تسنيم/ اغلب اخباري که از زندگاني اهلبيت عصمت و طهارت (ع) در منابر و رسانههاي جمعي در معرض شيعيان قرار ميگيرد به صورت گزينشي است؛ طوري که گاهي ممکن است مهمترين مسائل به حاشيه برده شوند. به عنوان نمونه مهمترين چالش مسلمانان و به ويژه شيعيان در عصر امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) مسأله مهدويت و مدعيان دروغين مهدويت بود که توسط بنيالعباس به اوج خود رسيد.
اين فتنه به قدري شديد بود که در حديث مشهور به لوح جابر که جابر بن عبدالله آن را به نقل از صحيفه حضرت فاطمه (س) براي امام صادق (ع) بيان کرد، از اين فتنه با عنوان «فتنه کور» ياد شده است: «وَ بَعْدَهُ مُوسَى فِتْنَةٌ عَمْيَاءُ حِنْدِسٌ، پس از او موسى است که (در زمان او) فتنهاي کور و گيجکننده فرا گيرد»؛ زيرا با اندک مطالعهاي ميتوان دريافت فتنهاي کورتر و گيجکنندهتر از مهديان دروغين در اين عصر نبود.
در اين عصر بود که عباسيان با شعار «الرضا من آلالرسول» دست به قيام زدند و به دروغ مهدي موعود را از نسل عباس عموي پيامبر (ص) معرفي کردند. از اين منظر تلاش امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) يک بار قابل مطالعه خواهد بود؛ طرح دعاي ندبه از سوي امام صادق (ع) در اين عصر حاکي از اهميت اين موضوع بود. از اين رو ائمه (ع) در قالب ادعيه، روايات و يا بيان احاديث مهدوي، در ذيل برخي آيات قرآن به تبيين مهدويت پرداختند. موضوعات اين روايات بطور کلي شامل بيان مفاهيم آخرالزماني، تبيين رفتاري شيعيان در قبال مسائل آخرالزماني، ويژگيهاي عصر ظهور و دوران پس از استقرار حکومت امام عصر (عج) در پهنه عالم بود.
فتنهاي که در عصر امام کاظم (ع) قلبهاي مردم را به لرزه در آورد
در يکي از اين روايات، امام کاظم عليهالسلام خطاب به يکي از ياران خويش فرازهاي قابل تأملي را درباره ويژگيهاي ياران قائم (عج) بيان فرمود که با استفاده از اين فرازها ميتوان به تبيين مناسبي درباره بايستههاي رفتاري يک شيعه دست يافت.
ايشان در اين روايت فرمود: اى ابن بکير، من چيزى به تو ميگويم که پدرانم آن را مىگفتند، اگر در بين شما به تعداد افراد جنگ بدر بودند قائم ما قيام مىکرد.
اى بنده خدا، ما مردم را بررسى ميکنيم و ميدانيم مردم چه هستند، بعضى از آنها در دوستى با ما راستگو هستند و جانشان را براى ما نثار مىکنند و بعضى از آنها حقيقتى را که بر زبانشان جارى ميکنند، در قلبشان وجود ندارد و بعضى از آنان همچون چشمى براى دشمنان ما بر عليه ما هستند؛ کلام ما را مىشنوند و اگر در چيز اندکى از دنيا طمع پيدا کنند از دشمن بر ما دشمنتر ميشوند، چگونه آنان خوشى و شادى را ميبينند در حالى که چنين صفتى دارند؟ إِنَّا نُدَاوِي النَّاسَ وَ نَعْلَمُ مَا هُمْ فَمِنْهُمْ مَنْ يُصَدِّقُنَا الْمَوَدَّةَ وَ يَبْذُلُ مُهْجَتَهُ لَنَا وَ مِنْهُمْ مَنْ لَيْسَ فِي قَلْبِهِ حَقِيقَةُ مَا يُظْهِرُ بِلِسَانِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ عَيْنٌ لِعَدُوِّنَا عَلَيْنَا يَسْمَعُ حَدِيثَنَا وَ إِنْ أَطْمَعُ فِي شَيْءٍ قَلِيلٍ مِنَ الدُّنْيَا کَانَ أَشَدَّ عَلَيْنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ کَيْفَ يَرَوْنَ هَؤُلَاءِ السُّرُورَ وَ هَذِهِ صِفَتُهُم.
ويژگيهاي شيعيان آخرالزمان در بيان امام کاظم (ع)
در اين روايت شريف افراد در قبال اهلبيت (ع) به دو دسته تقسيمبندي شدهاند: مؤمنان و تصديقکنندگان عترت (ع)، دشمنان و منافقان نسبت به عترت (ع).
امام کاظم (ع) درباره دسته اول يعني مؤمنان و تصديقکنندگان عترت (ع)، به دو ويژگي اشاره فرمودند: ۱ ـ. در اظهار مودت ما صادقند ۲ ـ. براي ما بذل جان ميکنند.
مودت حبّي همراه با تبعيت است
مودت نسبت به عترت (ع) همان دعوتي است که خداوند در آيه ۲۳ سوره شوري خطاب به پيامبر (ص) فرمود که به مردم بگو: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى؛ بگو: «به ازاى آن [رسالت]پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر مودت درباره خويشاوندان.» تفاوت مودت با محبت در اين است که در مودت حبّي همراه با تبعيت نهفته است در حالي که در محبت ممکن است دوست داشتن باشد، اما با عمل به دستورات عترت (ع) و سنت همراه نباشد. مثل برخي کساني که دم از محبت عترت (ع) ميزنند، اما تقيد کمي نسبت به احکام شرعي دارند.
بذل جان اولين شرط ورود به کاروان اباعبدالله (ع)
ويژگي ديگري که امام کاظم (ع) نسبت به مؤمنان به عترت (ع) نسبت دادند، بذل جان در راه اهلبيت (ع) است. براي درک عظمت اين صفت ميتوان ياران اباعبدالله (ع) را مثال زد چرا که اولين شرط ورود به کاروان اباعبدالله (ع) همين خصلت بود آنجا که امام (ع) در ابتداي قيام فرمود: «هرکس قصد دارد جان خود را در راه ما بدهد و در لقاي خداوند وطن گزيند، با ما همراه شود؛ مَنْ کَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا». از اين جهت در سجده شکر زيارت عاشورا اصحاب امام حسين (ع) را افرادي ميخوانيم که جانشان را فداي امام حسين (ع) کردند؛ آنجا که پس از درخواست از خداوند مبني بر ثبات قدم همراه با امام حسين (ع) و اصحاب بزرگوار ايشان، در وصف ايشان ميخوانيم: «الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْن؛ کساني که جان خويش را تقديم امام حسين (ع) کردند».
از جمعبندي اين بخش از روايت به اين نتيجه ميرسيم که امام کاظم (ع) دو خصلت مهم به شيعيان خويش آموختند که در پرتو آن ميتوانند ساير صفات منتظران واقعي را در خود نهادينه کنند.
بازار