لست سکند/ حدود يک دهه پيش از آنکه توماس اديسون، فعاليت خود بر روي لامپهاي رشتهاي را شروع کند و يک روش مقرون به صرفه براي آوردن روشنايي به خانهها بيابد، يک خانه بزرگ و زيبا، در نزديکي شهرِ راتبِري، در نورثامبرلند انگلستان، تماما بهوسيله الکتريسيته روشن شده بود!
در آن زمان، هيچ شبکه ملي برق رساني وجود نداشت که بتوان به آن وصل شد. اگر برق ميخواستيد، خودتان بايد آن را توليد مي کرديد. اکثر مردم، دانش تکنيکي لازم براي انجام اين کار را نداشتند يا اينکه اساسا تمايلي نداشتند که خانههايشان را با لامپ برقي روشن کنند. حتي اگر بعضي از آنها هم تمايل و هم دانش لازم را داشتند، باز هم احتمالا براي تحقق بخشيدن به روياهايشان، پول کافي در اختيار نداشتند. اما "ويليام آرمسترانگ"، يک مخترع و صنعتگر ثروتمند بود که با همراهي "ريچارد نورمن شاو" که معمار بود، Cragside را ساختند؛ عمارتي مدرن، به سبک تئودور، واقع در شيب يک تپه کوچک و کمي خارج از شهر راتبِري. آرمسترانگ سپس خانه را با انواع واقسام اختراعات خود تجهيز کرد، وسايلي مثل: ماشين لباسشويي که با نيروي آب کار ميکرد، نسخه اوليهاي از ماشين ظرفشويي، يک بالابر هيدروليکي، چرخ گوشت هيدروالکتريکي (موتوري که نيروي برق را به کمک جريان آب توليد کند)، يک آسانسور کوچک که وسايل را بين طبقات جا به جا ميکرد و کلي چيزهاي ديگر .
آرمسترانگ، براي راهاندازي تمام اين وسايل، مقاديري از جريانهاي ضعيف را براي ساخت جمعا ۵ خازن، در يک فضا، محدود کرد. در يکي از اينها، يک موتور هيدروليکي نصب کرد که بسياري از ماشين آلات هيدروليکي موجود در خانه را به کار ميانداخت. يک سال بعد، در سال ۱۸۷۰، آرمسترانگ با نصب يک دينام، در واقع اولين دستگاه/ موتور هيدروالکتريکي خانگي دنيا را ساخت. الکتريسيته حاصل از موتور او، براي روشن کردن Cragside و بسياري از سازههاي زراعي املاک مورد استفاده قرار گرفت.
اولين اتاقي که به روش التريکي روشن ميشد، گالري بود که تنها يک لامپ جرقهاي از سقفِ آن آويزان بود. بعدتر تمام خانه براي استفاده از برق، سيم کشي شد. در يک نقطه و فقط در گالري، ۱۲ لامپ بالاي سر وجود داشت و همچنين ۸ لامپ اضافه که وقتي ديگر به لامپهاي اتاق غذاخوري نيازي نبود، ميتوانست روشن شود.
يک توربين چرخشي مارپيچ که در سال 2014 نصب شدهاست. وقتي که آب، از ميان تيغههاي مارپيچ ميگذرد، توربين را ميچرخاند و در نتيجه، انرژي حاصل از ريزش آب را مهار ميکند.
آرمسترانگ، با افزايش ظرفيت نيروگاهش، به گسترش و ارتقاي آن ادامه داد. اما پس از مرگش، خانه به حال خود رها شد و با گذشت يک قرن در اثر غفلت و بي توجهي، منبع نيروي اصلي خانه در سال ۲۰۰۶ به ناچار، تعمير شد. در سال ۲۰۱۴، ظرفيت ژنراتور به ۱۲ کيلو وات افزايش داده شد؛ ظرفيتي که براي روشنايي ۳۵۰ لامپ خانگي کافيست.
طول عمر آرمسترانگ و دوستي او با آب زماني شروع شد که او بسيار جوان بود. روزي در حين ماهيگيري در رودخانه دي، در دِنتدِيل، يک چرخ آبي را ديد که در حال کار بود و نيروي لازم براي يک معدن سنگ را تامين ميکرد. به ذهنش خطور کرد که تنها يک بخش از نيروي آب براي هدايت چرخ مورد استفاده قرار گرفتهاست. به همين دليل با خودش فکر کرد چقدر خوب بود اگر ميشد انرژي حاصل از نيروي آب را در يک کانال متمرکز کرد. وقتي که به نيوکاسل برگشت، يک موتور چرخشي طراحي کرد که با نيروي آب کار ميکرد. آرمسترانگ پس از آن، يک موتور پيستوني را جايگزين موتور چرخشي کرد که در اولين جرثقيل دنيا نصب شد.
آرمسترانگ به يک تاجر بسيار موفق تبديل شد که جرثقيلهاي هيدروليکي توليد ميکرد. سفارشهاي متعددي از ادينبورگ، خط آهن شمال و کارخانجات ليورپول داشت، همچنين براي ساخت ادوات هيدروليکي براي دروازههاي گريمزبي هم ماشينآلاتي را توليد کرد. بهطور ميانگين، شرکت آرمسترانگ، در هر سال، صد جرثقيل توليد ميکرد. او در طول جنگ کريمه، يک اسلحه سبک قابل حمل طراحي کرد که نسبت به تمام رقباي خود، از دقت و طيف پرتابي بهتري برخوردار بود. آرمسترانگ، حق ثبت اختراعات خود در زمينه اسلحه را به خاطر ترفيعي که گرفته بود و به عنوان مهندس وزارت جنگ منصوب شده بود، به دولت بريتانيا واگذار کرد. با رسيدن سال 1880، شرکت او گسترش يافت و به کارخانه کشتي سازي تبديل شد. محوطه کارخانه به اندازه 1200 متر بزرگ تر شد و ضمنا تنها کارخانه دنيا بود که مي توانست، يک کشتي جنگي بسازد و آن را به شکل کامل مسلح کند.
همينطور که آرمسترانگ پيرتر ميشد، وقت بيشتر و بيشتري را به مشغلههاي ذهني مورد علاقه خودش، که علاوه بر تجربيات الکتريکي در Cragside، حالا شامل باغباني و کاشت انواع گياهان ميشد، اختصاص ميداد. او چيزي در حدود ۷ ميليون درخت و درختچه را با هدف تغيير اقليمِ اين گوشه دنيا در نورثامبرلند، در املاک خودش کاشت.
پس از مرگ لُرد آرمسترانگ، در سال ۱۹۰۰، انگار بخت و اقبال خانواده رو به زوال گذاشت و خانه او هم متروکه شد. در سال ۱۹۴۰، و در خلال جنگ، Cragside ، توسط ارتش مصادره شد و جزو اموال و غنايم جنگي به حساب آمد. وقتي ارتش، اين مکان را تخليه کرد، اين مِلک، به شبکه ملي متصل شد و در سال ۱۹۷۹، براي اولين بار مورد بازديد عموم قرار گرفت.
نمونه هاي اصلي سيلندرهايي که با نيروي آب کار مي کردند.
نمونه هاي اصلي سيلندرهايي که با نيروي آب کار مي کردند که لرد آرمسترانگ براي تامين نيروي مِلک خود از آن استفاده مي کرد.
بازار