1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
دیدنی-خواندنی

ماجرای عارفی که حمال شهر بود!

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
آخرين خبر/ قبر حمّال(حامبال قبري)، مقبره عارفي است که در محله گئرو در خيابان شمس تبريزي(دئوچي) در امتداد خيابان دارايي جديد و در بين دو مسجد معجزگر و نايب صدر قرار دارد، اين مقبره از گذشته هاي دور تاکنون مورد توجه بسياري از مردمان تبريز بوده است به طوري که افراد زيادي با زيارت اين مکان مقدس به حاجت دل خود نيز رسيده اند و شايد به همين دليل است که مقبره اين عارف شهره عام و خاص گشته است. در ادبيات ترکي "حامبال" به شخصي گفته مي شود که باربري مي کند و از اين راه معاش خود را تامين مي‌کند، حامال تبريزي نيز شغلش باربري بوده و در بازار تبريز فعاليت مي کرده است، اين شخص بسيار با خدا بوده به طوري که گفته مي شود بخشي از درآمد ناچيز خود را صرف کمک به نيازمندان آن زمان مي کرده است. اين شخص هفتاد سال عبادت خدا را کرده و در قرن نهم هجري به ديار باقي شتافت. داستان کرامات حمال تبريزي اينگونه نقل شده است: فرد بيسوادي در تـبـريـز زندگي ميکرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالي و بارکشي گذرانده بود تا از اين راه رزق حلالي بدست آورد. يک روز که مثل هميشه در کوچه پس کوچه هاي شلوغ بازار مشغول حمل بار بود ، براي آنکه نفسي تازه کند ، بارش را روي زمين مي گذارد و کمر راست مي کند. صدايي توجه اش را جلب مي کند ؛ مي بيند بچه اي روي پشت بام مشغول بازي است و مادرش مدام بچه را دعوا مي کند که ورجه وورجه نکن ، مي افتي ، در همان لحظه بچه به لبه بام نزديک مي شود و ناغافل پايش سر مي خورد و به پايين پرت مي شود. مادر جيغي مي کشد و مردم خيره مي مانند ، حمال پير فرياد مي زند «ساخليان ساخلار» (نگهدارنده نگهش دار)، کودک ميان آسمان و زمين معلق مي ماند ، پيرمرد نزديک مي شود ، به آرامي او را ميگيرد و به مادرش تحويل مي دهد. جمعيتي که شاهد اين واقعه بودند همه دور او جمع ميشوند و هر کس از او سوالي مي پرسد : يکي مي گويد تو امام زماني ، ديگري مي گويد حضرت خضر است ، کساني هم مي گويند جادوگري بلد است و سحر کرده. حمال که دوباره به سختي بارش را بر دوش ميگذارد ، خطاب به همه کساني که هاج و واج مانده و هر يک به گونه اي واقعه را تفسير مي کند ، به آرامي و خونسردي مي گويد : ” خير ، من نه امام زمانم ، نه حضرت خضر و نه جادوگر ، من همان حمالي هستم که پنجاه شصت سال است در اين بازار مي شناسيد ، من کار خارق العاده اي نکردم ، بلکه ماجرا اين است که يک عمر هر چه خدا فرموده بود ، من اطاعت کردم ، يکبار من از خدا خواستم ، او اجابت کرد. او مي فرمود: (حق کسي را نخوردم به کسي ستم نکردم دروغ نگفتم دزدي نکردم و…) حالا بعد از يک عمر اطاعت يک چيز از خداوند خواستم که به لطف خود خواسته ام (معلق ماندن بچه در هوا) اجابت شد. [داستان ” خدا و حمال تبريزي ” به نقل قول از علامه طباطبايي]
در جوار مرقد منور حمال تبريزي تعدادي از مومنين دفن شده‌اند که از ميان آنها مي‌توان به آيت‌الله حاج سيد عبدالفتاح مرعشي تبريزي اشاره نمود و تقريبا همه قبور اطراف حمال از بين رفته است که به همت اداره اوقاف و امورخيريه تبريز روح و جان دوباره گرفته‌اند. منابع: ايکنا- ايسنا
#باهم_شکستش_مي‌دهيم ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره