نماد آخرین خبر

طاق بستان؛ شکارگاه شاهان ایران کهن

منبع
کجارو
بروزرسانی
کجارو/ طاق بستان يادگار باشکوه دروان ساساني، از مهم‌ترين حجاري‌ها و نقش برجسته هاي ساسانيان است که در کرمانشاه قرار دارد و از آثار ملي ايران به شمار مي‌رود.طاق بستان يکي از جاهاي ديدني استان کرمانشاه است که از نقش برجسته ‌هاي مهم باقي مانده از دوره ساسانيان محسوب مي‌شود. از اين حجاري باشکوه مي‌توانيد در شهر کرمانشاه بازديد کنيد. براي کساني که به تاريخ عصر ساساني، ديدن جاهاي باستاني و تاريخي علاقه دارند، پيشنهاد مي‌دهيم در سفر به کرمانشاه و بازديد از طاق بستان، همراه ما باشند. استان کرمانشاه با داشتن جاذبه‌هاي تاريخي متعدد و برخورداري از آب و هواي خنک و مطبوع، يکي از مقاصد گردشگري به‌ويژه در فصل تابستان است. محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه کوهي به همين نام در شمال شرقي حاشيه کنوني شهر کرمانشاه واقع شده است.براي ديدن طاق بستان بايد راهي غرب ايران و استان و شهر تماشايي کرمانشاه برويد. اين نقش برجسته را در محله طاق بستان مي‌توانيد ببيند. طاق بستان کجاست؟ طاق بستان در گذشته نام روستايي در ۹ کيلومتري شهر کرمانشاه بود. با گذر زمان و توسعه شهري، اين روستا در محدوده شهري قرار گرفت و به يکي از محله‌هاي اين شهر تبديل شد که در حال حاضر در شمال شرقي کرمانشاه قرار دارد. اين مجموعه نقوش بر دامنه کوه و در کنار درياچه‌اي قرار دارد که به درياچه طاق بستان شناخته مي‌شود. در گذشته اين محل با آب و هواي مطبوع و طبيعتي که داشته، مکاني براي تفريح و شکار شاهان ساساني بوده است و نقش‌هاي حجاري شده نيز نشان‌دهنده اين موضوع است. مجموعه تاريخي طاق بستان در فصل تابستان‌ از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب و در زمستان‌ نيز تا ساعت ۱۷ و ۳۰ پذيراي گردشگران است. قيمت بليط براي بازديدکنندگان ايراني پنج هزار تومان و براي گردشگران خارجي نيز ۲۰ هزار تومان است. در طول تاريخ، پادشاهان تلاش مي‌کردند تا با به کار بردن هنر، شکوه و عظمتشان را نه‌تنها براي مردمان خود، بلکه براي تمام تاريخ به نمايش بگذارند و جاودانه سازند. يکي از روش‌ها براي نشان دادن قدرت و بزرگي پادشاهان، حجاري روي صخره‌ها، کوه‌ها و ايجاد نقش برجسته‌هايي از وقايع و رويدادهاي مهم زمان بوده است. آن‌ها از هنرمندان مي‌خواستند وقايعي چون تاج‌گذاري‌، پيروزي بر دشمنان را روي بر بلنداي کوه و روي صخره حک کنند تا هر رهگذري که از آن حوالي رد مي‌شود آن را ببيند. سياحان، مورخان و جغرافي‌نويسان دوره اسلامي، از اين محوطه با نام‌هاي متفاوتي ياد کرده‌اند. ابن فقيه و ابن رسته اين مکان را «شبديز»، ياقوت حموي آن را «قصر شيرين»، حمدالله مستوفي «طاق بسطام» و برخي ديگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بيستون» و «تخت بستان» ناميده‌اند. مردمان محلي نيز اين محوطه را با نام «طاق وُسان» و «طاق بُسان» مي‌شناسند. امروز نيز اين مجموعه نقش برجسته با نام طاق بستان شناخته مي‌شود که در گويش کرمانشاهي يا کردي کرمانشاهي، «تاق وه سان»، تلفظ مي‌شود. در واقع «تاق» به‌معناي «طاق» و «وه» به‌معناي« از» و «سان» به‌معناي «سنگ» است. بنابراين طاق بستان يعني طاقي از سنگ است. تاق نيز واژه‌اي فارسي و طاق معرب آن است؛ بنابراين نوشتن آن به‌صورت تاق درست‌تر است. تاريخچه طاق بستان طاق بستان يکي از مهم‌ترين نقش برجسته‌ها و حجاري‌هاي عصر ساساني است پادشاهان ساساني، پيرامون مجموعه‌ تاريخي تخت جمشيد را اولين مکان انتخابي براي تراشيدن تنديس‌هاي دوران حکومت خود، در نظر گرفته‌اند. ولي پس از پادشاهي اردشيردوم (پادشاه ساسانيان در سال‌هاي ۳۷۹ تا ۳۸۳ ميلادي)، به دستور وي و بعد از رسيدن به پادشاهي، طاق بستان از ميان ساير مناطق ايران برگزيده شده و اين محل را بهترين مکان براي ايجاد سنگ‌نوشته‌هاي سلطنت خود برشمرد. شايد بتوان مهم‌ترين دليل اين امر را موقعيت جغرافيايي آن که در بين راه جاده‌ي ابريشم (شاه‌راه مهم بازرگاني در قاره‌ي آسيا که غرب، شرق و جنوب آسيا را به يکديگر و شرق قاره‌ي اروپا را به شمال قاره‌ آفريقا پيوند داده است) قرار گرفته و از طبيعت بکر و زيبايي برخوردار است، بيان کرد. چشمه‌اي زيبا و چشم‌نواز در اين منطقه به چشم مي‌خورد که از آبي گوارا و مطبوع برخوردار بوده و زيبايي دوچنداني به محيط اطراف خود بخشيده است. البته در اين محوطه بناهاي ديگري بوده است که اکنون ديگر وجود ندارند. در اين، محل بقاياي پلي در سمت شرقي نقش برجسته اردشير ديده مي‌شود. سنگ‌نگاره‌اي نيز در سال‌هاي اخير در بالاي چشمه طاق‌ بستان کشف شده است. نظرات متعددي در مورد تاريخچه‌ اين مجموعه‌ باشکوه تاريخي وجود دارد که هرکدام در نوع خود جالب و شنيدني است؛ در کتاب مسعودي اشاره شده، حجاري‌هاي صورت گرفته در طاق‌ بستان را يکي از شگفت‌انگيزترين آثار تاريخ معرفي کرده و بر اين باور است که اين منطقه از کشور، حدود ۱۳ قرن پيش، به‌عنوان باغ‌‌هاي پادشاهان ساساني استفاده مي‌شد. آرتور کريستنسن نيز، مجموعه‌ طاق‌ بستان را زيارتگاه آناهيتا برشمرده و معتقد است که اولين پادشاهان ساساني، تا نرسي (نوه‌ي يزدگرد سوم و از پادشاهان ساساني) تصاوير خود را در صخره‌ها و سنگ‌هاي عظيم اطراف مجموعه‌ي تخت جمشيد، حکاکي کرده‌اند. برخي از باستان‌شناسان و مورخان، قدمت اين مجموعه را‌ که متشکل از چندين سنگ‌نوشته (کتيبه‌هاي سنگي) است، به دوران حکومت پادشاهان ساساني که به قرن سوم ميلاد باز مي‌گردد، تخمين زده‌اند. طاق بستان يادگاري از شاهان ساساني طاق بستان از جمله جاهاي ديدني کرمانشاه است که به‌لحاظ هنري و تاريخي از اهميت فراواني نزد تاريخ‌نويسان و باستان‌‌شناسان برخوردار است و مي‌توان شکوه و عظمت آن را در هنر به کار رفته توسط مردان ايران کهن مشاهده کرد. طاق ‌بستان از چندين رخداد تاريخي عصر ساساني رونمايي مي‌کند و تاج‌گذاري شاهان اين دوره را به تصوير کشيده است که شامل: طاق بستان متشکل از دو طاق به هم پيوسته و از جنس سنگ خام خاکستري رنگ است که در کوه حفر شده‌اند. در واقع از مزايا و خصوصيات بارز اين سنگ‌ها مي‌توان به عدم رشد گياهان و علف‌هاي هرز در آن، اشاره کرد. اين مجموعه از سه بخش اصلي و مهم تشکيل شده است که به نام‌هاي نقش برجسته‌ي تاج‌گذاري اردشير دوم (۳۸۰- ۳۸۳ ميلادي)، طاق بزرگ (معروف به ايوان بزرگ که مربوط به زمان پادشاهي خسروپرويز و در سال‌هاي ۵۹۰-۶۲۸ ميلادي است) و طاق کوچک (معروف به ايوان کوچک و مربوط به تصوير برجسته‌ شاپور سوم در سال‌هاي ۳۸۰-۳۸۳ ميلادي)، شهرت دارند که مي‌توان آن‌ها را به‌عنوان دقيق‌ترين و در عين حال زيباترين آثار سنگي برجاي‌مانده از حکومت پادشاهان ساساني در نظر گرفت. تمامي تصاوير و نقوش حک شده روي کتيبه‌ها و سنگ‌هاي موجود در مجموعه‌ طاق بستان، با ظرافت، دقت و استادي هنرمندان به‌گونه‌اي ساخته شده است که مي‌توان جزئي‌ترين نکات را نيز در آن‌ها مشاهده کرد. همچنين در اين مجموعه به نقاشي و موسيقي، همچون اثري هنري و ارزشمند با حک شدن تصاوير نوازندگان در دوران ساساني، ارج نهاده شده است. در واقع طاق بستان را که به شکارگاه پادشاهان ايراني شهرت دارد، اولين سنگ‌نگاره‌ جهان معرفي کرد که به‌درستي قواعد و اصول نقاشي را در خود جاي داده است. تصوير خسروپرويز سوار بر شبديز (اسب سياه‌رنگ خسرو پرويز)، به‌گونه‌اي در اين سنگ‌نوشته حکاکي شده است که گويي تابلوي نقاشي زيبا و ستودني را مشاهده مي‌کنيد. هنرمند حکاک تصوير فرد سوار، لباسي را براي او در نظر گرفته که با نخ‌هاي طلايي و به‌شکل هندسي لوزي بافته شده است. در واقع مي‌توان اين‌گونه بيان کرد که وي به شيوه‌اي کاملا استادانه لباس آن سوار را تزيين کرده است. همچنين مي‌توان به صحنه‌ي شکار گراز شاه اشاره کرد که در آن قسمت، شاه از لباسي استفاده کرده که پارچه‌ي آن به تصوير سيمرغ در نشانه‌هاي مدور، به زيبايي تزيين شده است. در تصاوير پاروزن‌ها نيز مي‌توان نقوشي نمايشي را مشاهده کرد. از ديگر قسمت‌هاي مجموعه‌ي طاق بستان مي‌توان به تصاوير برجسته‌ به سلطنت رسيدن و تاج‌گذاري اردشير دوم (نهمين پادشاه حکومت ساساني) اشاره کرد. در اين تصوير، هيبت اردشير دوم به‌صورت ايستاده در حالي که دست چپ خود را روي قبضه‌ شمشير خود قرار داده و با دست راست حلقه روبان‌داري را از اهورا مزدا دريافت مي‌کند، حکاکي شده است. چهره‌ي وي به‌شکل سه ربع و با بدني به‌صورت تمام رخ و در وسط تصوير، مشاهده مي‌شود. شاه مذکور از چشماني درشت، ابروهايي برجسته و پرپشت، ريشي فر (مجعد) و موهايي پر و انبوه که تا شانه‌ها نيز ادامه داشته، برخوردار بوده است و به‌خوبي مي‌توان در اين تصوير، آن‌ها را تشخيص داد. در اين نقش برجسته مي‌توان گوشواره‌ (تصوير گوشواره به‌صورت دايره شکل که گوي کوچکي به آن آويخته، حکاکي شده است)، گردنبند (اين گردنبند از يک رديف مرواريد تشکيل شده است) و دستبندي را که اردشير دوم مورد استفاده قرار داده، مشاهده کرد. باستان‌شناسان و مورخان معتقدند که در رسوم و آيين ايرانيان دوران کهن، از ملزومات پادشاهي و سلطنت، داشتن شايستگي‌هاي ويژه‌اي است که به فر کياني يا خصوصيات خدايي معروف است. در واقع با بهره‌مندي از اين نيروي خدايي، پادشاه مي‌تواند به نهايت روحاني و نفساني دست يافته و از طرف خداوند يکتا، براي ارشاد، راهنمايي و هدايت مردم سرزمين خود انتخاب شود. در دين و مکتب زرتشتيان نيز هر فردي که مورد رضايت و پسند خداوند باشد، از اين خصوصيت ويژه برخوردار است. حال آنکه اين فرد پادشاه، عابد و زاهد يا دانشمندي عالم باشد. تصوير فروهر در اين نقش برجسته به‌گونه‌اي حک شده است که تاجي کنگره‌دار روي سر خود داشته و حلقه‌ي فر ايزدي را به دستان شاه مي‌سپارد. مي‌توان شباهت زيادي بين لباس‌هاي فروهر و پادشاه در اين تصاوير مشاهده کرد که شلواري چين‌دار بر تن کرده که بوسيله‌ي ريسمان يا بندي به مچ پاي آن‌ها متصل است. همچنين اين دو کمربند و دستبندي نيز به تن داشته که از ديگر شباهت‌هاي پوشش ظاهري آن‌ها به شمار مي‌آيد. ميترا يا مهر عنوان پيامبر دوران باستان ايران است که تصوير وي در سمت چپ پادشاه، نقش بسته است. در طاق بزرگ طاق بستان نقوش مختلفي چون شکار، درخت زندگي و نوازندگان ديده مي‌شود طاق بزرگ‌ از تصاوير حک‌شده‌ي ظريفي برخوردار است که از چند بخش تشکيل شده‌اند. اين حجاري‌ها از ابعادي به پهناي ۷٫۵ متر، ارتفاعي بالغ بر ۱۱ متر و عمقي حدود ۷٫۵ متر برخوردار است. در بخش ورودي طاق، سنگ‌نگاره‌هايي زيبا که منقوش به تصاوير فرشته‌هاي بالدار، درخت زندگي، بخشي از صحنه‌هاي شکار پرندگان و گراز، صيد ماهي‌هاي مرداب، چهره‌هاي حک شده‌ حيواناتي همچون فيل، اسب و همچنين نقش‌هايي از قايق‌هاي مختلف به چشم مي‌خورد، جملگي نشان‌دهنده‌ جلسات شادي و بزم پادشاهان ساساني، دولت‌مردان و مردم آن دوران خواهند بود که به‌خوبي توسط ذوق و سليقه‌ استادکاران ايراني، به هنر و اثري شگفت‌انگيز تبديل شده است. در جدار پشت اين طاق دو تصوير برجسته که مربوط به صحنه‌هاي شکار است، مشاهده مي‌شود. صحنه‌ شکار گوزن و گراز که هرکدام از خصوصيات و ويژگي‌هاي قابل توجهي برخوردارند. صحنه‌ مربوط به شکار گوزن، درون قابي به ابعاد ۳٫۹ متر عرض و ۵٫۸ متر طول تشکيل شده است. مي‌توان تصاوير فيل‌باناني را که در سه رديف قرار گرفته‌ و گوزن‌ها را به‌وسيله‌ي دروازه‌اي که در قسمت راست حصار قرار گرفته است، به درون شکارگاه هدايت مي‌کنند، مشاهده کرد. در واقع اين گوزن‌ها در پي چندين گوزن دست‌آموز که با روباني به گردن قابل تشخيص بوده، متواري هستند. تصاوير شاه نيز سوار بر اسب خويش، درون شکارگاه و در سه بخش ارائه شده است. وي شمشيري مرصع‌گونه را به کمر خود آويزان کرده و کماني را بر گردن خود قرار داده است. پشت او زني را مشاهده خواهيد کرد که چتري بر فراز سر پادشاه قرار داده است. همچنين سه رديف از زنان را پشت سر شاه حکاکي کرده‌اند که هرکدام به حالاتي متفاوت نمايش داده شده‌اند. در دو رديف نخست، زن‌ها به حالت احترام ايستاده و رديف سوم نيز زناني که در حال نواختن آلات موسيقي هستند، به تصوير کشيده شده‌اند. تصاوير افرادي که در حال رام کردن گوزن‌ها حکاکي شده است، به‌صورت ايستاده و در حال نواختن چنگ و دست زدن نمايش داده شده‌اند. در بخش بعدي صحنه‌ي شکار گراز، مي‌توان شاه را در حال شکار ديد. وي سوار بر اسبي است که چهار نعل در حال تعقيب گوزن‌ها مي‌تازد. در بخش انتهايي اين تصوير نيز شاه را کمان به گردن که نشان‌دهنده‌ي اتمام شکار است، مشاهده خواهيد کرد. در قسمت چپ حصار، چهره‌ي چند شترسوار را که گوزن‌هاي شکارشده را حمل مي‌کنند، حکاکي کرده‌اند. در ادامه به توضيحات کامل‌تري در مورد اين صحنه خواهيم پرداخت. طبق برآورد کارشناسان معماري و باستان‌شناسان، به نظر مي‌رسد که سازندگان اين اثر تاريخي، صحنه‌ شکار گراز را نيز داخل قابي به عرض ۴٫۱۳ متر و طول ۵٫۷ متر، حجاري کرده‌اند. در بخش چپ آن، ۱۲ فيل که در پنج رديف عمودي قرار گرفته‌اند، حضور دارند که تصوير دو سوار روي هر يک از آن‌ها، نقش بسته است. به نظر مي‌رسد که فيل‌بانان، مشغول بيرون کشيدن گرازها از پناهگاه باتلاقي به درون نيزارها هستند. برفراز صحنه‌ي شکار گراز، قايق پارويي مشاهده مي‌شود که پنج نفر درون آن‌ها در حال دست زدن حکاکي شده‌اند. تصوير دو پاروزن را نيز مي‌توانيد درون قايق مشاهده کنيد. شاه داخل قايقي که در اطراف آن، نوازندگان زن حضور دارند، درست در مرکز صحنه‌ شکار، به چشم مي‌خورد. او با تير و کمان خود، به‌سمت دو گرازي که به‌سمت او در حال گريز هستند، تيراندازي مي‌کند. داخل قايق پادشاه نيز تصوير چهار شخص ديگر نيز وجود دارد که به نظر مي‌رسد نفرات اول و آخر، پاروزن‌ها، نفر دوم خدمتکار شاه و چهارمين نفر نوازنده‌ چنگ است. در پشت قايق پادشاه، قايق ديگري به تصوير کشيده‌ شده که حامل چهار نوازنده‌ زن است. به نظر مي‌رسد آن‌ها در حال نواختن چنگ هستند. در قسمت راست صحنه، انتهاي شکار گراز به نمايش گذاشته شده است. استادکاران، تصوير شاه را در حالت ايستاده و داخل قايق به‌گونه‌اي که کمان خود را به نشانه‌ي پايان شکار در دست چپ خويش گرفته است، حکاکي کرده‌اند. در اين صحنه، در کمر وي شمشيري وجود نداشته و در اطراف سر او نيز هاله‌هايي از نور مشاهده مي‌شود. در پشت قايق پادشاه نيز مي‌توان قايق ديگري را يافت که درون آن، چندين نوازنده‌ زن، در حال نواختن هستند. در بخش پاياني تصوير نيز تصوير پنج فيل‌سوار که در حال جمع کردن اجساد گرازهاي کشته شده به‌وسيله‌ خرطوم‌ فيل‌ها هستند، وجود دارد. هيبت خدمه نيز در حالي که ضربه‌ نهايي را به‌وسيله‌ گرزهاي خود به شکارها وارد مي‌کنند، منقوش شده است. درون قاب نيز در بخش بالايي، گرازهايي را که شکار شده‌اند روي فيل‌ها حکاکي کرده و در پايان هنرمندان سنگ‌تراش و استادکاران خوش‌ذوق ايران کهن، در قسمت پايين تصوير، نقش گرازهايي را که روي زمين قرار داده شده‌ و خدمه در حال بريدن و قطعه قطعه کردن اعضاي بدن آن‌ها هستند، به تصوير کشيده‌اند. نقش برجسته اسب سوار زره پوش پيش‌تر نيز به تصوير اسب‌سواري زره‌پوش در طاق بستان کرمانشاه، اشاره شد. البته هويت اين سواره که در پايين تصوير تاج‌گذاري خسروپرويز مشاهده مي‌شود، مشخص نيست. اما احتمالات متفاوتي در مورد آن ذکر شده است. برخي باستان‌شناسان وي را يک رزم‌جو، برخي ديگر آن را متعلق به خسروپرويز و تعدادي نيز او را پيروز ساساني مي‌پندارند. به هرحال اين سوار هر که هست، قطعا نشان‌دهنده‌ي فر و قدرت پادشاه و ايرانيان خواهد بود. حکاکان اين اسب‌سوار، آن را با چهر‌ه‌اي به‌صورت سه ربعي و بدني تمام رخ که پشت اسبي قوي نشسته‌ است، نشان داده‌اند. اين فرد کلاه‌خودي که تمام چهره‌اش را پوشانده و تنها چشمانش را نشان مي‌دهد بر سر داشته و روي آن نيز تاجي قرار داده است. نواري متشکل از دو رديف مرواريد، روي پايه‌ي تاج را تزيين کرده که به‌وسيله پاپيوني پشت سر بسته شده است. بخش حاشيه بالاي تاج نيز توسط شيارهاي عمودي به‌طرز زيبايي تزيين شده است. بالاي تاج، موهاي سر سوارکار نيز به‌شکل پر و انبوه و بدون داشتن هيچگونه پوششي که با پاپيون و دو روبان بسته شده است، نشان داده مي‌شود. پيراهني که وي به تن دارد، بلند بوده که با استفاده از تصاوير مرغ و ارغن، تزيين و جلوه‌اي زيبا به خود گرفته است. زرهي متشکل از بافت زنجير نيز روي پيراهن سوار ديده مي‌شود که تا روي زانوي وي، پيشروي کرده است. کمربند بسته شده روي کمر با کمک طرح‌هايي به‌شکل دايره، تزيين شده و در بخش انتهايي آن، حمايلي بسته که توسط شکل‌هاي هندسي به‌صورت لوزي و دايره تزيين شده است. اين سوار، تيرداني را به حمايل مذکور متصل کرده که نشان از رزمي بودن وي دارد. نيزه‌ بلندي که در دست وي ديده مي‌شود و همچنين سپر دايره‌اي شکل که احتمالا براي دفاع مورد استفاده قرار مي‌گرفته است، از ديگر اشيا حکاکي شده در صحنه‌ اين سوارکار به شمار مي‌آيد. روي صورت، سينه‌ و کپل اسب نيز منگوله‌هايي به‌عنوان تزيين قرار داده شده است. روي منگلوله‌هاي کپل، مي‌توان تصوير انساني با سه سر را مشاهده کرد. همانگونه که قبلا نيز ذکر شد، هويت اصلي اين سوار مشخص نيست و نظرهاي گوناگوني در مورد آن ذکر شده است. برخي از تاريخ‌نويسان و جغرافي‌دانان از جمله ابن فقيه، ابن رسته، ابودلف، مسعودي و ياقوت، آن را متعلق به خسروپرويز دانسته که روي اسب مشهور و محبوب خود، شبديز، مشاهده مي‌شود. نقش برجسته محمد علي ميرزا در قرن ۱۹ ميلادي کتيبه‌اي نقش برجسته، توسط محمدعلي ميرزا در زمان حکومت قاجار، در مجموعه‌ طاق بستان کرمانشاه، صورت گرفته است که تأسف زيادي را در بردارد. اين دستکاري‌هاي انجام شده، صدمات و آسيب بسياري را به اين مجموعه‌ عظيم و شگفت‌انگيز ايران کهن وارد ساخته ساست. در واقع ناهماهنگي و بي‌ارزش بودن تصوير مجسمه‌ محمدعلي ميرزا (پسر فتحعلي شاه قاجار)، به‌گونه‌اي است که ناصرالدين شاه در سفرنامه‌اي که از خود به يادگار گذاشته است، چنين مي‌نويسد: بالاي اين صفحه آغاغني، خواجه پاشي محمدعلي ميرزاي مرحوم که از طوالش گيلان بوده، زحمت کشيدن صورت مرحوم شاهزاه را نشسته و حشمت الدوله پسرش و پسر کوچک‌تر را داده است حجاري کرده. خود آغاغني را هم با هيئت مکروه ايستاده در جلوي شاهزاده نقش کرده‌اند. طوري به او بيفتاده که واقعا مهوع است و طاق را ضايع کرده است و بسکه بد حجاري شده روي اشکال را رنگ آميزي کرده‌اند. الحق مايه‌ تضييع طاق شده است. در طاق کوچک طاق بستان دو کتيبه به خط پهلوي باقي مانده است سازندگان طاق کوچک مجموعه‌ طاق‌ بستان، اين بخش را به‌صورت فضايي به‌شکل مستطيل با ارتفاعي حدود ۵/۳ متر، عرض ۵/۹ متر و عمق ۳/۸ متر در نظر گرفته‌اند. در طرفين بخش ورودي آن، مي‌توان دو جرز به‌صورت چهارگوش که از ارتفاعي بالغ بر حدود ۳/۷ متر و پهنايي حدود ۹ سانتي‌متر برخوردار است، مشاهده کرد. بر فراز اين جرزها، اتاقي برخوردار از قوسي نيم‌دايره‌اي شکل که به‌اندازه‌ ۱۰ سانتي‌متر از سطح دروني جرزها عقب‌تر قرار گرفته‌ است، وجود دارد. بخش ديوار انتهايي، اين طاق را به دو بخش تقسيم‌بندي کرده است. قسمت فوقاني، يکي از اين بخش‌ها را تشکيل مي‌دهد که از طاقچه‌اي به عمق ۳۰ سانتي‌متر و ارتفاعي حدود ۲/۹۳ متر تشکيل شده است. در طاق کوچک‌ تزيينات کمتري نسبت به طاق بزرگ‌ به کار رفته است اين در حالي است که باستان‌شناسان، اهميت طاق کوچک‌ را بيشتر از ديگري دانسته و آن را ارزشمندتر معرفي کردند. چراکه اين بخش از مجموعه‌ تاريخي، بهره‌مند از دو کتيبه‌ي سنگي منقوش به خط پهلوي است که در طرفين آن قرار گرفته است. در انتهاي غار نيز مي‌توان تصوير برجسته‌ دو فرد را مشاهده کرد. کتيبه هاي پهلوي طاق بستان در طاق کوچک نيز تصاوير و نقش‌هايي از چهر‌ه‌هاي پادشاهاني همچون شاپور دوم و شاپور سوم حجاري شده است که در نوع خود جالب و قابل‌توجه خواهد بود. در واقع تصاوير شاپور دوم و سوم، دو تنديس موجود در طاق کوچک را تشکيل مي‌دهد. محققان تصاويري را از اين دو پادشاه بازسازي کرده‌اند که در ميان نگاره و طاق بزرگ قرار گرفته است. اين تصاوير از دو نقش بر فراز ديواره‌ طاق و دو کتيبه برخوردار است. کتيبه‌هاي ذکر شده با خط پهلوي منقوش بوده که حکايت تصاوير را براي بينندگان بازگو مي‌کند. طبق نوشته‌هايي که در کنار تصاوير پيکره‌هاي موجود در اين بخش حک شده است، مي‌توان هويت اصلي آن‌ها را کشف کرد. کتيبه‌اي که متعلق به شاپور دوم است، از ۹ خط برخوردار بوده که باستان‌شناسان آن‌ را اين‌گونه ترجمه کرده‌اند: اين پيکري از بغ مزدا پرست. خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران که چهر از يزدان دارد. فرزند بغ مزدا پرست، خدايگان هرمز، شاهنشاه ايران و انيران که چهر از ايزدان دارد، نوه‌ي خدايگان نرسه شاه شاهان در سنگ‌نوشته‌ي متعلق به شاپور سوم نيز ۱۳ سطر وجود دارد که معناي آن‌ها چنين است: اين پيکري است از بغ مزدا پرست، خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران که چهر از يزدان دارد، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور، شاهنشاه ايران و انيران که چهر از ايزدان دارد، نوه‌ي خدايگان هرمز و شاهنشاه طبق نقل قول‌ها، به نظر مي‌رسد که فرشي متشکل از جواهر کف طاق بستان پهن بوده که متأسفانه در زمان حمله‌‌ اعراب به ايران، بين فرماندگان عرب به‌عنوان غنيمت جنگي تقسيم‌بندي شده است. تجاوز و حمله به اين مجموعه‌ شگفت‌انگيز تاريخي بارها و بارها صورت گرفته که آسيب‌هاي فراواني را به آن وارد ساخته است. بويژه در مدت زمان حضور نيروهاي استالين و انگليسي، تخريب‌ها و خسارت‌هاي بسياري را بر پيکره‌ طاق بستان کرمانشاه وارد کرده‌اند که تأسف‌بار است. هرچند با وجود اين همه آسيب، باز هم مي‌توان شکوه، عظمت و زيبايي اين اثر باستاني را به وضوح مشاهده کرد. کتيبه قاجاري محمد علي ميرزا نيز به نوبه خود موجب آسيب زدن به اين حجاري باشکوه دوران باستان شده است. عوامل طبيعي نيز مانند ترک برداشتن ديواره‌هاي طاق به‌دليل رانش زمين، به مرور زمان موجب نفوذ آب و تجمع خزه‌ها و در نتيجه محو شدن بخشي از نقوش اين طاق‌ها مي‌شود. موزه سنگ طاق بستان بعد از گشت‌وگذار در محوطه طاق بستان مي‌توانيد از موزه سنگ اين مجموعه که در شمال بلوار طاق بستان قرار دارد ديدن کنيد. در اين محل، در فضايي باز آثاري سنگي از دوره‌هاي ساساني و اسلامي مانند سرستون‌هاي ساساني با نقش‌هاي چون آناهيتا، اهورامزدا و درخت زندگي، نيم تنه منتسب به خسرو پرويز بقايايي از کاخ قاجاري قصرشيرين در معرض نمايش قرار دارند. علت نام‌گذاري اين موزه به نام موزه سنگ، به‌علت وجود همين آثار سنگي است.
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره