چرا گویش مردم برزیل "پرتغالی" است؟!

منبع
تسنيم
بروزرسانی
چرا گویش مردم برزیل "پرتغالی" است؟!
تسنيم/ "برزيل" کشوري پهناور و بزرگترين کشور آمريکاي جنوبي با 210 ميليون جمعيت است که رودخانه آمازون به‌عنوان بلندترين و پرآب‌ترين رودخانه جهان از قلب اين کشور استوايي مي‌گذرد. مردم اين کشور به‌زبان پرتغالي صحبت مي‌کنند و اين کشور به‌مدد بارشهاي خارق‌العاده استوايي، از پوشش جنگلي استوايي چند ميليون هکتاري برخوردار است و يکي از قطبهاي توليد گوشت قرمز و پروتئين در جهان محسوب مي‌شود. حجت‌الاسلام علي ارجمند عين‌الدين؛ مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در جهاد کشاورزي استان البرز نيز از جمله ناظران ذبح شرعي کشورمان در برزيل بوده است که تجربه حضور 6ماهه در اين کشور را دارد و خاطراتي که با قلمي روان به بيان اتفاقات و مشاهدات خود از حضور در برزيل پرداخته است. فرهنگ به‌عنوان يکي از دستاوردها و ميراث جمعي بشر همواره جايگاه ارزشمندي در جوامع مختلف بشري داشته است؛ فرهنگ را مي‌توان به جريان خون در بدن انسان تشبيه کرد که همه اعضاء و جوارح را در بر گرفته است، حضور فرهنگ از خصوصي‌ترين و طبيعي‌ترين رفتارهاي بشري تا اجتماعي‌ترين کنشها و واکنشهاي او محسوس و ملموس است؛ به عنوان مثال سنت ازدواج پاسخ به يک نياز طبيعي است اما اينکه چه زماني و با چه شخصي ازدواج کنيم و همچنين رسم و رسومات ازدواج، از خواستگاري تا نشستن پاي سفره عقد، همه و همه مسائل فرهنگي است، غذا خوردن پاسخ به يک نياز طبيعي است اما اين که چه زماني، چه نوع غذايي و با چه کساني و با چه آدابي بخوريم، همه و همه بستگي دارد به نوع فرهنگي که به آن تعلق داريم. گذشته از صدها تعريفي که براي فرهنگ ارائه شده، مي‌توان فرهنگ را مجموعه‌اي از باورها، ارزشها، هنجارها، آداب و رسوم، خط و زبان دانست، خط و زبان دروازه ورود به يک فرهنگ محسوب مي‌شود؛ امروزه از ميان زبانهاي زنده در جهان، زبان پرتغالي، جايگاه ششمين يا هفتمين زبان پرکاربرد در جهان به شمار مي‌رود، با حدود 240 ميليون "گويشور". بسياري از مردم جهان تصور مي‌کنند، زبان پرتغالي فقط در 2 کشور پرتغال و برزيل کاربرد دارد در حاليکه اين زبان در 9 کشور دنيا مورد استفاده قرار مي‌گيرد که عبارتند از پرتغال، برزيل، موزامبيک، آنگولا، گينه بيسائو، تيمور شرقي، گينه استوايي، کيپ ورد و سائوتومه، بعلاوه اينکه در ماکائو نيز بسيار پرکاربرد است. از ويژگيهاي ذاتي فرهنگ اين است که هم سيّال است و هم سيّار، يعني فرهنگها هم در درون خود دچار رشد و تحول مي‌شوند و هم از نقطه‌اي به نقطه ديگر منتقل مي‌شوند و اين انتقال، گاهي با ميل و اراده ملتي و گاهي به زور و سلطه ملتي ديگر صورت مي‌گيرد و اين که برخي تصور مي‌کنند زور و اجبار در فرهنگ جايي ندارد، يک تفکر ساده‌لوحانه و دور از واقعيت است! اگر امروزه فقط 5 درصد گويشوران زبان پرتغالي در کشور پرتغال زندگي مي‌کنند، نه بخاطر مزايا و امتيازات اين زبان، بلکه بخاطر نفوذ سلطه استعمار پرتغاليها از قرن 15 تا 18 بوده است و اگر نبود شجاعت و غيرت مردم ايران و برخي از پادشاهان صفوي، چه بسا ايران نيز در قرن 16 به تصرف پرتغاليها در آمده بود! با وجود اين بد نيست بدانيد لغت "ريال" به‌عنوان واحد پول ايران از واژهٔ پرتغاليِ رئال (به پرتغالي: real)، از زمان حضور پرتغالي‌ها در خليج فارس و مراودهٔ آنها با ايرانيان وارد فارسي شده‌ است که به‌معني شاهي است؛ ريال از ريشهٔ رئال از واژهٔ رِگاليس (به لاتين:regalis) به‌ معني شاهنشاهي مي‌آيد که صفتي است از رِکس (به لاتين: rex)؛ به‌ معني شاه ... لطفا يک بار ديگر به نام کشورهاي پرتغالي زبان دقت کنيد، وجه مشترک آنها از آفريقا تا آمريکا اين است که همه آنها روزي مستعمره پرتغال بوده‌اند! زبان پرتغالي يکي از زبانهاي منشعب شده از زبان رومي است که در طول تاريخ تحت ثاتير زبانهاي ديگر تکامل يافته است؛ با فتح اندلس توسط مسلمين از سال 711 ميلادي، ‏حکومت مسلمانان بر اين منطقه تا سال 1492 ادامه داشت. ‏مسلمانان از اقوام عرب و بربر ‏بودند و آنها علاوه بر اسپانيا، حدود 500 سال بر قسمت جنوبي پرتغال امروزي تسلط داشتند، در نتيجه زبان عربي که زبان رسمي آنها بوده با زبان پرتغالي تلفيق شد، از اين رو امروزه در بعضي از کلمات پرتغالي مي توان رگه‌هاي زبان عربي را مشاهده کرد؛ کلماتي نظير ازيتونا ( azeitona ) به معناي زيتون و (Berinjela) به معناي بادمجان و صدها لغت ديگر. زبان پرتغالي يک زبان گفتارمحور است و تا سال 2009 فقط 23 حرف داشت و حروف K ، W و Y در زبان پرتغالي جا نداشتند! مثلا براي کلمه‌اي نظير کيلوگرم (kilogram ) پرتغالي‌ها از qu به جاي k استفاده مي‌کردند و آن را "quilograma" مي‌نوشتند اما از سال 2009، کشورهاي پرتغالي زبان تصميم گرفتند تا در "توافقنامه املايي " خود اين سه حروف را نيز اضافه کنند؛ هر چند غالب مردم برزيل با ريتم تند سخن مي‌گويند اما به‌نظرم فراگيري اين زبان از زبان انگيسي بسيار آسان‌تر است و مي‌توان حروف الفبا و قواعد نگارش آن حروف را تنها در چند ساعت به زبان‌آموز ايراني آموزش داد. جالب است بدانيد در اين زبان، حرفي معادل حرف آ وجود ندارد و حرف A هميشه اَ خوانده مي‌شود هر چند که گاهي، a بسيار نزديک به آ تلفظ مي‌شود مثلا در ايران نام پرجمعيت‌ترين شهر اين کشور سائوپائولو ناميده مي‌شود اما خودشان آنرا (سَم پَئَلو) تلفظ مي‌کنند يا مثلا ايراني‌ها دومين شهر اين کشور را که يکي از زيباترين شهرهاي گردشگري در جهان است را "ريو دو ژانيرو" مي‌نامند در حالي که در زبان پرتغالي هر جا حرف R در اول جمله قرار گيرد، آن را "ه" تلفظ مي‌کنند! قبلا گفته بودم که گزارشگران ورزش ايراني اين نکته ادبي را نمي‌دانند و بارها شنيده شده که در گزارشهاي خود نام يکي از بازيکنان را "رودريگو" مي گويند در حالي که اسم آن بازيکن (هودريگو) تلفظ مي‌شود همچنين هر جا rr ديديد اين دو حرف در واقع يک حرف است و هميشه "ه" تلفظ مي‌شود. جالب‌تر اين که حرف H نوشته مي‌شود اما هرگز خوانده نمي‌شود بلکه فقط اين حرف تلفظ برخي از حروفي را که بعد از آن قرار مي‌گيرند را تحت تاثير قرار مي‌دهد. شما در هر کجاي برزيل که برويد، اگر زبان پرتغالي بدانيد مشکلي براي سخن گفتن نداريد مگر بين 50 قبيله بدوي در جنگلهاي آمازون که آنها ارتباطي با بيرون قبيله خود ندارند و هنوز به زبان بومي خود سخن مي‌گويند! از آنجا که ايالت ماتوگروسوي شمالي در منتهي‌اليه جنوب جنگلهاي آمازون قرار دارد، ما چند باري به قسمتهاي ابتدايي جنگل رفته و در حوضچه يکي از آبشارهاي آنجا شنا کرديم البته آنجا به يک منطقه حفاظت شده و گردشگري بود، اگرچه جمعيتي چنداني به آنجا نمي‌رفتند مگر با تور گردشگري و حضور راهنما و امکاناتي مانند جليقه نجات. به هر حال امروزه زبان پرتغالي تنها زبان رايج در کل اين کشور پهناور است و از سرخ پوستان، تا سياه‌پوستان و دورگه‌ها و آسيايي‌ها همه و همه به اين زبان سخن مي‌گويند. پديده کشورگشايي و استعمار و نوع رفتار ملتها در برابر سلطه مهاجمان، يکي از موضوعات مطالعاتي جالب و جذاب تاريخي است مثلا مي‌دانيم مصريها، عرب نبودند بلکه آنها قبطي بودند؛ بعد از فتح مصر، آنها نه تنها دين بلکه زبان خود را هم تغيير دادند همچنين سوريه بخشي از روم شرقي بود اما مردم آنجا پس از شکست، دين و زبان خود را تغيير دادند اما ايرانيها پس از سه قرن سلطه اعراب بر ايران نه تنها مذهب حاکم را نپذيرفته و شيعه شدند بلکه زبان خود را نيز تغيير ندادند، با اينکه بسياري از شاخص‌ترين دانشمندان ادبيات عرب، ايراني بودند و اين افراد زبان عربي را تکامل بخشيدند يا مثلا ايرانيها در مقابل حمله وحشيانه مغولها همچون يک صدف که تکه سنگي را به درون خود کشيده و ماهيت آنرا تغيير مي‌دهد، باعث مسلمان شدن پادشاهان مغول شدند اما اين که با وجود آن تمدن عظيم چرا امروزه زبان فارسي فقط در چند کشور محدود ايران، افغانستان و تاجيکستان زبان رسمي محسوب مي‌شود، نياز به تدوين يک مقاله علمي يا حتي کتاب مستقل دارد. خيلي از مردم برزيل، فرق بين ايران و عراق را نمي‌دانند! وقتي مي‌گفتيم ما اهل ايران هستم، فکر مي‌کردند اهل عراق هستيم اما برخي فرق بين اين دو را مي‌دانستند؛ اين ابهام باعث شده بود برخي از دوستان ايراني ترک‌زبان که مقيم آنجا بودند، خود را تُرکي معرفي کنند و آنها تصور مي‌کردند او اهل ترکيه است البته مردم برزيل تقصيري ندارند، وقتي رسانه‌هايشان دست نظام سلطه است، وقتي کشور ايران حتي خط هوايي به برزيل ندارد و ايراني‌ها مجبورند با پروازهاي امارات يا قطر يا ترکيه به آنجا پرواز کنند و از سوي ديگر وقتي تعداد کل ايرانيهاي برزيل به بيش از 5000 نفر نمي‌رسد، چگونه مي‌توان انتظار داشت مردم برزيل ايران و ايرانيها را بشناسند! بيش از 4 ماه از اعزام من به برزيل گذشته بود در 40 روز اوليه که در شهر کوچک و محروم پونتس لاسردا بودم، انگيزه‌اي براي يادگيري زبان پرتغالي نداشتم اما در مدت سه ماهي که در کويابا بودم تا حدودي زبان را ياد گرفته بودم در حدي که به راحتي تاکسي گرفته و به شهر مي‌رفتم و خريد مي‌کردم!
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره