برگی از تاریخ/ امیرالمؤمنین با چه نیرویی خیبر را فتح کرد
مشرق
بروزرسانی
مشرق/ در روايات آمده که درب خيبر از جنس سنگ سخت و اندازه آن چهار ذراع در پنج وجب و به ضخامت چهار انگشت بود که اميرالمؤمنين(ع) آن را با دست چپ کنده و سپر قرار داد و در پايان آن را چهل ذراع به پشت سر خود پرتاب کرد.
24 رجب سال هفتم هجري شاهد رويدادي عظيم در غزوات پيامبر خاتم(ص) بود که تاريخ تاکنون نظير آن را سراغ ندارد، فتح قلعه خيبر توسط امام اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) شايد در وهله نخست واقعهاي بزرگ دانسته نشود، اما بازخواني وقايع اين غزوه و نوع استحکامات قلعه خيبر و ترفندهاي يهوديان براي جلوگيري از شکستشان زواياي ديگري را پيش روي ما قرار ميدهد.
و اما جنگ خيبر که ميان مسلمانان و يهود اتفاق افتاد، در آن دوره يهوديان منطقه خيبر هشت قلعه داشتند که بسيار مستحکم و داراي امکانات زيادي بود، به طوري که اگر دو سال هم در اين قلعهها بسته ميشد، هيچ کس تشنه و گرسنه نميماند، در مدتي که حکومت نوپاي اسلامي در مدينه شکل گرفته بود، يهوديها عليه مسلمانان توطئه ميکردند، از جمله در جنگ احزاب با وجود اينکه با پيامبر(ص) قرار گذاشته بودند که هيچ کدام عليه طرف ديگر کارشکني نکنند و همديگر را در مقابل دشمن کمک کنند، خلف وعده کردند.
*روز فتح خيبر ژرچم سپاه اسلام بر دست چه کسي بود
پيامبر(ص) در نهايت تصميم گرفتند با آنها مبارزه کنند، به همين منظور مسلمانان اطراف قلعهها را گرفتند، امّا هر چه تلاش کردند نتوانستند قلعهها را فتح کنند. روزهاي اول و دوم سپاه اسلام به سرکردگي خليفه اول و دوم براي فتح قلعه خيبر اقدام کردند، اما موفق نشد تا پيامبر(ص) فرمودند: «لَأُعْطِينَّ الرَّايةَ غَداً رَجُلًا يحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ لَا يرْجِعُ حَتَّى يفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يدَيه»، فردا پرچم را به دست کسي ميسپارم که خدا و پيامبرش را دوست ميدارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست ميدارند، باز نميگردد مگر آن که خداوند به دست او پيروزمان خواهد کرد.
با اين وجود کسي احتمال نميداد منظور پيامبر(ص)، اميرالمؤمنين(ع) باشد، چون ايشان در آن ايام مبتلا به چشم درد شديدي شده بودند و اصلاً نميتوانستند حرکت کنند، صبح روز بعد پيامبر(ص) سراغ امام علي(ع) را گرفتند و فرمودند: او را بياوريد، سپس آب دهان مبارکشان را به چشمهاي امام(ع) ماليدند و درد چشمهاي حضرت از بين رفت و پرچم سپاه را به دستان مبارکش دادند و فرمودند: اگر خداوند يک نفر را به دست تو هدايت کند، از دنيا و تمام آنچه در آن است، براي تو بهتر است.
*قدرت بدني امام علي(ع) به روايت شيعه و اهل سنت/ اندازه درب خيبر
حجتالاسلام حسنلو با اشاره به نقل ابن عبدالبر در «الاستيعاب» در مورد قدرت بدني امام علي(ع) بيان ميکند: در ليلة المبيت(شبي که امام علي(ع) به جاي پيامبر(ص) در بستر خوابيد)، وقتي مهاجمان وارد ميشوند، خالد بن وليد از همه جلوتر بود، به حضرت هجوم ميبرد، اميرالمؤمنين(ع) دستش را ميگيرد آنچنان فشار ميدهد که مثل شتر بلند ميشد و پاهايش را محکم به زمين ميکوبيد، شمشير از دستش افتاد با اينکه مولا فقط دستش را گرفته و فشار ميدهد، اين در حالي بود که خالد بن وليد هم خيلي شجاع بوده است و اين چنين در برابر حضرت(ع) کم ميآورد.
شيخ مفيد در «ارشاد» صفحه 59 به زبان اميرالمؤمنين(ع) نقل ميکند: «من درب خيبر را کنده به جاي سپر به کار بردم و پس از پايان نبرد آن را مانند پل بر روي خندقي که يهودان کنده بودند، قرار دادم، سپس آن را ميان خندق پرتاب کردم، مردي پرسيد: آيا سنگيني آن را احساس کردي، فرمود: به همان اندازه از سنگيني که از سپر خود احساس ميکردم».
اما قوت و نيروي بدني امام علي(ع) به پايهاي است که ضربالمثل شده است، ابنقتيبه در کتاب «المعارف» خود درباره قدرت بدني امام علي(ع) ميگويد: «او با هيچ کس کشتي نگرفت، مگر آنکه او را به خاک افکند و اوست که در قلعه خيبر را از جا کند در صورتي که گروهي از مردم جمع شدند تا آن را برکنند نتوانستند و اوست که بت هبل را که از سنگي بزرگ تراشيده بودند از بالاي کعبه کند و بر زمين افکند و اوست که در ايام خلافت خود صخره بزرگي را که روي چشمهاي قرار داشت و سپاهيان حضرتش نتوانستند آن را بردارند از جاي برکند و آب از زير آن بيرون جست.
وي درباره اندازه درب خيبر با توضيح اينکه هر ذراع تقريباً نيم متر است، ادامه ميدهد: درب خيبر از جنس سنگ سخت و اندازه آن چهار ذراع در پنج وجب و به ضخامت چهار انگشت بود که حضرت(ع) آن را با دست چپ کنده و سپر قرار داده بود و در پايان آن را چهل ذراع به پشت سر خود پرتاب کرد، اين در، آن قدر سنگين بود که پس از پايان جنگ هفت ـ هشت مرد جنگي و حتي چند برابر آن سعي کردند آن را از اين رو به آن رو کنند، ولي موفق نشدند، البته اين در قلعه يکي از مستحکمترين درهاي قلعه بوده که يهوديان سلاح، اجناس گران قيمت و مواد غذاييشان را در آنجا قرار ميدادند.
*امام علي(ع) بدون اينکه روي خود را برگرداند، درب خيبر را 20 متر به عقب پرتاب ميکند
حجتالاسلام شفيعي شاهرودي نيز در ادامه با اشاره به روايت غزوه خيبر در جلد 21 بحارالانوار ابراز ميدارد: شيخ صدوق در کتاب «امالي» نقل ميکند: چون علي(ع) به دژ قموص نزديک شد، يهوديانِ دشمن خدا پيش آمدند و تير و سنگ به او پرتاب کردند، علي(ع) به آنان يورش برد تا آنکه به در، نزديک شد. پس پايش را خم کرد و سپس خشمگينانه به کنار کنده در نشست و آن را از جا کند و به چهل ذراع(حدود 20متر) پشت سرش پرتاب کرد، بعد از آن چهل مرد کوشيدند آن را حرکت دهند، نتوانستند، پس ماجرا به پيامبر(ص) اطلاع دادند و حضرت(ص) فرمود: «سوگند به کسي که جانم در دست اوست، چهل فرشته، او را در اين کار ياري کردند».
وي با اشاره به اينکه امام علي(ع) هنگامي که رو به در خيبر بود و بدون اينکه به عقب برگردد، در را 20متر به عقب پرتاب کرد، ميافزايد: در خطبه يوم الشوري (انتخاب خليفه در شواري شش نفره به دستور خليفه دوم) اميرالمؤمنين(ع) وقتي اتفاق نظر جمع بر بيعت با عثمان را ديدند، برخاستند و دلايل و برهانها را براي آنها اينگونه بيان کد و فرمود: شما را به خداوند سوگند! آيا در ميانتان جز من کسي هست که رسول خدا(ص) به چشمانش دست ماليده، در جنگ خيبر پرچم را به او داده باشد و (به برکت رسول خدا) ديگر نه گرما را حس کند و نه سرما را؟ گفتند: خير.
*امام علي(ع) قوه الهي را عامل از جا کندن در قلعه خيبر ميداند/ دو خوشحالي پيامبر(ص) در يک روز
مؤلف سلسله موضوعات الغدير (32 جلد) درباره اينکه حضرت علي(ع) چگونه توانست در خيبر را از جا بکند، به نقل از امالي شيخ صدوق ميگويد: امام علي(ع) قدرت الهي را عامل اصلي اين پديده ميداند و ميفرمايد: «ما قلعتها بقوّة بشريّة ولکن قلعتها بقوّة الهيّة و نفس بلقاء ربّها مطمئنّة»، من هرگز آن در را با نيروي بشري از جاي نکندم، بلکه در پرتو نيروي خدادادي و با ايماني راسخ به روز باز پسين اين کار را انجام دادم.
وي کشته شدن مرحب يهودي و ناکام ماندن خليفه اول و دوم در فتح قلعه خيبر و بازگشت جعفر طيار را از ديگر رويدادهاي اين واقعه بر ميشمرد و بيان ميکند: در اين روز جعفر بن ابيطالب(ع) که مدتها در حبشه سکني داشت، به مدينه باز ميگردد و پيامبر اکرم(ص) در واکنش به اين واقعه ميفرمايد: «بايهما اشد سرورا؟ بقدومک يا جعفر ام بفتح الله علي اخيک خيبر»؛ نميدانم به کدام بيشتر خوشحال شوم، از اينکه پس از ساليان دراز موفق به ملاقات شما شدم، يا از اينکه خداوند به وسيله برادر تو علي(ع) دژهاي يهود را به روي ما گشود؟، سپس حضرت(ص) خطاب به جعفر(ع) فرمود: «ميخواهم امروز به تو چيزي را هديه کنم» و نماز مخصوصي را که بعدها به نام نماز جعفر طيار معروف شد، به جعفر(ع) تعليم داد.
حجتالاسلام شفيعي شاهرودي در پايان خاطرنشان ميکند: از جا کنده شدن در خيبر علاوه بر عنايت الهي به قابليت فردي امام علي(ع) باز ميگردد، همان گونه که در عالم ازل خداوند متعال کمال عبوديت را بر ائمه معصومين(ع) شرط کرد و آنها هم قبول کردند و خداوند هم ميدانست آنها به عهدشان ميمانند، لذا آنها را مقرب درگاه خويش قرار داد و يکسري کمالات هم به آنها عنايت کرد، بنابراين همه افراد شايستگي دريافت را ندارند، چون قابليت وجودي را دارا نيستند.