وجوه شباهت امام به کعبه در کلام حضرت زهرا(س)

شبستان/ حجت الاسلام حسن زاده با بيان اينکه به گفته تاريخ پس از رحلت پيامبر(ص) اينطور نبود که همه از اميرالمومنين علي(ع) غافل شده باشند، اظهار کرد: با فاطمه سلام الله عليها راه و حقيقت را پيدا کردند. در دل شب آنگاه که مردمان، مردم غافل از فاطمه عليهاالسلام خفته بودند، هفت تن در جوار پيکر فاطمه عليهاالسلام بودند و نگاهشان به گامهاي علي عليهالسلام ، بعدها نيز همان ها مزار فاطمه عليهاالسلام را ميشناختند.
امروز هم، همه امامشان را گم نکردهاند. با فاطميه در سجادههاي نيمه شبها، در هياهوي روزها، آنگاه که مسلمين، مسلمين غافل از امام، در بيابانهاي حيرت و گمراهي، در بيخبري و غفلت سرگردانند، هستند کساني که از امامشان دور نيستند. آنان که از فاطميه غافل نيستند با فاطمه عليهاالسلام بوده و اينان کساني اند که با امامشاناند، اگر چه در روزگار ظهور نباشند، روزگارشان را به حضور ميگذرانند.
براي ظهور بايد به حس حضور برسيم
اگر مشتاق ديدار مهدي فاطمه (ع) هستيم، اگر ظهور مي خواهيم بايد به احساس حضور برسيم و امام زمان ارواحنافداه را حاضر ببينيم، با نام فاطمه زهرا سلام الله عليها ذکر بگوئيم و به محبتش از گناه دوري و براي خشنوديش انفاق کنيم.
پيام فاطميه بازگشت به خيمه حجت خدا است
نامردمان حضرت علي عليهالسلام را تنها گذاشتند. علي(ع) ماند و فاطمه(س). گفتند: حق با شما است، برويد و بجنگيد که اگر پيروز شديد به شما خواهيم پيوست!. علي عليهالسلام فرمود: خدايا! مرا از اينان بگير. فاطمه عليهاالسلام فرمود: خدايا! وفاتم را برسان و اين چنين شد که آرامش و اتحاد بر آنان حرام شد، در زمين سرگردان شدند. وادي غيبت آغاز شد و همچنان بشريت حيران و سرگردانند! تنها راه نجات بشريت از اين حيرت و سرگرداني لبيک به پيام فاطميه و بازگشت به سمت خيميه حجت خدا است.
خطبه فدکيه معجزه حضرت زهرا(س) است
وي درباره رزق عظيم فاطميه براي منتظران امام زمان(عج)، ابراز کرد: حديث کساء، که پيامبر رحمت (ص) شديدترين قسم ها را فرمودند که هر حاجتمندي اين حديث را بخواند حاجتش برآورده مي شود، حديثي به ظاهر مختصر اما اصول اعتقادي شيعه است. خطبه فدکيه معجزه نيز حضرت فاطمه (س) است، امام صادق(ع) مي فرمايد: ما اهل بيت(ع)، کودکانمان را امر به حفظ خطبه مادر مي کنيم.
وي با بيان اينکه اضطرار به امام در همه رفتار حضرت زهرا(س) نمايان بود، گفت: ما متأسفانه ما، زندگي خود را بدون امام پيش ميبريم و حتي برخي افراد ميگويند که چه نيازي به امام دارند در حالي که اولين مسأله، معرفت به امام و فهم واقعي نقش و جايگاه امامت است. فرياد حضرت زهرا (سلاماللهعليها) اين است که امام زمان خود را بشناس و دست خود را از دست ولي زمان خارج نکن تا به گرفتاري و بدبختي دچار نشوي.
وجوه شباهت امام به کعبه
وي درباره وجوه شباهت امام به کعبه در بيان حضرت زهرا(س)، ابراز کرد: شرافت و فضيلت کعبه ذاتي است اگر مردم به کعبه کافر شوند و آن را خانه خدا ندانند از شرافت کعبه کاسته نميشود بلکه آنها ضرر ميکنند که خود را از شرافت و فضيلت کعبه محروم کردند و نتوانستند از نورانيت کعبه خود را نوراني کنند، امام نيز در اين زمينه به منزله کعبه است که شرف و فضل ذاتي دارد هر کس که در دفاع از او کوتاهي کند خودش ضرر کرده و خود را از فيض، برکات و نورانيت امام محروم کرده است.
کعبه منصوب خدا است «جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ» (مائده، آيه ۹۷) با آمدن مردم به مکه و طواف کردن آنها کعبه، کعبه نميشود و با نيامدن آنان به مکه و طواف نکردشان نيز کعبه از کعبه بودن خارج نميشود، امام نيز مجعول و منصوب خدا است «إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» (بقره، آيه ۱۲۴) اگر همه مردم رو به امام بياورند و به او رأي دهند او امام نخواهد شد چون او امام بوده است و اگر پشت به او کنند و رأي ندهند يا از رأي خود بر گردند از امام بودن عزل نميشود چون مقام امامت را مردم به امام نداده بودند تا بخواهند از او بگيرند.
کعبه را خداوند نصب کرده است تا علم و محور وحدت همه مسلمين باشد و با آمدن مسلمين از دورترين نقطه جهان به مکه و قرار گرفتن زير اين بيرق قدرت و برادري آنها به نمايش گذاشته شود، امام نيز منصوب خدا قرار گرفته تا محور همه مسلمين باشد تا کسي از اسلام منحرف نشود از اين رو رسول خدا(صلي الله عليه وآله ) فرمودند: «فانما مثلک في الامه مثل الکعبه نصبها الله علما وانما تؤتي من کل فج عميق ونأي سحيق و لاتاتي و انما انت علم الهدي و نورالدين و هو نورالله» (بحارالانوار، ج ۲۳,، ص ۴۸۳،احتجاج طبرسي ،ج ا، ص ۴۴۶) يعني فقط مَثَل تو در ميان امت، مَثل کعبه است که خداوند به عنوان عَلَم و پرچم، آن را نصب و معين کرد و از هر درّه عميق و ناحيه دور دستي به سوي او ميشتابند و او به سوي آنها نميرود و تو (اي علي !) پرچم هدايتي، نور و روشنايي ديني و آن نور خدا هستي...
رابطه و نسبت مردم با کعبه و نسبت کعبه با مردم نسبت فقير و غني است. کعبه در اوج بينيازي است، ولي مردم در اوج فقر و نياز و محتاج به معنويت کعبه هستند پس کعبه به سوي مردم نميرود ولي اين مردم هستند که به سمت کعبه ميروند. امام نيز همين گونه است که در اوج بينيازي است چراکه مقام امامت را از مردم نميگيرد تا به سمت مردم برود و آنها را متوجه خودش کند. اين مردم هستند که سخت محتاج به دستگيري امام هستند از همين رو است حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در پاسخ محمد بن وليد که پرسيد چرا اينگونه فداکاري ميکنيد؟ مي فرمايند: پدرم فرمودند: «مثل الامام مثل الکعبه توتي ولاتاتي: بحار،ج۳۶،ص ۳۵۸».
ارزش مناسک حج به ارتباط با ولايت و امام است
همان گونه که نظر و نگاه به کعبه عبادت و رفتن به حج و کعبه فريضه است امام در بين امت نيز همين گونه است نگاه به وي عبادت، نصرت رساندن و بيعت با امام(ع) فريضه است: «مثل علي في هذه الامه کمثل الکعبه المستوره النظر اليها عباده والحج اليها فريضه» (بحار ،ج۳۸،ص۱۹۹) اکثر مسلمانان در تمام عمر کعبه را نديده اند، ولي به سوي کعبه سجده مي کنند و هرگز نمي گويند تا کعبه را نبينيم سجده نخواهيم کرد و شرط سجده به سوي کعبه ديدن کعبه نيست...
چه بسا افرادي که تمام عمر در کنار کعبه زندگي کرده و حتي يکبار به کعبه توجه نکرده باشند و چه بسا فرادي که هرگز کعبه را نديده اند و در تمام نمازها و ساعت ها به سمت کعبه در سجده اند... شرط اطاعت و فرمانبرداري از امام نيز ديدن ظاهري نيست؛ بوده اند افرادي که تمام عمر در کنار امام زندگي کرده اند ولي هرگز ايمان نياورده و توجه نکرده اند و اويس هايي که هرگز به ظاهر امامشان را نديده اند و لحظه اي از امامشان غافل نبوده اند...
بي شک، کعبه و حرمتش، زمزم و شرافتش، صفا و مروه و صفايش، قربانگاه و تقواي قرباني اش، رمي جمرات و طرد شيطانش، عرفات و نيايش خالصانه اش، و سرزمين حرم با تمام برکاتش، در پرتو ولايت و امامتِ اهل بيت است. اگر کعبه به همه اين شرافت ها مزيّن است، روح عمل و مناسکش ولايت و امامت و شناخت امام و خضوع در برابر امام است. چنانکه امام صادق (ع ) در اين زمينه ميفرمايد: «إِذَا حَجَّ أَحَدُکُمْ فَلْيَخْتِمْ حَجَّهُ بِزِيَارَتِنَا لِأَنَّ ذَلِکَ مِنْ تَمَامِ الْحَج؛ هر گاه از شما کسى به حجّ مي رود و مناسک خود را به جاى مىآورد به مدينه آيد، و ما اهل بيت(ع) را زيارت کند، زيرا اين کار از تماميّت حجّ است؛ يعنى جزء آخر حجّ و مناسک آن است.» و نيز از امام باقر(ع) است که فرمودند: «تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَام، تمام بودن حجّ به زيارت امام است.»


















