپشت، آهندان، بازکياگوراب، لفمجان، چوشل ،ليالستان و ليل است. اين شهرستان بر پايه آخرين سرشماري در سال ۱۳۸۵، داراي جمعيتي بيش از ۱۶۲٫۸۹۸ نفر بودهاست که حدود نيمي از آن را جمعيت روستايي و نيم ديگر را شهري تشکيل ميدهد.
شهرستان لاهيجان به دليل تجديد تقسيمات متعدد در گيلان از ابتداي قرن بيستم به طرز قابل توجهي کوچک شدهاست. در تجديد نظر ۱۹۳۷ لاهيجان شهرستاني بود که همه شرق سفيدرود در گيلان را شامل ميشد. در ۱۹۶۱ دو شهرستان به نامهاي لنگرود و رودسر در اين منطقه ايجاد شدند. در ۱۹۶۱ آستانه اشرفيه و سياهکل که سابقاً بخشهاي مستقلي در لاهيجان بودند شهرستان شدند. از آن زمان لاهيجان فقط شامل هفت دهستان با مساحت ۴۱۰ کيلومتر مربع (هفتمين شهرستان در گيلان از نظر مساحت[۱۳]) و جمعيت کل ۱۶۱٬۸۱۹ شامل جمعيت روستايي ۸۶۳۵۴ (۵۳٫۴ درصد کل جمعيت) بودهاست که تراکم جمعيت ۲۱۰ نفر در کيلومتر مربع را دارد.
لاهيجان هموار و جلگهاي بوده از رسوبات ناشي از سفيد رود بر جاي ماندهاست. هموارترين نقطه جلگه لاهيجان در در بخشهاي شمالي آن در مجاورت دريا ست از شمال به سمت جنوب بر ارتفاع افزوده ميشود. بخش غربي کوههاي البرز شرق و جنوب لاهيجان را دربر گرفتهاست که از آن جمله ميتوان به شيطان کوه، گمل و آهتا کوه اشاره کرد. شيب تند دامنههاي کوهها به سوي درياي خزر و شيب کم شان به سوي دره شاهرود است.گسل البرز که از لاهيجان شروع ميشود تا جنوب گنبدکاووس ادامه دارد. در غرب لاهيجان، يک گسل چپگرد به نام گسل سفيدرود بهطور شمال خاوري – جنوب باختري اين گسل را جابهجا کردهاست.
وضعيت جوي هوا
اقليم لاهيجان در تابستان گرم و مرطوب است. در زمستان ابتدا بادهاي گرم شديد ميوزد و سپس برف ميبارد. رطوبت نسبي ۷۶ تا ۷۹ درصد بوده و گاهي به صد درصد ميرسد. آب و هواي لاهيجان از نوع معتدل خزري است.
جمعيتشناسي
رشد جمعيت لاهيجان از رشت کمتر است ولي همانند انزلي است. از سال ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۶ جمعيت لاهيجان و انزلي فقط ۳٫۵ برابر شد حالا آن که جمعيت در رشت پنج برابر شدهاست.
مردم آن بيشتر گيلک هستند و گالش به ساکنين ارتفاعات اين منطقه اطلاق ميشود که آنها هم تيرهاي از گيلکان بوده و زبانشان گيلکي است.
لاهيجان شهر چاي
کوهپايههاي جنوب که در فراز شهر اند مزارع چاي با شاليزارهاي کشت شده از آب منابع آب و چشمهها قرار دارند. چايکاري ۷۹۵۹ هکتار را در ۱۹۷۱ در بر ميگيرد و تعداد زيادي کارخانه فراوري را تغذيه ميکرد ولي آزادسازي صنعت چاي در شروع دهه ۲۰۰۰ بحراني جدي در اين فعاليت عمده منطقه به وجود آورد. درگذشته نه چندان دور گاو براي شخم زني و حمل و نقل مورد استفاده بود ولي از دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ گاوداري براي توليد شير و در ثاني گوشت بودهاست.
فقط در دهات حاشيه کوهپايههاي البرز است که گالشها گلههاي گاو و گوسفند را پرورش ميدهند و در پاييز و زمستان در تپههاي پردرخت منطقه و در بهار و تابستان به ييلاق مانند چراکوه بالاي کليشم ميروند.
محصولات لاهيجان
چاي ، محصول اصلي کشاورزي لاهيجان است. سنديکاي کارخانجات چاي شمال و اداره کل چاي شمال ايران در اين شهر قرار دارند.
برنج، پيله ابريشم، کنف از ديگر محصولات لاهيجان ميباشد.
