یاجوج و ماجوج چه کسانی بودند ؟

اهل بيت/ اصلي ترين منبع اطلاعات در مورد يأجوج و مأجوج قرآن است و در کتب عهد عتيق نيز به اين قوم اشاره اي شده است. مفسران و تاريخ دانان با استفاده از اين دو منبع و بررسي شواهد تاريخي به حدس هايي در مورد اين قوم يا اقوام رسيده اند
سد سازي توسط ذوالقرنين
قرآن در دو جا از يأجوج و مأجوج ياد مي کند و مي فرمايد: "ذو القرنين به ميان دو کوه رسيد و در آنجا قومي را يافت که هيچ سخني را نمي فهميدند گفتند اي ذو القرنين يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مي کنند آيا ممکن است ما هزينه اي براي تو قرار دهيم که ميان ما و آنها سدي ايجاد کني..." بعد از اين که قرآن چگونگي ساخت اين سد را شرح مي دهد در ادامه مي فرمايد: "[پس] آنها (طايفه يأجوج و مأجوج) قادر نبودند از آن بالا روند و نمي توانستند نقبي [سوراخي] در آن ايجاد کنند".{1}سوره کهف، 93- 97
از اين آيات استفاده مي شود که يأجوج و مأجوج گروهي ظالم بودند که با تأسيس سدي که ذوالقرنين آن را بين دو کوه نصب کرد، ظلم آنان پايان يافت.
باز گشت ياجوج و ماجوج در آخر الزمان
قرآن در آيه ديگري مي فرمايد: "تا آن زمان که يأجوج و مأجوج گشوده شوند و آنها از هر محل مرتفعي به سرعت عبور کنند و وعده حق[قيامت] نزديک مي شود..."[2] سوره انبياء، 96-97.. اين آيه پيش بينى کرده است که در آخرالزمان، ياجوج و ماجوج دوباره از کوهها سرازير شوند. آنچه از قرآن در مورد اين قوم فهميده مي شود به همين دو آيه محدود است.
اما در کتابهاي عهد عتيق نيز در اين مورد مطالبي وجود دارد؛ در سِفر تکوين و کتاب حَزقيّال و در رؤياي يوحنّا مطالبي آمده است که دلالت دارد بر آنکه (مأجوج) يا (جوج و مأجوج) امّت يا امّتهائي بودهاند که در شمال آسيا در اراضي آباد، ساکن بوده و به جنگ و فتنه و غارت اشتغال داشتهاند[3].غير از آيات قطعي قرآن و متن تورات که از اين قوم ياد کرده است مطالب ديگري که تاريخدانان و مفسرين بيان کرده اند همه از شواهد تاريخي به دست آمده و مستند به سند قطعي نيست.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي فرمايد: "مفسران و مورخان در بحث پيرامون اين داستان دقت و کنکاش زيادي کرده اند و سخن در اطراف آن به تمام گفته اند و بيشترشان بر آنند که يأجوج و مأجوج امّتي بسيار بزرگ بوده اند که در شمال آسيا زندگي مي کرده اند".[4]
بعضي نيز گفتهاند: يأجوج و مأجوج امّتي هستند که در جزء شمالي از آسيا ساکن بودهاند، و شهرهاي آنان از تبّت و چين تا اقيانوس منجمد شمالي ادامه داشته و از غرب تا سرزمين ترکستان مي رسيده است و اين قول از «فاکهة الخُلفآء» و «تهذيب الاخلاق» ابن مِسکويه و «رسائل إخوان الصّفا» نقل شده است.[5]
علامه حسيني طهراني در کتاب معاد شناسي خود از تطبيق اصل کلمه يأجوج و مأ جوج با نقل هاي موجود درباره آنها به اين نتيجه رسيده که: (اصل چيني آن دو کلمه، "مُنگوک" يا "مُنچوگ" بوده است و سپس در زبان عبراني و عربي به "يأجوج" و "مأجوج" تبديل شده و در زبان يوناني به "گوک" و "ماگوگ" تبديل شده است و از مشابهت کامل بين ماگوگ و منگوگ ميتوان حکم کرد که اين کلمه از لفظ چيني منگوگ تطور يافته است، همچنانکه "منغول" و "مغول" از تطوّرات آنست. پس يأجوج و مأجوج همان طايفه مغول هستند که از روزگاران قديم در شمال شرقي آسيا سکونت داشته اند و اين امّت بزرگ گاهي بر چين هجوم مي بردند و گاهي از طريق داريال قفقاز به ارمنستان و شمال ايران حمله ميآوردند، و گاهي بعد از بناي سدّ به شمال اروپا حمله ور مي شدند و در نزد آنها به "سِيت" معروفند.
و گروهي از آنها به روم حمله مي بردند و در اين مرتبه دولت رومان ساقط شد و يونانيان آنها را "سِي تِهين" مي گويند و همين نام در کتيبه داريوش در اصطخر فارس ذکر شده است.)[6]
آيا ياجوج و ماجوج هنوز زنده اند ؟
در قرآن با صراحت به هلاکت آنها اشاره اي نشده است بلکه آنچه از قرآن استفاده مي شود اين است که با بسته شدن سد، مسير غارت گري آنها بسته شد. اما اينکه هم اکنون زنده باشند، از آيات و روايات استفاده نمىشود، بلکه بنا بر قرائت ابن عباس از آيه سوره انبياء به خوبى استفاده مي شود که آنان مرده اند. زيرا ابن عباس، کلمه (حَدَبٍ) را که به معنى مکان مرتفع مي باشد (جدث) قرائت کرده، که به معنى قبر است. در اين صورت معني آيه چنين مي شود: تا اينکه قوم يأجوج و مأجوج به سرعت از قبرهاشان خارج شوند[7]. در بعضي روايات نيز در تفسير اين آيه گفته است که در آخر الزمان يأجوج و مأ جوج دوباره به دنيا وارد مي شوند[8] که اين خود نشان مي دهد که اکنون در دنيا نيستند و در آينده باز خواهند گشت.
اما هجوم دوباره آنها نيز مورد اختلاف دانشمندان است. جمعى از محققان، خبر قرآن کريم را که فرموده: در آخر الزمان يأجوج و مأ جوج خروج مىکنند و در زمين فساد مىکنند، بر هجوم تاتار (مغول) در نيمه اول قرن هفتم هجرى بر مغرب آسيا تطبيق کردهاند، زيرا آنان در آن زمان خروج نموده در خون ريزى و ويرانگرى، از بين بردن آبادي ها و قتل عام مردم، خراب کردن شهرها و غارت اموال جناياتي کردند که تاريخ بشريت نظير آن را سراغ ندارد. آنان چين و ترکستان و ايران و عراق و شام و قفقاز را تا آسياى صغير تاختند و هر شهر و ديارى که در مقابل ايشان مقاومت کرد، ويران نمودند و اهالى آن را از دم تيغ گذراندند[9].
در مقابل اين دسته از محققان مي توان گفت که اگر يأجوج و مأجوج بعد از بسته شدن سد و در زمانهاي بسيار گذشته مرده باشند و در آينده دو باره به دنيا باز گردند نمي توان آنها همان مغولان دانست چون خروج از قبر در مورد آنها صادق نيست.
در نهايت بايد گفت تمام آنچه در باره آنها گفته شده احتمالاتي است که نمي توان به آنها يقين پيدا کرد و بايد به همان قطعياتي که قرآن از آنها به وضوح سخن گفته اکتفا نمود.
منابع :
.[1] کهف، 93- 97، ترجمه، مکارم شيرازي، ناصر.
.[2] انبياء، 96-97.
.[3] حسيني طهراني سيد مخمد حسين، معاد شناسي، ج 4، ص 85، سايت موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلامي.
.[4] طباطبائي،سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه، موسوي همداني، سيد محمد باقر، ج 13، ص 542، دفتر انتشارات اسلامي، 1374.
.[5] حسيني طهراني، سيد مخمد حسين، معاد شناسي، ج 4، ص86.
.[6] حسيني طهراني، سيد مخمد حسين، معاد شناسي، ج 4، ص87.
[7] .ر.ک به: نجفي خميني، محمد جواد، تفسير آسان، ج12، ص: 366، انتشارات اسلاميه،1398 ق
[8] . مجلسي ، بحار الانوار ، ج 12 ، ص179، الوفاء ، 1404 ه.ق
[9] . طباطبائي،سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه، موسوي همداني، سيد محمد باقر، ج 13، ص 542.


















