آنا/ شهاب الدين احمد بن ماجد لنجدي دريانورد مشهور عرب در قرن نهم هجري قمري است.
بارها شنيدهايم که گذشته چراغ راه آينده است. اين چراغ روشنگر مسيري است که به ساختن بناي تمدن ايراني اسلامي ميانجامد. چراغي که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکيم، هنرمند و فيلسوف مسلمان است که از قرنها پيش خشت به خشت اين بناي سترگ را روي هم گذاشتهاند.
با شما مخاطب گرامي قراري گذاشتهايم تا هر روز به بهانه عددي که تقويم براي تاريخ آن روز به ما نشان ميدهد، به زندگي يکي از مشاهير و بزرگان تاريخ کهن ايران و اسلام مختصر اشارهاي کنيم تا بتوانيم پس از يک سال، با اين انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شويم. به اين منظور هر روز صبح، بخشي از تاريخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهيم کرد.
براي خوشهچيني از اين خرمن دانش و فرهنگ، جلد اول کتاب «تقويم تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران» تأليف دکتر علياکبر ولايتي که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات اميرکبير به زيور طبع آراسته شده، بهره بردهايم.
شهاب الدين احمد بن ماجد لنجدي دريانورد مشهور عرب در قرن نهم هجري قمري است.
از تاريخ تولد و وفات و جزئيات زندگي او اطلاع دقيقي در دست نيست. کراچکوفسکي تولد او را حدود ۱۴۳۰م نوشته است. در جلفا در خليج عمان به دنيا آمد. پدر و جدش ناخدا و استاد دريانوردي بودند. ابن ماجد نيز در دريانوردي از نياکان خود پيشي گرفت.
در کرانه شرقي درياي سرخ، نزديک جزيره مرما، صخرهاي وجود داشت که پدر ابن ماجد کشتي خويش را در کنار آن صخره متوقف ميکرد و به «صخره ماجد» معروف است. ماجد به «ربّان البرّين»، يعني ناخداي دو کرانه درياي سرخ نيز مشهور بود. ابن ماجد کتابهاي سه دريانورد عهد عباسيان، محمد بن شاذان، سهل بن ابان و ليث بن کهلان را در سده نهم هجري مطالعه کرد و ضمن انتقاد از بعضي مطالب، از آنها بهرههاي بسيار برد.
هنگامي که دريانوردان پرتغالي به فرماندهي واسکودوگاما از دماغه اميدنيک گذشتند، براي پيدا کردن راهنما از کرانههاي شرقي آفريقا عبور کردند تا به مَلندي رسيدند. پادشاه آن سرزمين ابن ماجد را به آنها معرفي کرد و او پذيرفت نقشهاي از سواحل هند را که نصفالنهارها و مدارهاي آن دقيق بود، در اختيار واسکودوگاما گذارد و نکاتي را نيز به او متذکر شد. از جمله اينکه به طرف ساحل شرقي آفريقا در شمال ملندي نروند بلکه به سوي درياي آزاد حرکت کنند تا به سواحل هند برسند. آنها به همراهي ابن ماجد به گوآ در ساحل دکن رسيدند. تاريخ حرکت کشتي واسکودوگاما و ابن ماجد را ۲۴ آوريل ۱۴۹۸ نوشتهاند.
بعدها پرتغاليها جزيره هرمز را تصرف کردند و به اين ترتيب، براي اولين بار يک راهنماي عرب، راه دريايي اروپا به خاورميانه ثروتمند را باز کرد که حوادث مصيبتباري را به دنبال داشت. قطبالدين مکي نهروالي از اين واقعه با نفرت ياد کرده و گفته است که اوايل سده دهم هجري شياطين پرتغالي به جزيره هرمز وارد شدند و راه را بر مسلمين بستند. به گفته کراچکوفسکي آخرين سفر مهم دريايي او هدايت کشتي واسکودوگاما بوده است.
ابن ماجد از نظريات و تجارب دريانوردان استفاده ميکرد. از ستارهشناسي آگاه بود و مأخذ اين علم را به خوبي ميشناخت. ابن ماجد را مخترع قطبنما نيز دانستهاند. او همچنين به ذکر مسافتها ميپرداخت.
ابن ماجد در شعر و ادب هم دستي داشت. تاکنون چهل اثر از تصنيفات ابن ماجد شناخته شده که هر يک از اين اشعار از بيست تا سيصد بيت دارد و اغلب به صورت ارجوزه است؛ ولي اشعارش هميشه در بحر رجز نيست. در اشعار او از راههاي دريايي معين و مسائل تخصصي و دانش ستارهشناسي دريانوردي صحبت شده که نوعي راهنماي دريايي محسوب ميشوند. ابن ماجد شيعي مذهب بود و ارادتي خاص به اهل بيت داشت تا جايي که ارجوزهاي در کتاب حاويةالاختصار في اصول علمالبحار به حضرت علي (ع) تقديم داشته است. نوشتههايش درباره ستارهشناسي، دريانوردي، علم جغرافيا و منازل قمر و کواکب بوده است.
بيشتر آگاهيها درباره ابن ماجد مرهون تلاش فران، دانشمند فرانسوي و شاگردش شوموفسکي است.
نام احمد بن ماجد با انتشار کتاب جغرافياي دريانوردي در قرن نوزدهم ميلادي به محافل علمي اروپايي راه پيدا کرد. اين کتاب را سيدي علي رئيس، درياسالار ترک به رشته تحرير درآورد.
