مجله دلگرم/ در زمان هاي قديم يکي يه خربزه مي خره ببره خونه توي راه وسوسه ميشه که خوبه خربزه رو ببرم به رسم بزرگون گوشتشو بخورم و باقي شو کنار بگزارم تا اگر کسي از اينجا رد شد فکر کنه که خاني از اينجا گزشته و گوشت خربزه رو خورده و گوشتش رو انداخته اينجا.
به اين نيت گوشت خربزه رو خورد خواست پوستش رو دور بندازه که با خودش گفت: بهتره پوستش رو هم گاز بزنم تا مردم فکر کنن نوکري هم بوده است.
سپس پوست خربزه رو گاز زد و خواست پوست نازک شده رو دور بندازه که به اين فکر افتاد که پوست خربزه رو هم بخوره تا مردم بگن نه خاني اومده و نه خاني رفته .
و چنان شد که از آن پس اصطلاح نه خاني آمده نه خاني رفته به عنوان ضرب المثل در بين مردم جا افتاد و از آن زمان به بعد هر کسي کاري انجام ميداد که درست از آب در نمي آمد مي گفت نه خاني آمده نه خاني رفته ...
بازار