logo

داستانک/ شکارچی ناشی در جنگل

منبع
بروزرسانی
داستانک/ شکارچی ناشی در جنگل

کارگر آنلاين/ روزي شکارچي از جنگل رد مي شد، شير درنده اي را ديد که براي شغالي خط و نشان مي کشد. شغال به لانه اش رفت ولي شير همچنان به نعره هايش ادامه داد و شغال را به مبارزه دعوت کرد. شکارچي مشغول تماشاي آنان بود که کلاغي از او پرسيد چه چيز باعث تعجب تو شده است؟
شکارچي گفت: به خط و نشانهاي شير فکر مي کنم ،شغال هم بي توجه به لانه اش رفته بيرون نمي آيد!
کلاغ گفت : شکارچي نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذاي تو را بخورد! مرد ديد روباه غذايش را خورده!
از کلاغ پرسيد روباه غذايم را خورد اما چه چيزي نصيب شير و شغال مي شود؟
کلاغ چنين توضيح داد : روباه گرسنه و ضعيف بود توان حمله نداشت ، غذايت را خورد و قوت گرفت، شيرهم بدنش خسته و کوفته بود خودش را گرم کرد تا براي حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نيرويي تازه کند تا وقتي نزديک تر رفتي هرسه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
شکارچي پرسيد: از اطلاعاتي که به من دادي چه چيزي عايد تو مي شود؟

کلاغ گفت: آنها کيسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم.

نتيجه حکايت
ممکن است افرادي با رفتار نمايشي شما را سرگرم خود سازند تا در زمان مناسب ضربه اي به شما وارد کنند! پس بهتر است با هوشياري در مقابل رفتارهاي نمايشي بعضي از آنها فريب نخوريم.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره
اخبار بیشتر درباره