مهمترين آثار ابن ماجد عبارتاند از:
۱. کتاب الفوائد في اصول علمالبحر و القواعد، مهمترين کتاب اوست که ۱۲ فصل دارد و نگارنده هر فصل را «فائده» ناميده است. فصل اول در مورد پيدايش دريانوردي؛ فصل دوم درباره مشخصات معلمان واقعي و وظايف و حدود آگاهي آنان؛ فصل سوم تعيين منازل قمر؛ فصل چهارم مربوط به خانههاي ۳۲گانه قطبنما و بادنما؛ فصل پنجم در مورد جغرافينگاران و منجمانِ گذشته؛ فصل ششم راههاي دريايي؛ فصل هفتم رصدهاي نجومي؛ فصل هشتم درباره علامات نزديک شدن خشکي، ناوبري، فرماندهي کشتي و هدايت آن به بنادر گجرات؛ فصل نهم دربارهت سواحل است که از رأسالحد در جزيرةالعرب آغاز ميشود؛ فصل دهم شرحي بر ۱۰ جزيره بزرگ؛ فصل يازدهم بادهاي موسمي و دريانوردي؛ فصل دوازدهم شرحي است درباره درياي سرخ و جزاير آن و نيز صخرههاي زير آب.
۲. حاويةالاختصار في اصول علمالبحار، و ارجوزهاي است حاوي مطالب فشرده درباره اصول دريانوردي. اين کتاب ۱۱ فصل دارد و داراي هزار بيت است. فصل اول درباره نشانههاي نزديکي خشکي؛ فصل دوم درباره منازل قمر و خانههاي بادنما و قطبنما؛ فصل سوم شامل مسائل وقتشناسي است؛ فصل چهارم اين اثر عنوان «تحفةالقضاة» دارد که در آن ابن ماجد قبله را از طريق نصفالنهار و مدار مکه معظمهت و مسجدالحرام را با استفاده از قطبنما مشخص کرده است؛ فصلهاي پنجم تا هشتم شامل گزارش درباره راههاي گوناگون کشتيراني در اقيانوس هند، درياها و خليجهاي آن است؛ فصل نهم در رصديابي و مطالعه ستارگان است؛ فصل دهم و يازدهم به توضيح مسائل دريانوردي از جمله واژه «زام» ميپردازد؛
۳. ارجوزه معروف به المعربة، که در ۸۹۰ق/۱۴۸۵م در مورد دريانوردي در خليج عدن نگارش شده است؛
۴. قبلةالاسلام في جميعالدنيا يا تحفةالقضاة، درباره تعيين قبله هر محل؛
۵. ارجوزه برّالعرب في خليج فارس؛
۶. ارجوزه في قسمةالجمّة علي بنات نعش، درباره صورت فلکي دب اکبر؛
۷. ارجوزه مشهور به کنزالمعالمة و ذخيرتهم في علمالمجهولات فيالبحر و النجوم و البروج، در مورد کرات فلکي و صور منطقه البروج و کواکب؛
۸. ارجوزه في النتخات لبّرالهند و برّالعرب؛
۹. ارجوزه ميميات الابدال، درباره برخي ستارگان راهنما در دريا؛
۱۰. ارجوزه مخمسة، درباره ستارگان شمالي؛
۱۱. ارجوزهاي درباره ماههاي بيزانسي (روم شرقي)؛
۱۲. ارجوزه ضريبةالضرائب، درباره بهرهگيري از ستارگان در کار دريانوردي؛
۱۳. منظومهاي نجومي بدون نام، شامل مطالبي در مورد منازل قمر و محل صحيح آنها در آسمان؛
۱۴. منظومه القصيدةالمکية، درباره راههاي دريايي از مکه به جده؛
۱۵. ارجوزه نادرةالابدال، درباره بعضي ستارگان؛
۱۶. قصيدة الذهبية، درباره صخرهها، کوههاي ساحلي و نشانههاي نزديک شدن به خشکي از قبيل پرندتگان و بادها؛ تاريخ تصنيف اين قصيده را ۱۶ ذيالحجة ۸۸۲ / ۲۱ مارس ۱۴۷۸ نوشتهاند که منطبق با اول فروردين ماه است.
۱۷. ارجوزه الفائقة، درباره رصد و ارتفاع ستارگان از جمله برج الضفدع؛
۱۸. ارجوزه البليغة، درباره رصد و ستاره سهيل و سماک رامح؛
۱۹. ۹ فصل کوتاه که به نثر نوشته شده و مربوط به تحقيق درباره اقيانوس هند است؛
۲۰. ارجوزه السبعية، که در هفت بخش نوشته شده و از هفت دانش دريانوردي بحث ميکند؛
۲۱. قصيدهاي بينام، درباره ستارگاني که براي پهلو گرفتن کشتي کاربرد دارند؛
۲۲. قصيدهاي درباره ستارهشناسي.
ابن ماجد سه منظومه نيز دارد و کتابي که منظومهها در آن گنجانده شده، شامل هفت اثر در زمينههاي گوناگون از چند نويسنده بود. اين کتاب ثلاث راهمانجات المجهولة لاحمد بن ماجد ربان رحلة فاسکودي جاما نام دارد. ارجوزه نخستين کتاب «ارجوزه السفالية»، ارجوزه دوم «المعلقية» و ارجوزه سوم «التائبه» نام دارد که از دو منظومه ديگر کوتاهتر است.
بازار