اماکن ديدني
شهرستان لاهيجان داراي جاهاي ديدني و آثار تاريخي زيادي است که از آن جمله ميتوان اماکن ذيل را نام برد:
شيطان کوه ، کلبه چوبي در باغ ملي لاهيجان ، استخر لاهيجان، بام سبز، استخر لاهيجان ، تله کابين لاهيجان ، پارک بعثت ، پارک جنگلي ميرصفا، تالاب بينالمللي اميرکلايه ، تالاب سوستان
بناهاي تاريخي
۲۶ اثر تاريخي ثبت شده در لاهيجان وجود دارد. چهار پادشاهان، بقعه شيخ زاهد گيلاني، حمام گلشن، مسجد اکبريه، بقعه متبرکه و باستاني آقا سيد علي کيا (فرزند موسي کاظم) در روستاي ليالمان، بقعه مير شمس الدين، بقعه امير شهيد، خانه صادقي و پل خشتي از مهمترين اين آثار هستند که مورد بازديد علاقهمندان قرار ميگيرند. آثار تاريخي لاهيجان به دليل بيتوجهي مسئولين در حال تخريبند.
در هفت محله سنتي لاهيجان (خميرکلايه، اردوبازار، زميدان که چهارپادشاه هم خوانده ميشود، گابنه، شعربافان، پردسر و کاروانسرا بر) بناهاي ماندگاري به گذشته درخشان شهر اداي احترام ميکنند. مقبره چهارپادشاه با درهاي چوبي کنده کاري شده و نقاشيهاي ديواري اش که به پايان قرن چهاردهم بازميگردد و آرامگاه سيد خرم کيا و ديگر فرمانروايان خاندان است، به همراه مسجد مجاورش نمونهاي شايان ذکر است. در سوي ديگر ميدان، مسجد جامع که ديوارش کتيبهاي کنده شده بر مرمر دارد فرماني از شاه سلطان حسين صفوي در شوال ۱۱۰۶ را بر خود دارد که روسپي گري، قماربازي، مصرف مواد مخدر و جنگ حيوانات را ممنوع ميکند.
شعرباف محله در مجاورت مقبره آقا سيد محمد يمني، که اصالتاً از يمن بود، علاوه بر شش سنگ قبر حکاکي نشده که توسط شش نارون سيبري احاطه شده قرار دارد. برخي مؤمنين پنج شنبهها و جمعهها براي نماز و نيايش در آنجا جمع ميشوند. در ارتفاعات لاهيجان مقبره کاشف السلطنه قرار دارد و يک موزه چاي از تلاشهاي او براي اين که لاهيجان پايتخت صنعت چاي ايران شود تجليل ميکند. اين شهر مقر شرکت سهامي چاي ايران است که در ۱۹۵۶ تأسيس شدهاست.بقعه شيخ زاهد گيلاني که مربوط به قرن هشتم هجري است و در جاده لاهيجان – لنگرود واقع شده نامعمولترين بنا در گيلان و هرمي چهار سو است.
حمل و نقل
جاده ۲۲ يا جاده کناره از لاهيجان ميگذرد. اين شهر داراي يک پايانه مسافربري بين شهري است.[۲۹] لاهيجان، به دليل حجم بالاي مسافران، سازمان حمل و نقل همگاني در اين شهر از سال ۸۸ ايجاد شدهاست. هماکنون ۶۳۸ دستگاه خودرو و ۱۰ ون تحت پوشش اين سازمان مشغول به کار اند که با توجه به جمعيت شهر اين تعداد ناکافي ست.
فرهنگ لاهيجان
در دورهٔ پس از سال ۱۳۳۲ که ۶۱ روزنامهٔ استاني تعطيل شدند، روزنامهٔ پيام ملي لاهيجان از جرايدي بود که در اين استانها ظهور کرد.
زبان
زبان مردم لاهيجان، گيلکي است که با گيلکي رشت از نظر آوايي، واژگاني و پارهاي ويژگيهاي دستوري تفاوتهاي بسياري دارد. گيلکي بيه پيش خود از گونهاي است که در نواحي کوهستاني به آن سخن گفته ميشود، يعني گالشي، متمايز ميباشد. لاهيجان، پايتخت تاريخي بيه پيش، نام اش را به گونهاي از زبان گيلکي که در شرق لاهيجان صحبت ميشود دادهاست، گيلکي لاهيجاني.
سينما در لاهيجان
لاهيجان داراي چهار سينما با مجموع ۲۴۳۳ صندلي در سالهاي ۵۷–۱۳۵۳ بود، در حال حاضر يک سينماي فعال در لاهيجان وجود دارد. سينما شهرسبز لاهيجان مراحل پاياني بازسازي را گذراندهاست و هماکنون نيز فعاليت ميکند.
بازار