چه عواملی سبب سقوط قارون شد؟

منبع
تسنيم
بروزرسانی
چه عواملی سبب سقوط قارون شد؟
تسنيم/ «قارون بن يصهر بن قاهت» از افراد ثروتمند بني‌اسرائيل بود. قرآن او را در بدکاري در رديف فرعون و هامان شمرده است. وي ابتدا از مخالفان اصلي حضرت موسي بود، اما در نهايت به او ايمان آورد و به همراه بني‌اسرائيل مصر را ترک کرد. با گذشت زمان، قارون شروع به نافرماني کرد و همين امر موجب عذاب الهي و مرگ او شد. در تورات، داستان قارون و جدالش با حضرت موسي (ع) آمده است. او از جمله افرادي ظالم در قوم بني اسرائيل بود که رفتار‌هاي بسيار بدي در قبال پيامبر زمانه خويش پيشه مي‌کرد و به نوعي همدست فرعون و هامان شناخته مي‌شد و به تعبير قرآن موساي نبي را ساحر کذاب مي‌دانست. خداوند در سه سوره قرآن به جريان او اشاره کرده است؛ آيات ۷۶ تا ۸۳ سوره قصص، آيات ۲۳ تا ۲۵ غافر و ۳۹ و ۴۰ غافر از جمله اين آيات است که در هر بار به هر کدام به صورت مجزا مي‌پردازيم. خداوند درباره بخشي از ماجرا‌هاي مربوط به قارون در سوره قصص مي‌فرمايد: «إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ؛ همانا قارون از قوم موسي بود که بر آنان تعدي و تجاوز کرد و از گنجينه‌هاي مال و ثروت آن اندازه به او داديم که حمل کليدهايش بر گروهي نيرومند گران و دشوار مي‌آمد. [ياد کن]هنگامي که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه]شادي مکن، قطعاً خدا اين عده را دوست ندارد» (۷۶ قصص) بر اساس اين آيه، قارون از قوم موسي (ع) بود و ظاهراً اين ماجرا پس از جدايي‌اش از فرعون بود؛ هرچند بر اساس نقل‌هايي به ظلم خود بازگشت همچنان که در آيه اشاره دارد (فَبَغَى عَلَيْهِمْ) بر آنان تعدي و ظلم کرد. ۱ ـ خداوند از باب سنت خويش، زمينه‌هايي براي برخورداري از مال و ثروت براي او فراهم آورد تا از اين باب ايمان قوم موساي نبي را مورد محک قرار دهد. مانند آنچه اکنون خداوند براي برخي ظالمان و متکبران مسير ثروت را باز مي‌کند تا ايمان مردم محک بخورد؛ همچنان که گفته مي‌شود اين فرد که ظالم است چرا خدا او را صاحب ثروت کرده است؟ حداقل مي‌توان گفت يکي از حکمت‌هاي اين امر در اين نوع آزمون‌ها نهفته است که اتفاقا در ادامه اين آيات به اين فتنه اشاره مي‌شود به گونه‌اي که بزرگان قوم لغزش کردند. ۲ ـ برخي از قوم، او را در ابتدا از غرور‌هاي مستانه‌اش بيم و هشدار دادند، اما نپذيرفت. به او گفتند: «وَ ابْتَغِ فِيمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَکَ مِنَ الدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْکَ ۖ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛ در آنچه خدا به تو عطا کرده است سراي آخرت را بجوي و سهم خود را از دنيا فراموش مکن و نيکي کن همان گونه که خدا به تو نيکي کرده است و در زمين خواهان فساد مباش، بي‌ترديد خدا مفسدان را دوست ندارد. ۳ ـ او در پاسخ به صورت متکبرانه گفت: «جز اين نيست که اين [ثروت و مال انبوه]را بر پايه دانشي که نزد من است به من داده‌اند. آيا نمي‌دانست که خدا پيش از او اقوامي را هلاک کرده است که از او نيرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است]از گناهانشان بازپرسي نمي‌شود؛ قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَکْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ». اما پس از مدتي که از زندگي مستانه قارون گذشت، برخي از افرادي که وي را نصيحت مي‌کردند، به مرور زمان شک و شبهه بر قلبشان سايه افکند و سرّ و علن مي‌گفتند‌اي کاش ما هم مانند او ثروتمند بوديم. به تعبير قرآن اين‌ها دنيادوست بودند که ظاهراً تعداد بالايي را به خود اختصاص داده بودند. اين فتنه زماني آغاز شد که روزي قارون با جاه و ثروت خود بيرون آمد. خداوند در اين باره مي‌گويد «فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ في زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ» []قارون]در ميان آرايش و زينت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگي دنيا بودند، گفتند:‌اي کاش مانند آنچه به قارون داده اند براي ما هم بود، واقعاً او داراي بهره بزرگي است.» صاحبان علم الهي که ظاهراً اوصياي موساي نبي (ع) بودند، اين دنياطلبان را نصيحت کردند و آن‌ها را نسبت به آخرت، ايمان و عمل صالح توجه دادند و گفتند «وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ؛ و کساني که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: واي بر شما پاداش خدا براي کساني که ايمان آورده و کار شايسته انجام داده اند بهتر است؛ و [اين حقيقت الهيه را]جز شکيبايان در نمي‌يابند.». اما در نهايت خداوند او را عذاب کرده و مايه عبرت قارون‌صفتان عالم قرار داد؛ يعني آن‌ها که به جاي ايمان به خدا و رسولش، در مقابلش تکبر به خرج مي‌دهند و اندوخته‌هاي زندگي‌شان را حاصل دسترنج خود مي‌دانند نه لطف الهي و اين اندوخته‌ها را در مسيري غير از مسير خداوند هزينه مي‌کنند و نيز بابت اين امر به ديگران فخر مي‌فروشند و با تبختر و خودشيفتگي در ميان مردم حرکت مي‌کنند؛ بنابراين منشأ اين سقوط شخصيتي از همان کج‌رفتاري نسبت به ارزش‌هاي الهي و آموزه‌هاي دين شکل گرفت و به اينجا ختم شد که خداوند فرمود: «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ؛ پس او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم و هيچ گروهي غير از خدا براي او نبود که وي را [براي رهايي از عذاب]ياري دهد، و خود نيز نتوانست از خود دفاع کند.» گزارش خداوند از واکنش آن دست از افرادي که آرزو داشتند در جايگاه قارون باشند پس از عذاب قارون در خورد توجه است. خداوند مي‌فرمايد «و بامدادان، آنانکه ديروز مقام و جايگاه او را آرزو داشتند [چنان حالي شدند که]مي‌گفتند: وه! گويي خدا رزق را براي هر کس از بندگانش بخواهد وسعت مي‌دهد، و [براي هر که بخواهد]تنگ مي‌گيرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نيز در زمين فرو برده بود. گويي کافران رستگار نمي‌شوند؛ وَ أَصْبَحَ الَّذينَ تَمَنَّوْا مَکانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْکَأَنَّ اللهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْکَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْکافِرُونَ.»
#باهم_شکستش_مي‌دهيم ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره