نماد آخرین خبر
  1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
دیدنی-خواندنی

روزنامه‌نگاری که با رضاخان درافتاد، به قتل رسید!

منبع
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
روزنامه‌نگاری که با رضاخان درافتاد، به قتل رسید!

باشگاه خبرنگاران/ اسمش «سيدمحمدرضا کردستاني» بود و «ميرزاده عشقي» تخلصش؛ شاعر و روزنامه‌نگار و نويسنده که باشي، تخلصت معروف‌تر است از نامت. عشقي سر پرشوري داشت و عاشق نوگرايي بود و کهنه‌ها را دوست نداشت، حتي شعر نو مي‌گفت و حتي نخستين‌بار شعر «نيما يوشيج» را او در روزنامه‌اش چاپ کرد و شعر نو در ايران شناخته شد.

نام روزنامه‌اش «قرن بيستم» بود و عشقي که تند و تيز بود و سر نترسي داشت در اين روزنامه و در هر روزنامه‌اي که دستش مي‌رسيد به يک نفر مي‌تاخت؛ رضاخان که آن موقع نخست‌وزير بود. آن نوگرايي که عشقي مي‌پسنديد، آن نبود که رضاخان حرفش را مي‌زد و عمل مي‌کرد و عشقي شناخته بود اين مرد را و داستان قدرت در ايران را و مي‌شناخت انگليسي‌ها را و مي‌دانست بي‌دليل پشت کسي در نمي‌آيند و رضاخان را علناً نوکر انگليس معرفي مي‌کرد.

انتقاد از قلدر مشهور زمانه هم بي‌پاسخ نمي‌ماند در دوره يکه‌تازي رضاخان. اين‌طوري بود که عشقي هنوز ۳۰ سالش نشده بود که ترور شد و پيکرش را تهراني‌ها با جمعيتي تشييع کردند که خيلي‌ها گمان کردند و نوشتند ديگر تهران چنين مراسم تشييعي به خود نخواهد ديد. پيکر عشقي بود، همچون پيکر آزاده‌اي و شهيدي و مردي و تهران و ايران آن روز‌ها غمبار بود.

«عشقي» و قرارداد ۱۹۱۹

در زندگي چگونه آدمي بود؟ معروف است که «سعيد نفيسي» با چند جمله بهترين توصيف را از وي ارائه داده است: «بسيار دست و دلباز بود و هرچه عايدش مي‌شد در چند ساعت تمام مي‌کرد و هيچ‌وقت اندوخته فردا را نداشت. دوست بسيار کم داشت و ما دوستان معدود او هرچه کوشيديم سروساماني به کار او بدهيم، خود نگذاشت. ترديدي نيست که مناعت طبع داشت و اين مناعت طبع با بلندپروازي همراه بود و به‌محض اين‌که گشايشي در زندگي او پيدا مي‌شد در اندک مدتي تلف مي‌کرد... خاصيت بارز شاعري که در بعضي از سخن‌سرايان بوده است، در او نيز بود و آن اين بود که با صاحبان قدرت نمي‌جوشيد و گردن‌فرازي مي‌کرد، اما درباره افرادي که به او نزديک بودند، فروتن بود.

از ديگر خصوصيات عشقي اين بود که هيچ وقت زير بار عرف و مقتضيات نمي‌رفت. خشم و نفرتي از اوضاع زمانه داشت و گاهي در اين زمينه بسيار بي‌باک و بي‌پروا بود. مي‌توان گفت مردي افراطي بود در دوستي و دشمني و همچنين در موافقت و مخالفت».

همين آدم وقتي «وثوق‌الدوله» قرارداد ۱۹۱۹ را با بريتانيا بست، رفت در خيابان در کنار مردم معترض و فرياد کشيد و شعر خواند عليه قراردادي که در تاريخ معاصر ايران معادل خيانت کامل و سند تحت‌الحمايگي ايران ارزيابي شده است. حالا بماند که بعد‌ها معلوم شد جناب وثوق‌الدوله نخست‌وزير وقت و چند وزير رسما رشوه گرفته بودند از بريتانيا.

روزنامه‌نگاري که با رضاخان درافتاد، به قتل رسيد

روزنامه «قرن بيستم» به دليل شجاعت عشقي در بيان مطالب، زود ناياب مي‌شد و گويا برخي شماره‌هاي آن هم به‌صورت مخفيانه چاپ و توزيع شد

اگر برايش اتفاقي نيفتد عجيب خواهد بود!

معلوم است عشقي با چنين روحيه‌اي وقتي رضاخان آمد و کودتا کرد و نخست‌وزير شد، ساکت ننشست و عليه جمهوري رضاخاني قيام کرد و در يک شماره روزنامه قرن بيستم به رضاخان تاخت و شماره ۷ تير سال ۱۳۰۳ آخرين شماره شد. شهرباني نسخه‌هاي روزنامه را جمع کرد و خشم رضاخان را هم ملک‌الشعراي بهار چنان روايت مي‌کند: «يکي از رجال فاضل و آزادي‌خواه که به سمت وزارت معرفي شده بود، گفت روز نشر روزنامه قرن بيستم به هيأت وزيران رفتم... کفيل يکي از وزارتخانه‌ها به من گفت اگر اتفاق سويي براي مدير اين روزنامه همين امشب و فردا نيفتد، خيلي عجيب خواهد بود؛ زيرا حضرت اشرف خيلي اوقاتشان تلخ بود».

چند روز بعد ۲ نفر اجيرشده از طرف شهرباني رفتند به خانه عشقي و ترورش کردند و همان شد که خودش مي‌گفت و بر سنگ مزارش در ابن بابويه شهرري هم نوشتند همان را که سروده بود:

خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکي به سر کنم؟

من آن نيم به مرگ طبيعي شوم هلاک
وين کاسه خون به بستر راحت هدر کنم

معشوق «عشقي»‌اي وطن‌اي مهد عشق پاک‌

اي آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم

روزنامه‌نگاري که با رضاخان درافتاد، به قتل رسيد

عکسي از مراسم تشييع پيکر «عشقي» در خيابان لاله‌زار

عشقي نمُرد!

در آن وضعيتي که رضاخان حاکم کرده بود و بعد از ترور آشکار عشقي که پيامي بود از طرف رضاخان به مخالفانش، معلوم بود کسي هم جرأت نداشت براي عشقي ختم بگيرد. در اين ميان فقط يک نفر بود که جرأتش را داشت! «سيد حسن مدرس» پيامي داد به جرايد و دعوت کرد از مردم براي شرکت در مراسم تشييع و فردايش هم در مسجد سپهسالار مراسم ختم گرفت براي عشقي و «علماي بزرگ، فضلا، محصلين، کسبه و ديگران آمدند. بچه‌هاي‌محل عشقي (اطراف شاه‌آباد) و بستگان او و جوانمردان شاه‌آباد طوق و علم را بلند کرده بر اين بيچاره گريستند، بازار‌ها بسته شد، همه مردم به راه افتادند… و او را تا ابن بابويه مشايعت کردند» تا به قول استاد شهريار:

آن نَردباز عشق که جان در نَبَرد باخت
بردي نمي‌کنند حريفان نَرد او

هرگز نميرد آن‌که دلش زنده شد به عشق
عشقي نمرد و مُرد حريف نبرد او

امروز در تاريخ مناسبت‌هاي ديگري هم هست

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره