1. جذاب ترین ها
دیدنی-خواندنی

۱۵ حقیقت درباره جنگ جهانی اول که باید بدانید

منبع
بازده
بروزرسانی
۱۵ حقیقت درباره جنگ جهانی اول که باید بدانید
بازده/ جنگ جهاني اول در ۱۹۱۴، بعد از ترور آرشيدوک فرانتس فرديناند آغاز شد، و تا ۱۹۱۸ به طول انجاميد. در طول اين نزاع جهاني آلمان، اتريش مجارستان، بلغارستان، و امپراتوري عثماني (قدرت‌هاي مرکز) عليه بريتانيا، فرانسه، روسيه، ايتاليا، روماني، ژاپن، و ايالات متحده (نيروهاي متفقين) به جنگ پرداختند. جنگ جهاني اول به دليل فناوري‌هاي نظامي جديد و وحشت ناشي از سنگرها و جنگ افزارهاي جديد، توانست سطوح بي‌سابقه‌اي از تخريب و قتل عام را تا آن زمان به جاي بگذارد. تا زماني که جنگ به پايان رسيد و نيروهاي متفق پيروزي‌شان را اعلام کردند، بيش از ۱۶ ميليون نفر – اعم از سربازان و آدم‌هاي غير نظامي – کشته شدند. ۱. آرشيدوک فرانتس فرديناند سال‌ها پيش از آن‌که جنگ جهاني اول به طور رسمي آغاز شود، تنش در سراسر اروپا – به خصوص در منطقه‌ي آشفته‌ي بالکان، در جنوب شرق اروپا ايجاد شده بود. از سال‌ها قبل، برخي از قدرت‌هاي اروپايي نظير امپراتوري عثماني، روسيه، و ساير کشورها با يکديگر پيمان‌‌هاي اتحاد امضا کرده بودند، ولي بي‌ثباتي سياسي در بالکان (به خصوص در بوسني، صربستان، و هرزگوين) اين توافق‌ها را به نابودي تهديد مي‌کرد. جرقه‌اي که باعث شعله‌ور شدن جنگ جهاني اول بود، در شهر سارايووي بوسني ايجاد شد؛ آرشيدوک فرانتس فرديناند – وارث امپراتوري اتريش مجارستان – به همراه همسرش سوفيا­ با ضرب گلوله‌ي يک ناسيوناليست صرب به نام گاوريلو پرنسيپ در ۲۸ مي ۱۹۱۴ کشته شد. پرنسيپ و ساير ناسيوناليست‌ها براي پايان حاکميت امپراتوري اتريش مجارستان بر بوسني و هرزگوين مبارزه مي‌کردند. ترور فرانتس فرديناند با سرعت زياد زنجيره‌اي از اتفاقات را رقم زد: اتريش مجارستان، مانند بسياري از کشورهاي سراسر جهان، حکومت صربستان را براي اين حمله مقصد دانست و اميدوار بود اين اتفاق دليل محکمي باشد که يک بار براي هميشه بتوان مسئله‌ي ناسيوناليسم را در صربستان حل و فصل کرد. ۲. ويلهلم دوم از آن‌جا که روسيه‌ي قدرتمند از صربستان پشتيباني مي‌کرد، رهبران اتريش مجارستان براي اعلان جنگ منتظر حمايت رهبر آلمان، ويلهلم دوم بودند؛ وي اتريش مجارستان را در قضيه‌ي ترور فرانتس فرديناند محق مي‌دانست. رهبران اتريش مجارستان نگران بودند دخالت روسيه در اين جنگ باعث درگير شدن متحدان اين کشور، يعني فرانسه و احتمالا بريتانيا نيز بشود. در پنجم جولاي، ويلهلم دوم به طور مخفيانه پشتيباني‌اش را از اتريش مجارستان اعلام کرد، و به رهبران اين کشور به طور کامل اطمينان داد در اين جنگ از آن‌ها حمايت خواهد کرد. آن‌گاه پادشاهي دوگانه اتريش مجارستان به حکومت صربستان اولتيماتومي که آن‌چنان شرايط سختي داشت که پذيرش آن از جانب رهبران صرب تقريبا غيرممکن بود. ۳. آغاز جنگ جهاني اول حکومت صربستان که از آماده‌ شدن اتريش مجارستان براي جنگ مطمئن بود، به ارتش صربستان دستور بسيج داد، و از روسيه درخواست کمک کرد. در ۲۸ جولاي، اتريش مجارستان عليه صربستان اعلان جنگ کرد، و صلح متزلزل ميان قدرت‌هاي بزرگ اروپايي به سرعت در هم شکست. ظرف يک هفته، روسيه، بلژيک، فرانسه، بريتانيا، و صربستان در برابر اتريش مجارستان و آلمان صف کشيدند و اين گونه، جنگ جهاني اول آغاز شد. ۴. جبهه‌ي غربي طبق استراتژي تهاجمي نظامي که به عنوان طرح اشليفن (که نام آن از روي نام مغز متفکر آلماني، فيلد مارشال آلفرد فون شليفن برداشته شده است)، آلمان از دو جبهه، جنگ جهاني اول را آغاز کرد؛ تجاوز به فرانسه از طريق بلژيک بي‌طرف در غرب، و جبهه‌ي روسيه از شرق. در ۴ آگوست ۱۹۱۴، ارتش آلمان از مرز بلژيک گذر کرد. در پانزدهم آگوست، طي اولين نبرد در جنگ جهاني اول، آلماني‌ها با استفاده از قدرتمندترين سلاح‌هاي موجود در زرادخانه‌شان، از قبيل توپ‌ها و ابزارهاي جنگي عظيم براي محاصره‌ي شهرها، به منظور تسخير شهر ليژ، به اين شهر حمله کردند؛ اين شهر داراي استحکامات نظامي و دفاعي قدرتمندي بود. اين حمله به کشتار و خرابي‌هاي بسياري منجر شد؛ آلماني‌ها به غير نظاميان شليک کردند و يک کشيش بلژيکي را نيز به اتهام تحريک مردم به مقاومت اعدام کردند؛ پس از آن، ارتش آلمان از بلژيک به سمت فرانسه حرکت کرد. ۵. نبرد اول مارن در نبرد اول مارن که از ۶ الي ۹ سپتامبر ۱۹۱۴ طول کشيد، نيروهاي فرانسه و بريتانيا در برابر ارتش متجاوز آلمان قرار گرفتند؛ آلماني‌ها به عمق شمال شرقي فرانسه، و تا ۵۰ کيلومتري پاريس نفوذ کرده بودند. ارتش متفقين پيشروي آلماني‌ها را متوقف کردند و با يک عمليات ضد حمله‌ي موفق، آن‌ها را تا شمال رود ان عقب راندند. اين شکست به معني پايان برنامه‌هاي نظاميان آلماني براي به دست آوردن يک پيروز سريع در فرانسه بود. هر دو طرف جنگ به حفر سنگر پرداختند، و جبهه‌ي غربي براي جنگي خبيث و فرسايشي آماده شد که بيش از سه سال به طول انجاميد. از جمله نبردهاي طولاني و پرهزينه‌ي اين لشکرکشي مي‌توان به نبرد وردن (فوريه تا دسامبر ۱۹۱۶) و نبرد سم (جولاي تا نوامبر ۱۹۱۶) اشاره کرد. نيروهاي آلمان و فرانسه تنها در نبرد وردن متحمل نزديک به يک ميليون نفر تلفات شدند. خونريزي‌هايي که در ميدان‌هاي نبرد جبهه‌ي غربي رخ دادند، و دشواري‌هايي که سربازان، سال‌ها پس از پايان جنگ، نيز به آن مواجهه بودند، الهام‌بخش آثاري شدند نظير در جبهه غرب خبري نيست، اثر اريش ماريا رمارک، و شعر در دشت فلاندرز اثر پزشک و شاعر کانادايي سرهنگ دوم جان مک‌کري. ۶. جبهه‌ي شرقي در جبهه‌ي شرقي جنگ جهاني اول، نيروهاي روس به مناطق تحت کنترل آلمان در شرق پروس و لهستان حمله کردند، ولي در اواخر آگوست ۱۹۱۴، توسط نيروهاي آلماني و اتريشي در نبرد تاننبرگ متوقف شدند. علي‌رغم اين پيروزي، حمله‌ي نيروهاي روس آلماني‌ها را مجبور کرد دو گروه از لشکرشان را از جبهه‌ي غربي به شرق گسيل کنند، و همين مسئله به شکست آلمان در نبرد مارن کمک کرد. هم‌زمان با مقاومت شديد متفقين در فرانسه، توانايي ماشين جنگ قدرتمند روسيه براي تجهيز نسبتا سريع نيروهاي‌اش در شرق باعث شد پيروزي سريعي که آلماني‌ها اميدوار بودند طبق طرح اشليفن به دست بياورند، به جنگي طولاني و خسته کننده تبديل شد. ۷. انقلاب روسيه ارتش روسيه از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶ حملات متعددي را در جبهه‌ي شرقي جنگ جهاني اول ترتيب داد، ولي اين ارتش که به عنوان ارتش سرخ مشهور است نتوانست خطوط آلماني‌ها را در هم بشکند. شکست در ميدان‌هاي نبرد، به همراه بي‌ثباتي اقتصادي و کمبود مواد غذايي و ساير ضروريات زندگي باعث ايجاد نارضايتي در توده‌ي مردم روسيه، به خصوص در ميان کارگران و دهقانان فقير و محروم، شد. دشمني‌ها نسبت به رژيم امپراتوري نيکلاي دوم و همسر آلماني منفورش، الکساندرا، روز به روز در حال افزايش بودند. سرانجام، بي‌ثباتي‌ها و خشم مردم روسيه در ۱۹۱۷ به بروز انقلابي موسوم به انقلاب روسيه منجر شد که رهبري آن به دست ولاديمير لنين و بولشويک‌ها بود؛‌ اين انقلاب باعث پايان دوره‌ي حکمراني تزارها بر روسيه، و توقف حضور اين کشور در جنگ جهاني اول شد. روسيه در اوايل دسامبر ۱۹۱۷ با قدرت‌هاي مرکز به توافق صلح موقف دست يافت، و نيروهاي آلماني را آزاد گذاشت تا در جبهه‌ي غربي با ساير متفقين مبارزه کنند. ۸. ورود آمريکا به جنگ جهاني اول با شروع درگيري‌ها در ۱۹۱۴، ايالات متحده در حاشيه‌ي جنگ جهاني اول قرار داشت، و طبق نظر توماس وودرو ويلسون، رئيس جمهور وقت اين کشور، سياست بي‌طرفي را در پيش گرفته بود؛ و هم‌زمان به انجام تجارت و کشتيراني با کشورهاي اروپايي در هر دو طرف درگيري ادامه مي‌داد. با وجود اين، هنگامي که تجاوز زيردريايي‌هاي آلماني به کشتي‌هاي بي‌طرف، حتي کشتي‌هايي که حال مسافر بودند، از کنترل خارج شد، حفظ بي‌طرفي براي ايالات متحده هر روز دشوارتر مي‌شد. در ۱۹۱۵، آلمان اعلام کرد آب‌هاي اطراف جزاير بريتانيا منطقه‌ي جنگي هستند، و زيردريايي‌هاي آلماني موسوم به يوبوت کشتي‌هاي تجاري و مسافري بسياري، از جمله چند کشتي متعلق به ايالات متحده را غرق کردند. غرق شدن کشتي اقيانوس‌پيماي بريتانيايي به نام آرام‌اس لوسيتانيا – که با صدها مسافر آمريکايي از نيويورک به ليورپول در انگليس حرکت مي‌کرد – توسط يک يوبوت آلماني در مي ۱۹۱۵، اعتراضات گسترده‌اي را برانگيخت و باعث شد نظر عموم آمريکايي‌ها نسبت به آلمان خصمانه شود. در فوريه‌ي ۱۹۱۷، کنگره‌ي آمريکا براي آماده‌سازي ايالات متحده براي جنگ ۲۵۰ ميليون دلار بودجه‌ي نظامي تخصيص داد. در همان ماه، آلمان چهار کشتي تجاري ديگر آمريکايي را نيز سرنگون کرد، و در دوم آوريل، وودرو ويلسون در کنگره حاضر شد و رسما عليه آلمان اعلان جنگ کرد. ۹. نبرد گاليپولي هنگامي که جنگ جهاني اول در اروپا تقريبا به بن‌بست رسيده بود، متفقين سعي کردند با کسب پيروزي عليه امپراتوري عثماني که در اواخر ۱۹۱۴ به پشتيباني از قدرت‌هاي مرکز وارد جنگ شده بود، وضعيت‌ خود را در جنگ بهبود ببخشند. نيروهاي متفقين بعد از يک حمله‌ي ناموفق در تنگه‌ي داردانل (باريکه‌اي در شمال غربي ترکيه که درياي اژه را به درياي مرمره متصل مي‌کند)، حمله‌ي زميني گسترده‌اي به رهبري بريتانيا در آوريل ۱۹۱۵را در شبه جزيره‌ي گاليپولي (چاناک کاله) ترتيب دادند. اين حمله نيز به شکست نااميد کننده‌اي منجر شد، و در ژانويه‌ي ۱۹۱۶، نيروهاي متفقين بعد از به جاي ماندن ۲۵۰۰۰۰ نفر تلفات، به طور کامل از سواحل اين شبه جزيره عقب‌نشيني کردند. بعد از شکست در نبرد گاليپولي در ۱۹۱۶، وينستون چرچيل جوان، درياسالار و فرمانده نيروي دريايي انگلستان، از سمت خود استعفا داد، و ماموريتي را به همراه يک گردان پياده ‌نظام در فرانسه پذيرفت. هم‌چنين، نيروهاي تحت رهبري بريتانيا در مصر و بين‌النهرين نيز را ترک‌هاي عثماني درگير شدند، و هم‌زمان نيروهاي ايتاليايي و اتريشي، در شمال ايتاليا، در امتداد رود سوچا (ايزونزو)، در منطقه‌ي مرزي ميان دو کشور، مجموعا ۱۲ بار در برابر هم صف‌آرايي کردند. ۱۰. نبرد ايزونزو نخستين نبرد ايزونزو در اواخر بهار ۱۹۱۵، درست بعد از ورود ايتاليا به جنگ و قرار گرفتن آن در کنار متفقين، اتفاق افتاد. طي دوازدهمين نبرد ايزونزو نيز که به نام نبرد کاپورتو (اکتبر ۱۹۱۷) مشهور است، نيروهاي کمکي آلمان به ياري ارتش اتريش مجارستان پيوستند و به پيروزي قاطعي دست يافتند. بعد از نبرد کاپورتو، هم‌پيمانان ايتاليا کمک‌هاي‌شان را افزايش دادند؛ نيروهاي بريتانيا و فرانسه – و سپس، ايالات متحده – خود را به منطقه رساندند و مناطق مرزي ايتاليا را باز پس گرفتند. ۱۱. جنگ جهاني اول در دريا طي سال‌هاي پيش از جنگ جهاني اول، برتري نيروي دريايي سلطنتي بريتانيا نسبت به هر ناوگان دريايي ديگري غير قابل انکار بود، ولي نيروي دريايي امپراتوري آلمان گام‌هاي قابل توجهي براي کاهش اختلاف توانايي‌هاي نظامي اين دو قدرت دريايي برداشت. هم‌چنين، قدرت نيروي دريايي آلمان در آب‌هاي آزاد با ناوگان مهلک زيردريايي‌هاي يوبوت آن نيز بيش‌تر شد. بعد از نبرد داگربنک (۱۹۱۵) که طي آن، بريتانيا حمله‌ي غافلگير کننده‌اي به کشتي‌هاي آلماني در درياي شمال ترتيب داد، نيروي دريايي آلمان به مدت بيش از يک سال تصميم گرفت در نبردهاي اصلي با نيروي دريايي قدرتمند سلطنتي بريتانيا رو در رو نشود، و ترجيح داد بخش اعظم استراتژي دريايي خود را روي زيردريايي‌هاي يوبوت خود متمرکز کند. بزرگ‌ترين نبرد دريايي جنگ جهاني اول نبرد يوتلاند (مي ۱۹۱۶) بود که طي آن، برتري نيروي دريايي بريتانيا در درياي شمال تثبيت شد، و آلمان هرگز تا پايان جنگ سعي نکرد محاصره‌ي دريايي نيروي متفقين را بشکند. ۱۲. دومين نبرد مارن بعد از آن‌که روسيه از جنگ دست کشيد، آلمان توانست قواي خود را در جبهه‌ي غربي افزايش دهد؛ به اين ترتيب، نيروهاي متفقين براي توقف حمله‌اي ديگر از جانب آلمان در حال تلاش بودند، تا اين‌که نيروهاي کمکي موعود از طرف ايالات متحده توانستند خود را به صحنه‌ي جنگ برسانند. در پانزدهم جولاي ۱۹۱۸، نيروهاي آلماني طي دومين نبرد مارن، که به آخرين حمله‌ي آن‌ها در اين جنگ تبديل شد، به نيروهاي فرانسوي (که ۸۵۰۰۰ نيروي آمريکايي و هم‌چنين، نيروهاي اعزامي بريتانيا نيز به آن‌ها ملحق شده بودند) حمله کردند. متفقين توانستند با موفقيت حمله‌ي آلماني‌ها را دفع کنند، و سه روز بعد، ضد حمله‌اي را عليه اين کشور آغاز کنند. آلماني‌ها بعد از تحمل تلفات زياد، مجبور شدند از اجرايي کردن طرح حمله‌ي ديگري به شمال، در منطقه‌ي فلاندر که ميان فرانسه و بلژيک گسترده شده است، صرف‌نظر کنند؛ آلماني‌ها اميد بسياري به پيروزي در اين حمله داشتند. نبرد دوم مارن به طور قطع ورق را به نفع متفقين برگرداند؛ نيروهاي متفقين در ماه‌هاي بعد توانستند بيش‌تر مناطق اشغالي فرانسه و بلژيک را پس بگيرند. ۱۳. به سوي توقف جنگ با شروع پاييز ۱۹۱۸، نيروهاي مرکز در تمام جبهه‌ها دچار شکست و زوال شدند. نيروهاي ترک، به رغم پيروزي در نبرد گاليپولي، مدتي بعد، در اثر حمله‌ي نيروهاي متفقين شکست خورد؛ و هم‌زمان، انقلاب عرب‌ها نيز باعث نابودي اقتصاد عثماني و نابودي سرزمين‌هاي تحت کنترل‌شان شد؛ و سرانجام، ترک‌ها در اواخر اکتبر ۱۹۱۸ معاهده‌اي را با متفقين امضا کردند. حکومت اتريش مجارستان نيز که به دليل رشد جنبش‌هاي ناسيوناليستي (ملي‌گرايي) در ميان جمعيت چند مليتي‌اش در حال تجزيه بود، در چهارم نوامبر دست از جنگ کشيد. آلمان نيز که با کاهش منابع در ميدان‌هاي نبرد، رشد نارضايتي در داخل، و محاصره‌ توسط نيروهاي متفقين رو به رو بود، سرانجام در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ مجبور به متارکه‌ي جنگ شد، و اين گونه، جنگ جهاني اول پايان يافت. ۱۴. معاهده‌ي ورساي رهبران نيروهاي متفقين، در ۱۹۱۹ در کنفرانس صلح پاريس، تمايل خود را براي ايجاد جهاني ابراز کردند، که پس از اين جنگ، بتواند از بروز هر گونه درگيري ديگري با چنين وسعت مخربي پيشگيري کند. حتي برخي از شرکت‌کنندگان خوش‌خيال اين کنفرانس، جنگ جهاني اول را “‌جنگي براي پايان تمام جنگ‌ها‌”‌ ناميدند! ولي معاهده‌ي ورساي که در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ امضا شد، نتوانست چنين هدف بزرگي را محقق کند. آلماني‌ها که مقصر جنگ شناخته شده، متحمل پرداخت غرامت‌هاي سنگين شده، و از ورودشان به جامعه‌ي ملل جلوگيري شده بود، احساس مي‌کردند با امضاي اين معاهده فريب خورده‌اند؛ آن‌ها معتقد بودند، به گفته‌ي ويلسون در اصول چهارده‌گانه‌اش در سخنراني مشهور ژانويه‌ي ۱۹۱۸، هر گونه صلحي به معني “‌صلح بدون پيروزي‌”‌ است. با گذشت سال‌ها، نفرت از معاهده‌ي ورساي و تنظيم‌کنندگان‌اش در قلب آلماني‌ها آتش زير خاکستري بود، که دو دهه‌ بعد، به يکي از علت‌هاي شعله‌ور شدن آتش جنگ جهاني دوم تبديل شد. ۱۵. ميراث جنگ جهاني اول جنگ جهاني اول زندگي بيش از ۹ ميليون سرباز را گرفت؛ و ۲۱ ميليون نفر ديگر را در اثر اين جنگ مجروح و زخمي شدند. شمار تلفات غير نظامياني که به طور غير مستقيم تحت تاثير اين جنگ قرار گرفتند، نزديک به ۱۰ ميليون نفر بود. مردم دو کشور آلمان و فرانسه بيش‌تر از کشورهاي ديگر متحمل تلفات و خسارات شدند – هر يک از اين کشورها، نزديک به ۸۰ درصد از جمعيت مرد، بين سنين ۱۵ تا ۴۹، را به جنگ فرستادند. به علاوه، آشفتگي‌هاي سياسي دوران قبل و بعد از جنگ جهاني اول به فروپاشي چهار سلسله‌ي امپراتوري بزرگ در آلمان، اتريش مجارستان، روسيه، و ترکيه منجر شدند. جنگ جهاني اول تحولات اجتماعي عظيمي نيز به همراه داشت؛ ميليون‌ها زن به منظور پشتيباني از مرداني که به جنگ رفته بودند، و جايگزيني مرداني که هرگز از جنگ برنگشته بودند، وارد محيط کار شدند. هم‌چنين، نخستين جنگ جهاني باعث گسترش يکي از مرگبارترين اپيدمي‌هاي جهان شد؛ اپيدمي آنفولانزاي اسپانيايي در ۱۹۱۸ که حدود ۲۰ الي ۵۰ ميليون نفر از بين برد. هم‌چنين، جنگ جهاني اول را به عنوان “‌نخستين جنگ مدرن‌”‌ مي‌شناسند. بسياري از فناوري‌هايي که اکنون در درگيري‌هاي نظامي از آن‌ها استفاده مي‌شوند – مسلسل‌ها، تانک‌ها، جنگ‌ها هوايي، و ارتباطات راديويي – در طول جنگ جهاني اول به مقياس گسترده‌اي براي نخستين با استفاده شدند. اثرات شديدي که سلاح‌هاي شيميايي از قبيل گاز خردل و فسژن در طول جنگ جهاني اول بر سربازان و آدم‌هاي غير نظامي ايجاد کردند، اعتراض عمومي و نظامي را عليه ادامه‌ي استفاده از آن‌ها در جنگ‌ها برانگيخت. کنوانسيون ژنو که در ۱۹۲۵ به امضا رسيد، استفاده از عوامل شيميايي و بيولوژيکي را در جنگ‌ها محدود کرد، و تا به امروز نيز پا بر جا باقي مانده است. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره