شفقنا/ آيت الله سيد احمد زنجاني در کتاب “الکلام يجرّ الکلام”اشاراتي درباره روايات مربوط به انگشتر عقيق آورده است:
شنيدم يک نفر از دسته دوم [کساني که به بهانه وجود برخي احاديث ضعيف، همه روايات را نامعتبر ميشمارند]در راه مکّه، انگشتر عقيق را از دستش کنده، انداخته و گفته است:اين چه چيز است که انسان را نگاه بدارد؟ و مقصودش بىالتفاتى بر اخبار فضيلت انگشتر عقيق بوده است؛ چون در اخبار است که حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمود:
«هر که صبح کند، پيش از آن که کسى او را ببيند، انگشتر عقيق در دست کرده و نگين آن را به سوى کف دست بگرداند و سوره «إنّا أنزلنا» را بخواند و بعد بگويد: «آمَنْتُ باللّه وَحْدَهُ لا شَريکَ لَه و آمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ وِلايَتِهِم»، خداوند او را در آن روز از بلاهاى آسمانى و زمينى نگه مىدارد و در حرز خدا و حرز رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) مىباشد.»
و از حضرت امير (عليهالسلام) روايت شده که فرمود:
«انگشتر عقيق در انگشت بکُنيد که براى شما مبارک است و از بلا ايمن باشيد.»
در ادامه اين مبحث آمده است: منظورش از پرتاب کردن انگشتر، جسارت و اسائه ادب به اين روايات بوده؛ و حال آن که در روايت نگفته که انگشتر نگه مىدارد؛ بلکه گفته خدا نگه مىدارد و در حرز خدا و حرز رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) مىباشد، نه در حرز انگشتر! او مخصوصا براى اينکه دل مردم را چرکين کند، مىگويد: اين انگشتر پرستى است، انگشتربازى است.
شخصى حضور حضرت امام باقر (عليهالسلام) عرض کرد که موشى در دبّه روغن مرده؛ درباره خوردن آن روغن چه مىفرماييد؟ امام (عليه السلام) فرمود: «نخور.» عرض کرد موش، کوچکتر از آن است که براى آن، از طعام خود بگذرم! حضرت فرمود: «تو موشى را حقير نشمردى، بلکه دينت را حقير شمردى!»
اين مرد هم انگشتر را حقير نشمرده، بلکه دينش را حقير شمرده است؛ زيرا اخبار زياد در فضيلت انگشتر هست؛ مخصوصا در نماز که ثواب نماز را بسيار زياد مىکند.
اکنون يکى با انگشتر نماز خوانده و ديگرى بىانگشتر. واقع امر از دو شقّ خالى نيست: يا آن اخبار، جعلى بوده و يا صحيح بوده است. اگر جعلى بوده، زيانى از آن به آن کس که انگشتر در انگشت کرده نمىرسد؛ بلکه زينتى بوده در انگشتش. و، امّا اگر صحيح بوده، آن که ترکَش کرده، چه قدر فايده از دست داده، ناچار انگشت ندامت خواهد گزيد!
پس در اين انگشتربازى (به قول او)، بُرد با آن کسى است که آن را در انگشت کرده باشد؛ چون اگر اخبارش صحيح باشد، هم برايش ثواب هست و هم بر انگشتش، زينت؛ و اگر صحيح نباشد، اقلّاً بر انگشتش زينت که هست.
شنيدهام بعضى هم پيروى کرده و انگشترها را پرتاب کردهاند. نگارنده از آنها مىپرسم: چه شده؟ شما از قول يک نفر، قطع بر جعلى بودن اخبار کرديد و، امّا از قول هزار نفر از بزرگانِ از علما که در علم دين، استخوان خرد کردهاند، احتمال صحيح بودن آنها را نداديد؟! چون اگر احتمال مىداديد، انگشترها را پرتاب نمىکرديد؛ چرا که عقل مانع مىشد؛ زيرا انگشتر در دست کردن، چيزى است مأمونالضرر و مظنونالنفع؛ و البتّه چيزى که ضررش مأمون و نفعش مظنون باشد، عقلا آن را ترک نمىکنند.
بازار