خراسان/ چند روزي است شبکه سلامت يک مسابقه جالب به نام «مافيا» را با اجراي بهنام تشکر پخش مي کند که برگرفته از يک بازي جذاب و محبوب است . در اين بازي ، در يک شب اتفاقات عجيب و غريبي مي افتد و هميشه پاي يک گروه تبهکار در ميان است. پخش اين برنامه هم بازي پرهيجان مافيا را دوباره سر زبان ها انداخت هم ممکن است کنجکاوي خيلي ها را درباره گروه هاي خلافکاري در دنيا قلقلک بدهد. بازي مافيا را مي توانيد با تماشاي برنامه شبکه سلامت ياد بگيريد و در دورهمي هاي دوستانه و خانوادگي انجام دهيد. اما در اين پرونده به شما مخوف ترين گروه هاي خلافکاري دنيا را معرفي مي کنيم. باندهايي که نام شان در دنيا با انواع جنايتها گره خورده است. آنها براي رسيدن به هدف خود به راحتي دست به اسلحه ميبرند و قاچاق انسان، موادمخدر، سرقتهاي بزرگ و ... گوشهاي از جرمهاي باندهاي تبهکاري است. گروههايي که پليس براي انهدام و دستگيري اعضاي رده بالايشان، ماهها و گاهي سالها وقت ميگذارد، نيروهاي مخفي و حرفهاي خود را به داخل اين باندها ميفرستد تا سرنخي از رئيس بزرگ و سردسته به دست آورند و در بيشتر اوقات هم موفق به نابودي کامل اين گروهها نميشود. در بين گروههاي خلافکار، نام مافيا بسيار شنيده ميشود. مافيا بيشتر ما را ياد فيلم پدرخوانده مياندازد؛ مردي مرموز، قدرتمند و خطرناک. البته انواع مافياي يقه سفيد و شيک هم داريم: مافياي شکر، مافياي لوازم آرايش، مافياي فلان و بهمان. اين داستانها چقدر واقعيت دارند و باندهاي خلافکار و مافيايي واقعي در دنيا تا چه حد قدرتمند هستند؟ در اين پرونده قصد داريم مخوفترين باندهاي تبهکار دنيا را معرفي کنيم. از مافياي سيسيل و ياکوزاها تا باند کريپس و دارودسته آپاچيها که به احتمال زياد نه تنها قوانين که حتي اسم بعضي از آنها را هم نشنيدهايد.
زورگيري با موتور «هارلي-ديويدسن»!
نام باند خلافکاري؟ موتورسيکلت سواران سرخ و سفيد
مربوط به کدام کشور است؟ آمريکا، آلمان، تايلند، استراليا،کانادا و ...
تعداد اعضا: آمار دقيقي وجود ندارد
گروه موتورسيکلت سواران سرخ و سفيد که اعضاي آن به طور معمول سوار موتورسيکلتهاي «هارلي-ديويدسن» ميشوند، در کشورهاي مختلف مشغول به کار هستند و در چند سال اخير، پليس کشورهاي آلمان، آمريکا و حتي تايلند هم خبرهايي از دستگيري اعضاي اين باند در کشورشان منتشر کرده اند. اين گروه خلافکاري در ۱۷ مارس سال ۱۹۴۸ توسط خانواده بيشاپ از مهاجران آمريکايي و به دنبال ادغام چندين کلوب موتورسيکلتراني آغاز به کار کرد. از رايجترين فعاليتهاي تبهکارانه اين گروه، ميتوان به توزيع موادمخدر، قاچاق انسان، زورگيري و ... اشاره کرد. چند سال پيش، وزير امور داخلي ايالت «باواريا» در جنوب آلمان درباره اين گروه هشدار داد و گفت: «اين موتورسواران تبهکار که در کشورهاي بالکان به کارهاي غير قانوني از جمله قاچاق مواد مخدر و اسلحه، تجاوز به عنف و پول شويي دست زدهاند، اکنون حوزه جنايات خود را در شمال اروپا نيز گسترش داده اند و هر روز خطرناکتر ميشوند.» افراد براي ثبت عضويتشان در باند موتورسيکلتسواران سرخ و سفيد بايد گواهي نامه معتبر موتور، يک موتور سيکلت با ظرفيتي بيش از 750 سي سي و ظاهري خشن داشته باشند! گفته ميشود اين باشگاه مانع عضويت افراد با سابقه کودک آزاري و کساني مي شود که براي استخدام در پليس يا زندانبان شدن درخواست دادهاند.
گروهي که هرازچندگاهي خودشان را ميکشند!
نام باند خلافکاري؟ ياکوزاها
مربوط به کدام کشور است؟ ژاپن
تعداد اعضا: بيش از 34 هزار نفر
اين گروه هم يکي از مخوفترين باندهاي مافيايي جهان است که تشکيلاتي گسترده در دنيا دارد و پيشينهاش به قرن 17 برميگردد. آنها بيشتر در زمينه مواد مخدر فعاليت ميکنند. ويژگي متفاوت اين گروه تبهکار با نمونههاي ديگر اين است که هرچندوقتيکبار، اساسي بهجان يکديگر ميافتند و کشتوکشتارهاي خونيني ميان اعضاي ياکوزا در ميگيرد. در اين زمينه گاردين گزارش جالبي نوشته و مدعي است گاهي اوقات درگيري ميان اعضاي ياکوزا به جنگهاي مسلحانه در خيابانها منجر ميشود و چنين درگيريهايي براي کشوري مانند ژاپن که آمار خشونتهاي مسلحانه بسيار کمي دارد، واقعاً جالب بهنظر ميرسد. در ضمن ياکوزاهاي ژاپني رسمهاي عجيبي دارند. آنها براي اينکه مراتب شرمساري و عذرخواهي خود را به مافوقشان نشان دهند، انگشت کوچک خود را قطع ميکنند که به «انگشت مرده» معروف است. البته در حالتي ديگر بهخاطر دوستشان اين کار را ميکنند که در آن صورت به «انگشت زنده» معروف است. در هر حال چه زنده و چه مرده، اين کار در بين ياکوزاها رواج دارد. رسم بعدي، خالکوبي بدن است. اين رسم براي ياکوزاها در قديم بسيار حائز اهميت بوده چرا که نشاندهنده شهامت و قدرتشان بود و آنها را به عنوان يک تبهکار در جامعه معروف ميکرد. در ضمن ياکوزاها از آن دسته تشکيلات خلافکاري سازماندهي شدهاي است که توسط مردان اداره ميشود و زنها جايگاه شايستهاي در اين گروه ندارند.
خلافکاري در کف خيابانها!
نام باند خلافکاري؟ کريپس
مربوط به کدام کشور است؟ آمريکا
تعداد اعضا: 40 تا 45 هزار نفر
باند کريپس معروف به جانيان خطرناک لسآنجلس 47 سال پيش در محدوده کاليفرنيا توسط «ريموند واشينگتن» و «استنلي ويليامز» تشکيل شد. «کريپس» خشنترين باند سازمان يافته خياباني در آمريکاست و بين 40 تا 45 هزار عضو دارد. اعضاي آن بهطور سنتي لباس آبي ميپوشند البته امروزه بيشتر آنها براي اينکه تحت تعقيب پليس قرار نگيرند، اين رسم قديمي را کنار گذاشتهاند. در برنامه کاري اين باند، آدمربايي و کشتن اعضاي باندهاي رقيب به بيرحمانهترين شکل ممکن انجام ميشود و افراد زيادي هستند که اين گروه را براي آدمربايي، حرفهاي ترين ميدانند. گروهي که کارش را تميز انجام مي دهد و عواقب ماجرا را هم به طور کامل بر عهده ميگيرد! دشمن و رقيب اين گروه باند معروف «بلادز» است که سالهاست با کريپس در خيابانهاي آمريکا در حال نبرد است. باند بلادز اغلب از تيرهپوستان خياباني آمريکا تشکيل شده که در ميان اعضاي آن، جنايتکاران سفيدپوست هم فعال هستند. اين باند در لسآنجلس شکل گرفته و اعضاي باند بر خلاف کريپسيها لباسهايي به رنگ قرمز ميپوشند. گاهي اعضاي باند از کودکان کم سن و سال مناطق فقيرنشين انتخاب ميشوند تا بتوانند قدرت را در سراسر خيابانهاي آمريکا به دست بگيرند. درآمد آنها از راه قاچاق مواد مخدر و رواج فحشا تأمين ميشود.
خلاف در روز روشن!
نام باند خلافکاري؟ لسزتا
مربوط به کدام کشور است؟ مکزيک
تعداد اعضا: بيش از 10 هزار نفر
باند مافيايي «لسزتا» از مخوفترين باندهاي شناخته شده در جهان است و سردسته اين باند با قاچاق اسلحه، مواد مخدر و انتقال بردگان جنسي به کشورهاي مختلف براي خود درآمدزايي ميکند. اين باند در سال 1990 ميلادي (26 سال پيش) با هم پيماني فرماندهان سابق ارتش مکزيک راهاندازي شد . اعضاي آن از شکنجه و کشتار افراد باندهاي رقيب لذت ميبرند و تاکنون در بيشتر عملياتهايشان، موفق بودهاند. تعداد اعضاي اين باند بيش از 10 هزار نفر در داخل و خارج از زندانهاي مکزيک برآورد شده است. بسياري از قتلعامهاي سراسري در مکزيک توسط اين باند انجام ميشود و به دليل نفوذشان در ادارات پليس مکزيک تمامي معاملاتشان را با موفقيت انجام ميدهند و به قول خودشان، عاشق خلاف به صورت رسمي و در روز روشن هستند!
بزرگ ترين کارتل کوکائين تاريخ
نام باند خلافکاري؟ کارتل مدلين
مربوط به کدام کشور است؟ کلمبيا
تعداد اعضا: کمتر از هزار نفر
اگر بخواهيم درباره مافياي موادمخدر کلمبيا صحبت کنيم، يک نام بيش از بقيه به چشم ميخورد؛ «پابلو اميليو اسکوبار گاويريا»، قاچاقچي معروف کوکائين در کلمبيا و سردسته کارتل مدلين. کارتل هاي مواد در کلمبيا بر اساس شهرهايي که مرکز سازمان دهي گروه هستند نام گذاري مي شوند و معروف ترين کارتل کلمبيايي که ديگر وجود ندارد کارتل مدلين به رهبري اسکوبار بود. پابلو اسکوبار ثروتمندترين قاچاقچي مواد مخدر در جهان بوده که ثروتش بيش از 30 ميليارد دلار تخمين زده شده است. او در سال ۱۹۸۰ بيش از ۸۰ درصد کوکائينهاي قاچاق شده به آمريکا را تأمين ميکرد. وزن مواد قاچاق شده به آمريکا ۱۵ تن تخمين زده شده و در سال ۱۹۸۵ به ۴۰ تن افزايش يافت و پابلو روزانه حدود هفتصد هزار دلار از اين راه درآمد داشت. او در کلمبيا به نامهاي زيادي مانند پدرخوانده، رئيس، لرد و البته رابينهود معروف بود و به گروهش هم لقب رابين هودها را داده بودند. اسکوبار شغلاش تجارت کوکائين کلمبيا به کشور آمريکا بود ولي با ايجاد اشتغال، ساخت خانه و تاسيس کارخانهها و تفريحات و سرگرمي و ورزش، براي مردم يک چهره محبوب بود، به ويژه در شهر زادگاهاش يعني مدلين. به همين دليل لقب رابين هود هم به مجموعه القاب وي و گروهاش اضافه شد. البته جناب رابينهود، يک تنه مسئول بدبختي و اعتياد جمعيت زيادي از آمريکاييها بود ولي مردم فقير شهر با آن روي سکه اين مرد کاري نداشتند يا شايد نميخواستند کاري داشته باشند. اسکوبار که انواع جنايت ها مثل انفجار در هواپيماي مسافربري، گروگان گيري و قتل را مرتکب شده بود، به واسطه نفوذ زياد در پليس و ارتش کلمبيا به راحتي قابل رديابي نبود. وي در سال 1993 در 44 سالگي بعد از يک عمليات ويژه ۱۵ ماهه که صدها ميليون دلار هزينه داشت و با همکاري فرماندهي عملياتهاي ويژه مشترک ارتش آمريکا، اداره مبارزه با مواد مخدر آمريکا، پليس کلمبيا و گروه تبهکار لوس پيس انجام شد، کشته شد.
نفوذ در نهادهاي سياسي، فقط براي پول شويي!
نام باند خلافکاري؟ مافياي سيسيل
مربوط به کدام کشور است؟ ايتاليا
تعداد اعضا: بين 3 تا 4 هزار نفر
اولين کشوري که با شنيدن نام مافيا به ذهنمان ميرسد، ايتالياست و مافياي سيسيل کار خود را از قرن نوزدهم شروع کرد. اين گروه بزرگترين عملياتهاي خرابکاري را به راحتي انجام ميدهد. در ضمن، مافياي سيسيل تقريبا کمترين تعداد اعضا را بين ديگر گروههاي خلافکاري دارد و حدود 3500 تا 4 هزار نفرهستند. تمام فعاليتهاي مافياي سيسيل براي پولسازي است و مسيري که آنها براي به دست آوردن پول انتخاب کردهاند، پول شويي به کمک نفوذ در گروههاي سياسي است. البته با پولي که از اين طريق به دست ميآورند در زمينه خريد و فروش کوکائين هم سرمايه گذاري مي کنند و بازار پرسود ديگري را به دست گرفته اند. در اين بين، راهاندازي قمارخانه براي افزايش ثروت به شدت بين اعضاي اين باند محبوب است. شايان ذکر است که اشراف سيسيلي با همدستي نهادهاي سياسي قوي و کارآمد در اين کشور براي مديريت مشکلات حقوقيشان استفاده ميکنند و به اين ترتيب بزهکاران با سيستم سياسي يکي ميشوند و قدرت خيرهکنندهاي به دست ميآورند. آنها تلاش سيريناپذيري براي نفوذ به نهادهاي سياسي دارند تا پول شوييهايشان را بدون دغدغهتر پيش ببرند. در ضمن، يکي از دلايل موفقيت آنها اين است که بسيار سري کار مي کنند و افرادي که در اين گروهها حضور دارند، معمولاً از يک تبار خوني هستند. اين موضوع شهادت دادن يک عضو مافيا عليه عضو ديگر را بسيار سخت ميکند زيرا آنها نميتوانند به کسي خيانت کنند که در واقع برادر، پسر عمو يا پدر يا در کل آشناي خانوادگي آنهاست. اين روش عضوگيري و فعاليت آنها بسيار موثر و کارآمد بوده است زيرا به ندرت اتفاق ميافتد کسي از گروه مافيايي سيسيل با پليس همکاري کند.
از آپاچيها تا دارودسته چهل فيل!
باندهاي خلافکار تنها مربوط به دوران مدرن نيستند و گروههاي خلافکار عجيبي در طول تاريخ وجود داشتهاند
غير از باندهاي خلافکار و مخوفي که در همين روزگار و زمان خودمان فعاليت ميکنند و در اين پرونده به آنها اشاره کرديم، گروههاي بيرحم وخطرناکي هم در زمانهاي گذشته وجود داشتهاند که تاريخ هيچوقت جنايتها و شرارتهايشان را از ياد نخواهد برد. در ادامه به دو گروه از معروفترينهايشان اشاره خواهيم کرد.
دارودسته چهل فيل | يک گروه خلافکار زنانه با عطش بالاي خريد!
بيشتر ما باندهاي خلافکار و مافيايي را با مردان خشن و اسلحه به دست ميشناسيم ولي بين گروههاي خلافکار دارودستهاي هم وجود داشته که همه اعضايش را زنها تشکيل ميدادند. اعضاي اين گروه با سرخوشي و شادي تمام فروشگاهها را از کالاهاي باارزش خالي ميکردند. اين گروه از اواخر قرن هجدهم تا اواسط دهه ۱۹۵۰ به فعاليتهاي خود ادامه داد و به طور ويژه در اطراف شهر لندن فعاليت داشت. نکته جالب درباره اين گروه خلافکار اين بود که مردان در سلسله مراتب قدرت نقشي بسيار ضعيف و دون پايه داشتند. سردسته اين گروه زني به نام «مگي هيل» بود که به اندازه زيبايي خيرهکنندهاش زني بيرحم و خشن بود. وي حلقههايي با نگين الماس داشت که شباهت زيادي با پنجه بوکس داشت و هنگام مواجهه با تهديد از آنها براي زخمي کردن طرف مقابل استفاده ميکرد.
آپاچيها | ساخت سلاحي خاص براي کشتن!
يکي ديگر از اين باندهاي خلافکار و ترسناک، دار و دسته آپاچيها بوده است. آپاچيها يک دار و دسته خياباني در فرانسه بودند که در اوايل قرن نوزدهم در خيابانهاي پاريس حکمراني ميکردند و در کمتر از 40 سال، نابود و به فراموشي سپرده شدند. آنها آپاچي خوانده ميشدند زيرا هنگام حمله چنان خوفناک بودند که وقتي خبر جنايات شان به گوش پليس ميرسيد، آنها را مانند جنگجويان آپاچي خشن و بيرحم ميدانستند. اعضاي اين گروه لباس بسيار خاص و مرتبي به تن داشتند و کلاهي خاص و يک پيراهن راه راه به تن ميکردند که خيلي زود شناخته مي شدند و بسياري از مردم از نحوه لباس پوشيدن آنها تقليد ميکردند، اگر چه عضو اين گروه نبودند. آنها يک ورزش رزمي خاص خود به نام «ساواته» داشتند که تمامي اعضاي گروه آن را آموزش ميديدند و اين روش مبارزه بر پايه ضربات مشت و لگد استوار بود. وقتي اعضاي اين گروه در تعداد فراوان با استفاده از اين فن رزمي گروهي از نجيبزادگان پاريسي را کتک زدند، بسياري از نجيبزادگان اين شهر براي دفاع از خود فنون ساواته را ياد گرفتند تا بتوانند در مقابل حملات مداوم آپاچيها عکس العمل مناسبي داشته باشند اما سلاح اصلي آپاچيها اين ورزش رزمي نبود زيرا آنها يک سلاح بسيار خاص هم ساخته بودند. يک تپانچه که هم يک سلاح گرم بود و هم ميتوانست به عنوان چاقو مورد استفاده قرار گيرد و با تا کردنش ميشد از آن يک پنجه بوکس بسيار قوي ساخت. آنها با ساخت چنين سلاحي نشان دادند که هيچ ترسي از کشت و کشتار در مقياس گسترده ندارند.
منابع: ايسنا، شرق، ويکي پديا، برترينها، فرارو، عصر ايران
نويسنده : راضيه حسيني | خبرنگار
بازار