1. جذاب ترین ها
دیدنی-خواندنی

هرآنچه باید درباره آتشفشان‌های ایران بدانید

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
هرآنچه باید درباره آتشفشان‌های ایران بدانید
آخرين خبر/ آتشفشان‌ها مترادف ويراني و مرگ‌ هستند؛ اگرچه در ايران از فوران آتشفشان‌ها، تنها افسانه‌هاي کهني‌ باقي مانده و ما به‌ اين پديده‌هاي زمين‌شناختي به‌ چشم همسايگاني آرام‌ و خاموش مي‌نگريم. احتمالا وقتي واژه‌ي «آتشفشان» را مي‌شنويد، ناخودآگاه جريان‌هاي گدازه و ستون عظيم گاز و خاکستر و سنگ (آذرآواري) به ذهنتان خطور مي‌کند. هزاران سال از آخرين فوران آتشفشاني در ايران مي‌گذرد؛ اما ازآنجاکه فوران‌هاي آتشفشاني مانند ديگر پديده‌هاي طبيعي ‌پيش‌بيني‌کردني نيستند، ممکن است، دير يا زود شاهد رويداد آتشفشاني بزرگي در ايران باشيم. بديهي است رويدادهاي زمين‌شناسي اندکي ازلحاظ مهيب‌بودن به پاي فوران‌هاي آتشفشاني برسند؛ اما تصور عموم بر اين است که آتشفشان‌ها معمولا کم‌خطرتر از ساير فجايع طبيعي همچون زمين‌لرزه، سونامي و طوفان هستند. باوجوداين، واقعيت اين است که آتشفشان‌ها به‌تنهايي مي‌توانند موجب پديدآمدن همه نوع فجايع طبيعي ازجمله سونامي‌هاي مهيب تا زلزله‌هاي مخرب و ويرانگر شوند و البته عواقب فوران آتشفشاني بزرگ، تنها به اينجا ختم نمي‌شود. با وجود آنکه برخي اطلاعات حاصل گزارش‌ها و اخبار رسانه‌ها باعث شده عموم مردم تا حدي با ظرفيت آتشفشان‌ها براي تخريب و فجايع مهيب باخبر باشند؛ آنچه همواره دست‌کم مي‌گيريم، عمقِ فجايع است. آتشفشان‌ها مادرِ هيولاها و فجايع معمولا تصور ما فجايعي مانند آنچه در دنياي باستان رخ داده (همچون نابودي شهرهاي پمپئي و هرکولانيوم) يا فوران‌هاي اخير در هاوايي يا گواتمالا و ايتاليا است که در بدترين حالت به مرگ صدها نفر و تخليه نواحي مسکوني و نابودي شهرها و روستاهاي حوالي آتشفشان و مختل‌کردن زندگي در نواحي اطراف منجر مي‌شود. حتي اگر تصورتان به رويدادهاي قديمي‌تري مانند فوران مشهور آتشفشان کراکاتوا در قرن نوزدهم باشد که با خود سونامي به‌همراه داشت و موجب مرگ هزاران نفر شد و انرژي معادل ۱۳ هزار بمب اتمي را آزاد کرد، بازهم مقياس فاجعه‌هاي آتشفشاني را کاملا دست‌کم گرفته‌ايد. درواقع، اين‌ها تنها اثرهاي اوليه‌ي فوران‌هاي آتشفشاني هستند؛ اما اثرهاي پس از فوران‌هاي آتشفشاني مي‌تواند به بلاياي طبيعي با مقياس بسيار بزرگ‌تري مانند سرماي گستره (حتي با سطح جهاني) يا تغيير DNA باکتري‌هاي بيماري‌زا منجر شود. علائم اوليه‌ي فعاليت‌هاي آتشفشاني گدازه‌ها و حرارت هستند؛ اما اين تنها شروع کار است، فوران‌ها مي‌توانند ذرات و گازهاي بسياري را به جوّ کره‌ي زمين پرتاب کنند. برخي از مواد شيميايي که از دهانه‌ي آتشفشان‌ها خارج مي‌شوند، گازهاي گل‌خانه‌اي مانند دي‌اکسيدکربن را نيز شامل مي‌شوند. درحقيقت، فوران‌هاي آتشفشاني کنوني کمتر از ۱ درصد دي‌اکسيدکربني را به جوّ سياره مي‌فرستند که به‌وسيله‌ي فعاليت‌هاي انسان منتشر مي‌شود؛ اما ميليون‌ها سال قبل از اينکه انساني وجود داشته باشد، فوران آتشفشاني شديدي موجب گرم‌شدن کره‌ي زمين شده بود؛ پديده‌اي که احتمالا در سياره‌هاي ديگر منظومه‌ي شمسي نيز بارها اتفاق افتاده است. ليتوگرافي از فوران سال ۱۸۸۳ کوه آتشفشاني کراکاتوا در اندونزيليتوگرافي از فوران سال ۱۸۸۳ کوه آتشفشاني کراکاتوا در اندونزي. در اين فوران عظيم، حدود ۷۰ درصد از جزيره به‌کلي متلاشي شد. در همين حال، دي‌اکسيدکربن مي‌تواند در آبِ اقيانوس‌ها حل شود و براي همه نوع آبزيان دريايي خطرناک باشد. البته، بيشتر فوران‌هاي آتشفشاني کنوني مي‌توانند باعث اثرهاي گسترده‌تري نيز شوند و مواد شيميايي ديگري مانند دي‌اکسيدگوگرد را هم به جوّ زمين بفرستند که حتي به لايه‌ي استراتوسفر (تا ۵۰ کيلومتري سطح زمين) نيز برسد. اين گاز مي‌تواند با بخارآب واکنش نشان دهد و قطرات اسيدسولفوريکي به‌وجود آورد که مي‌توانند تشعشعات خورشيدي را بازتاب دهند و باعث سردشدن لايه‌هاي پايين‌تر جوّ شوند. بسته به بزرگي اين فوران‌ها، ذرات گوگرد مي‌توانند همراه‌با ذرات خاکستر براي مدت طولاني در جوّ کره‌ي زمين معلق باشد، اين سرما مي‌تواند روي نواحي بزرگي از کره‌ي زمين تأثير بگذارد و موجب زمستان‌هاي آتشفشاني شود. افزون‌براين، فوران‌هاي آتشفشاني بزرگ مي‌توانند جلو شکل‌گيري قطرات باران را نيز بگيرند و موجب خشک‌سالي‌هاي گسترده‌اي شوند. همان‌طورکه مي‌دانيد، يک قطره باران زماني شکل مي‌گيرد که مولکول‌هاي آب به ذرات ريز گَردوغبار موجود در هوا مي‌چسبند، اين فرايند تا زماني ادامه پيدا مي‌کند تا قطره به‌قدري بزرگ شود که ديگر امکان معلق‌ماندن در هوا را نداشته باشد و سپس، به‌صورت باران روي زمين ببارد. رويدادهاي زمين‌شناسي اندکي ازلحاظ مهيب‌بودن به پاي آتشفشان‌ها مي‌رسند وقتي مواد اضافي مانند خاکستر و ذرات ديگر در هوا معلق باشند، آب موجود در ابر در قطره‌هاي خيلي زيادي پخش مي‌شود و تشکيل هر قطره مدت بيشتري طول مي‌کشد. البته، باران يکي ديگر از اثرهاي مهيب فوران‌هاي آتشفشاني است. آتشفشان‌ها باعث سونامي نيز مي‌شوند؛ البته از آخرين سونامي ايران سال‌ها مي‌گذرد. سونامي سال ۱۳۲۵ مکران در بلوچستان ايران دراثر فرورانش درازگودال مَکُران به‌وقوع پيوست. دراثر اين سونامي و زمين‌لرزه با مقياس هشت ريشتر، حدود چهارهزار نفر جان خود را از دست دادند. با توجه به رشد جمعيت و توسعه‌ي منطقه، اگر چنين رويدادي اکنون در خط ساحلي جنوب‌شرقي ايران رخ دهد، بيش از نيم‌ميليون کشته برجاي مي‌گذارد. فوران‌هاي بزرگ زير آب يا ريزش‌هاي آتشفشاني يا بقاياي داغ حاصل فوران‌هاي آتشفشاني در اقيانوس مي‌توانند موجب شکل‌گيري امواج فوق‌العاده عظيمي شوند. به‌عنوان مثال، فوران کراکاتوا که در سال ۱۸۸۳ (۱۲۶۲ش) به‌وقوع پيوست، به بزرگ‌ترين سونامي آتشفشاني تاريخ منجر شد. برخي از امواج اين سونامي مهيب تا ۴۰ متر ارتفاع داشتند و باعث بالارفتن سطح درياهاي سرتاسر کره‌ي زمين شدند. فوران کوه آتشفشاني سنت‌هلن واشينگتن، ايالات متحده کوه آتشفشاني سنت‌هلن واشينگتن، ايالات متحده در سال ۱۹۸۰ فوران کرد. در اين فوران، با شدت انفجاري آتشفشاني پنج درجه، ستون مهيبي از سنگ‌هاي مذاب و و بخار و خاکستر تا ارتفاع ۳۱ کيلومتري جو پرتاب شدند. بدين‌ترتيب، کاملا متوجه شديد که فوران‌هاي آتشفشاني اساسا مي‌توانند به همه نوع فاجعه‌اي منجر شوند و فوران‌هاي بزرگ‌تر پيامدهاي بزرگ‌تري نيز دارند. در سال ۱۸۱۵ (۱۱۹۴ش)، آتشفشان تامبورا در اندونزي فوران کرد و ۱۵۰ کيلومترمکعب خاکستر را به‌همراه مواد ديگري به جوّ زمين فرستاد. اين فوران براي مردم محلي بسيار مخرب بود و البته اثرهاي جهاني هم در پي داشت. ذرات حاصل از اين فوران آتشفشاني دو سال در جوّ معلق ماندند و موجب سرماي جهاني شدند که تا سه درجه‌ سانتي‌گراد سردتر از سابق بود. به همين دليل، سال ۱۸۱۶ را «سال بدون تابستان» نام‌گذاري کردند. گياهان براي رشد به نورخورشيد و گرما احتياج دارند و هم انسان و هم گياهان براي غذا وابسته به اين گياهان هستند؛ بنابراين، نورخورشيد کمتر و يخ‌بندان اضافي و تابستان‌هاي سرد حتي تا آمريکاي‌شمالي و اروپا به‌معناي قحطي گسترده‌اي بود که همه‌ي جهان را فراگرفت. اين فوران عوامل بيماري‌زا را نيز تغيير دادند. ذرات معلق در هوا و دي‌اکسيدگوگرد ناشي از فوران روي شرايط آب‌و‌هوايي هند تأثير گذاشت و در ابتدا موجب خشک‌سالي و سپس جاري‌شدن سيل ديرهنگامي شد که در عين ناباوري، باعث تغيير محيط‌زيست خليج بنگال و پديد‌آمدن گونه‌ي جديدي از باکتري وبا شد؛ نوعي باکتري که روده‌ي فرد را آلوده مي‌کند و باعث اسهال و خشکي بدن و احتمالا مرگ مي‌شود. وبا هنوزهم بعد از سال‌ها از مهار جهاني‌اش کشته مي‌گيرد و در آن زمان، در دلتاي گنگ (بنگال) وجود داشت؛ اما اين گونه‌ي جهش‌يافته با طوفان در دنيا پخش شد. امروزه، هرساله ميليون‌ها نفر به اين بيماري مبتلا مي‌شوند. حال که تصوير نسبتا کوتاهي از مخاطرات آتشفشان‌ها پيش‌ روي شما خوانندگان گذاشتيم به امروز بازمي‌گرديم. در‌حال‌حاضر، دانشمندان با توجه به آمارهاي موجود اعلام کردند کاهش فعاليت‌هاي آتشفشاني در قرن بيست‌و‌يکم و فوران آتشفشان‌ها در نواحي کم‌جمعيت، موجب کاسته‌شدن از مرگ‌و‌ميرهاي ناشي از اين پديده‌هاي مخوف شده است. در‌حالي‌که اين امر تا حدي باعث تسکين است، از‌آنجا‌که آتشفشان‌ها از الگوي خاصي براي فوران پيروي نمي‌کنند، اين نگراني‌ وجود دارد که در قرن حاضر، فوران آتشفشاني در ابعاد بزرگ را شاهد باشيم. سال گذشته، اخباري درباره‌ي فوران احتمالي آتشفشان دماوند منتشر شد. اوايل شهريور ۱۳۹۷، پس از سيلي در گزنک مازندران که ناشي از ذوب شدن يخچال‌هاي قله‌ي دماوند بود، در فضاي مجازي شايعات زيادي درباره‌ي فعال‌شدن احتمالي آتشفشان دماوند دست‌به‌دست شد. در همين حال‌، محمدجواد بلورچي، مشاور عالي و سخن‌گوي سابق سازمان زمين‌شناسي و اکتشافات معدني کشور، در گفت‌وگو با خبرگزاري ايلنا هشدارهاي درست و به‌موقعي در اين‌ باره داد که جاي تأمل داشتند. بلورچي در بخشي از صحبت‌هاي خود گفت:‌ آتشفشان دماوند جزو آتشفشان‌هاي بسيار مخرب جهان است؛ يعني از آتشفشان سنت‌هلن نيز بزرگ‌تر است که در سال ۱۹۸۰ در مرز آمريکا و کانادا اتفاق افتاد و مي‌تواند ستون دودي خاکستري تا ارتفاع ۲۵ کيلومتر به آسمان پرتاب کند که نشانگر توان بالقوه اين آتشفشان است. وقتي چنين تواني در آتشفشان وجود داشته باشد، خيلي تفاوتي نمي‌کند در کجاي دامنه‌ي کوه باشيد. اين آتش‌فشان استان‌هاي مازندران و سمنان و تهران را تحت‌تأثير قرار خواهد داد و استان‌هاي گلستان و البرز هم بي‌تأثير نخواهند بود. با وجود درستي بخش زيادي از صحبت‌هاي سخن‌گوي سابق سازمان زمين‌شناسي و اکتشافات معدني کشور، بايد بگوييم ارتفاع ستون دود و خاکستر (ارتفاع ستون دود و خاکستر فوران سن‌هلن به ارتفاع ۳۱ کيلومتري جوّ کره‌‌ي زمين رسيد) و اصولا آنچه در اغلب گزارش‌هاي خبري مي‌خوانيم، معيار درستي براي سنجش مهيب‌بودن فوران کوه آتشفشاني نيست. اين درست است که آتشفشان‌ها مي‌توانند موادي را تا ارتفاع ده‌ها کيلومتري آسمان پرتاب کنند؛ اما اين خروجي‌هاي آتشفشاني فقط دود و خاکستر نيستند. خاکستر آتشفشاني از هيچ‌گونه مواد دودي و سوختني تشکيل نشده است؛ بلکه از گدازه‌ها و سنگ‌هاي ريزي پديد آمده‌ است که گاهي کوچک‌تر از دو ميلي‌متر هستند. اين خاکستر که به‌نظر شبيه دود است، درواقع، گازهاي آتشفشاني به‌همراه مواد کريستال‌مانندي هستند که به‌وسيله‌ي بخارآب به هوا پرت مي‌شوند. به همين دليل، استنشاق خاکسترهاي آتشفشاني بسيار خطرناک است و درصورت تنفس اين گازها، به ريه‌ها آسيب مي‌رسد؛ آسيبي که مي‌توان آن را به استنشاق فايبرگلاس بدون استفاده از ماسک مقايسه کرد. البته، استنشاق گازهاي آتشفشاني به‌مراتب از فايبرگلاس خطرناک‌تر هستند؛ چراکه اين گازها مي‌توانند وارد ريه‌هاي انسان شوند و با ترکيب‌شدن مايع درون ريه با خاکستر، ماده‌اي چسبناک به‌وجود بياورند که واضح است موجب مرگ فرد مي‌شوند. جهان براي فوران عظيم بعدي آماده نيست پژوهشگران بر اين عقيده‌اند جهان براي فوران عظيم بعدي آماده نيست و ممکن است تعداد کشتگان احتمالي چنين رويداد مخربي به ميليون‌ها نفر برسد. با‌اين‌حال، هشدارهاي جورابچي خيلي هم اشتباه نبود. تقريبا چند ماه قبل از صحبت‌هاي او، گروهي از آتشفشان‌شناسان برجسته‌ي جهان در يادداشتي که در نشريه‌ي علمي Nature منتشر کردند، درباره‌ي وقوع فوران بزرگي بعدي در جهان هشدار دادند. اين گروه که از دانشمندان برجسته‌ي بين‌المللي تشکيل شده بود، اعلام کرد جهان بايد آمادگي بيشتري دربرابر فوران آتشفشاني بزرگ بعدي داشته باشد. سونامي ويرانگر اقيانوس هند در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) و زمين‌لرزه توهوکوي ژاپن در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰)، تنها برخي از بدترين حالت‌هاي ممکن براي اين دست رويدادهاي طبيعي مخرب هستند. دماوند يکي از نامزدهاي اصلي فوران آتشفشاني بعدي با تأثيراتي در ابعاد جهاني است با تمام اين‌ها، بشر مجبور نبوده حداقل از سال ۱۸۱۵ و فوران تامبورا، با فجايع آتشفشاني در مقياس جهاني روبه‌رو شود؛ فوراني که به «سال بي‌تابستان» در نقاط مختلف اروپا و آمريکا و کشته‌شدن حدود ۱۰۰ هزار نفر از ساکنان اطراف آتشفشان منجر شد. احتمالا فوران همين آتشفشان و سال بدون تابستان، الهام‌بخش مري شلي، براي خلق شاهکارش هم بوده باشد. او و دوستانش، لرد بايرون و پرسي بيش شلي، همسر آينده شلي، در آن سال، خانه‌اي ويلايي در نزديکي درياچه ژنو سوئيس اجاره کرده و محفلي جهنمي تشکيل داده بودند. آن‌ها به‌دليل سرماي هوا نتوانستند ايام تعطيلات خود را در فضاي باز سپري کنند و براي همين تصميم گرفتند رقابتي براي نوشتن ترسناک‌ترين داستان ترتيب دهند. بدين‌ترتيب، لرد بايرون داستان‌‌هاي مدرني درباره‌ي خون‌آشام‌ها خلق کرد و مري شلي هم شاهکارش، يعني «فرانکشتاين» را نوشت. حتي دانشمندان گمان مي‌کنند ممکن است ادوارد مونک تابلوي مشهور خود، «جيغ» را در يکي از غروب‌هاي غمناکي نقاشي کرده باشد که براثر خاکسترهاي فوران آتشفشان کراکاتوا به رنگ سرخ درآمده بود. تصويري از ضحاک ماردوشتصويري از ضحاک ماردوش. در‌حالي‌که فردوسي، ضحاک را به‌صورت موجود پليدي با دو مار مهيب بر شانه‌هايش توصيف کرده، ضحاک در اوستا، به‌صورت موجودي با سه پوزه و سه دهن و سه کله يا س نيز آمده ‌است. اين‌ها هيولاهاي مدرن بودند؛ اما هيولاهاي باستاني نيز از دلِ آتشفشان‌ها بيرون آمدند. در فرهنگ ايران باستان ريشه‌ي واژه‌ي «اژدها» نيز از دل اين آتشِ اهريمني بيرون آمده است. حکيم سخن، ابوالقاسم فردوسي، حماسه‌سراي نامي ايران، در اثر جاودانه‌اش «شاهنامه»، ضحاک را که نامش در اوستا به‌صورت «اژي‌دَهاکه» آمده‌ و بعدها به‌مرور و کثرت تلفظ به اژدها بدل شده، به‌صورت موجود پليدي با دو مار مهيب بر شانه‌هايش وصف مي‌کند. احسان بهرامي، پژوهشگر و اديب، «فرهنگ واژه‌هاي اوستا» را به ياري فريدون جنيدي به‌رشته‌ي تحرير در‌آورده است. وي در کتابش مي‌نويسد: «واژه‌ي اژدها، واژه‌اي اسطوره‌اي است و آن بايد کوه آتشفشان ويرانگر و نابودکننده باشد». درواقع، کل اسطوره‌ي ضحاک نيز خود برخاسته از آتشفشان است؛ چنانچه در افسانه ضحاک ماردوش مي‌خوانيم: در پايان زمان، ضحاک زنجير خود را خواهد گسست و يک‌سوم از مردم و ستوران را نابود خواهد کرد. آنگاه اهورامزدا، گرشاسب را از زابلستان برمي‌انگيزد تا آن نابکار را از ميان بردارد. درحقيقت، برخي پژوهشگران ازجمله بهرامي بر اين باورند که اين افسانه از رويدادهاي طبيعي نشئت گرفته باشد. درواقع، اين‌طور تصور مي‌شود که در دوران باستان، کوه دماوند آتشفشاني با فعاليت‌هاي مستمر بوده و همواره جريان‌هاي ماگما و گدازه‌اي که بي‌شباهت به مارهاي اژدهاپيکرِ دهشتناک و آتشين نبودند، به‌سوي ساکنان دامنه‌ي کوه سرازير مي‌شدند. به همين دليل، گمان مي‌رود داستان به بند کشيده‌شدن ضحاک در البرز شايد مقارن با فروکش‌کردن فعاليت‌هاي آتشفشاني اين کوه به‌وجود آمده است و طبعا رهايي مجدد ضحاک از بند، نگراني‌ مردمان باستان را از فعاليت دوباره‌ي آتشفشان نشان مي‌داد. يکي ديگر از اساطير شنيدني دنياي باستان را مرور کنيم. حتما از شهر افسانه‌اي آتلانتيس شنيده‌ايد که با تمام جلال و جبروتش، بدون هيچ ردپايي به‌يک‌باره از صحنه‌ي روزگار محو شد. آن‌طورکه از افسانه آتلانتيس برمي‌آيد، مردمان اين تمدن روزگاري به خوبي و خوشي زندگي مي‌کردند تا اينکه روزي خشم خدايان را با زندگي پر از فساد و سرپيچي از دستورهاي آن‌ها بر‌انگيختند و خدايان هم مطابق معمول داستان‌هاي دنياي باستان، انتقام سختي از انسان‌ها مي‌گيرند و باراني از آتش و زمين‌لرزه (از نشانه‌هاي بارز فوران‌هاي مهيب) را بر آن‌ها نازل مي‌کنند. درنتيجه، آتلانتيس بدون هيچ ردي در تاريخ محو مي‌شود و با گذشت‌ قرن‌ها، دانشمندان همچنان در جست‌وجوي ردپاي اين شهر افسانه‌اي هستند. افلاطون، فيلسوف شهير يوناني در چند مورد از مکالمات مشهورش از جمله «خطابه‌ي دفاعيه (Apology)» که به دفاعيات سقراط اختصاص دارد و «تيمائوس(Timaeus)» اشاراتي به خيالي يا واقعي بودن اسطوره و حتي محل آن داشته است. در همين حال، مانند اسطوره ضحاک ماردوش، استنادهايي به اين رويداد طبيعي در برخي روايت‌هاي تاريخي خصوصا اشعار «هسيود (Hesiod)» در دست است که شباهت چشمگيري به اين روايت کهن دارد. هيسود در مشهورترين اثرش «نسب‌نامه خدايان (Theogony)»، آنچه را که شرح مي‌دهد به فوران عظيم آتشفشاني جزيره سانتوريني در درياي اژه در حدود ۳۶۰۰ سال قبل شباهت دارد. در اين فوران آتشفشاني تمدن بسيار پيشرفته مينوسي‌ها که در جزيره کِرت واقع بود، به‌کلي از ميان رفت. امروزه، به‌خوبي مي‌دانيم چنين مقياسي از فوران‌ها وجود دارند. اسطوره‌هايي مانند اين به پژوهشگران ياري مي‌رسانند رويدادهاي بزرگ گذشته را تا حدي درک کنند. موضوع ديگر از چنين رويدادهاي بزرگي، فوران کوه آتشفشان «کوائي (Kuwae)» در قرن پانزدهم در جزاير وناتو اقيانوس آرام است. گمان مي‌رود اين فوران يکي از بزرگ‌ترين فوران‌هاي زمين در ۱۰ هزار سال گذشته بوده باشد. در‌واقع، اين فوران به‌قدري بزرگ بود که جزيره‌اي را کاملا غرق کرد. با مرور اين اساطير، متوجه مي‌شويم که کوه‌هاي آتشفشاني مانند تامبورا که همين حالا هم فعال هستند، تأثيراتي در ابعاد جهاني دارند و به‌لحاظ «شدت انفجار آتشفشاني (VEI)» در درجه‌ي هفت يا هشت قرار مي‌گيرند. به‌گفته دانشمندان، فوران بعدي با شدت انفجار هفت درجه يا بيشتر، ممکن است در طول زمان زندگي ما اتفاق بيفتد يا صدها سال با ما فاصله داشته باشد. اين دانشمندان در مقاله‌ي خود نوشتند: اکنون زمان اين بحث‌ها نيست و بايد دانشمندان و مقام‌هاي دولتي بتوانند قبل از وقوع فاجعه‌اي مهيب، برنامه‌ريزي‌ها و آماده‌سازي‌هاي لازم را انجام دهند. اين دانشمندان فهرست بلندبالايي از آتشفشان‌هايي تهيه کردند که توانايي پديدآوردن فوراني به بزرگي هفت درجه در مقياس شدت انفجار آتشفشاني را داشتند. به‌جز آتشفشان تاوپو در نيوزيلند که آخرين فوران مقياس هشت جهان حدود ۲۶ هزار و ۵۰۰ سال قبل در آن رخ داده، از کوه دماوند نيز به‌عنوان يکي از نامزدهاي اصلي چنين فوران مهيبي نام بردند. پس از اين مقدمه، بهتر است کمي با آتشفشان‌هاي کشورمان آشنا شويم. ايران ۶ آتشفشان دارد:‌ دماوند، سبلان، سهند، تفتان، بزمان و قلعه‌ي ‌حسن‌علي. درادامه، به‌اختصار هريک از آن‌ها را معرفي مي‌کنيم. ۱. دماوند دماوند آتشفشان بالقوه فعالِ‌ چينه‌اي محسوب مي‌شود که با ۵,۶۰۹ متر، مرتفع‌ترين قله در ايران و مرتفع‌ترين قله‌ي آتشفشاني در آسيا است. بايد ذکر کنيم گروه آتشفشاني کوئن‌لون در تبت از دماوند مرتفع‌تر است؛ اما کوه آتشفشاني به‌حساب نمي‌آيند. آتشفشان دماوند در فاصله‌ي ۷۰ کيلومتري تهران و ۶۵ کيلومتري جنوب درياي خزر قرار دارد. کوه دماوند دوازدهمين قله‌ي مرتفع جهان نيز محسوب مي‌شود و پس از کوه اورست، در آسيا رتبه‌ي دوم را دارد. در همين حال، مرتفع‌ترين کوه آتشفشاني آسيا و يکي از هفت کوه آتشفشاني مرتفع جهان است. دماوند در اساطير ايران جايگاه بسيار خاص و ويژه‌اي دارد. همان‌طورکه در سطور گذشته ذکر کرديم، در دماوند است که ضحاک ماردوش را فريدون به بند مي‌کشد و قرار است تا آخرالزمان در آنجا به‌بندکشيده باقي بماند تا روزي از بند رها شود و به زير آيد و شروع به نابودي دنيا کند. آرش کمانگير نيز از دماوند تيري انداخت تا مرز ميان ايران و توران را مشخص کند. در اشعار کهن، معمولا دماوند با داستان مشهور به بند کشيده‌شدن ضحاک همراه است. فردوسي بزرگ در شاهکار خود چنين مي‌سرايد: «بياورد ضحاک را چون نوند / به کوه دماوند کردش ببند». به‌جز اشاره‌هاي زيادي که به کوه دماوند در ادبيات کهن و معاصر شده، احتمالا مشهورترين اشاره در قصيده‌‌ي مشهور «دماونديه» ملک‌الشعراي بهار باشد که در قسمتي از آن مي‌خوانيم:‌ «اي ديو سپيد پاي در بند! / اي گنبد گيتي! اي دماوند!» کوه دماوندکوه دماوند اولين‌بار در دوره‌ي پليستوسن در حدود ۱.۷۸ ميليون سال قبل فوران کرد و آخرين فوران آن به حدود ۵۳۰۰ ق.م بازمي‌گردد ريشه و معناي کلمه دماوند نامشخص است؛ اما برخي از پژوهشگران برجسته گمان مي‌کنند اين نام احتمالا به‌معني کوهي است که از آن دود و خاکستر بيرون مي‌آيد که مشخصا اشاره به ماهيت آتشفشاني آن است. کوه دماوند اولين‌بار در دوره‌ي پليستوسن درحدود ۱.۸۷ ميليون سال قبل فوران کرد. پس از چندين فوران درحدود ۶۰۰ تا ۲۸۰ هزار سال قبل، آخرين فوران آن به دوره‌ي هولوسن درحدود ۵۳۰۰ ق‌م بازمي‌گردد. کوه دماوند مي‌تواند به‌عنوان آتشفشان بالقوه‌ي فعال يا نيمه‌فعال در نظر گرفته شود. درواقع در سال ۱۳۸۶، دودخانه‌هاي نزديک دهانه‌ي قله شروع به انتشار دي‌اکسيد‌گوگرد کردند. ۲. سبلان سبلان آتشفشان چينه‌اي غيرفعالي در منتهي‌عليه کوه البرز و استان اردبيل در شمال‌غربي ايران است. اين کوه آتشفشاني که ۴,۸۱۱ متر ارتفاع دارد، دومين قله‌ي بلند کشور محسوب مي‌شود. در نوک قله‌ي سبلان، درياچه دائمي نيز وجود دارد که يکي از ديدني‌ترين مقاصد گردشگري اين کوه نيز محسوب مي‌شود. دشتي دائمي نيز در قله‌هاي سبلان وجود دارد که مناظر ديدني را پديد آورده است. در يکي از دامنه‌هاي سبلان در ارتفاع حدود ۳,۶۰۰ متري، سنگ‌هاي زياد آتشفشاني به‌شکل مجسمه‌هاي غول‌پيکري شبيه به حيوانات و پرندگان و حشرات نيز وجود دارند که توجه گردشگران را به خود جلب مي‌کنند. به‌جز اين، کوه سبلان جاذبه‌هاي زيادي در طول سال براي علاقه‌مندان به کوه‌نوردي فراهم مي‌کند. در شيب‌هاي کوه، آب معدني از چشمه‌ها سرازير مي‌شود که به‌عقيده بسياري خواص درماني دارد. مردم عشايري منطقه نيز در روستاهاي کوچک زندگي مي‌کنند و همواره در چادرهاي خود به‌گرمي از گردشگران پذيرايي مي‌کنند. براساس برخي باورها، کوه سبلان جايي بود که زرتشت براي چند سال در آنجا تعمق و تفکر کرد؛ به همين دليل، براي زرتشتيان يکي از مکان‌هاي مهم محسوب مي‌شود. حتي برخي گمان مي‌کنند آنچه فردريش نيچه، فيلسوف شهير آلماني در ابتداي کتاب «چنين گفت زرتشت» شرح داده، فرود زرتشت پس از سال‌ها (به‌تعبير نيچه پس از ۱۰ سال) تفکر از کوه سبلان است. براساس برخي باورهاي عشاير، زماني‌که تمام برف‌هاي کوه سبلان ذوب شود، جهان به‌پايان مي‌رسد؛ عقيده‌اي که درصورت وقوع آن، نابودي دنيا چندان دور از واقعيت نيست. همواره از سهند به‌دليل زيبايي‌هاي طبيعي‌اش به‌عنوان عروس کوهستان‌ها ياد مي‌کنند آتشفشان سبلان بسيار قديمي است. اولين فوران آن در دوره‌ي ائوسن (۵۶ تا ۳۳.۹ ميليون سال قبل) و بعد از آن در دوره‌ي زمين‌شناسي ميوسن (۲۳ تا ۵ ميليون سال) رخ داد؛ اما با توجه به برخي تاريخ‌گذاري‌ها، فعاليت‌هاي آتشفشان اصلي در دوره‌هاي پليوسن و پليستوسن و بين ۵ تا ۱.۴ ميليون سال به‌وقوع پيوسته است. برخي نيز معتقدند فعاليت‌هاي آتشفشاني سبلان تا دوره هولوسن و تا کمتر از ۱۰ هزار سال قبل نيز ادامه داشته است. سبلان چندين قله با ارتفاع بيش از ۴,۵۰۰ متر دارد که عمدتا در امتداد ارتفاعات جنوب‌غربي و شمال‌شرقي قرار دارند. بلندترين قله سبلان با ارتفاع ۴,۸۱۱ متر در انتهاي شمال‌شرقي رشته‌کوه قرار دارد. آب و هواي سبلان قاره‌اي با تابستان‌هاي گرم و خشک و زمستان‌هاي برفي و بسيار سرد است. ۳. سهند کوه سهند با ۳,۷۱۰ متر ارتفاع، سومين آتشفشان بزرگ در شمال‌غربي ايران و ناحيه‌ي آناتولي شرقي ترکيه است. دو کوه ديگر، آرارات و سبلان هستند. بلندترين قله سهند «کمال» نام دارد که ۳,۷۰۷ متر ارتفاع دارد و ۱۷ قله بلندتر از سه‌هزار متر نيز در اين کوه وجود دارند. به‌دليل وجود انواع گياهان و جانوران در ارتفاعات بالاي کوه‌هاي سهند، همواره از آن به‌عنوان «عروس کوهستان‌هاي ايران» ياد مي‌شود. قدمت سنگ‌هاي کوه سهند نشان مي‌دهد اين آتشفشان از ۱۲ ميليون سال پيش تا تقريبا ۰.۱۴ ميليون سال پيش به‌طور پراکنده فعال بوده است. سهند به‌طور عمده از گدازه‌هاي داسيتي و فلسيک تشکيل شده و به‌لحاظ تاريخچه و ساختار زمين‌شناسي با کوه سبلان مقايسه‌شدني است و در حاشيه‌ي جنوبي صفحه‌ي آتشفشاني‌تکتونيکي آذربايجان‌غربي واقع است. از‌اين‌رو، دليل اصلي زمين‌لرزه‌ها با تأثيرات ناگوار اغلب در شهرها و نواحي روستايي اطراف خود، به‌ويژه براي شهرهاي بزرگي مانند تبريز است که در فاصله‌ي ۴۰ کيلومتري جنوب آن قرار دارد. درواقع، برخي از اين زمين‌لرزه‌ها در قرن‌هاي گذشته بسياري از بناهاي تاريخي منطقه را تخريب کرده‌اند. يکي ديگر از تأثيرات منفي تاريخچه‌ي زمين‌شناسي نسبتا جوان کوه سهند و مناطق اطراف آن، شوري آب‌هاي سطحي جاري از کوه است. در‌حالي‌که برخي از چشمه‌هاي سهند براي درمان‌هاي پزشکي استفاده مي‌‌شوند، کيفيت آب آن براي مصارف آشاميدني و حتي کشاورزي محدود به نواحي خاصي است. مشابه ساير آتشفشان‌ها در مناطق کوهستاني شمال‌غربي ايران، آب‌و‌هوا و پوشش گياهي کوه سهند در مقايسه با ساير مناطق کشور مطلوب است؛ اگرچه ممکن است گاهي اوقات شرايط سختي در ارتفاعات اين کوه آتشفشاني حکم‌فرما باشد. ارتفاع زياد و زمستان‌هاي طولاني و برفي و دماي نسبتا معتدل تابستان باعث شده کوه سهند و کوه‌پايه‌هاي اطراف آن به منطقه روستايي پرجمعيتي تبديل شود. گزاويه دوپلانو، جغرافي‌دان مشهور دانشگاه سوربن فرانسه، در اواخر دهه‌ي ۱۳۳۰ تا اوايل ۱۳۴۰، پژوهش‌هايي درباره‌ي اقتصاد و سکنه‌ي اين منطقه انجام داد که در نوع خود جالب توجه بودند. برخلاف کوه سبلان که در آن زندگي عشايري نقش اصلي را ايفا مي‌کند، کوه سهند منطقه‌اي عمدتا روستانشين با سکنه‌‌ي دائمي است که به کشاورزي و دام‌پروري مشغول‌اند. سکونتگاه‌هاي دائمي روستايي را مي‌توان گاهي تا ارتفاعات تقريبا بالايي پيدا کرد و حتي ديده شده که چوپانان محلي تا ارتفاعات بالاي ۲,۵۰۰ متري به رمه‌گرداني مشغول بوده‌اند. دوپلانو کوه سهند را نمونه‌ي بارزي از «همجواري سبک‌هاي زندگي و فرهنگ‌هاي ايراني و ترکي» قلمداد کرده است. ۴. تفتان تفتان آتشفشان چينه‌اي فعالي در جنوب‌شرقي ايران واقع در استان سيستان‌و‌بلوچستان است. ارتفاعات قله‌هاي اين کوه آتشفشاني در نواحي مختلف متغير است که بلندترين قله‌ي آن، «چهل تن»، ۴,۰۳۶ متر ارتفاع دارد. تفتان مرتفع‌ترين کوه در جنوب‌شرقي ايران و نزديک‌ترين شهر به اين کوه آتشفشاني خاش است. گزارش‌هاي مربوط به تاريخچه‌ي فعاليت‌هاي آتشفشاني اين کوه نيز مانند ديگر کوه‌هاي آتشفشاني ايران نامشخص است. جديدترين تاريخ‌گذاري‌هاي تابش‌سنجي از اين کوه آتشفشاني، آخرين فوران‌هاي آن را حدود ۶,۹۵۰ سال قبل تخمين زده است. در‌حال‌حاضر، اين آتشفشان فعاليت فوماروليک شديد (خروج بخارها و گازهاي گوگردي) دارد که از فاصله‌ي بسيار زياد قابل‌مشاهده هستند. به‌نظر مي‌رسد تفتان بخشي از منطقه‌اي زمين‌گرمايي است و تعدادي چشمه‌ي آب گرم را مي‌توان در اطراف آتشفشان يافت. کوه تفتان همراه‌با کوه بزمان و کوه سلطان در پاکستان، بخشي از قوس آتشفشاني است. اين قوس آتشفشاني روي لايه‌هاي رسوبي کرتاسه‌ائوسن شکل گرفته و از فرورانش صفحه‌ي اقيانوسي عربستان در زير ايران در درازگودال مَکُران به‌وجود آمده است. تفتان همواره فعاليت‌هايي دارد و گدازه‌هاي از بازالت تا داسيت از دودخانه‌هاي آن فوران مي‌کنند. حدود پنج دوره‌ي مختلف فوران فعال در آتشفشان تفتان کشف شده است. فعاليت اول، شامل گدازه و سنگ آذرآواري ترکيبي از داسيت و ريوداسيت بوده است. در فوران‌هاي بعدي، گدازه‌هاي دوره‌ي پاياني پليوسن به‌همراه آگلومرا فوران کردند. اين موارد را مي‌توان تا ۱۰ کيلومتر از مخروط دورتر يافت. اين سه مرحله از تاريخ‌گذاري سنگ‌ها و عناصر مختلف کوه تفتان تخمين زده شده است که شامل ۶.۹۵ ميليون و ۶.۰۱ ميليون و ۰.۷۱ ميليون سال قبل مي‌شود. يک مرحله‌ي حتي قديمي‌تر از سنگ‌ها و کاني‌هاي شمال‌غربي تفتان، حتي فعاليت‌هاي آن را حتي حدود هشت‌ميليون سال قبل تخمين زده است. در همين حال، برخي تاريخ‌گذاري‌ها خروج گازهاي خاکستر آتشفشاني در «دوران کُواتِرنِري» درحدود ۴,۰۴۰ هزار تا ۸۲ هزار سال را نشان مي‌دهد. متأخرترين تاريخ‌گذاري که با تاريخ‌گذاري راديومتري از گدازه‌هاي تفتان به‌دست آمده، آخرين فعاليت آتشفشاني آن را ۶,۹۵۰ سال قبل برآورد کرده است. تفتان مکان مطلوبي براي احداث يک نيروگاه چرخه دودويي است پژوهش‌هاي انجام‌گرفته در اواخر قرن نوزدهم حاکي از نبود گدازه‌هاي تازه در کوه تفتان بود؛ اما پژوهشگران بعدي نتيجه گرفتند فعاليت آتشفشاني در اين کوه در دوره‌هاي زمين‌شناسي کنوني نيز رخ داده است. اينکه نام «تفتان» از واژه‌ي باستاني «تَفت» به‌معناي داغ‌کردن گرفته شده، مي‌تواند نشانگر اين باشد که فعاليت انفجاري را مردم آن دوره در حوالي آتشفشان مشاهده کرده‌اند. در همين حال، فوران‌هايي در سال‌هاي ۱۲۸۱ و ۱۳۴۹ و ۱۳۷۳ در تفتان ثبت شدند. در سال ۱۲۵۶ شمسي گزارشي از انتشار دود و خاکستر از تفتان ثبت شده که به‌نظر مي‌رسد ابرهاي پرگردوغبار به‌جاي فعاليت آتشفشاني به‌اشتباه گرفته شده باشند. همچنين، گزارش‌هايي در دست است که در سال ۱۲۹۳ شمسي، ابرهايي از دود از آتشفشان متصاعد شده‌اند؛ اگرچه گزارشي که در سال ۱۳۷۳ منتشر شد، از نبود تاريخچه‌ي فعاليت‌هاي آتشفشاني در تفتان حکايت مي‌کرد. ناگفته نماند در فوران سال ۱۲۸۱ شمسي، فعاليت‌هاي آتشفشاني با زلزله همراه بود. در طول اين فوران، دود و بخارهاي سنگيني از دهانه‌ي آتشفشان خارج و تابش‌ شديدي در شب‌ مشاهده شدند. در فوران سال ۱۳۷۳ هم جريان مواد مذابي به طول ۶۰ متر از کوه تفتان روان شد. با‌اين‌حال، اين آتشفشان در‌حال‌حاضر به‌عنوان آتشفشاني خفته طبقه‌بندي مي‌شود. در همين حال، تصاوير ماهواره‌اي تغيير شکل زمين در کوه تفتان را نشان مي‌دهد. آب‌هاي گرم اطراف تفتان حاوي مقادير زيادي بور است؛ چراکه سامانه‌ي گرمايي تفتان جوان است و ورودي سنگ‌هاي حاوي کاني‌هاي زيادي از اين دست هستند. اين کاني‌ها تحت‌تأثير گازهاي دودخانه و ترکيب سنگ‌هاي آتشفشاني قرار دارند. درجه‌ي حرارت در سامانه گرمايي تفتان بين ۱۰۴ تا ۲۱۰ درجه‌ي سانتي‌گرد تا ۷۵ تا ۱۸۵ درجه‌ي سانتي‌گراد تخمين زده مي‌شود. آب در چشمه‌هاي مختلف اطراف تفتان ازنظر ترکيب عنصر متفاوت است. اين امر احتمالا نشان‌دهنده مواجه و برخورد بين آب‌هاي آتشفشاني و آب‌هاي حاصل بارندگي‌ها و بارش برف در ارتفاعات و تعامل با سنگ‌ها و آب‌هاي شور است. منطقه‌ي زمين‌گرمايي تفتان از بزرگ‌ترين مناطق زمين‌گرمايي مَکْران ايران است که مساحت ۴,۳۱۰ کيلومتري را دربر مي‌گيرد. ساير سامانه‌هاي زمين‌گرمايي در جنوب‌شرقي ايران در کوه بزمان يافت مي‌شود که در بخش بعدي به آن مي‌پردازيم. علاوه‌بر‌اين، در تفتان استخرهاي گِل نيز يافت مي‌شود. چشمه‌هاي آب گرم و ساير مظاهر زمين‌گرمايي براي مقاصد درماني در ايران رواج زيادي دارند؛ اما نتايج پژوهشي که در سال ۱۳۸۱ انجام گرفت، نشان داد تفتان ممکن است مکان مطلوبي براي احداث نيروگاه چرخه‌ي دودويي (نيروگاه سيکل ترکيبي) باشد. ۵. کوه بزمان کوه بزمان آتشفشان چينه‌اي در منطقه‌ي بياباني استان سيستان‌و‌بلوچستان در جنوب‌شرقي ايران است. کوه بزمان در فاصله‌ي ۱۱۰ کيلومتري شمال‌غرب ايرانشهر و جنوب‌غربي قله‌ي تفتان واقع شده است و ارتفاع آن نسبت به نواحي پيرامون ۲,۱۰۰ متر است. کوه بزمان آتشفشاني جوان به‌لحاظ زمين‌شناسي است که در دوران کواترنري تشکيل شده و قديمي‌ترين سنگ‌هاي آن حدود ۱۱.۷ ميليون و جوان‌ترين آن‌ها ۰.۶ ميليون سال قدمت‌گذاري شده‌اند. همان‌طورکه در سطور قبل گفتيم، آتشفشان بزمان بخشي از قوس آتشفشاني مَکْران است. در اين قوس، فرورانش (لغزيدن پوسته‌اي به زير پوسته‌ي ديگر) کم‌عمق موجب فعاليت آتشفشاني شده است. کوه بزمان دائما تحت‌تأثير فرسايش سنگين قرار گرفته است. از کوه بزمان به‌عنوان «کوه خضر نبي(ع) يا زنده» ياد مي‌شود. در سال ۱۲۷۵ شمسي سِر پِرسي سايکس، ژنرال و نويسنده و جغرافي‌دان و سِر روپرت برازير کريگ، مستشرق مشهور بريتانيايي، از کوه بزمان صعود کردند و بررسي‌هايي انجام دادند. تا سال ۱۲۸۵ شمسي طبيعت آتشفشاني بزمان براي زمين‌شناسان شناخته شده بود. عکس ماهواره‌اي از آتشفشان بزمانعکس ماهواره‌اي از آتشفشان بزمان. اين عکس را روز ۱۵ دي ۱۳۹۲ فضانوردان مأموريت اکسپديشن ۳۸ از ايستگاه فضايي بين‌المللي ثبت کردند اگرچه هيچ فوران تاريخي از کوه بزمان گزارش نشده است، کوه بزمان دودخانه‌هايي دارد که مي‌تواند دال بر فعاليت‌هاي فومروليکي و تصاعد بخارها و گوگرد از اين آتشفشان اينک خاموش در گذشته‌ي نه‌چندان دور بوده باشد. بنابراين، ممکن است کوه بزمان به‌جاي آتشفشاني منقرض‌شده، آتشفشاني خفته باشد. همچنين، تغيير شکل سطح کوه را پژوهشگران مشاهده کرده‌اند و بعضا خروج دود و بخار از دودخانه‌هاي کوه بزمان مشاهده مي‌شود. چشمه‌هاي آب گرم بزمان حاوي آهن و دي‌اکسيدگوگرد هستند که خود از نشانه‌هاي آتشفشان‌هاي نيمه‌فعال و فعال محسوب مي‌شوند. همچون کوه تفتان که گفتيم، بزمان نيز با مساحت ۸,۳۵۶ کيلومترمربع به‌عنوان محل بالقوه‌اي براي احداث نيروگاه‌هاي انرژي زمين‌گرمايي محسوب‌ مي‌شود. در گزارشي که در سال ۱۳۳۹ منتشر شد، بزمان به‌همراه تفتان داراي فعاليت‌هاي آتشفشاني پراکنده در نظر گرفته شد؛ در‌حالي‌که گزارشي ديگر که در سال ۱۳۵۴ منتشر شد، اين آتشفشان را آتشفشاني منقرض شده دانست. تاريخ‌گذاري پتاسيم‌آرگون از بازالت آتشفشان، قدمت آن را ۴.۶ ميليون تا ۰.۶ ميليون سال تخمين زده است. در همين حال، تاريخ‌گذاري اورانيوم و سرب سنگ‌هاي زرگون استخراج‌شده از سنگ‌هاي کوه بزمان به‌ترتيب قدمت ۶ تا ۸ ميليون سال قبل را برآورده کرده است. تاريخ‌گذاري ديگري نيز انجام گرفته که قدمت اين کوه را ۱۱.۷ ميليون سال قبل مشخص کرده است. آخرين تحقيقات نشان مي‌دهد آتشفشان اصلي بزمان بين ۸.۶ و ۴.۱ ميليون سال پيش شکل گرفته است. همچنين براساس برخي گزارش‌ها، اين آتشفشان بعدا بين ۵۹۰ هزار تا ۴۷۰ هزار سال فعاليت‌هاي شديد آتشفشاني داشته است و آخرين اين فعاليت‌ها هم حدود ۴۱ هزار سال قبل ادامه يافته‌اند. ۶. قلعه حسن علي قلعه‌ي حسن‌علي ميداني آتشفشاني در جنوب‌شرقي استان کرمان است. تصور مي‌شود اين آتشفشان از دوران کواترنري شکل گرفته؛ دوره‌اي که از حدود ۲.۵ ميليون سال قبل آغاز شده و هنوز ادامه دارد. اگرچه از اين ميدان آتشفشاني هنوز فوران تاريخي گزارش نشده، ۱۴ دهانه با اندازه‌هاي مختلف دارد که بزرگ‌ترين دهانه‌ي آن حدود ۱.۲ کيلومتر عرض و ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر عمق دارد. اين ميدان آتشفشاني را در ابتدا محل برخورد اجرام کيهاني مي‌دانستند. آتشفشان قلعه‌ي حسن‌علي و چندين آتشفشان مجاور منطقه‌ي گسل محلي را تشکيل مي‌دهند. منطقه‌ي ايران از برخورد عربستان با اوراسيا به‌وجود آمده و نتيجه‌ي فعاليت آتشفشاني است. قلعه‌ي حسن‌علي تقريبا در فاصله‌ي ۱۰۰ کيلومتري جنوب‌شرقي کرمان واقع شده است و روستايي با همين نام نزديک اين کوه آتشفشاني وجود دارد. دهانه‌هاي آتشفشاني قلعه‌ي‌ حسن‌علي را ابتدا زمين‌شناسان مؤسسه‌ي اکتشافات زمين‌شناسي و معادن يوگسلاوي کشف کردند و در ابتدا به‌عنوان دهانه‌هاي برخوردي قلمداد کردند. قلعه‌ي حسن‌علي مساحتي ۱۵۰ کيلومترمربع را دربر مي‌گيرد. تصور مي‌شود قلعه‌ي حسن‌علي در دوران کواترنري فعال بوده و فوران‌هايي بين ۵,۰۰۰ تا ۵۰ هزار سال قبل در اين ميدان آتشفشاني رخ داده است. تاريخ‌گذاري پتاسيم و آرگون در صخره‌هاي دهانه‌ي بزرگ قدمت قلعه‌ي حسن‌علي را ۱۱۹ هزار تا ۱۱۲ هزار قبل نشان داده است. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره