روایت جالب تکاور نیروی دریایی ارتش از مقاومت 34 روزه خرمشهر


فارس/ بيشک يکي از گروههاي تاثيرگزار در مقاومت 34 روزه خرمشهر در برابر ارتش عراق، تکاوران نيروي دريايي ارتش بودند.
کماندوهاي نيروي دريايي در آن زمان در کنار برادران سپاهي و مردم خرمشهر دلاورمردانه در برابر بعثيان ايستادند و در اين شهر مقاومت کردند.
آنچه ميخوانيد روايت است از يکي از اين تکاوران نداجا به همراه تصاويري ديده نشده از حضور کماندوها و دانشجويان سال اول دانشگاه علوم دريايي امام خميني(ره) نداجا در مقاومت خرمشهر
«نيروهاي مردمي در خرمشهر با علاقه و ايمان قوي و محبت زياد، به ما در دفاع از خرمشهر کمک مي کردند. ما زماني که از بوشهر به خرمشهر مي آمديم براي هر واحد يک آشپزخانه صحرايي داشتيم اما يک بار هم از آشپزخانه هايمان استفاده نکرديم و مردم در تمام طول مدتي که ما در اين شهر بوديم ما را از همه نظر پشتيباني مي کردند.
خدمات تکاوران نيروي دريايي به خرمشهر محدود به زمان جنگ نمي شود، پيش از جنگ نيز در دوراني که جنبش خلق عرب کنترل اوضاع خرمشهر را به نفع خود در دست گرفته بودند و رعب و وحشت زيادي را در دل مردم ايجاد کرده بودند، کماندوهاي نيروي دريايي در کنار مردم خرمشهر بودند.
کار به اين صورت بود که اين جنبش حتي به فرمان استاندار خوزستان هم مبني بر خلع سلاح جنبش خلق عرب، توجهي نکردند و يک بار هم به مقر برادران سپاهي حمله ور شده و 17نفر از آنان از جمله شهيد جهان آرا را به گروگان گرفتند. تکاوران نيروي دريايي به فرماندهي ستوان باي گروگانها را از دست آنها آزاد و در نهايت امنيت به خرمشهر بازگرداندند. به همين خاطر فرماندار وقت خرمشهر در تقاضايي ضمن تقدير از تکاوران خواستار تمديد ماموريت تکاوران در خرمشهر شد.
روز چهارم مهر دشمن از جاده شملچه تا پل نو پيش آمده بود. تکاوران مستقر در پل نو سربازان دشمن را متوقف کرده و تا ساعت 11شب دشمن را از شلمچه عقب رانده و حتي وارد خاک عراق شدند و پاسگاه مرزي ايران و عراق در منطقه شلمچه در اختيار ما قرار گرفت و 21نفر از نيروهاي آنها به اسارت ما در آمدند.
در اين شرايط منتظر نيروي کمکي بوديم که نيروي کمکي براي ما نيامد. در روز بعد ارتش عراق با نيروي تازه نفس و آتش سنگين به ميدان آمد و ما ناچار عقب نشستيم. ما در روز پنج مهر قدم به قدم از پاسگاه مرزي تا يک کيلومتري پل نو از صبح تا بعدازظهر با دادن هفت مجروح و يک شهيد عقب نشيني کرديم. اما با همه اين احوال اجازه نداديم که نيروهاي عراقي از پل نو جلوتر بيايند و در همان جا آنها را زمين گير کرديم.
هوا که تاريک شد نيروهاي عراقي مانند هميشه زمين گير شدند زيرا که مي ترسيدند عملياتي انجام دهند و وقتي که راه مي رفتند از سايه خودشان هم وحشت داشتند. آنها مي گفتند: هر جا که ما مي رويم تکاوران نيروي دريايي ايران حضور دارند و ما را در کمين گرفتار مي کنند و در واقع هم همين طور بود.
در هفدهم يا هجدهم مهرماه بود که نيروهاي ما در يک عمليات شناسايي محل استقرار يک لشکر تکاور از دشمن که در واقع مقر فرماندهي آنها بود را شناسايي کردند و ما تصميم گرفتيم که با يک تک شبانه ضربه اي را به آنان وارد کنيم. نيروها در نيمه هاي شب در اطراف خاکريز عراقي ها با تمام تسليحات مستقر شدند و وقتي فرمان آتش صادر شد کماندوهاي ما خاکريز دشمن را به زير آتش گرفتند.
تکاوران دشمن سراسيمه از خواب بيدار شده و ابتدا گمان مي کردند که آتش از هوا بر سر آنها ريخته مي شود و ضدهوايي هايشان را فعال کردند وضعيت به گونه اي بود که آسمان از آتش آنها روشن شده بود و آنها در مواقعي حتي يکديگر را مورد هدف قرار مي دادند. در نهايت در ساعت چهار صبح با دادن خسارات و تلفات زياد تا حدود چهار کيلومتر عقب نشستند.
دشمن در منطقه بالاي خور عبدالله پايگاهي براي پرتاب موشک هاي کرم ابريشم داشت که پرسنل ما با عبور از اروندرود در خاک دشمن با يک عمليات شناسايي و مهمات گذاري اين پايگاه راداري را به آتش کشيدند.
گردان تکاور نيروي دريايي در 34 روز پيش از سقوط خرمشهر و در عمليات هاي ثامن الائمه، فتح المبين و بيت المقدس 103 شهيد و 300 مجروح را تقديم انقلاب کردند.
در روز چهار آبان 59 پس از 34 روز مقاومت با دستوري که از بالا رسيده بود ما بايد شهر خرمشهر را ترک مي کرديم؛ پرسنل حاضر به ترک شهر نمي شدند در نهايت با صحبت هايي که من با آنها داشتم و تاکيد بر اين که اين دستور يک دستور نظامي است آنها را متقاعد کردم که شهر خرمشهر را ترک کنند.
پيش از عمليات ثامن الائمه گردان تکاور به همراه گرداني از لشکر 77 خراسان عملياتي را به نام ذوالفقار اجرا کردند و آن به اين صورت بود که تيپ شش لشکر تکاور عراق در منطقه اي به نام ذوالفقاريه مي خواستند از رود بهمنشير عبور کرده و جاده خرمشهر، اروندکنار که تنها جاده پشتيباني ما بود را به تصرف خود درآورند.
تعدادي از نيروهاي ما به اين منطقه رفته و از زدن پل بر روي رود بهمنشير توسط نيروهاي عراقي جلوگيري کردند. گردان 153 لشکر 77 خراسان نيز به فرماندهي سرگرد کهتري به کمک ما آمد و پس از همفکري و طراحي عمليات در عمليات ذوالفقار 13 نفربر و 600 نفر از نيروهاي دشمن در آب غرق شده و 6 تانک آنها نيز به آتش کشيده شد.
گردان تکاور پلي را از لوله هاي آهني درست کرده و با آن از روي رود بهمنشير عبور کرد و سربازان دشمن را تا پشت جاده آبادان، بندرامام عقب راندند. اين شکست موجب تضعيف روحيه سربازان دشمن شد و فرماندهان ارتش اسلام وقتي که ديدند ارتش عراق در شرايط نامساعدي قرار دارد تصميم گرفتند تا بلافاصله طراحي عمليات هاي بعدي را انجام دهند. به همين ترتيب عمليات هاي ثامن الائمه، فتح المبين و بيت المقدس به دنبال هم طراحي و با موفقيت اجرا شدند که در نهايت به آزادسازي خرمشهر منتهي گرديد.
نيروي دريايي در عمليات بيت المقدس حضوري فعال داشت به اين صورت که دو گردان تکاور، سه گردان تفنگدار، سه گردان قايقران با 300 قايق براي انتقال نيروها از رود کرخه و کارون و يک واحد غواص براي کمک به هنگام انتقال مجروحين از رودخانه، از نيروي دريايي در اين عمليات شرکت داشتند. در عمليات بيت المقدس زماني که ساير نيروها از شمال و شمال شرق به خرمشهر نزديک مي شدند تکاوران نيروي دريايي ضلع غربي رود کارون را در اختيار خود داشتند.
در روز سوم خرداد زماني که ساير نيروها از سمت شمال وارد خرمشهر شدند دو گردان از تکاوران نيروي دريايي از ضلع شرقي رود کارون يعني از همان جايي که در چهار آبان 59 عقب نشسته بودند، وارد خرمشهر شدند. درحدود ساعت 12 روز سوم خرداد 61 در ميدان راه آهن خرمشهر نيروها به يکديگر رسيده و کار الحاق انجام شد و نيروهاي عراقي عده اي عقب نشيني کرده و بيش از دوهزار نفر از آنها نيز به اسارت ما درآمدند.


















