تسنيم/ خداوند متعال که ميخواست ملکوت آسمانها و زمين را به پيامبر برگزيدهاش نشان بدهد، پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله را در شب از شبهاي ماه رمضان به صورت انتقالي از مسجدالحرام در مکه به سوي بيتالمقدس برد. نبي مکرم اسلام در آن محل و در کنار تکه سنگ بزرگي که هنوز هم در آن محل قرار دارد، نمازي را بهجا آوردند.
سپس به امر و اراده الهي آن حضرت به سوي آسمانها بالا برده شدند و شاهد آيات و نشانههاي الهي بودند. در اين سفر که از آن به معراج تعبير ميشود، اسرار بزرگي براي آن حضرت مکشوف شد که اندازهاي که ايشان در مقامي وارد شدند که هيچ ملک مقرب و رسول مرسلي قدم نگذاشته بود. در اين جا بود که ذات اقدس الهي را با قلب مبارک خود مشاهده کردند و به درکي رسيدند که هيچ انسان و فرشتهاي به آن نائل نشده است.
براي آشنايي بيشتر با رويدادهاي واقعه معراج و رموز آن در سورهها و آيات قرآن کريم، گفتوگويي حجت الاسلام مهدي پيشوايي پژوهشگر ديني و آشنا با تفاسير قرآن کريم انجام داده است. طبق گفته اين کارشناس اسلامي، معراج رسول اکرم صليالله عليه و آله دو قسمت بوده است. هرچند که به کل آن ماجرا معراج گفته ميشود. يکي از اين دو قسمت اسراء بوده و ديگري، معراج بود.
اسراء به انتقال رسول خدا صليالله عليه و آله با قدرت الهي و به صورت خارقالعاده از محل مسجدالحرام در مکه به مسجدالاقصي و بيت المقدس گفته ميشود. به اين انتقال در اصطلاح اسراء گفته ميشود. به همين علت در آيههاي ابتدايي سوره اسراء به اين موضوع مهم اشاره شده است و سوره هم به همين عنوان ناميده شده است که در آن موضوع سفر آسماني آن حضرت مطرح شده است.
موضوع معراج هم در آيات سوره نجم عنوان شده است و مطالب و رمزهايي در اين باره عنوان شده است. در هر صورت، حکمت اين سفر را بايد از ميان آيات قرآن کريم به دست آورد. آن طور که خداي متعال تصريح ميفرمايد، بنا بود تا نشانهها و آيات الهي به آن حضرت نشان داده شود. به بيان ديگر مقصود از معراج آن بوده که پيغمبر اسلام صليالله عليه و آله کرات و اجرام آسماني را مشاهده کنند و شاهد نشانههاي بزرگ الهي باشد.
اسراء و معراج
براي اينکه با واقعه معراج آشنا شويم، خوب است از ابتداي اين رويداد شروع کنيم. در ابتداي معراج چه اتفاقي افتاد؟
معراج با سير شبانه پيغمبر اسلام صليالله عليه و آله از مسجدالحرام به مسجدالاقصي آغاز شد. چنانکه خداي متعال در سوره اسراء به اين موضوع مهم اشاره فرموده است: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَکنَا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنَا؛ پاک و منزه است خدايى که بندهاش را در يک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى -که گرداگردش را پربرکت ساختهايم- برد تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم.»
با اين وجود چرا نام اين سوره، اسراء گذاشته شده است؟
معراج رسول اکرم صليالله عليه و آله دو قسمت بوده است. هرچند که به کل آن ماجرا معراج گفته ميشود. يکي از اين دو قسمت اسراء بوده و ديگري، معراج بود. اسراء به انتقال رسول خدا صليالله عليه و آله با قدرت الهي و به صورت خارقالعاده از محل مسجدالحرام در مکه به مسجد الاقصي و بيت المقدس گفته ميشود. به اين انتقال در اصطلاح اسراء گفته ميشود.
به همين علت در آيههاي ابتدايي سوره اسراء به اين موضوع مهم اشاره شده است و سوره هم به همين عنوان ناميده شده است که در آن موضوع سفر آسماني آن حضرت مطرح شده است.
سوره نجم بيانکننده ماجراي معراج
اگر اين نوع انتقال پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله اسراء ناميده ميشود، با اين وجود، معراج چه معنايي دارد؟
معراج به مفهوم انتقال رسول اکرم صليالله عليه و آله از زمين به سوي آسمان است که اين موضوعات در سوره مبارکه نجم و بهخصوص در آيههاي ابتدايي اين سوره، مطرح شده است. چنانکه در اين سوره ماجراي معراج اين گونه بيان شده است که: «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُکمْ وَمَا غَوَى؛ وَمَا ينطِقُ عَنِ الْهَوَى؛ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى؛ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى؛ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى؛ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى؛ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى؛ فَکانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى؛ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى؛ مَا کذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى» به اين معنا که: «سوگند به ستاره هنگامى که افول مىکند، که هرگز دوست شما (رسول خدا صليالله عليه و آله) منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد. آنچه مىگويد چيزى جز وحى که بر او نازل شده نيست. آن کس که قدرت عظيمى دارد [= جبرئيل امين]او را تعليم داده است؛ همان کس که توانايى فوقالعاده دارد؛ او سلطه يافت، در حالى که در افق اعلى قرار داشت. سپس نزديکتر و نزديکتر شد تا آنکه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو کمان يا کمتر بود. در اينجا خداوند آنچه را وحى کردنى بود به بندهاش وحى نمود. قلب (پاک او) در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت.»
پس از اين آيات، خداي متعال بر اين مطالب و اتفاقات صحه ميگذارد و آن را از هر نوع ترديد دور ميکند تا مردم به آن يقين داشته باشند. چنانکه ميفرمايد: «أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يرَى؛ آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مىکنيد؟!»
سپس به ماجراها و رويدادهاي ديگري مانند مشاهده سدره المنتهي از سوي پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله اشاره ميفرمايد، با اين بيان که: «وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى؛ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى؛ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى؛ إِذْ يغْشَى السِّدْرَةَ مَا يغْشَى؛ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى؛ لَقَدْ رَأَى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْکبْرَى» به اين معنا که: «و بار ديگر نيز او (فرشته وحي) را مشاهده کرد، نزد سدرة المنتهى، که جنت المأوى در آنجاست، در آن هنگام که چيزى [= نور خيرهکنندهاى]سدرة المنتهى را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان نکرد (آنچه ديد واقعيت بود). او پارهاى از آيات و نشانههاى بزرگ پروردگارش را ديد.»
با اين توضيحات، معراج از مسجد الاقصي اتفاق افتاده است.
همين طور است. ابتدا پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله به امر و اراده الهي از مسجد الحرام به مسجد الاقصي تغيير مکان دادند. سپس معراج روي داد و آن حضرت از مسجد الاقصي به سوي آسمانها بالا رفتند. درواقع در مسجد الاقصي تکه سنگ بزرگي وجود داشته که البته آن سنگ تا امروز هم بر جاست. رسول اکرم صليالله عليه و آله در کنار آن سنگ نماز را اقامه کردند. بعد از آن با قدرت الهي سفر خود را به کرات آسماني آغاز کردند که اين مرحله معراج گفته ميشود.
حکمت معراج
چه حکمتي در معراج وجود داشته که بايد اين اتفاق روي ميداده است؟ به طوري که حتي مشاهده ميکنيم شرح آن در قرآن کريم هم بيان شده است.
حکمت اين سفر را بايد از ميان آيات قرآن کريم به دست آورد. آن طور که خداي متعال تصريح ميفرمايد، بنا بود تا نشانهها و آيات الهي به آن حضرت نشان داده شود. به بيان ديگر مقصود از معراج آن بوده که پيغمبر اسلام صليالله عليه و آله کرات و اجرام آسماني را مشاهده کنند و شاهد نشانههاي بزرگ الهي باشد.
ملاقات با انبياي الهي عليهمالسلام
آيا در اين سفر، نبي مکرم اسلام صليالله عليه و آله به بهشت هم وارد شدند؟
آن طور که در روايتها آمده خداي متعال در اين معراج، تمثلي از بهشت را به رسول گرامي خود صليالله عليه و آله نمايان کرد تا آن حضرت شاهد آن باشند. همچنين جهنم را هم به همين صورت مشاهده کردند. ديدار آن حضرت با ارواح انبيا و پيغمبران گذشته هم براي آن حضرت ممکن شد و ايشان توانستند با ارواح انبيا عليهم السلام ديدار و ملاقات داشته باشند.
ميزان درک نبي مکرم اسلام از ذات اقدس خداي متعال
در آيات سوره نجم اين آيه مطرح شده است که: «فَکانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى». منظور از قاب قوسين چيست؟
قاب قوسين به مفهوم اندازه دو کمان است. آن طور که از تفاسير قرآن کريم مشخص ميشود، گويا خداوند ميخواهد بفرمايد جبرئيل عليه السلام که فرشته وحي است، بسيار به رسول خدا صليالله عليه و آل نزديک شد. مانند اينکه دوکمان به هم نزديک ميشوند. درواقع آن حضرت توانستند جبرئيل عليه السلام را در صورت ظاهري خودش و اين اندازه نزديک مشاهده کنند.
در تفسير نور الثقلين هم حديثي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده، مبني بر اينکه آن حضرت درباره تفسير و معناي «قابَ قَوْسَيْنِ» فرمودند: «چون پيغمبر اسلام صليالله عليه و آله نزديکترين خلايق به خداوند متعال بود و به اندازهاي نزديک بود که در شب معراج وقتي به آسمان بالا ميرفتند، جبرئيل عليه السلام مدام به آن حضرت ميگفت:اي محمد نزديکتر برو که در جايي قدم گذاشتهاي که نه هيچ فرشته مقربي قدم گذاشته و نه هيچ پيغمبري. پس اگر روح و جان رسول خدا صليالله عليه و آله نمونهاي از آن عالم نبود، هرگز نميتوانست به آن مرحله برسد. آن حضرت در نزديکي (که شايد مفهوم آن درک باشد) به اندازهاي رسيد که خداوند تعالي درباره او فرمود: قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَىبلکه کمتر از دو قوس.»
همچنين در حديث ديگري از امام زينالعابدين عليه السلام روايتي طولاني نقل شده که در ضمن آن فرمودند: «من فرزند کسي هستم که بلندمرتبه بود و بلندمرتبهتر ميشد. به اندازهاي که از سدره المنتهي گذشت و نسبت به خداي متعال به قدري نزديک شد که بيشتر از دو قدس و بلکه کمتر از آن فاصلهاي باقي نماند.»
ظاهر جبرئيل عليه السلام
مگر شکل حقيقي جبرئيل عليه السلام چگونه بود؟
جبرئيل عليه السلام معمولاً به صورت انساني زيبا و خوشچهره بر پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله نازل ميشد و آيات قرآن و پيامهاي الهي را براي آن حضرت ميآورد. اما دو بار به صورت و شکل ظاهري و حقيقي خودش براي آن حضرت نمايش داده شد. بار اول همين مورد است که از فاصله او با رسول خدا صليالله عليه و آله به قاب قوسين تعبير شده است.
در اين مرحله آن حضرت، جبرئيل عليه السلام را در صورت حقيقي او مشاهده کردند، به طوري که در افق بالا نمايان شد و همه شرق و غرب را پوشانده بود و به اندازه داراي عظمت و هيبت بود که رسول خدا صليالله عليه و آله به هيجان آمدند. مرتبه ديگر در ماجراي معراج بود که باز هم رسول خدا صليالله عليه و آله، او را به شکل حقيقي مشاهده کردند.
البته بايد يادآوري کرد که در بعضي از تفاسير قرآن کريم، اين مطلب عنوان شده که اين رويدادها مربوط به نوعي شهود باطني و خاص رسول خدا صليالله عليه و آله نسبت به ذات قدسي خداي متعال بوده است.
مشاهده خداي متعال با قلب
با اين تعبير، آيا درست است که نتيجه بگيريم رسول خدا صليالله عليه و آله در ماجراي معراج، خداي متعال را با قلب خود مشاهده کردند؟
بله. صحت اين موضوع هم طبق برخي از تفاسير روشن است که پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله، ذات پاک احديت را نه با چشم سر، بلکه با قلب و قوه ادراک خود مشاهده کردند. همان طور که در حديثي نوشته شده که از امام ابي الحسن عليه السلام سؤال کردند که: «آيا پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله پروردگار خود را ديدند؟» آن حضرت جواب دادند: «بله، اما با قلب خود ديد. مگر کلام خداي متعال را نشنيدهاي که ميفرمايد: ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى پس به حکم اين آيه خدا را با چشم نديد، بلکه با قلب ديد.»
از خود رسول اکرم صليالله عليه و آله هم سؤال شد که: «آيا پروردگار خود را ديدهاي؟» آن حضرت در جواب فرمودند: «با چشم خودم نديدم، ولي با قلبم دو بار ديدم.» سپس اين آيه را تلاوت کردند که: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى».
آيا اين اتفاق دو بار روي داده بود؟
بله. يک بار در همان ماجرايي که از فاصله مکاني آن به قاب قوسين تعبير شده است. البته اين تنها تعبيري است که ما بهتر درک کنيم، در حالي که خداي متعال در همه جا حضور دارد و مکان خاصي به وجود الوهيت اطلاق نميشود.
بار دوم در قضيه معراج است که در نزديک سدره المنتهي روي داد که اين بار هم خداي متعال مانند بار اول با قلب خود ديدند.
حقيقت سدره المنتهي
به سدره المنتهي اشاره کرديد. منظور از اين کلمه چيست و آيا مکان خاصي دارد؟
سدر که نوعي درخت است و همه آن را ميشناسند. اما منظور از سدره درخت خاصي است و کلمه منتهي هم به نظر ميرسد که به مکان ويژهاي اشاره دارد. البته اين امکان هم وجود دارد که منظور از آن، منتهاي آسمانها باشد، چون ميفرمايد جنت مأوي در کنار آن است. پس وقتي ميدانيم جنت مأوي در آسمانها قرار دارد چراکه در آيه ۲۲ سوره ذاريات ميفرمايد: «وَ فِي السَّمَاءِ رِزْقُکمْ وَ مَا تُوعَدُونَ؛ و روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مىشود» پس سدره المنتهي هم اشاره به درختي در آسمانها است.
اما درخت سدره چه نوع درختي است؟
در ميان آيات قرآن اشارهاي به اين موضوع نشده است. به نظر ميرسد که خداي متعال در اين مورد ميخواهد مبهم و با اشاره مطلبي را بيان کند. همان طور که در آيه ديگري هم به طور پنهاني و پوشيده اين مطلب را بيان ميفرمايد و از درخت سدره نام ميبرد. آنجا که ميفرمايد: «إِذْ يغْشَى السِّدْرَةَ مَا يغْشَى؛ در آن هنگام که چيزى [= نور خيرهکنندهاى]سدرة المنتهى را پوشانده بود.»
اگر روايتها و احاديث را هم جستوجو کنيم، مشخص ميشود که درخت سدره، درختي است که در آسمان هفتم قرار دارد اعمال انسانها تا آن مرحله بالا ميرود.
بازار