logo

امتیاز خواهی در حکومت

منبع
مشرق
بروزرسانی
امتیاز خواهی در حکومت

مشرق/ حضرت اميرالمومنين عليه السلام اين خطبه را در شهر کوفه در دوران زمامداري شان ايراد فرمودند.
به خدا سوگند، برادرم عقيل  را ديدم که به شدّت تهيدست شده و از من درخواست داشت تا يک من  از گندم هاي بيت المال را به او ببخشم. کودکانش را ديدم که از گرسنگي داراي موهاي ژوليده، و رنگشان تيره شده، گويا با نيل رنگ شده بودند.
پي در پي مرا ديدار و درخواست خود را تکرار مي کرد، چون به گفته هاي او گوش دادم پنداشت که دين خود را به او واگذار مي کنم، و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مي دارم
روزي آهني را در آتش گداخته به جسمش نزديک کردم تا او را بيازمايم، پس چونان بيمار از درد فرياد زد و نزديک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اي عقيل، گريه کنندگان بر تو بگريند، از حرارت آهني مي نالي که انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است امّا مرا به آتش دوزخي مي خواني که خداي جبّارش با خشم خود آن را گداخته است تو از حرارت ناچيز مي نالي و من از حرارت آتش الهي ننالم و از اين حادثه شگفت آورتر اينکه شب هنگام کسي به ديدار ما آمد  و ظرفي سر پوشيده پر از حلوا داشت، معجوني در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم که گويا آن را با آب دهان مار سمّي، يا قي کرده آن مخلوط کردند به او گفتم: هديه است يا زکات يا صدقه که اين دو بر ما اهل بيت پيامبر (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم ) حرام است.
گفت: نه، نه زکات است نه صدقه، بلکه هديه است. گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگريند، آيا از راه دين وارد شدي که مرا بفريبي يا عقلت آشفته شده يا جن زده شدي يا هذيان مي گويي به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرماني کنم که پوست جوي را از مورچه اي ناروا بگيرم، چنين نخواهم کرد و همانا اين دنياي آلوده شما نزد من از برگ جويده شده ملخ پست تر است علي را با نعمت هاي فنا پذير، و لذّتهاي ناپايدار چه کار به خدا پناه مي بريم از خفتن عقل، و زشتي لغزش ها، و از او ياري مي جوييم.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره
اخبار بیشتر درباره