گوناگون/ چرا کوه‌های "صفا"و"مروه" به این نام نامیده شدند؟

منبع
ايسنا
بروزرسانی
گوناگون/ چرا کوه‌های "صفا"و"مروه" به این نام نامیده شدند؟
ايسنا/ در قرآن کريم صفا و مروه و سعي بين اين دو کوه مقدس که يکي از اعمال واجب براي حاجيان و زائران خانه خدا محسوب مي‌شود از نمادهاي بندگي خدا عنوان شده است. زائر خانه خدا که در يکي از ميقات‌ها احرام مي‌بندد و به سوي شهر مکه و منطقه حرم حرکت مي‌کند پس از انجام طواف و نماز طواف، بايد هفت مرتبه فاصله بين کوه «صفا» و کوه«مَروه» را که امروزه به صورت سالني ساخته شده و کنار مسجدالحرام قرار دارد بپيمايد که در اين عمل عبادي همانند ساير اعمال مذهبي، معاني و مفاهيمي نهفته است که علم به اين معاني در انجام هر چه بهتر مناسک موثر خواهد بود. نگاهي گذرا به مشخصات صفا و مروه کوه صفا، کوه کم‌ارتفاعي است در کنار مسجدالحرام که در دامنه کوه "ابوقبيس" واقع شده‌ است. معناي آن در لغت، به معني سنگ سخت و صاف است. تپه صفا به طرف شرق مسجدالحرام است، لذا کسي که بر بالاي آن بايستد، روبه روي حجرالاسود قرار مي‌گيرد. فاصله اين کوه تا کوه مروه حدود ۴۲۰ متر است. مروه نيز نام کوه معروف و کم ارتفاعي است که در شمال خانه خدا در دامنه کوه "قعيقعان" قرار دارد. مروه در اصل لغت به معني سنگ سخت، سفيد و براقي است که با آن آتش روشن مي‌کنند. اين کوه کوچک 8 متر ارتفاع دارد که با شيب خاصي براي "سعي کنندگان" بازسازي شده و داخل سالني است که حاجيان از بالاي آن سعي را انجام مي‌دهند و به سمت صفا حرکت مي‌کنند. صفا و مروه نماد شعائر الهي بر روي زمين کلمه صفا و مروه در قرآن کريم يک بار در سوره بقره آيه 158 آمده و از آن دو، به عنوان "شعائرالله" ياد شده که در مناسک حج و اعمال حج، سعي (رفت و آمد)، بين اين دو کوه بايد انجام شود. البته اين عمل در زمان جاهليت نيز وجود داشته و در اين دو محل، دو بت سنگي به نام‌هاي (اساف و نائله)، بوده که آنها را محترم مي‌شمردند و وقتي دور کعبه، طواف مي‌کردند، مي‌آمدند بين اين دو بت، سعي مي‌کردند و به آنها دست مي‌کشيدند، بعد از اسلام، همين که رسول خدا (ص) وارد مکه شد، در جواب مردمي که اين عمل جاهليت را به حضرت عرضه داشتند، آيه 158 سوره بقره: "ان الصفا والمروة من شعائرالله" يعني"همانا صفا و مروه از نمادهاي (بندگي) خداست" نازل شد و حضرت به آنها فهماند که خداوند متعال، علي رغم ميل مشرکين اين دو مکان را که محل بت‌هاي آنها بود، شعائر خود قرار داد و بت‌هاي آنها را شکستند. علت و راز ناميدن صفا به نام "صفا" و مروه‏ به اسم "مروه" بعضي از روايات اشاره دارد که پس از هبوط حضرت آدم و حوا از بهشت به زمين، هر دو در مکه فرود آمدند. حضرت آدم بر کوه صفا و حضرت حوا بر کوه مروه فرود آمدند. همچنين نقل شده است که امام حسين(ع) در اين باره فرمودند: "صفا را به اين خاطر صفا خوانده‏‌اند که" مصطفي "و برگزيده شده، حضرت آدم بود که بر کوه صفا هبوط کرد لذا از اسم آدم (يعني از کلمه مصطفي) نامي و اسمي براي کوه اتخاذ شد و دليل بر اين که آدم مصطفي است آيه شريفه مي‌باشد که فرمود:" إِنَّ اللَّهَ اصْطَفي‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَي الْعالَمِينَ‏ (خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد)". همچنين چون حوّا بر کوه مروه فرود آمد اين کوه را به اين نام خواندند زيرا مرأه يعني (زن) که حوّا باشد بر آن فرد آمد و از آن پس براي اين کوه نامي از اسم مرأه اتخاذ گرديد. مرحوم علامه طباطبايي نيز در جلد اول تفسير الميزان صفحه 39 همين مطلب را عنوان کرده است. آيا سعي بين صفا و مروه تنها تمرين پياده روي است؟ بدون شک همه اعمال عبادي که خداوند دستور داده تا مومنين انجام دهند داراي حکمتي است که عقل ناقص ما انسان‌ها هنوز از درک بخش عمده‌اي از آنها عاجز است. در بحث سعي بين صفا و مروه که حاجي بايد هفت مرتبه اين مسير نسبتا زياد را در حالت احرام طي کند و در نقطه خاصي از آن چند متري به صورت "هروله" کنان بدود حکمتي دارد که بزرگان ديني ما درباره حکمت‌هاي اين عمل سخن گفته‌اند امام سجاد(ع) در اين زمينه فرمودند: "آيا مي‌داني معناي تردّد بين دو کوه صفا و مروه چيست؟ يعني خدايا! من بين خوف و رجا به سر مي‌برم، نه خوف محض دارم و نه رجاء محض. نه آنچنان است که فقط بترسم و هيچ اميد نداشته باشم و نه آنچنان است که همه اميد باشد و هيچ ترس نباشد. اين تردّد بين صفا و مروه همان تردد بين خوف و رجاء است". شايد به عبارتي ديگر بتوان گفت که مروه يادآور مروّت و مردانگي است و صفا يادآور تصفيه و تهذيب روح، آري، هر يک از اين‌ها سرّي دارد. امروزه آثار بسيار اندکي از اين دو کوه که در کنار مسجدالحرام واقع شده‌اند باقي مانده است به طوري که کوه صفا در حد دو متر آن هم در داخل محفظه شيشه‌اي قرار داده شده و کوه مروه که ايستگاه پاياني عمل "سعي" حاجيان است تقريبا با سطح زمين يکسان شده و تنها برجستگي‌ها و برآمدگي‌هاي از اين کوه به رنگ قهوه‌اي باقي مانده که زائران دقايقي جهت تبرک بر روي اين مکان توقف مي‌کنند و نمازي مي‌خوانند. برخي پي نوشت ها: علل الشرائع / ترجمه ذهني تهراني/ج‏2 /387 عرفان حج / آيت‌الله جوادي آملي اسرار حج / آيت‌الله حسين مظاهري تفسير الميزان/علامه طباطبايي/ج1/ص39